چهارشنبه 21 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

چهره سرگرم‌کننده علم/
نگاهی به کتاب«علم در عمل»

علم در نظر اکثر ما چهرهاي جدي و خشک دارد و هرگز فکر نميکنيم ميتوان گاهي با علم خوش گذراند و از آن لذت برد؛ اما جان لينهان معتقد است که اين چهره معرفيشده از علم، واقعي نيست و علم ميتواند بسيار سرگرمکننده باشد و مردم را به هيجان بياورد.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: جان لينهان سال‌ها در نشريه گلاسکو هرالد مطالب سرگرم‌کننده‌اي درباره علم نوشت که مي‌تواند اين ادعايش را ثابت کند. جان فلمينگ هم تصاوير کارتوني براي اين مطالب طراحي مي‌کرده که همه اين مجموعه در کتاب «علم در عمل» گردآوري و منتشر شد. اين کتاب به موضوعات علمي پرداخته که اکثر ما با آن‌ها سروکار داشته‌ايم و با زندگي روزمره ما عجين است. کاربردي بودن مطالب در کنار کوتاه بودن هر مطلب و لحن طنزآلود نويسنده کتاب را جذاب کرده است و مجموعه‌اي خواندي از کار درآمده. «علم در عمل» هشت فصل اصلي دارد و هر فصل به بخش‌هاي کوچکي تقسيم شده و درکل 62 يادداشت در باب علم است. در کشور ما اين کتاب با ترجمه منيژه مدبر از سوي نشر مازيار منتشر شد.

1. چرا چیزها کار می‌کنند؟

در فصل اول لينهان به اين مسئله پرداخته که ابزارهاي معمول زندگي ما بر پايه کدام اصل علمي کار مي‌کنند. مثلا اسکي چطور روي يخ ليز مي‌خورد و دليل اين مسئله چيست؟ او شرح مي‌دهد که اين مسئله به دليل وجود لايه نازک آب روي يخ است و اين اعتقاد که يخ کاملا خشک است، اشتباه است. بيشتر بخش‌هاي اين فصل به اشتباهات کوچک ما در باب مسائل علمي پرداخته است. مثلا در بخش دوم اين فصل درباره اشتباهي صحبت مي‌شود که سال‌هاي طولاني در مدرسه به کودکان درباره برعکس بودن تصوير‌ها در آينه درس داده مي‌شد و مي‌گويد تصوير‌ها در آينه برعکس نيستند، بلکه دقيقا نقطه به نقطه منعکس مي‌شوند و اگر مي‌بينيد که تصوير نوشته‌اي در آينه وارونه شده است، به خاطر اين است که ما کاغذ را وارونه جلوي آينه نگه مي‌داريم و اگر مطلبي روي کاغذ شفاف بنويسم و آن را به صورت معمول جلوي خودمان بگيريم، يعني پشت آن به آينه باشد، آن وقت تصوير درست نوشته را مي‌بينيم. آينه همه چيز را همان‌طور که هست، نشان مي‌دهد.

2. تاریخ

اين فصل به جريانات علمي در بستر زمان مي‌پردازد و نشان مي‌دهد اکتشافات و اختراعات علمي چگونه در طول زمان به دست آمده‌اند و چه جرياناتي بر آن‌ها گذشته است. يادداشت‌هاي اين فصل بنابر اقتضاي موضوعشان طولاني‌تر از فصل قبلي است. براي نمونه در بخش پدران پرواز به تاريخ اختراع هواپيما پرداخته مي‌شود و نويسنده شرح مي‌دهد که اشتباهات مخترعان شکست‌خورده اوليه چه بوده است که نمي‌توانستند روياي پرواز را به حقيقت تبديل کنند. يکي از اين اشتباهات اين بوده که اکثرا تصورشان بر اين بوده که پرنده‌ها به اين دليل مي‌توانند پرواز کنند که براي پريدن بال مي‌زنند، درحالي‌که بال زدن به‌تنهايي باعث پرواز پرنده نمي‌شود. براي اولين بار داوينچي به‌درستي دريافت که نيروي بالابر به اختلاف فشار هواي بالاي بال و زير آن بستگي دارد. اما داوينچي اشتباهش در اين بود که فکر مي‌کرد اين وضع با بال زدن پرنده و فشردن هواي زير بال ايجاد مي‌شود و فشار همين هواست که پرنده را بلند مي‌کند. بااين‌حال درنهايت داوينچي توانست هلي‌کوپتر را طراحي کند. به اعتقاد نويسنده مشکل اصلي اين بود که «مخترعان سده‌هاي مياني و دوران رنسانس فکر و ذکرشان تقليد از پرندگان بود و از امکاناتي که آسياب بادي اشاره به آن داشت و درواقع پيش‌درآمد ملخ هواپيما محسوب مي‌شد، غافل بودند.»

