پنج شنبه 1 آبان 1399

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: سیدجواد کاظمی‌تبار که دکترای مهندسی برق (گرایش مخابرات) خود را از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرده و سال‌ها در آمریکا زندگی کرده است و در این مدت در چند شرکت معتبر در سیلیکون‌ ولی مشغول به کار بوده و با شرکتی همکاری داشته که در زمینه کشف تقلب‌های بانکی با 300 بانک کار می‌کرده است، حدود دو سال پیش به ایران برمی‌گردد تا در کشور خود خدمت کند. او در نشست سالیانه که جمعی از نخبگان با رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دیدار دارند، درباره مشکلاتی که طی این مدت با آن برخورد داشته، صحبت کرده است. با کاظمی‌تبار درباره دلایلش برای بازگشت به ایران و مشکلاتش در کشور و مسائلی که در این جلسه به آن‌ها پرداخته، گفت‌و‌گو کردیم.

در جلسهای که با رهبر انقلاب داشتید، دغدغهتان چه بود؟ چه پیشنهادی مطرح کردید؟

در آن جلسه گفتم که مدتی است به میهن اسلامی برگشتهام و نکتهای در این مدت نظر من را به خود جلب کرده است. آن هم نوع نگاهی است که به شهرستانیها در پایتخت میشود. این مسئله چندین بار و در موقعیتهای مختلف من را درگیر کرده. گاهی اینطور بوده که برای شرکت شخصی خودم یا طرحهای دانشبنیانم تقاضای تسهیلات کردهام و گاهی هم اینطور بوده که بهعنوان نماینده یک دانشگاه شهرستانی در تهران به دنبال گرفتن مجوز بودهام. اگر نگویم نگاهها تحقیرآمیز بوده، میتوانم بگویم حداقل نگاهها از بالا به پایین بوده است. به گونهای که تقریبا بهطور پیشفرض کارهای بزرگ مخصوص تهرانیهاست و ما بهعنوان شهرستانی اگر بخواهیم با جایی صحبت کنیم تا پروژه بگیریم، باید حتما همراه یک تیم مقیم مرکز برویم. البته در همه موارد ما جنگیدیم و حقمان را گرفتیم، یا انشاءالله میگیریم. موضوع سخن من اما چیزی فراتر از شکایت از نهادها برای تودیع حقوق یک شهرستانی است. عرض حقیر این بود که اگر سیاست کلی نظام بر تمرکززدایی از پایتخت است، شاید خوب باشد قانونی وضع شود که سهمیهای برای شرکتهای خارج از پایتخت برای پروژهها در نظر گرفته شود. همانطور که رهبر انقلاب چند سال پیش به ارگانها دستور دادند که به شرکتهای دانشبنیان پروژه واگذار کنند، و همین باعث جان گرفتن این شرکتها شد. این بذری است که میوه آن چند سال آینده خود را بیشتر نشان خواهد داد. در آن جلسه گفتم که اگر ایشان دستوری در زمینه تقویت شرکتها و دانشگاههای شهرستانی بفرمایند، نتیجهای مشابه بدهد و شاهد تمرکززدایی و تقویت متعادل جغرافیایی کشور باشیم.

شما در حال حاضر چه مسئولیتهایی دارید؟

از زمان بازگشتم یک شرکت دانشبنیان تاسیس کردهام. در هر هفته معمولا چهار روز را در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به تدریس میگذرانم و یک روز را به شرکتی در تهران مشاوره میدهم.

¡چند نمونه از تبعیضها و مشکلاتی که با آنها مواجه بودید، میفرمایید؟

من سرپرست گروه فناوری اطلاعات دانشگاه هستم. از شرکت ارتباطات درخواست سرویس اینترنت کردم. ما درخواست خود را ارائه کردیم، اما با در بسته مواجه شدیم و جلوی پای ما بسیار سنگ انداختند. آن روزی که خدمت حضرت آقا بودم، بالاخره بعد از مدتها دوندگی موافقت را دریافت کرده بودم، ولی چند روز بعد باز هم حرفشان را پس گرفتند. ما قانونی داریم که وقتی دو ارگان دولتی با هم کار میکنند، نیازی به ارائه ضمانتنامه بانکی نیست. اما جالب است که شرکت ارتباطات زیرساخت از ما که دانشگاه دولتی هستیم، ضمانتنامه بانکی به مبلغ 380 میلیون تومان درخواست کرد. بارها نامههایی که به این اداره بردهام، تنها بهخاطر یک کلمه پیشپاافتاده رد شده و مجبور شدهایم تمام مراحل را از اول طی کنیم. در حال حاضر که با شما صحبت میکنم، بالاخره توانستهایم این سرویس را که حق قانونیمان بود، بگیریم، اما با وساطت شخصی در تهران. توانستیم با معاون وزیر ارتباطات ارتباط بگیریم و او کانالی زد و واسطه شد تا این سرویس را در اختیارمان بگذارند.

