دوشنبه 19 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

آن‌قدر زمين بخوريد تا ضدضربه شويد

اگر يک روي سکه کارآفريني موفقيت باشد، روي ديگر آن شکست نيست، تجربه ناکامي ‌و زمين خوردن پيش‌برنده کارآفرينان در مسيرشان است.

اگر يک روي سکه کارآفريني موفقيت باشد، روي ديگر آن شکست نيست. تجربه ناکامي ‌و زمين خوردن پيش‌برنده کارآفرينان در مسيرشان است.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: وقتي قرار بر مرور زندگي و روند موفقيت کسب و کارها و برندهاي تجاري بزرگ در دنيا باشد، تجربه‌هاي شکست پابه‌پاي لحظه‌هاي خوش موفقيت حرفي براي گفتن دارند؛ تجربياتي که بي‌شک نام‌هاي بزرگ و شرکت‌هاي معروف جهان بخشي از منحصر به فرد بودنشان را مديون آن‌ها هستند و حذف شکست‌ها از روند کارآفريني، يعني داستان سرنوشت يک برند، چيزي در ماجراي خود کم دارد. يکي از کارآفريناني که امروز برند او در رده‌هاي نخست ميان برند‌هاي معروف بريتانيايي قرار دارد، ريچارد برانسون است؛ کارآفريني که شرکت «ويرجين» او امروز بيش از 400 شرکت زيرمجموعه دارد. بنيانگذار 65 ساله اين برند جهاني باور دارد که تجربه شکست بخشي اجتناب‌ناپذير از زندگي هر کارآفريني است و مهم روند کنار آمدن با شکست و هضم کردن آن در دل موفقيت است.

برانسون که گروه ويرجين او در عرصه‌هاي متنوعي - از شرکت هواپيمايي گرفته تا ايستگاه‌هاي راديو و تلويزيون و شرکت خدمات گردشگري - مشغول به فعاليت هستند، به کارآفرينان جوان توصيه مي‌کند: «توانايي کنار آمدن با شکست‌ها و پيدا کردن راهي براي بيرون آمدن از موقعيت‌هاي بحراني در کسب و کار همواره سخت‌تر از مواجه شدن با خود شکست است. اما کسي که ادعاي کارآفريني دارد، نه‌تنها نبايد از شکست بهراسد که بايد راهي براي بيرون آمدن از گردابي که دچارش شده است، پيدا کند.»

اخراج از مدرسه؛ سکوي پرتاب به سوي موفقيت

ريچارد برانسون همچون بسياري از کارآفرينان خلاقي ديگري که مي‌شناسيم، در کارنامه‌اش تجربه اخراج از مدرسه را ثبت کرده است؛ اخراجي که هر چند اولين تجربه شکست او در نوجواني به شمار مي‌رفت، امروز خودش از آن به عنوان سکوي پرتابش به سوي کسب و کار ياد مي‌کند. او نه فقط در درس رياضي ضعيف بود که از بيماري خوانش‌پريشي رنج مي‌برد و ناتواني‌اش در کنار آمدن با درس و مدرسه او را در شانزده سالگي از ادامه تحصيل بازداشت. برانسون بعد از اخراج از مدرسه تصميم گرفت با کمک يکي از دوستانش مجله‌اي به نام «دانش‌آموز» راه بيندازد و اين اولين تجربه ايده‌پردازي او در روزهاي نوجواني بود.

چهارمين مرد ثروتمند بريتانيايي درباره اولين تجربه ناکامي‌اش در زندگي مي‌نويسد: «يکي از باارزش‌ترين شکست‌هاي زندگي من در آغاز جواني رخ داد؛ زماني که نتوانستم هيچ‌کدام از انتشاراتي‌هاي انگليسي را به خريد امتياز مجله دانش‌آموز ترغيب کنم. من دنبال ايده‌هايي براي ملموس کردن فضاي کسب و کار براي دانش‌آموزان بودم و مي‌خواستم محتوايي توليد کنم که بين فضاي تحصيل در مدارس و کار که شکاف بزرگي ميانشان افتاده بود، ارتباط برقرار کند. اما انتشاراتي‌ها از من مي‌خواستند آن چيزي را بنويسم که خوراک سيستم آموزشي باشد و خوب بفروشد. نه من توانستم آن‌ها را قانع کنم و نه آن‌ها مرا. سرانجام دانش‌آموز تعطيل شد و رويايي که براي کمک به بچه‌مدرسه‌هاي در حاشيه مانده‌اي مثل خودم داشتم، نقش بر آب شد. هر چند آن زمان گمان نمي‌کردم روزي صاحب گروه قدرتمندي چون ويرجين شوم، اما همان موقع بود که ياد گرفتم براي رويايم بجنگم و زير بار حرفي که برخلاف باورم است، نروم.»