3. علم و جامعه

در اين فصل همان‌طور که از عنوانش پيداست، به ارتباط علم و جامعه پرداخته مي‌شود. در بخش اول با عنوان مقررات عبور و مرور به نقش رياضي‌دانان در کنترل ترافيک اشاره مي‌شود و اين‌که با محاسباتي که رياضي‌دانان انجام داده‌اند، ايست‌هاي يک تا دو دقيقه‌اي پليس در بين راه‌هاي پرتردد باعث مي‌شود از بار ترافيکي تونل‌ها و مراکز پرتردد کم شود. در بخش دوم با عنوان رابطه محيط زيست و بيماري به اين مسئله پرداخته است که بيماري‌هايي مثل طاعون و آبله که در گذشته باعث مرگ‌ومير بسياري مي‌شدند، همه ريشه در محيط زيست داشتند و گذشتگان با اين‌که نمي‌دانستند مثلا موش‌ها و حشرات ناقل بيماري طاعون هستند، اما به صورت حسي تصور مبهمي از اهميت عوامل زيست‌محيطي داشتند. در پايان اين بخش نويسنده از گفته‌هايش اين‌گونه نتيجه مي‌گيرد که علم هميشه با تاخير راه‌حل‌هايي براي انواع بيماري‌هاي کشنده پيدا کرده است، و گاهي حتي منشأ و درمان بيماري را مدت‌ها پس از ناپديد شدن بيماري مثل طاعون پيدا کرده است. به اعتقاد لينهان تاريخ اين بيماري‌ها و دانستن آن نمي‌تواند راه‌حلي براي بيماري‌هاي رايج امروزي مثل سرطان ارائه دهد، ولي «به ما مي‌گويد که پاسخ‌ها از پيش آن‌جايند. لطفا برگرديد و پيدايشان کنيد.» بخش‌هاي ديگر اين فصل «باران راديواکتيو و سلامتي»، «انرژي هسته‌اي در جنگ»، «کري ديسکوتکي- خطري که هرگز وجود نداشت» و «علم و جامعه» است.

4. زمین، خورشید و ستارگان

از عنوان اين فصل چنين برمي‌آيد که يادداشت‌هايي در باب فضا و کهکشان دارد، ولي يادداشت‌هاي اين فصل فراتر از خورشيد نمي‌روند و بيشتر درباره زمين به‌عنوان يک سياره و ارتباطاتش با خورشيد است. براي نمونه بخش اول به مغناطيس زمين و قوانين اين مغناطيس اختصاص داده شده، يا بخش ديگري با عنوان «ساعت آفتابي خيلي بيش از اين حرف‌هاست» به تاريخ ساعت آفتابي و اهميت آن پرداخته است و به صورت دقيق نشان داده است که ساعت آفتابي چگونه و با چه سيستمي کار مي‌کند و درنهايت نتيجه گرفته است: «ساعت آفتابي تنها چيزي غريب و اگر خيلي خوش‌بين باشيم، يک سرگرمي نسبتا غيرمعمول است. بااين‌حال هنوز مي‌تواند درس‌هاي سودمندي در اخترشناسي، البته براي سرگرمي به ما بدهد.»

