دوشنبه 19 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

مترجم ادبیات عرب:
زبان فضای مجازی الکن است/ زمان میرا نیست

موسی اسوار؛  مترجم ادبیات عرب می‌گوید: نباید انتظار داشت به محض انتقال علم، واژه هم وضع شود. باید منفعل بود و در تولید علم و دانش فعالتر. زمانی که علمی بومی و از آن خود ما باشد، واژههای آن هم فارسی خواهد بود.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: نام موسی اسوارموسی برای آنهایی که علاقهای به ادبیات عرب در حوزه نظم و نثر دارند، بدون شک آشناست. نویسنده و مترجمی که تاکنون آثار گوناگونی مانند کتاب «ادبیات و تاریخنگاری آن»، «تاریخ نقد ادبی»، «آخر شب» از آثار محمود درویش، «ادبیات مقاومت در فلسطین» از غسان کنفانی و داستان «تا هر وقت که برگردیم» از همین شاعر به هنر او ترجمه شده است. «از سرود باران تا مزامیر گل سرخ» مجموعهای از پیشگامان شعر امروز عرب و کتاب «تا سبز شوم از عشق» از مجموعه اشعار نزار قبانی از دیگر کوششهای او در ترجمه است. اسوار به ویرایش زبان رسانهها اعتقاد دارد. درباره چیستی و چرایی زبان بر این تاکید دارد که زبان وسیله و امکانی برای انتقال پیام و ارتباط است. به عقیده او آسیبهای زبان یعنی آسیب به فرایند انتقال پیام. گفتوگوی سرآمد با اسوار از همین روست؛ بررسی ظرفیتهای زبان فارسی و نگاهی بر آنچه بر این زبان رفته است.

برخی بر این باورند ظرفیت زبان فارسی در گذشته بیش از امروز بود. تواناییهای این زبان به سبب ورود واژگان بیگانه رو به کاهش است. شما زبان فارسی را چگونه میبینید؛ زبانی تولیدکننده واژهها یا مصرفکننده واژگان بیگانه. اصلا این تبادل واژهها بین دو زبان، ضعف به شمار میرود؟

 من این موضوع را به این شکل قبول ندارم. اینکه ظرفیت زبان فارسی ممکن است نسبت به گذشته تغییر کرده باشد، درست و طبیعی است. بااینحال ظرفیت زبان فارسی همچنان زیاد و قابل توجه است. این زبان از نظر امکانات زبانی مانند میانوندها، پسوندها، پیشوندها، ترکیب واژهها و ساخت اصطلاحات زبانی، زبانی برخوردار است و قدرت واژهسازی دارد. البته این زبان میتواند توسعه و غنای بیشتری هم داشته باشد. یکی از اصول متعارف برای توسعه زبان، بهرهمندی از عناصری است که زبانشناسان به آن «عناصر قرضی» میگویند. حضور این عناصر در هر زبان نشانه پویایی آن زبان است. به تعبیری دقیقتر از نظر علم زبانشناسی، زبانی که عناصر قرضی نداشته باشد، محکوم به مرگ است. زبان فارسی از زبانهای مختلف، واژههای مختلفی وام گرفته است. آن را در خود هضم و جزم و مناسب برای کاربرد کاربران خود کرده است. از اینرو فارسی زبانی زنده و پویاست و میرا نیست. حدود 60 درصد واژههای ما را عناصر عربی تشکیل دادهاند. زبان فارسی بهعنوان زبانی توانا، این واژهها را گرفته و جذب و هضم کرده است. واژههای عربی در زبان ما به مرور معانی تازهای به غیر از معنا و کاربرد خود در زبان اصلی، عربی، یافتهاند. اگر همین واژههای تغییر و تاثیریافته را در همان زبان عربی برای مفهوم مورد نظر آن واژه در زبان مبدا به کار ببریم، ممکن است عربزبانها متوجه مفهوم آن نشوند. حتی گاه املا، تلفظ معنا و کاربرد این واژهها هم تغییر کرده است. مثالی میزنم. در زبان و ادب ما، در شعر و نثر واژه ساقی معمولا معنایی عرفانی دارد. مثلا در شعر حافظ. همین واژه اما در عربی از سقایت به معنای آبرسانی دلالت دارد. از اینرو اگر امروز بخواهیم تمام عناصر عربی را از زبان فارسی برای مثال اشعار حافظ، سعدی و... جدا و حذف کنیم، چیزی از آن باقی نمیماند و پیامی منتقل نمیشود.

