دوشنبه 28 خرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

دانش آموخته رشته مکاترونیک:
دانشجویان با فضای واقعی بازار آشنا نیستند

مصطفی منصوری؛ دانش آموخته رشته مکاترونیک معتقد است: دانشگاه‌ها باید با نیازهای صنعت آشنا شوند و بدانند روی چه پروژه‌هایی کار کنند که نتیجه آن به کار صنعت بیاید.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: مصطفی منصوری آرانی تحصیلاتش را در رشته مهندسی برق در دانشگاه کاشان شروع کرد، اما سال سوم انصراف و تحصیلاتش را در رشته حسابداری ادامه داد. مقطع کارشناسی ارشد را در رشته مکاترونیک تحصیل کرد که دکترای این رشته در حال حاضر در ایران وجود ندارد. او که از همان سال‌های دانشجویی وارد بازار کار شده است، با موانع و سختی‌های این حوزه کاملا آشناست. منصوری وجود برخی قوانین دست‌وپاگیر را ازجمله عوامل زمین خوردن تولیدکنندگان می‌داند. او در جلسه دیدار  نخبگان جوان فردا با مقام معظم رهبری  به این موانع اشاره کرده است. منصوری معتقد است برخی از این مشکلات ورای توان دولت است و نیاز به همراهی و هم‌دلی دولت، مجلس و شورای نگهبان دارد و در این مواقع دستور مقام معظم رهبری راه‌گشا خواهد بود.

از چه زمانی وارد بازار کار شدید؟

از همان دوران دانشجویی وارد بازار کار شدم که این اتفاق به سال 84 برمیگردد. کاری که در آن سالها انجام میدادم، تولید فرش ماشینی بود و بعدها هم به حوزه ساختمان و تولید مصالح وارد شدم. مدتی هم صادرات و واردات لوازم آرایشی انجام میدادم. زمانی در دفتر نماینده شهر کاشان در مجلس شورای اسلامی، برای پارلمان محلی کار میکردم. این یک طرح آزمایشی بود که قرار بود در کاشان به صورت پایلوت انجام شود و بعد قانونی در کل سطح کشور باشد، اما متاسفانه به دلایلی این طرح نیز نیمهتمام ماند. پس از آن به بازار برگشتم و طرح خاصی را در تزیینات سقف و ساختمانها شروع کردم. همچنین در زمینه صادرات فرش و عرقیات و گلاب فعال بودم. بهطور کلی هر فعالیتی که در منطقه کاشان قابل انجام است، انجام دادهام.

طرحی که در دیدار با مقام معظم رهبری درباره آن صحبت کردید، چه بود؟

در مجموع چندین طرح تحقیقاتی داشتهام. یکی از این طرحها بهینهسازی دستگاههای تولید فرش ماشینی است که قابلیت تولید این دستگاهها با کیفیت بالا در کشور وجود دارد، اما نمونههای خارجی آن که بعضا کیفیت لازم را هم ندارند، از کشورهای دیگر با هزینه فراوان وارد میشود. این مسئله بهینهسازی دستگاهها روی صنایع وابسته همچون نساجی نیز اثرگذار است. در بحث ساختمان نیز کار تحقیقاتی داشتهام، اما مهمترین طرحم به پیشینه فعالیت تجاریام برمیگردد. من در این طرح پکیجهایی از تولید تا بازار در نظر گرفتهام که درواقع فرایند اطلاعاتی است که چندین گپ را در این مسیر پر میکند و اتفاقا موضوع صحبتم نیز براساس همین طرح تحقیقاتی بود.

بیشتر درباره این طرح توضیح میدهید؟

ما از مرحله تولید تا بازار چند مشکل داریم. یکی اینکه صنعت نمیتواند از توانایی دانشگاه برای افزایش توان و بهرهوری خود کمک بگیرد، از طرفی هم دانشگاه از نیاز صنعت در بخش تولید بیاطلاع است. دومین مشکل ما در بخش تولید این است که ما براساس ذائقه و سلیقه خود تولید میکنیم و ممکن است این با ذائقه و سلیقه کشورهای خارجی همخونی نداشته باشد و همین امر باعث میشود نتوانیم در زمینه صادرات موفق عمل کنیم. در نتیجه این دو عامل، تولیدکننده هم به لحاظ تکنولوژی و هم از نظر مالی ضعیف میشود و کمکم از دور رقابت خارج میشود.

ما در این پکیج قالبی را مشخص کردیم که با برنامهریزی، بدون آنکه زیرساختهای ویژهای نیاز باشد، هم در بخش خصوصی و هم دولتی، این مشکل حل شود. درواقع برای 25 کشور دنیا که میخواهیم به آنها صادرات انجام دهیم، زیرساختهای لازم فراهم است و فقط ما باید روی این مسئله که چه مدل اطلاعاتی به چه نحوی به دست تولیدکننده برسد، برنامه بریزیم. مثلا در مورد همین شرکتهای دانشبنیان، مهمترین مسئله این است که آنها بدانند در چه حوزهای فعالیت کنند که خاطرجمع باشند محصول نهاییشان در بازار خریدار دارد. از طرفی دانشگاهها باید با نیازهای صنعت آشنا شوند و بدانند روی چه پروژههایی کار کنند که نتیجه آن به کار صنعت بیاید. درواقع سیری که ما در طرحمان پیشبینی کردیم، باعث میشد که اطلاعات درست به دست کسی برسد که به آن نیاز دارد.

