جمعه 25 آبان 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

نگاهی به اهمیت دانش دبیری از نظر ابوالفضل بیهقی

يکي از مهم‌ترين مشاغل در دربار شاهان کار دبيري بوده است. اهميت اين شغل در حدي بوده که دبيران معمولا نزديک‌ترين کسان به شاهان بوده‌اند و حتي در تصميم‌گيري‌هاي بزرگ نيز نقش داشته‌اند.

حساس‌ترين وظيفه دبيران در دربار شاهان نوشتن نامه به سران ديگر کشورها بوده است. از آن‌جايي که در اين قبيل نامه‌ها کوچک‌ترين جمله و حتي واژه‌اي ممکن بوده که سرنوشت دو کشور را دگرگونه کند، اين نامه از حساسيت بسياري برخوردار بوده و هر کسي نمي‌توانسته آن را بنويسد.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: يکي از مهم‌ترين مشاغل در دربار شاهان کار دبيري بوده است. اهميت اين شغل در حدي بوده که دبيران معمولا نزديک‌ترين کسان به شاهان بوده‌اند و حتي در تصميم‌گيري‌هاي بزرگ نيز نقش داشته‌اند. معمولا دانشورترين و باسوادترين افراد مي‌توانسته‌اند به اين مقام دست يابند. اهميت اين شغل به حدي بوده که نظامي عروضي زماني که مشاغل مهم نزديکان شاهان را برمي‌شمرد، در کنار طب و شاعري و نجوم، دبيري را هم مقدم بر آنان ذکر مي‌کند و در زمينه دبير خوب چندين حکايت نقل مي‌کند.

وظايفي که بر عهده دبيران بوده، نوشتن نامه‌ها و دستورات مهم شاهان بوده است. درواقع آن‌چه امروز منشيان دفاتر براي روساي ادارات انجام مي‌دهند، در گذشته بر عهده اين دبيران بوده است که البته حدود و ثغور وظايف در اين قياس مدنظر نيست. مهم‌ترين مهارتي هم که دبيران بايد مي‌داشته‌اند، تسلط بر نويسندگي و آشنايي با انواع نوشتن نامه‌ها، فتح‌نامه‌ها، دستورات حکومتي، نوشتن فرمان عزل و نصب‌هاي شاهان و در برخي موارد هم نوشتن تاريخ بوده است؛ البته مورد اخير براي همه دبيران نبوده و برخي دبيران به آن مهم مامور بوده‌اند. برخي از دبيران شاهان شاعر هم بوده‌اند و حتي از قوي‌ترين شاعران زمان هم بوده‌اند؛ مانند رشيدالدين وطواط (قرن ششم) دبير خوارزمشاهيان.

درباره چگونگي کار دبيران و چيستي آن کتاب‌هايي در ادب فارسي و عربي پرداخته شده است و حتي مجموعه نامه‌هايي که برخي از اين منشيان و دبيران نوشته‌اند نيز امروزه برجاي مانده است. مانند التوسل الي الترسل از بهاءالدين محمد المؤيد بغدادي (قرن ششم) که دبير خوارزمشاهيان بود و برخي از نامه‌هاي او در اين کتاب آمده است؛ هم‌چنين نامه‌هاي ميرزا جهانگيرخان استرآبادي، منشي مخصوص نادرشاه که هنوز باقي مانده و حتي به بسياري از زبان‌هاي اروپايي هم ترجمه شده است و امروزه از منابع مهم دوره نادرشاهي محسوب مي‌شود.