  

پس شما هم جزو کارشناسانی هستید که مخالف حذف واژههای بیگانه از زبان فارسی هستید و آن را آسیب زبان نمیدانید؟


بله. این از تواناییهای زبان ماست که توانسته کلمههای عربی را بگیرد. ظاهر، تلفظ، املا و معنای آن را تغییر دهد و گویی واژهای نو بسازد با معانی تازه. این از ظرفیتهای زبان فارسی است که میتواند واژههای بیگانه را بپذیرد، مناسب نیاز و کاربرد خود تغییر دهد. در ساختار دایره واژگان فارسی آن را خوش بنشاند و به کار ببرد. اینها از امکانات زبان فارسی بهعنوان زبانی که داد و ستد واژه با دیگر زبانها دارد، به شمار میرود. چرا باید این امکان را حذف کرد و نادیده گرفت؟!

این داد و ستدگری زبانی و پذیرش آن بهعنوان یکی از ویژگیهای زبان و امکانات، در همه زبانها هست یا بیشتر در زبان فارسی است؟

این یک ویژگی متعارف از نظر علم زبانشناسی برای همه زبانهاست. برای مثال زبان فرانسه بسیاری از واژههای مورد نیاز در زمینه رایانه، فضای مجازی و... را از زبان انگلیسی وام گرفته است و کاربران از آن استفاده میکنند و اصلا عیب ندارد و نقص هم به شمار نمیرود. مثالی دیگر، زبان روسی واژههایی در حوزه بعضی فناوریها را از زبان انگلیسی گرفته و جزم کرده است. حتی بسیاری از واژهها از زبان فارسی وارد زبان عربی شده. البته نادیده نباید گرفت که ورود واژگان عرب به زبان فارسی بیشتر بوده است. صرف نظر از این مقایسه حتی میتوان ردپای واژههای فارسی را در زبان عربی دید. واژههایی که کاربرد آنها در قرآن مجید هم از نظر علم زبانشناسی و بررسی بُن واژهها ثابت شده است. این بحث خود مجال مفصل و فرصتی بیشتر میخواهد. بهطور کلی پذیرش واژهها از زبانی به عنوان مبدا به زبان دیگر بهعنوان مقصد هم چنین تغییر واژهها مناسبِ زبان مقصد، ترکیب و واژهسازی آنها خود به تنوع واژهها کمک میکند.

 

به واژهسازی اشاره کردید. به هر ترتیب حفظ و صیانت از کیان زبان و کمتر به کار بردن واژههای بیگانه باید دغدغه ما فارسیزبانها باشد. شاید یکی از نمونههایی که میتوان برای صحبت شما به آن اشاره کرد، این است که همین که برای واژههای بیگانه برابر و معادل در نظر گرفته میشود، مصداق واژهسازی است.

 

بله. واژهسازی در زبان فارسی خوشبختانه میدان و امکان خوبی دارد. متولی این امر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. در فرهنگستانهای قبلی حدود 45 هزار واژه برای شاخههای مختلف علمی وضع شد. برای مثال واژه بسامد برای فرکانس یا رایانه به جای کامپیوتر، شهرداری به جای بلدیه و... پیشنهاد و استفاده شد. امکان واژهسازی در زبان فارسی بسیار گسترده است.