5. حساب و موضوعاتی از این دست

اين فصل به دنياي رياضيات و حساب اختصاص داده شده و در بخش‌هاي مختلف آن به موضوعاتي همچون زندگي پاسکال و احتمالات، وضع‌کننده علامت ضربدر در رياضيات که يک کشيش مسيحي بوده، طرح معما در عالم رياضيات و بازي با اعداد پرداخته شده است. يکي از بخش‌هاي جالب اين فصل «تلاش براي به دست آوردن اعداد کاملا تصادفي است» است. در ابتداي اين بخش نويسنده ابتدا مسئله جالبي را مطرح مي‌کند و آن بي‌فايده بودن علم رياضيات است. البته تاکيد مي‌کند: «طبعا به درد نخور بودن درجاتي دارد که گاه حتي حاميان گشاده‌دست را هم به مرز ترديد و ناباوري مي‌کشاند.» يکي از اين مباحث به درد نخور به دست آوردن اعداد تصادفي است که بيشتر به يک سرگرمي شباهت دارد. در وهله اول به نظر مي‌رسد ارائه يک ليست بلندبالا از اعداد تصادفي کار راحتي باشد، ولي درواقع اين کار چندان هم راحت نيست. سختي اين کار در اين است که اعداد تصادفي هيچ‌وقت نمي‌توانند کاملا تصادفي به نظر برسند، چون براي مثال به صورت تصادفي ناگهان تعداد ارقام 1 و 2 و 3 بيشتر از اعداد 3 تا 9 مي‌شود، يا سه بار توالي 7777 ديده مي‌شود و اين بيم را براي مخاطب ايجاد مي‌کند که اين اعداد آن‌چنان هم که بايد، تصادفي نيستند.

6. دنیای زندگان

در اين فصل به مباحثي همچون پلاستيک و محيط زيست، رژيم غذايي، سرگذشت خون، انسان و مولکول و... پرداخته شده و چندين بخش جذاب دارد که يکي از آن‌ها بخش «حسي که از آن نمي‌توان گذشت» است. اين بخش درباره حس بويايي است و اين‌که چرا حس بويايي برخي حيوانات مثل سگ از انسان بيشتر است و درکل اهميت حس بويايي در زندگي چقدر است و از حس بويايي چه استفاده‌هايي مي‌شود کرد. در اين بخش هم‌چنين تاريخچه‌اي از چگونگي کشف بوهاي جديد ارائه مي‌شود. نکته جالبي در پايان اين بخش درباره تاثير ويتامين Aبر حس بويايي آمده که بنا بر گفته نويسنده، ويتامين Aمي‌تواند مشکل کساني را که حس بويايي خود را از دست داده‌اند، تا حد زيادي حل کند. در يکي از بخش‌هاي اين فصل با عنوان مواد غذايي طبيعي و مصنوعي درباره اين باور عمومي غيرمنطقي صحبت شده که هر ماده غذايي طبيعي خوب و هر ماده غذايي مصنوعي بد است. لينهان مي‌گويد اکثر مردم فکر مي‌کنند مرغ محلي که آزاد مي‌چرخد و هرچه گيرش مي‌آيد مي‌خورد و ممکن است به انواع ميکروب‌ها آلوده باشد، بهتر از مرغي است که تحت نظر انسان و با غذاي سالم پرورش مي‌يابد. از طرفي مردم فکر مي‌کنند داروهاي مصنوعي و شيميايي همگي بد هستند، درحالي‌که بسياري از اين داروها از گياهان و مواد طبيعي ساخته شده‌اند و مواد تشکيل‌دهنده اين داروها در بسياري از مواد طبيعي خوراکي ما پيدا مي‌شود. نويسنده همه اين‌ها را چنين جمع‌بندي مي‌کند: «مشکل بتوان اين باور عمومي را تاييد کرد که خورد و خوراک‌هاي روزانه معمولي همه بي‌چون‌وچرا خوب‌اند و مواد شيميايي مصنوعي موجود در غذا بد. غذا مخلوطي از مواد شيميايي است و همه آن‌ها لزوما براي ما مفيد نيستند.»