رسواييهاي يک برند تازهکار 

اما در کنار تجربه ناکامي ‌ايام جواني، برانسون بعد از راه‌اندازي شرکت ويرجين در دهه 80 ميلادي هم بارها تلخي شکست را چشيد. او که قصد داشت شرکتش را به‌سرعت گسترش دهد و در عرصه‌هاي مختلف توليد و خدمات در اروپا حرفي براي گفتن داشته باشد، بارها سرمايه‌هاي کلاني را از دست داد و حتي به خاطر مشکلات محتواييِ شرکت ضبط ويرجين تا آستانه درهاي زندان پيش رفت. در اواسط دهه 90 برانسون تصميم به راه‌اندازي کانال‌هاي راديو و تلويزيوني گروه تجاري‌اش گرفت، اما در کمتر از يک سال مشکلات محتواي نامناسب به شکايت بريتانيايي‌ها از شبکه منجر شد و در کنار آن، اداره ماليات هم خبر از فرار مالياتي اين شرکت داد؛ اتهامي‌ که هنوز برانسون آن را رد مي‌کند. همزماني اين دو مساله رسوايي بزرگي براي شرکت به همراه داشت.

برانسون که در آن زمان خود را در لبه پرتگاه مي‌ديد و بخش زيادي از اعتبار برند تجاري‌اش از بين رفته بود، درباره آن روزهاي سخت مي‌گويد: «برندها که به خودي خود بزرگ نمي‌شوند. همواره بايد از اين نام‌هاي بزرگ مراقبت کرد و من در حق ويرجين کم‌لطفي کرده بودم. غرامت 60 هزار يورويي که در دهه 90 پرداختيم، تنها ضرري نبود که شرکت متحمل شد. نام ما در بازار خدشه‌دار شده بود و اين مي‌توانست غيرقابل جبران‌ترين شکست براي ما باشد.»

تجربه کار در ميادين تجارت 

اما ريچارد برانسون اجازه نداد کسب و کاري که آرزوي جهاني کردنش را داشت، زمين بخورد. او تصميم گرفت باز هم به گسترش فعاليت‌هاي ويرجين پر و بال بدهد. هر چند شکست‌هاي او در عالم تجارت و تبليغات کم نبود. از جمله اين‌که وقتي تصميم گرفت برند ويرجين‌کولا را بسازد، خودش براي تبليغات شرکت تازه‌اش سوار بر تانکي در ميدان تايمز نيويورک ظاهر شد و در حالي که قوطي‌هاي کوکا را زير تانکش له مي‌کرد، به مردم لبخند زد. اين کار نه‌تنها به مذاق مشتريانش خوش نيامد بلکه انتقاد رسانه‌ها هم از او باعث شد ويرجين‌کولا به رقيبي جدي براي کوکاکولا تبديل نشود.

برانسون که اين روزها يکي از باتجربه‌ترين کارآفرينان جهان شناخته مي‌شود، مي‌گويد: «من همواره دوست داشتم کار در زمينه‌هاي متنوع را - حتي آن‌هايي که از همان اول ممکن بود دچار شکست شوند - امتحان کنم. تجربه دنياهاي جديد بخشي از روحيه کسب و کارهاي جدي است. اما من هميشه به برندم آن‌قدر اطمينان دارم که مي‌دانم هر لحظه مي‌تواند پا به ميدان جديدي در تجارت بگذارد. اولين کسي يا چيزي که به برندتان هويت مي‌دهد، خود شما هستيد و باورتان به کاري که مي‌کنيد. من باور دارم که بايد آن‌قدر زمين خورد تا ضدضربه شد.»

منبع: ماهنامه دانش بنیان

تاریخ انتشار : 1395/04/21
کد : 73381
تعداد بازدید: 60

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601