يکي از کتاب‌هايي که مي‌توان اطلاعات بسياري را درباره دبيران و چيستي دانش دبيري و حتي وظايف آنان به دست آورد، کتاب تاريخ بيهقي از ابوالفضل محمد بن حسن بيهقي (385 تا 470 هجري قمري) است. بيهقي آن‌گونه که خود گفته، کتابش را در 30 مجلد قرار بوده بنگارد، اما امروزه از مجلدات پنجم تا دهم اين اثر بر جاي مانده و بقيه از بين رفته است. اين بخش نيز بيشتر ناظر بر حکومت مسعود غزنوي است. بيهقي کتابش را از سال 409 هجري آغاز کرده است و قرار بوده تا زمان خود را به نگارش درآورد که مشخص نيست چه اتفاقي براي آن کتاب افتاده است. قطعا چهار جلد نخست اين اثر تاليف شده و از بين رفته است، يا فعلا در دسترس نيست. اما از سرنوشت مجلدات دهم به بعد آگاهي نداريم و نمي‌دانيم اصلا نوشته شده‌اند يا خير. آقاي سعيد نفيسي تحقيقي مفصل درباره مجلدات گم‌شده تاريخ بيهقي دارند که در چند جلد منتشر شده و در آن ردپاهاي اين بخش‌هاي گم‌شده را در تاريخ ادب فارسي پي گرفته‌اند. از مشاهيري که روي تاريخ بيهقي کار کرده‌اند، مي‌توان به  استاد علي‌اکبر فياض اشاره کرد که اين اثر را نخستين بار به شکل علمي تصحيح کردند و خليل خطيب رهبر نيز بر تصحيح ايشان شرحي نوشته‌اند.

بيهقي در نوشتن تاريخ خود بنا داشته که با صداقت همه نکات را بيان کند؛ تاريخ‌نويسي گويا براي بيهقي وظيفه‌اي نبوده که از طرف دربار به او محول شده باشد، يا اگر هم بوده، به‌هرحال مخالفاني داشته که مي‌گويد: «يادداشت‌هايم را به قصد ناچيز کردند.» اما به‌هرروي بيهقي بخش مهمي از عمر خود را به نوشتن تاريخ سپري کرده است و در اين راه با صداقت و شجاعت مي‌گويد: «من اين دانم که نبشتم و بر اين گواهي دهم در قيامت!»

بيهقي از دوران نوجواني خود در نيشابور بوده و خيلي زود نزد بونصرمشکان که دبير غزنويان بوده، به کار پرداخته است. زماني که سلطان مسعود به حکومت رسيد، بونصر مشکان، دبير خاص مسعود شده و در تمام سفرها نيز با او بوده و البته بيهقي نيز در اين سفرها با او بوده است. بونصر مشکان در کنار سپهسالار و وزير مسعود، سومين شخص بانفوذ در اداره امور سلطان مسعود غزنوي بوده است. پس از مرگ بونصر مشکان اين وطيفه به بوسهل زوزني داده شد و بيهقي نيز زيردست او شد. بيهقي از کار با بوسهل چندان راضي نبود و حتي تصميم به استعفا گرفته بود.

مسعود که از اختلاف بيهقي و بوسهل آگاه شد، با وجود آن‌که بوسهل را در همه امور مملکت خود اختيار تام داده بود، اما در اين زمينه به دفاع از بيهقي پرداخت و به بوسهل هشدار داد که مراقب رفتارش با بيهقي باشد. بيهقي بعدها به دبيري غزنويان رسيد و پس از آن هم به دلايلي از کار کناره گرفت و به نگارش تاريخ خود پرداخت. از مجموعه سخناني که بيهقي درباره دبيري استادش بونصر بيان کرده و نکاتي که خود گفته است، مي‌توان دورنمايي، هر چند مختصر را از دانش دبيري در ذهن بيهقي ترسيم کرد. برخي از علوم و وظايفي که بيهقي گويي آن را براي دبيري لازم مي‌شمرده، در اين بخش آورده مي‌شود.

1. آگاه از چگونگي نوشتن قراردادهاي درباري: يکي از مهم‌ترين مهارت‌هاي دبيران اين بوده که بدانند چگونه قراردادهاي درباري (به قول بيهقي: مواضعه) را بنويسند. زماني که مسعود مي‌خواهد خواجه احمد ميمندي را وزير کند، خواجه احمد از بونصر مي‌خواهد که قرارداد را بنويسد و به او مي‌گويد: «و اين کار چنان داشته شود که به روزگار امير ماضي و داني که به آن روزگار چون راست شد و معلوم توست که بونصري.»