 

چگونه میتوانیم بیش از آنکه واردکننده واژه باشیم، صادرکننده آن به زبان دیگر باشیم؟

 

امکان صادر یا وارد کردن واژهها، بهطور کلی داد و ستد زبانها، ارادی نیست. واژهها در طول تاریخ داد و ستد میشوند؛ از فارسی به ترکی، از ترکی به عربی و... برای مثال در ایران قدیم به بیمار «خسته» میگفتند. این واژه از فارسی به زبان ترکی استانبولی وارد شد و پس از آن به مصر. به همین دلیل میبینیم که در مصر به بیمارستان «خستهخانه» میگفتند. این اتفاقی نیست که با اراده و نظارت من و شما یا دولتها به صورت ارادی انجام شود. خود زبانها به صورت طبیعی چنین داد و ستدی با یکدیگر دارند.

 

یعنی باید از راه تعاملها و تبادلهای فرهنگی دو زبان وارد شد؟

 

زبان وقتی گسترش پیدا میکند که ارتباط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... زبانها با هم بیشتر باشد. برای مثال این ارتباط و تبادلها در مناطق همجوار جغرافیایی یا کشورهایی که ارتباط مستمر و خوب با هم دارند، برقرار میشود.

 

مدتی زبان فارسی در جهان به زبان علم و دانش معروف بود، اما به نظر میرسد اکنون دیگر چنین نیست. کتابهای تخصصی علمی برای مثال در حوزه دانش پزشکی، فیزیک و فناوری اطلاعات در مراجع آموزشی ما معمولا به زبان اصلی یا ترجمههای تحتاللفظی است. از علم و دانش روز عقب ماندهایم، یا زبان فارسی یارای انتقال علوم جدید را آنچنانکه باید ندارد؟

 

نه. علم مدام گسترش دارد و پیشرفتی سریع.  باید متناسب علم، آن هم با این دامنه وسعت، سرعت پیشرفت و تنوع شاخههای گوناگون علم و دانش، واژههای متناسب در کشورهای مبدا وضع شود. سرعت فرایند انتقال دانش بین کشورها معمولا از سرعت واژهسازی در کشور مقصد سریعتر است. فرصت میخواهد تا زبان خودش را با این انتقال دانش سازگار کند و این طبیعی است. این عیب و نقص زبان فارسی نیست. خب، بسیاری از واژههای مثلا حوزه مربوط به رایانه و فناوری اطلاعات با همان واژههای مبدا وارد زبان عربی شده است، پس باید گفت زبان عربی هم عقب است؟ نباید انتظار داشت به محض انتقال علم، واژه هم وضع شود. باید منفعل بود و در تولید علم و دانش فعالتر. زمانی که علمی بومی و از آن خود ما باشد، واژههای آن هم فارسی خواهد بود. حتی همان زمان هم که زبان ما به زبان علم و دانش معروف بود، دانشمندانی به عربی مینوشتند. در این زمان که دامنه گسترش علم وسیعتر شده است، در زبان فارسی باید با وضع واژههای کاربردی و درست خلأ را پر کرد. از سویی در حوزه علم تولیدکننده بود و چهرههای علمی، دانشمندان و نخبگان موفق داشت. زبان فارسی این ظرفیت را دارد. در زبان علم فارسی واژههای معادل مناسبی داریم. برای مثال در فیزیک «کاهنربایی» به جای «الکترومگناتیگ» ساخته شده است. از گفتن همه اینها میخواهم بگویم زبان فارسی امروز بهعنوان زبان علم، درمانده نیست. بااینحال خیلی راه پیش رو داریم. هم باید خلأ علمی را پر کنیم، هم خلأ واژهسازی را.

 

کاربران فضای مجازی در نوشتار و گفتار خود، واژهها را به نوعی دیگر به کار میبرند. این اختیار در تغییر ساختار، تلفظ و املای واژهها آسیب است یا نیاز زبان به تغییر؟

 

آسیب است. دنیای مجازی روز به روز گسترش پیدا میکند. بدون شک استفاده از زبان به این شکل هم در آن بیشتر میشود و این، آسیب را جدیتر میکند. این کم و بیش در همه زبانها صدق میکند و این تغییرات در زبانهای دیگر هم به وجود آمده است. همواره در ادوار مختلف، قشرهای جوان یا اصناف و... سعی میکنند برای مثال زبان صنفی خود مانند زبان «زرگری» را داشته باشند. زبانی که آسیبی به زبان معیار نمیزند. اما این شیوه رایج و معمول در دنیای مجازی با آسیب همراه است. زبان فارسی معیار، حدود و ثغور دارد، اما اگر بخواهیم تصویری از آن داشته باشیم، میتوانیم به زبان اخبار و مطبوعات اشاره کنیم که زبان فضای مجازی نسبت به آن نمرهای کم میگیرد و زبان فارسی در چنین مواردی متوجه خطر است.

