پنج شنبه 8 اسفند 1398

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

ميوه سياست و ريشه علم

آنقدر كه سياست اين روزها وارد كوچه و بازار شده است، در هيچ دورهاي اين امر سابقه نداشته. از فارابي كه او را موسس فلسفه اسلامي ميدانند تا جامعهشناسان معاصر، هر كدام از سياست به كفايت سخن گفتهاند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان؛ سياست هميشه مهم بوده، چه امروز و چه در روزگاري كه از آن جز خبري در كتابها به ما نرسيده است. تعداد كساني كه از اهميت سياست نوشتهاند، آنقدر زياد است كه تهيه فهرستشان ميتواند به نوشتن يك فرهنگنامه بينجامد. با اين حال آنقدر كه سياست اين روزها وارد كوچه و بازار شده است، در هيچ دورهاي اين امر سابقه نداشته. از فارابي كه او را موسس فلسفه اسلامي ميدانند تا جامعهشناسان معاصر، هر كدام از سياست به كفايت سخن گفتهاند، منتها بحث سياست در كتاب يك چيز است و در مباحثات ژورناليستي و گعدههاي داخل تاكسي يك چيز ديگر.

ما در روزگاري زندگي ميكنيم كه غبار سياست، يا بهتر است بگوييم سياستزدگي، روي همهچيز نشسته است و آدمها سياست را خطكش اندازهگيري همه امور ميدانند. اگر كسي سليقه سياسياش با ما مطابقت داشته باشد، او را بر صدر مينشانيم و قدرش را ميدانيم، در غير اينصورت اگر او را با چوب سياستزدگي نرانيم، در بازي اداره جامعه شريكش هم نميكنيم. يكي از نشانههاي غلبه سياستزدگي، ترجيح منفعت فردي و گروهي و حزبي بر منافع ملي است. كسي كه خودش و سليقه سياسياش را تنها راه نجات كشور ميداند، ديگران را از مشاركت در اداره جامعه پس ميزند، به اين معني كه نتيجه رفتار و گفتارش طرد ديگران و انحصار امكانات نزد خود و دوستانش خواهد بود. حقيقت اين است كه سياست با همه اهميتش هرگز نميتواند صرفا روي پاي خودش بايستد؛ كيست كه نداند ريشه درخت يك جامعه در خاك فرهنگ و علم و انديشه استوار است و از زمين حاصلخيز تفكر و فرهنگ است كه ميوه خوب سياست به بار ميآيد؛ در غير اينصورت ميوهاي روي شاخهها خواهد رسيد كه طعمش كام آدم را تلخ ميكند مع ذلك سياستزدگان به ميوه درخت فكر ميكنند و طبق يك غفلت تاريخي از ريشه و خاك بهراحتي ميگذرند. تنگچشمان نظر به ميوه كنند/ ما تماشاكنان بستانيم.

يكي از كارهاي خوب حكام خردمند در طول تاريخ اين بوده است كه اهل علم را گرامي ميداشتند. آنها يا وزراي خود را از اهل حكمت انتخاب ميكردند يا شرايط براي آسايش و سعادت عالمان مهيا ميكردند. واقعيت اينجاست كه تكريم دانشمند صرفا تكريم يك شخص نيست، بلكه ميتواند به تثبيت جايگاه دانش در جامعه بينجامد. اينكه بعضي از حكام مسابقه داشتند تا متفكران و شاعران و حكيمان را به دربار خويش بياورند، صرفا يك چشم و همچشمي با ديگر قدرتمندان نبوده است، بلكه آنها بهخوبي ميدانستند وجود اهل علم ميتواند به رونق ملك منجر شود. اما اهل سياست اين را خوب نميتوانند درك كنند. سياستزدگي خاصيتي دارد كه گوشها را ميبندد و چشمها را كور ميكند. سياستزده فكر ميكند راه رستگاري در روشهاي اهل سياست است، در صورتي كه اگر بيرون دايره سياست بنشيند، خواهد ديد از روزنه تنگ سياستزدگي جهان بسيار تيره و تار است و اين علما و حكيمان و دانشمندان هستند كه به زندگي مردم رونق ميبخشند و كار جامعه را راه مياندازند. فهم اين نكته كار دشواري است، يعني كسي ميتواند اهميت جايگاه علم و عالمان را تشخيص بدهد كه خود با علم و دانش انس و الفت داشته باشد، وگرنه «ناريان مر ناريان را جاذبند/ نوريان مر نوريان را طالبند».

