پنج شنبه 1 اسفند 1398

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

وقف؛ پشتوانه توسعه علم در جامعه

وقف امري کهنه و مربوط به گذشته نيست، بلکه در بسياري از کشورهاي پيشرفته موقوفات خصوصي و بنيادهاي وقفي از ابزارهاي رشد، توسعه و تحول فرهنگي به شمار مي‌روند. بنابراين نياز است که در جامعه رو به رشد ايران وقف و بنيادهاي وقفي نقش و تاثيرات قوي خود را در توسعه علم و دانش و درنتيجه پيشرفت و رفاه جامعه بازيابند.

وقف امري کهنه و مربوط به گذشته نيست، بلکه در بسياري از کشورهاي پيشرفته موقوفات خصوصي و بنيادهاي وقفي از ابزارهاي رشد، توسعه و تحول فرهنگي به شمار مي‌روند. بنابراين نياز است که در جامعه رو به رشد ايران وقف و بنيادهاي وقفي نقش و تاثيرات قوي گذشته خود را در توسعه علم و دانش و درنتيجه پيشرفت و رفاه جامعه بازيابند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان، مروري بر تاريخ وقف و موقوفات نشان مي‌دهد که بخش قابل توجهي از آن‌ها به مراکز علمي و آموزشي مانند دانشگاه‌ها، مدارس و مراکز تحقيقاتي اختصاص دارند. درواقع مراکز علمي از جمله مواردي هستند که از گذشته‌هاي دور همواره مورد توجه واقفان بوده‌اند و در هر دوره‌اي که آنان احساس مي‌کردند از سوي دولت‌هاي مرکزي به مقوله علم و فرهنگ بي‌توجهي مي‌شود، با وقف بخشي از دارايي خود و تخصيص منافع آن به مکتب‌خانه يا حوزه علميه پشتوانه مالي دانشجويان را فراهم مي‌کردند تا خلأ فرهنگي ناشي از بي‌سوادي مردم را از بين ببرند. تعداد زيادي از اقشار کم‌درآمد جامعه با وجود برخورداري از استعدادهاي درخشان به‌ علت نداشتن امکانات قادر به تحصيل نبودند، اما با حضور در اين مدارس و مراکز وقفي مي‌توانستند علم‌اندوزي کنند. از ميان همين طبقه‌ محروم  برخي از بزرگان جهان  اسلام در اين مراکز، رشد کرده و مدارج بالاي علمي را طي کردند.

مي‌توان يکي از دلايل اصلي کاميابي‌ها و پيشرفت‌هاي چشم‌گير علمي در جهان اسلام را در چند سده پس از ظهور آن، نظم يافتن امر پژوهش و دانش‌آموزي و فراهم بودن امکانات تحصيلي براي دانشمندان و محققان دانست که اين امکان بيشتر از محل درآمد موقوفات مدارس و اماکن علمي و آموزشي ايجاد مي‌شده است. اوقاف به‌طور کلي از نظر درآمد و بهره مستمر از بهترين و بيشترين منابع درآمد براي تعليم اسلامي بوده است و پايداري و استمرار تعليم در اسلام طي قرن‏هاي طولاني و نظم و ترتيب فعاليت علمي در دانشگاه‏ها و دانشکده‏هاي اسلامي به اين منبع مالي بستگي داشته است. به‌طوري‌که ابن‌خلدون، دانشمند و مورخ معروف (732 ـ 808 هـ.ق)، در اين‏باره چنين گفته  است: «نمي‏دانم خداوند چه عنايتي به مشرق مبذول فرموده است، ولي گمان مي‏کنم رواج بازار دانش و پيوستگي سند تعليم در دانش‏ها و ديگر صنايع ضروري و کمالي در آن سرزمين به سبب فراواني عمران و ترقي حضارت [تمدن و شهرنشيني] و کمک کردن به طالبان دانش از راه وظايف و مقرري‏هايي است که از اوقاف براي آنان معين مي‏شود، و در نتيجه توسعه يافتن اوقاف، موجبات رفاه‏ طالبان علم فراهم مي‏آيد.»