مثال دیگری بزنم. یک بار به یکی از شرکتها در تهران زنگ زدم تا از آنها تجهیزات آنتن وایرلس برای دانشگاه بخرم. قاعده به این شکل است که نهادی دولتی مثل دانشگاه در ابتدا پولی پرداخت نمیکند، بلکه پس از خریداری و نصب، مبلغ را به شرکت میپردازد. اما آن شرکت میترسید و میگفت شما از تهران فاصله دارید و نمیتوانم پرداخت را پیگیری کنم. عملا بهخاطر فاصلهمان از تهران ما را خودی نمیدانستند و از ما میترسیدند.

باز هم بهعنوان مثال باید مجوزی از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی میگرفتیم تا بتوانیم دیتا را از یک نقطه به نقطه دیگر ارسال کنیم. باز هم با مشکلات زیادی مواجه شدیم تا بتوانیم در باند فرکانسی آزاد، اجازه ارسال داده داشته باشیم.

هنوز دو سال نشده که من به کشور برگشتهام و با وجود اینکه خیلی هم در بازار نبودهام، این موارد را دیدهام، که تنها مشتی نمونه خروار است. اینها را در آن جلسه گفتم، نه برای اینکه شکایت کرده باشم، بلکه برای آنکه به نظرم این مسئله بسیار مهمی است و میخواستم مسئولان کشور در جریان باشند. چون میدانم این دغدغه را دارند که ثروت را بهطور متعادل در کشور پخش کنند.

چطور شد که به کشور برگشتید؟ حالا که آمدهاید و این مشکلات را دیدهاید، از برگشتن پشیمان نشدید؟

خیر، از اینکه برگشتهام بههیچوجه پشیمان نیستم. بودن در ایران آنقدر برایم فایده دارد که به امکانات آمریکا میچربد. من بعد از تحصیلم هم همانجا بودم و 11 سال در آمریکا زندگی کردم. برای آمدنم چندین دلیل داشتم. یکی پدر و مادرم بودند که دوست داشتم در کنارشان باشم و اگر مشکلی داشتند، حل کنم و آنها بتوانند نوههایشان را ببینند. خوشحالی آنها برایم خیلی ارزش دارد. از طرفی ما در کشوری شیعهمذهب زندگی میکنیم و بخشی از بودجه مملکت صرف تبلیغ برای ائمه میشود. این برایم ارزش داشت و حس خوبی دارد که کشوری را بسازم که چنین ویژگیای را دارد. همه این مسائل معنوی را هم کنار بگذاریم، از نظر مادی هم زندگی کردن در ایران برایم سادهتر است. آن فشار و استرس کاری که در آمریکا وجود دارد و آن رقابت سختی که در این کشور جریان دارد، واقعا زندگی را سخت میکند. اینجا استرس کاری بسیار کمتر است و من میتوانم وقت بیشتری را برای خانوادهام بگذارم.

با وجود همه این مشکلات از اینکه به کشورم بازگشتهام، راضیام. پیشفرض را بر این گذاشتهام که اصولا زندگی آسان نیست. اگر هم مشکلی وجود داشته باشد، یکییکی آنها را حل میکنیم و خدا راه درست را پیش پایمان میگذارد. مهم این است که هیچوقت ناامید نشویم، چون پیروزی و فائق آمدن بر هر مشکل آنقدر شیرین است که همه سختیها فراموش میشود. بعد از پشت سر گذاشتن این مشکلات اعتمادبهنفس فرد قویتر میشود و با قدرت بیشتری مسیرش را ادامه میدهد. „

تاریخ انتشار : 1395/11/17
کد : 73524
تعداد بازدید: 391

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601