7. آدم‌ها

اين فصل بيشتر داستان‌هاي تاريخي است درباره ماجراها و شخصيت‌هاي مختلف علمي مثل کارل فريدريش گوس رياضي‌دان. درباره اين رياضي‌دان داستان مشهوري وجود دارد که اکثرا شنيده‌ايم: روزي معلم کارلِ 9 ساله، به شاگردانش مي‌گويد اعداد 1 تا 100 را جمع ببندند. کارل به‌سرعت جواب را مي‌گويد. درواقع او خيلي زود مي‌فهمد که 100+1=101 ، 99+2= 101 ، 98+3=101 و ... سپس نتيجه مي‌گيرد 50×101 = 5050 . بخش ديگر اين فصل درباره هنر زهر دادن است. در اين فصل به مرور تاريخ زهر دادن به پادشاهان انگليس پرداخته شده است. درواقع اکثر زهرهايي که به مواد خوراکي اضافه مي‌شد، به‌خاطر بو و طعم خاصشان زود تشخيص داده مي‌شدند و درنهايت باعث لو رفتن زهردهندگان مي‌شد، اما سم سفيد آرسنيک که جابرابن‌حيان، دانشمند ايراني کشف کرده بود، طعم و بويي ندارد و مقدار ناچيزش باعث مرگ سريع انسان مي‌شود. خاندان بورجاها از اين زهر استفاده مي‌کردند. ولي رودريگو بورجا با سم خودش کشته شد، زيرا جام زهرداري که براي مهمانش در نظر گرفته شده بود، با جام خودش جابه‌جا شد. يکي ديگر از بخش‌هاي جالب اين فصل درباره مغز انسان است. در اين فصل درباره فرانتس يوزف گال صحبت مي‌شود. يوزف گال منشأ به وجود آمدن علم جمجمه‌شناسي بود که به معني تحليل خصوصيات شخصي مطابق ريخت جمجمه است. در اين علم هر کدام از خصوصيات رفتاري را عملکرد بخش خاصي از مغز مي‌دانستند و بزرگي آن بخش به معناي برجسته بودن آن خصوصيت اخلاقي در فرد بود. اين علم اکنون بعد از گذشت حدود دو قرن از مرگ گال منسوخ شده است، اما امروزه هم‌چنان متخصصان اعصاب براي عملکردهاي گوناگون مثل بينايي و شنوايي محدوده‌اي از مغز را مشخص مي‌کنند که به زعم نويسنده تاييدکننده درستي بنيان ديدگاه‌هاي گال است.

8. حماقت و غرور

اين فصل درباره راه‌يابي خرافات به علم و باورهاي غلط علمي است که گاهي مدت‌هاي مديد طرفداران سرسخت هم داشته و دارد. عناوين6 بخش اين فصل عبارت‌اند از: «هندسه الهي»، «ستارگان در روز روشن»، «جادوگري علمي»، «درآوردن جادو جنبل از هوا»، «بازده نزولي»، «پيش‌بيني آينده». در «ستارگان در روز روشن» نويسنده به تحليل و نقد يکي از تفکرات پرطرفدار ارسطو در علم نجوم مي‌پردازد. ارسطو معتقد بود از درون چاه عميق معدن مي‌توان در روز روشن ستاره‌هاي آسمان را ديد. خيلي‌ها بعدها اين تفکر را تاييد کردند و ابراز داشتند چاه عميق مي‌تواند مثل تلسکوپ عمل کند، حتي برخي اذعان کردند که خودشان شخصا با اين تجربه ستاره‌ها را در روز روشن ديده‌اند. اما به گفته لينهان درست است که چاه عميق معدن مي‌تواند شبيه لوله يک تلسکوپ باشد، اما هيچ تلسکوپي بدون لنزهاي قوي نمي‌تواند ستاره‌ها را در روز روشن رصد کند، زيرا دليل ناپيدا بودن ستاره‌ها در روز، روشني آسمان است. اين تاريکي آسمان شب است که به ستاره‌ها اجازه مي‌دهد نور خود را به چشم ما برسانند. دانشمنداني به صورت تجربي اين گفته ارسطو را آزمايش کردند و متوجه شدند از ته چاه، آسمان روشن‌تر از حالت عادي به چشم مي‌آيد و هيچ ستاره‌اي به چشم نمي‌آيد. در پايان اين بخش آمده: «اما تخيل قوي‌تر از واقعيت است و اين افسانه نامعقول که برخي استادان سرشناس روايت مردم‌پسند ارسطو آن را تاييد مي‌کنند، صرفا با توضيح علمي از ذهن‌ها زدوده نمي‌شوند.» „


تاریخ انتشار : 1396/03/10
کد : 74103
تعداد بازدید: 945

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601