 

 آیا تغییر رسمالخط فارسی در فضای مجازی را میتوان نشان از نیاز زبان معیار به تغییرات متناسب با روز دانست؟

از خصلتهای زبان معیار، همراه بودن آن با تحولات زمانی و زبانی است. زبان معیار درجا نمیزند. عقب هم نمیماند. همگام با تحولات هر جامعه است. زبان معیار قشر تحصیلکرده امروز به زبان معیار تاریخ جهانگشای جوینی یا قرن ششم نیست. هر دوره متناسب همان دوره است. مقصود از زبان معیار همان زبان مورد استفاده اهل قلم، ادب، زبانشناسان و... است. واژه باید بهطور طبیعی وارد زبان شود و جا بیفتد. زبان جامعه و اهل قلم قابل دفاع است، اما زبان فضای مجازی آنقدر الکن، شکسته و خارج از قاعده است که نمیتوان این گفته را پذیرفت. زبان هوشمند است و این زبان الکن را بهعنوان زبان معیار نمیپذیرد.

 

بعضی کارشناسان بر این باورند که رسانهها هم در آسیب به زبان، سهیم هستند. شما چطور؟

 

متاسفانه این درست است. این حرف را من چند سال است که میزنم. به علت کمسوادی بعضی برنامهسازان، گویندگان و مجریهای برنامههای گفتاری و نوشتاری آسیب بیشتر است و در رسانههای مکتوب، کمتر. از آنجا که این رسانهها در جامعه حضور دارند و فضای وسیعی را در اختیار دارند و شمار مخاطبانشان هم کم نیست، باید توجه بیشتری داشت. تمام کسانی که در این عرصه هستند، باید خود اهل مطالعه باشند. در رسانههای رسمی کشورهای دیگر برای انتخاب گویندگان، مجریان، تهیهکنندگان و... سنجشهایی انجام میشود. فرد باید به زبان معیار مسلط باشد و مطالعهگر. ما در این زمینه دقت کافی نداریم.

 

در حوزه تالیف و ترجمه کتاب، نویسندگان و مترجمان چه نقشی نسبت به زبان برعهده دارند؟

 

مولف کتاب باید علم و آگاهی داشته باشد. نوشتهاش روشن، ساده و شفاف باشد. واژهها در تالیف یا ترجمه، فرقی نمیکند، چه برای مخاطب خاص چه عام، باید روشن و شفاف باشد. کلمات را در معنای خود به کار ببرد، مگر در شعر و ادبیات. در زبان علمی معیار، تمام واژهها باید در معنای دقیق خود به کار بروند و بار عاطفی نداشته باشند. درگیر صنایع ادبی نشوند. در زبان رسانه هم که ابلاغ پیام اولویت دارد، باید در شفاف، سریع، کوتاه و سادهترین کلمهها پیام منتقل شود. در ترجمه هم مقصود نویسنده اثر را باید با نحو، تغییر و کلمات روشن از مقصد به زبان مبدا منتقل کرد. ترجمه نباید تحتاللفظی باشد. منظور از ترجمه ابلاغ پیام است، نه صرفا برگردان واژهها.

 

متون شعری از نظر زبانشناسی قویتر است یا نثر؟

 

شعر زبان ادبی است و میتواند از صنعت ادبی بهرهمند باشد. زبان شعر زبان عامه نیست. ما میراث غنی در حوزه شعر داریم و البته نثر ما هم غنی است، مانند گلستان سعدی، تاریخ بیهقی و شاهکارهای قرن ششم، همچنین آثار نویسندگان و مترجمان معاصر برجسته.„

 

تاریخ انتشار : 1395/12/21
کد : 73711
تعداد بازدید: 1521

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601