دوره حکومت سامانيان (261 تا 395 ه.ق) دوره اوج فرهنگي بخارا بود، چون امراي ساماني که همه دوستدار علم بودند، موقوفات زيادي را به مدارس بخارا اختصاص مي‌دادند و هزينه تمام مدارس بخارا به‌طور منظم مي‌رسيد. مدارس آن روزگار درواقع يک دانشگاه بودند و در همه آن‌ها علوم عالي تدريس مي‌شد. ابن‌سينا نيز در اين دوره به تحصيل پزشکي در مدرسه موقوفه بني‌سعد بخارا مشغول بوده است. بخارا در دوره‌اي (نيمه دوم قرن چهارم هجري) که ابن‌سينا در آن تحصيل مي‌کرد، نه فقط مرکز فرهنگي سرزمين سعد به شمار مي‌آمد، بلکه يکي از مراکز فرهنگي جهان بود. به‌طوري‌که تاريخ‌نويسان شمار مدرسه‌هاي بخارا را تا 75 عدد نوشته‌اند که در بعضي از آن‌ها تا 400 دانشجو مشغول درس خواندن بودند و عده‌اي از دانشمندان بزرگ دنياي اسلام در اين مدارس تدريس مي‌کردند.

 اما در ميان مدارس اسلامي در ايران مي‌توان اولين و عالي‌ترين نمونه را که با نظامي خاص و سبکي نوين تاسيس شده بود، مدارس «نظاميه» دانست که نه‌تنها در حفظ و اشاعه علم در دنياي اسلام نقش مهمي داشتند، بلکه تاثيرات شگرفي نيز در نظام علمي غربي گذاشتند. تاسيس مراکز دانشگاهي بزرگ اروپاي قديم مانند دانشگاه بولونيا در ايتاليا و نيز دانشگاه‏هاي مون پليه در فرانسه و آکسفورد در انگلستان، همگي بعد از قرن يازدهم ميلادي و مدتي بعد از تاسيس دانشگاه‏هاي اسلامي بوده است. و به گفته مورخان مدارس نظاميه الگويي بودند در جهت نظام اداري و آموزشي و برخي رشته‏هاي علمي در دانشگاه‌هاي اروپاي قديم.

باني احداث اين مدارس خواجه نظام‌الملک وزير برجسته آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقي است که با حسن تدبير خويش توانست سلجوقيان را به ترويج علم و دانش و بناي مدارس و موقوفات فراوان تشويق کند. از اين رو شاهديم که در دوران صدارت او مدارس بسياري در بغداد و نيشابور و ديگر شهرهاي معروف ايران چون اصفهان، بلخ، هرات، مرو، آمل و هم‌چنين در بصره و موصل بنا شد که به نامش «نظاميه» ناميده مي‌شدند.

تاسيس مدارس نظاميه با دوران  شکوفايي حکومت سلجوقيان بر قسمت وسيعي از دنياي اسلام مقارن بوده است. اين مدارس منجر به آغاز نهضتي چشم‌گير در گسترش مدارس اسلامي شدند و بسياري از بزرگان علمي و سياسي را بر آن داشت که به تاسي از روش خواجه نظام‌الملک به احداث مراکزي از اين نوع مبادرت ورزند، چنان‌که در فاصله نيمه دوم قرن پنجم تا حمله مغول در نيمه دوم قرن هفتم در تاريخ علمي اسلام به‌وفور مدارس ممتاز و مشهور تاسيس شده است.
نظاميه بغداد از معروف‌ترين و در شمار بزرگ‌ترين مدارس عهد اسلامي است که بناي آن در حدود سال 459 هجري قمري پايان پذيرفت. نظام‌الملك براى اين مدرسه موقوفاتى تامين كرد كه ساليان سال صرف مزد استادان، کارکنان و طلاب آن‌جا مى‌شد و اين سازوكار در نوع خود در آن زمان بى‌نظير بود. در اطراف مدرسه نيز بازار  و حمام ساخته شد که همگي وقف آن بودند. آن‏طور که نوشته‏اند، شش هزار طلبه در آن‌جا درس مي‏خواندند و زندگي مي‏کردند. يکي از استادان بنام اين مدرسه امام محمد غزالي است و سعدي شيرازي نيز در اين مدرسه تعليم گرفته است.