به اوضاع كشور خودمان ظرف اين سالها اگر نگاه كنيم، ميبينيم در خيلي از مواقع دانشمندان كنار گذاشته شدند و كار كشور به دست غيرمتخصصان افتاده است؛ اگر نگوييم جاهلان. اين در حالي است كه اهل علم خيلي وقتها مهر بر لب زده، خون ميخوردند و خاموش بودند. يادمان نرفته كه تا همين چندي پيش يكي از مشكلات كشور استفاده نكردن از متخصصان بود. نميخواهم از حرفم نتيجه سياسي بگيرم، اما نميتوانم اين را نگويم كه نتيجه بياعتنايي به علم، فقط نااميدي دانشمندان نخواهد بود، بلكه اثرات اجتماعي آن از هر بلايي وحشتناكتر خواهد بود؛ اصلا چه بسا اين غفلت و فراموشي را بايد در زمره يكي از بلاياي روزگار دانست.

يكي از كساني كه در اين چند دهه بعد از انقلاب اسلامي همواره نسبت به اهميت علم سخن گفته و توجه به دانشمندان را به ديگران گوشزد كرده است، مقام معظم رهبري بوده است. ايشان در تمام اين سالها بهدرستي راه نجات كشور را در گرو توسعه علم دانستهاند و به خاطر همين بارها و بارها نهتنها در ستايش علم و علماندوزي سخن گفتهاند، بلكه يكي از مهمترين كارهاي مسئولان را فراهم كردن زمينهها براي توسعه علم ذكر كردهاند. بنابراين بهتر است اين يادداشت را با بخشي از بيانات ايشان به پايان ببريم كه فرمود در خانه اگر كس است، يك حرف بس است: «من انتظارم اين است که ما پنجاه سال ديگر (نميگويم ده سال، پانزده سال ديگر) در دنيا و در سطح عالم، حرف اول علمي را بزنيم؛ يعني مرزهاي علم را ما تعيين کنيم. کار به جايي برسد که زبان ما - که زبان فارسي است - در دنيا زبان علم بشود. اين، آن افقي است که جلوي چشم من است. براي اينکه به اين نقطه برسيم، اولا بايد باور کنيم که اين ميشود. اگر شما که استاديد، آن آقا که دانشجو است و آن شخص سومي که مدير و در رأس تشکيلات است، باور نداشته باشد که اين کار عملي است، بدانيد قطعا نخواهيم رسيد. بايد باور کنيم... اگر ما از عالِم تکريم کرديم، علم تکريم خواهد شد و اگر علم تکريم شد، رشد و رواج و گسترش خواهد يافت و ما براي آينده کشورمان به اين احتياج داريم... خودِ علم ارزش است.

اين ارزش را کساني مي
توانند به ضد ارزش تبديل کنند که از او عليه منافع بشريت استفاده کنند، اما خودِ دانش يک ارزش است. به برکت دانش، معرفت خدا هم آسان ميشود. کساني که داراي علمند، بيشتر ميتوانند حقانيت پيام پيغمبران و حقانيت پيام راستين اسلام را بفهمند. علم را با شهوات، با غرضها و با چيزهايي که در عالم مادي و گرايشهاي مادي وجود دارد، مخلوط نبايد کرد. آني که آنجا بد است، او ضد ارزش حرکت کردنِ آنها و شهواني و نفساني بهرهگيري کردن از علم است، نه خود علم. بنابراين علم يک ارزش است؛ در اين شک نکنيد. هم علوم معرفتي، علوم ارزشي، علوم حقيقي يا اعتباري مثل فلسفه يا فقه يا امثال اينها خيلي باارزش است و هم علومي که وسيله کشف دنياي موجودِ در اختيار بشر و کشف رازهاي آن و توانا شدن بر استفاده بهتر از اين گنجينه عظيم است.»„

منبع: ماهنامه سرآمد

تاریخ انتشار : 1396/02/10
کد : 73905
تعداد بازدید: 804

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601