2. نوشتن نامه‌هاي معمايي: يکي از لوازمي که براساس تاريخ بيهقي گويا از شرايط مهم دبيري بوده است، تسلط بر نامه‌هاي معمايي است. نامه‌هايي که گويا با خطوطي ابداعي نوشته مي‌شده که فقط چند نفري مي‌توانسته‌اند آن را بخوانند. اين موضوع بدان جهت بوده است که اگر نامه‌اي محرمانه به دست دشمنان مي‌افتاد، آنان نتوانند نامه را بخوانند. زماني که بوسهل عليه آلتونتاش توطئه کرده بود و بونصر فهميده بود، به مسعدي گويد که معمانامه‌اي بنويسد: «مسعدي را گفته تا هم‌اکنون معمانامه‌اي نويسد با قاصدي از آن خويش و يکي به اسکدار.»

3. نامه به شاهان ديگر کشورها: حساس‌ترين وظيفه دبيران نوشتن نامه به سران ديگر کشورها بوده است. از آن‌جايي که در اين قبيل نامه‌ها کوچک‌ترين جمله و حتي واژه‌اي ممکن بوده که سرنوشت دو کشور را دگرگونه کند، اين نامه از حساسيت بسياري برخوردار بوده و هر کسي نمي‌توانسته آن را بنويسد. بيهقي يکي از مبرزترين اين افراد در اين قبيل نامه نوشتن‌ها را بونصر مي‌داند و کارهاي او را «از لوني ديگر» مي‌داند و درباره اين قبيل نامه‌هاي بونصر مي‌گويد: «و مرد آن‌گاه آگاه گردد که نبشتن گيرد.»

4. رونويسي و نسخه‌برداري: يکي از کارهاي دبيران اين بوده که نامه‌هايي را هم که به ديگران مي‌نوشته‌اند، نسخه‌برداري کنند و به‌عنوان سند نزد خود نگه دارند. در بسياري از تاريخ‌ها به اين نامه‌ها و اهميت آن‌ها اشاره شده است. بيهقي زماني که زيردست بونصر کار مي‌کرده، يکي از کارهايش نسخه‌برداري از نامه‌ها بوده و بسياري از اين نامه‌ها را هم در تاريخ خود ذکر کرده است. درباره نامه مسعود به قدرخان گويد: «من نسختي کردم، چنان‌که در ديگر نسخت‌ها و در اين تاريخ آوردم نام را.» البته بيهقي قصد داشته که همه نامه‌هاي استادش بونصر را در کتابي جداگانه بياورد که فعلا اين کتاب در دسترس نيست.

5. پاک‌نويس کردن دستورات: دبيران معمولا نامه‌ها يا فرمان‌ها را مي‌نوشته‌اند و بارها آن را غلط‌گيري مي‌کرده‌اند و پس از آن‌که مي‌ديده‌اند بي‌عيب و ايراد است، آن را پاک‌نويس مي‌کرده‌اند يا دستور مي‌داده‌اند زيردستانشان اين کار را بکنند. زماني که مسعود مي‌خواسته طاهر را مقام اداره مشرفي (جاسوسي) بدهد، از بونصر مي‌پرسد که آيا دستورش را آماده کرده است و بونصر مي‌گويد: «سوادي کرده‌ام، امروز بياض کنند تا خداوند فرونگرد و نبشته آيد.» که البته وظيفه بياض کردن يعني پاک‌نويس کردن اين نامه را بيهقي بر عهده گرفته بود.

6. بلد بودن خط مُقَرمَط: يکي از لوازم دبيري اين بوده که دبير بتواند با چند خط بنويسد؛ مثلا نسخ و نستعليق و ... يکي از اين خطوط که بيهقي با آن آشنا بوده، مقرمط بوده که خطي بسيار ريز و باريک بوده است. در نوشتن فرمان طاهر بيهقي گويد: «منشور بر سه دسته کاغذ به خط من مقرمط نبشته شد و آن را پيش امير برد و بخواند و سخت پسند آمد و از آن منشور نسخت‌ها نبشته شد.»

 

تاریخ انتشار : 1395/05/13
کد : 73389
تعداد بازدید: 47

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601