پنج شنبه 28 شهریور 1398

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

در اهميت روي پاي خود ايستادن/
برنده کسی است که روی داشته‌های خودش حساب کند

در توسعه علمي هيچ‌کس دانش را کادوپيچ شده به ما هديه نخواهد داد، بلکه ما ناچاريم روي پاي خود بايستيم و از درخت معرفت ميوه دانش بچينيم.


پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: قديمي‌ها مي‌گفتند کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. بيچاره‌ها راست مي‌گفتند؛ حکمت اين ضرب‌المثل را ما وقتي به‌خوبي فهميديم که در مسابقه علم و اقتصاد دنيا شرکت کرديم و به وضوح و تجربه دريافتيم هيچ‌کس نه‌تنها دلش براي ما نمي‌سوزد، بلکه اگر از دست بربيايد، جلوي پايمان سنگ هم مي‌اندازد. مسابقه علم و توسعه در جهان جدي است. اگر کسي فکر مي‌کند مي‌تواند بنشيند و پايش را روي پايش بيندازد و در عين حال منتظر آينده‌اي درخشان باشد، سخت راه را اشتباه رفته است و مسير را عوضي گرفته است.

حتي شاعران ما که مي‌گفتند وصالش نه به کوشش دهند، بلافاصله اضافه مي‌کردند: «هر قدر اي دل که تواني بکوش.» داشتم عرض مي‌کردم حکمت آن ضرب‌المثل مشهور را ما وقتي دريافتيم که خودمان را در مسابقه بزرگ جهان سهيم ديديم، منتها به اين نتيجه رسيديم که در اين مسير کسي دست ما را نخواهد گرفت. فهميديم ما اگر طالب موفقيت در مسابقه هستيم، بايد به مقدمات آن مجهز باشيم، وگرنه پاک قافيه را خواهيم باخت. اگر پدران ما در سال‌هاي طلايي و شکوفايي تمدن ايراني اسلامي، در پي علم و دانش مجاهده نمي‌کردند، قطعا نامشان در تاريخ ثبت نمي‌شد و به وصال شاهد مقصود نمي‌رسيدند. سعدي به همين اعتبار مي‌گويد: «کس بار مشاهدت نچيند/ تا تخم مجاهدت نکارد». مشاهده و وصال ميوه درختي است که ريشه در زمين تلاش و مجاهده دارد. در تاريخ همه اقوامي که روي پاي خود نايستادند و دست به استمداد بيگانه داشتند، ديري نپاييد که پشيمان شدند و عاقبت سهل‌انگاري خود را به عينه مشاهده کردند.

من در اين يادداشت دعوت به غرور نمي‌کنم؛ غرور و خودبيني با استغنا و اتکا به توان بالقوه فرق‌هاي زيادي دارد. حرف من اين است که در بازار دانش و اقتصاد کسي عاشق چشم و ابروي ما نيست. رسما مسابقه‌اي در جريان است که اگر کسي کاهلي کند، بازي را به‌سختي واگذار خواهد کرد. يادتان هست تيم فوتبال برزيل با همه اهن و تلپش، با همه منم منم گفتن‌هايش چطور در زمين خودي با فضاحت بازي را به آلمان باخت و در مقابل تماشاگران برزيلي شرمنده و سرافکنده شد؟ همه اقوامي که اهميت مسابقه سرنوشت‌ساز جهان را درک نکنند، گرفتار همين مصيبت خواهند شد و نتيجه اهمال خود را خواهند ديد. ما لااقل در سال‌هاي دفاع مقدس به‌خوبي اين را فهميديم. همين‌طور در سال‌هاي تحريم به تجربه دريافتيم کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من، به همين اعتبار بايد دريافته باشيم که در توسعه علمي هيچ‌کس دانش را کادوپيچ شده به ما هديه نخواهد داد، بلکه ما ناچاريم روي پاي خود بايستيم و از درخت معرفت ميوه دانش بچينيم. حالا اين‌که اين درخت در کدام خاک ريشه مي‌دواند، موضوعي است که در يادداشت‌هاي بعدي بايد به آن بپردازيم.

عجالتا اين يادداشت را درز مي‌گيرم و شما را دعوت مي‌کنم به خواندن قسمتي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره اهميت خودکفايي يا مسئله مهم ايستادن روي پاي خود. ايشان چندي پيش در همين زمينه فرمودند: «براي يک ملت، سم بزرگ عبارت است از وابستگي و پادزهر اين سم، عبارت است از خودآگاهي، استقلال فکري، استقلال علمي، روي پاي خود ايستادن، خود را اداره کردن و خود را محتاج ديگران نديدن. بنابراين اين‌ها بايد اين پادزهر را از دسترس اين ملت دور نگه دارند؛ اين طبيعي است... امروز وقتي مي‌گوييم سياست رژيم پهلوي اين بود که نگذارد استعدادهاي اين ملت رشد پيدا کنند، اين يک شعار نيست؛ اين يک حرف متکي به منطق و استدلال است. سال‌هاي متمادي اين‌طور گذشت. البته قبل از آن‌ها قاجارها هم همين نقش را ايفا کردند؛ منتها ندانسته، از روي حماقت و جهالت و از روي آشنا نبودن با علم؛ احيانا هم رجالي در آن‌ها وابسته بودند. اين دوره گذشته ماست. در طول اين دوره، به ملت ايران ستم شده.

انقلاب اسلامي آمد اين دستگاه را برچيد، منتها اين کافي نيست. موانع برچيده شده، اما برداشتن موانع براي تحقق آن آرزوهاي بزرگ، شرط کافي نيست. تحقق آن آرزوهاي بزرگ چند چيز لازم دارد؛ البته يکي حمايت دستگاه‌هاي حکومتي و دولتي و مسئولان است. همين نکته‌اي که دوستان هم در ميان گذاشتند، بلاشک شرط لازم است؛ همان بخشي است که عرض کردم ما دنبال آن هستيم و با مسئولان هم در ميان مي‌گذاريم که بايد آن را دنبال کنند.

شما ببينيد از ده سال پيش تا الان همين وضعيتي که شما در آن هستيد، چقدر تفاوت کرده. ده سال پيش ما اين پديده‌ها را نداشتيم، اين پيشرفت‌هاي المپيادي را نداشتيم، اين نوآوري‌ها را در محيط‌هاي دانشگاهي و دانشجويي نداشتيم، اما امروز داريم. البته اين روند با تصاعد هندسي پيش مي‌رود؛ همين‌طور خودش را مي‌زايد و توليد مي‌کند. اين روند انشاءالله رو به افزايش خواهد بود و مطمئنا روزي که به اميد خدا شما جوان‌هاي امروز مردان ميانسالي شديد و سررشته‌هاي کار در اين کشور دست شماها قرار گرفت، انشاءالله کار خيلي آسان‌تر و روان‌تر خواهد بود. آن روز ماها نيستيم، ولي شماها کمربسته يک کار عظيم و بزرگ هستيد.

آن روزي را بايد دنبال کنيم که اگر در دنيا دانشمندي خواست يک نظريه علمي را بفهمد، بشناسد، حل کند و با يک اختراع آشنا شود، مجبور شود زبان فارسي را ياد بگيرد...» „

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1395/11/24
کد : 73564
تعداد بازدید: 673

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601