صحبتی که در جلسه مقام معظم رهبری داشتیم، مسائلی ورای دولت بود که دستور مستقیم ایشان را میطلبید، چون سازوکاری نیاز داشت که مجلس، دولت و شورای نگهبان با هم هماهنگ شوند.

چه مسائلی؟

مسئله این بود که در حوزه تولید و صنعت، قوانین دستوپاگیری وجود دارد که جلوی تولیدکننده را میگیرد و از انرژیشان میکاهد. یکی از آنها، قوانین مالیاتی است. بخشی از قوانین مالیاتی ما برگرفته از قوانین کشورهای اروپایی و آمریکاست و بخشی را هم خودمان تدوین کردهایم. باید به این نکته توجه داشت که یک سازوکار را نمیشود نصفه و نیمه انجام داد. در کشورهای اروپایی و آمریکایی زیرساختهایی وجود دارد که قوانینشان بر پایه همان زیرساختهاست، درحالیکه ما قوانین را از آنها گرفتهایم، بدون اینکه زیرساخت مشابه را در کشور داشته باشیم.

همین باعث میشود که فشار بر مصرفکننده و تولیدکننده وارد شود. مثل مالیات بر ارزش افزوده. کشورهایی که مالیات بر ارزش افزوده میگیرند، حتی برای کسانی که در کشورشان شغلی ندارند، حقوق ماهانه 2500 دلار در نظر گرفتهاند، ولی در کشور ما این حالت وجود ندارد. در کشور ما اگر کسی شغل نداشته باشد، ما با مالیات بر ارزش افزوده، بار اضافی 10 درصدی روی شانهاش میگذاریم. این شرایط منطقی نیست.

قوانینی از این دست بسیار است که گاه باعث میشود دولت سیکل باطلی را طی کند. در حال حاضر ما در مرحلهای هستیم که قوانین را بهینهسازی میکنیم، بنابراین به دستور مقام معظم رهبری برای این موارد نیاز داشتیم تا قوانین صورت منطقیتری به خود بگیرند.

بهعنوان کسی که سالهاست در بازار کار فعالیت میکند، به جز قوانین دستوپاگیری که اشاره کردید، چه مشکلاتی را در این حوزه میبینید؟

مشکلات بخش تولید و صادرات به یک سازوکار ساده برمیگردد. از یک طرف سرمایه دست افرادی است که تولید را نمیشناسند، از طرفی کار صادرات را هم دست افراد متخصص نمیدهند. درواقع نمیتوانند افراد متخصص را بهراحتی پیدا کنند. چون متاسفانه کسی که در دانشگاه مدیریت بازرگانی خوانده، نمیداند با صنعت باید چطور برخورد کند. آموزشهای آکادمیک ما به هیچ عنوان با محیط واقعی سازگار نیستند. فارغالتحصیلان ما تئوریها را خوب میدانند، ولی در مرحله عملی بیسواد هستند و به درد بازار نمیخورند. اینها باید حداقل پنج سال هم در بازار کار کنند تا لیسانس بازار بگیرند.

مشکل بزرگ دیگر هم این است که ما بدون هیچ دلیل موجهی در حال تولید مدرک هستیم. دانشجویان بهخصوص پسرها برای فرار از خدمت سربازی و به این امید که تا زمان فارغالتحصیلیشان بالاخره قانون تازهای ایجاد شود، زمان دانشجوییشان را طولانی میکنند و بدون آنکه هدفی داشته باشند، ادامه تحصیل میدهند. خب این باعث میشود برای آن فرد هزینه هنگفتی شود، درحالیکه هیچ ارزشی برای بازار کار ندارد. از طرفی سطح توقع آن فرد تحصیلکرده بالا رفته و دیگر نمیتوان بهسادگی برایش شغل ایجاد کرد.

دوباره هزینه اضافی برای کشور ایجاد میشود که شغلهای خاص مرتبط با مدرک این افراد فراهم کند. آن هم برای افرادی که نهتنها انگیزه و اطلاعات برای ورود به بازار کار ندارند، بلکه اندازهشان هم نسبت به نیاز کشور بزرگ است. در همین کاشان ما کسری نیروی کارگری داریم و از این جهت مهاجرپذیر هستیم، اما از آنطرف افراد تحصیلکرده زیادی داریم که کاری برایشان نیست. طوری که یک کارگر اگر صبح از کارگاهی بیرون بزند، بعد از ظهر میتواند جای دیگری استخدام شود و بعضی از کارگرها حتی دو، سه شیفت کار میکنند. ولی متاسفانه درباره افراد تحصیلکرده چنین وضعیتی وجود ندارد و با بحران کار برای آنها مواجه هستیم.„

 

تاریخ انتشار : 1395/12/10
کد : 73659
تعداد بازدید: 473

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601