خواجه نصيرالدين در سال 657 هجري قمري از جانب هلاکو ماموريت يافت تا «رصدخانه مراغه» را احداث کند که موقوفه‌هاي ويژه‌اي نيز براي تاسيس و نگه‌داري آن در نظر گرفته شد. از عوايد همين اوقاف بود که خواجه توانست در مراغه يک مرکز بزرگ علمي تشکيل دهد و عالمان بزرگ زمان را در آن‌جا گرد آورد. کتاب‌خانه‌اي شامل 400هزار جلد کتاب و ابزارهاي اخترشناسي فراهم کرد و اوقافي براي حسن اداره آن‌ها در نظر گرفت. رصدخانه مراغه فقط مخصوص رصد ستارگان نبود، بلکه يک سازمان علمي گسترده بود که بيشتر شاخه‌هاي دانش در آن درس داده مي‌شد.

«مجتمع آموزشي پژوهشي ربع رشيدي» از جمله بنيادهاي آموزشي در قرن هشتم است که وقف شده و اداره امور آن از محل درآمد موقوفات بوده است. خواجه رشيدالدين فضل‌اله همداني وزير غازان خان الجايتو يا سلطان محمد خدابنده در تبريز يک مجتمع بزرگ علمي و دانشگاهي تاسيس کرد که تاثير عميقي در آموزش و پرورش عصر خود و حتي دوره‌هاي بعد از آن گذاشت. اهميت اين مجتمع بزرگ دانشگاهي را مي‌توان در نحوه مديريت، سازمان‌دهي و نيز رشته‌هاي تحصيلي آن دانست. در ربع رشيدي پزشکان تمام‌وقت و پاره‌وقت با نحوه حقوقي که در وقف‌نامه برايشان معين شده، به خدمت مشغول بودند و اداره امور بيمارستان رشيدي و دانشکده پزشکي، دارو و درمان رايگان بيماران همه از محل درآمد موقوفاتي بوده که ذکر همه رقبات موقوفه و چگونگي مصرف درآمد به‌طور مفصل در وقف‌نامه ربع رشيدي آمده است.

امروزه در بسياري از کشورهاي غربي اساتيد، دانشمندان و افراد خير سرمايه‌هاي خود را وقف پژوهش و دانش مي‌کنند و از اين طريق بورس‌ها و جوايز بسياري سالانه به دانشجويان و محققان برتر اعطا مي‌شود. درحالي‌که در ايران با توجه به سابقه‌اي که تنها به بخش کوچکي از آن در اين نوشته اشاره شد، امروزه کمتر شاهد چنين بورس‌ها و کمک‌هزينه‌هايي هستيم. وقف امري کهنه و مربوط به گذشته نيست، بلکه در بسياري از کشورهاي پيشرفته چون آمريکا موقوفات خصوصي و بنيادهاي وقفي از ابزارهاي رشد، توسعه و تحول فرهنگي به شمار مي‌روند. بنابراين نياز است که در جامعه رو به رشد ايران وقف و بنيادهاي وقفي نقش و تاثيرات قوي گذشته خود را در توسعه علم و دانش و درنتيجه پيشرفت و رفاه جامعه بازيابند.

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/08/03
کد : 73279
تعداد بازدید: 187

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601