دست‌خط تو از همه بهتر است​! ...

من همان کسی هستم که زمینت را به او سپردی و او دفترت را سیاه کرد، حالا ماندهام با حجمی از پشیمانی و اندوه! میشود سررسیدم را با دستخط خودت پرکنی؟



***

آدمهای خاص نظم ویژهای توی زندگیشان دارند، بعضیهایشان همیشه یک تکه کاغذ و یک قلم کنارشان دارند تا هرچه را به ذهنشان رسید، روی آن یادداشت کنند و درباره آن سر فرصت فکر کنند!

خدا میداند که چه میزان از اختراعات و اکتشافات و رشد علم بشری از همین کاغذهای کنار دست دانشمندان و آدمهای بزرگ شکل گرفته است.

بعضیهای دیگر همیشه یک دفتر کوچک با خودشان دارند، از همانهایی که توی جیب جا میشود و میان راه و هنگام سفر و داخل اتومبیل هم بهراحتی قابل دسترسی است و میتوان فکرها و اندیشهها را روی آن ثبت کرد.

یک گروه دیگر هستند که برای خودشان اول هر سال یک سررسید میگیرند و هر روز قرارها و اتفاقات و برنامههایشان را توی آن یادداشت میکنند!

اما در این میان فقط بعضیها هستند که برای خودشان مدیر برنامه دارند! مدیر برنامه و رئیس دفترشان توی سررسیدها مینویسند که فلان روز فلان جلسه را دارید. فلان تاریخ آن کار مهم را باید انجام بدهید، سعی کنید در روز بهخصوصی به عیادت یک مریض بروید و...

اینها خیلی بزرگ هستند! و من یکی از همینها را میشناسم!

همان کسی که هزاران سال است یک سررسید هزاران روزه را دست مدیر برنامههایش بر زمین داده و سفارش کرده که: ای آدم زیبا و خوب، بنویس روزهای بعد را... با جنگ و قهر و اخم ننویس! با مهربانی رقم بزن! با محبت باش! بیوفایی نکن!

آهای خداجان عزیزم!

من یکی از مدیر برنامهها و رئیس دفترهای تو روی زمین هستم.

همان کسی که زمینت را به او سپردی و او دفترت را سیاه کرد... همو که هر کجا مهر نوشته بودی، قهر خواند، آن کس که سرنوشتش را به سوی سقوط تحریر کرد...

حالا من ماندهام و حجمی از پشیمانی و اندوه! بگذار من هم حس کنم مهم هستم... احساس کنم برای خودم و خودت کسی شدهام...

میشود خودت سرپرستم بشوی و سررسیدم را با دستخط خودت پر کنی؟

تاریخ انتشار : 1396/03/27
کد : 74173
تعداد بازدید: 1389