جمعه 23 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

اشاراتی درباره علم طب در مثنوی مولانا

يکي از موضوعاتي که در فهم مثنوي مولوي اهميت دارد، اين است که بدانيم مولانا با بسياري از اصطلاحات طبي آشنا بوده و در مثنوي معنوي و غزليات شمس به بسياري از اين اصطلاحات اشاره کرده است.

يکي از موضوعاتي که در فهم مثنوي مولوي اهميت دارد، اين است که بدانيم مولانا با بسياري از اصطلاحات طبي آشنا بوده و در مثنوي معنوي و غزليات شمس به بسياري از اين اصطلاحات اشاره کرده است. بايد در نظر داشت که اين سخن بدان معني نيست که مولانا يک طبيب حرفه‌­اي بوده و هم­چون بوعلي سينا به طبابت مي­‌پرداخته است، بلکه منظور اين است که بر اثر ممارست در مطالعه و دقت در کردار و گفتار اطبا با  برخي از ريز­ه­‌کاري­‌هاي دانش طب آشنا شده و در بيان تمثيل­‌هاي خود در مثنوي از آن­‌ها بهره برده است. ممکن است بسياري از مسائلي که در مثنوي درباره طب مطرح مي‌­شود، امروزه در دانش پزشکي مورد قبول نباشد که اين موضوع ناشي از تحول بنيادين در همه علوم نوين است و صرفا پزشکي را شامل نمي‌شود.

در مثنوي در موارد بسياري که دردها بيان مي­‌شوند، درمان­‌هايي هم براي آن­ها ذکر مي­‌شود؛ چراکه مولانا در بسياري از موارد دردهاي جسماني را تمثيل دردهاي روحي بشر به شمار مي‌­آورد. بسياري از اين اشارات صرفا براي تبيين ذهنيات مولاناست؛ اما در لابه‌­لاي همين گفتارها نيز مي‌­توان اشارات دقيق طبي را جست؛ البته در بسياري از موارد مولوي صرفا در بين گفت‌­وگوها و مسائل عرفاني به برخي از بيماري‌­ها و داروهاي گياهي اشارتي دارد و هيچ ويژگي خاصي براي آن‌­ها بيان نکرده است. در اين نوشتار بيشتر مواردي بيان خواهند شد که همراه با نام بردن از يک بيماري يا داروي گياهي و... به برخي ويژگي­‌هاي آن نيز اشاره شده باشد. هم‌­چنين اين نوشتار بيشتر نگاهي اجمالي و مختصر در مثنوي خواهد داشت و اگر قرار بود به  غزليات شمس هم پرداخته مي‌‌شد يا همين مثنوي را هم به‌طور مفصل بيان مي‌­کرد، بايد رساله‌­اي مفصل نوشته مي‌شد.

1. آگاهي از توصيه­‌هاي پزشکان مشهور

اين موضوع از آن مواردي است که بي­‌شک مولانا با مطالعه و غور در کتاب‌هاي پيشينيان به دست آورده است. آگاهي از گفته‌­هاي جالينوس، آن هم در دانش پزشکي، موضوعي نبوده که در افواه مطرح بوده باشد. جالينوس يکي از مهم‌ترين پزشکان روم باستان و دنياي کهن بوده که نظرياتش تاثير بسيار مهمي در پيشرفت دانش پزشکي داشته است:

پس چنين گفته ­است جالينوس مه

آن­چه عادت داشت بيمار آنش ده

کز خلاف عادت است آن رنج او

پس دواي رنجش از معتاد جو

که البته در کنار اشاره به نام و گفته جالينوس، اين اصل طبي را هم بيان کرده که طبيعت هر بيماري راهي به درمان اوست.

2. آگاهي از اخلاط اربعه

يکي از مهم­‌ترين اصول طبي کهن، آشنايي طبيبان با اخلاط اربعه، يعني بلغم، سودا، صفرا و دم بوده است. براي تشخيص هر نوع دردي، آشنايي با اين چهار خلط بسيار مهم بوده است و مولانا نيز در مطاوي داستان‌­هاي مثنوي بارها به انحاي مختلف به اين اخلاط اشاره کرده است.

روي سرخ از غلبه خون‌ها بود

روي زرد از جنبش صفرا بود

رو سپيد از قوت بلغم بود

باشد از سودا که رو ادهم بود

3. تشخيص بيماري

يکي از مهم­ترين اصول طب تشخيص بيماري بوده است و براي اين تشخيص بيماري، گرفتن نبض و ديدن قاروره و نگاه کردن به خون و رنگ روي افراد از مهم‌ترين کارهاي هر پزشکي بوده است:

اين طبيبان بدن دانشورند

برسقام تو ز تو واقف­‌ترند

تا ز قاروره همي بينند حال

که نداني تو از آن رو اعتدال

هم ز نبض و هم ز رنگ و هم ز دم

بو برند از تو به هر گونه سقم

4. اصل پرهيز

يکي از اصول مهم پزشکي پرهيز از مواردي است که منجر به بيماري مي­‌گردد. مولانا اصل درمان را پرهيز (يا احتما) مي‌­داند:

احتماها بر دواها سرور است

زآن‌که خاريدن فزوني گر است

احتما اصل دوا آمد يقين

احتما کن قوه جان را ببين

5. حجامت و فصد

حجامت يعني گرفتن خون­‌هاي کثيف بدن و فصد يعني گشودن رگ، دو اصل بسيار مهم در اصول طبي کهن بوده که گفته شده ميراث يونانيان و ايرانيان براي دنياي پزشکي کهن بوده است و در دين اسلام نيز به آن توصيه شده و حتي روزها و ماه‌­ها و در طول روز حتي ساعت‌­هاي خاصي را هم براي آن در نظر گرفته­‌اند که هر پزشکي مي‌­بايست با اين موارد آشنا باشد. اين بخش از جمله مواردي است که مولوي اشارات بسياري به آن دارد. شاعر معتقد است که اگر کسي فصد را به جاي نياورد، خون اضافه بدن او از بيني‌­اش خارج خواهد شد و حتي ممکن است باعث تب يا مرگ شود و اين تا حدودي با توصيه پزشکان کهن نيز منطبق بوده است:

تو نکردي فصد و از بيني دويد

خون افزون تا ز تب جانت رهيد

در جايي ديگر در اهميت حجامت گويد که کودکان از حجامت مي­‌گريزند، چون از درد آن مي­‌ترسند و از سودهايي که براي آنان دارد، ناآگاه‌اند، ولي مردان باتجربه که از فوايد آن آگاه هستند، عاشقانه به سمت تيغ حجّام مي­‌روند:

از حجامت کودکان گريند زار

که نمي­‌دانند ايشان سرّ کار

مرد خود زر مي­‌دهد حجّام را

مي‌­نوازد نيش خون‌­آشام را

6. باد منشأ بيماري­‌ها

يکي از فصول مهم در کتاب‌هاي پزشکي اين بوده که بادها منشأ بسياري از بيماري­‌ها هستند و بيماران بايد بدانند که هر بادي چه طبيعتي دارد. براي نمونه باد باعث ايجاد درد دندان مي‌­گردد:

هم‌­چنين در درد دندان­‌ها ز باد

دفع مي­‌خواهي به سوز و اعتقاد

7. آگاهي از  خواص برخي داروهاي گياهي

از بخش‌­هاي بسيار مهم در کتاب‌هاي قدما آگاهي از فوايد داروهاي گياهي بوده و در مثنوي هم بارها به برخي از اين گياهان و کاربرد آن­‌ها اشاراتي شده است. افيون که طبع سرد دارد، مصلح بلاذر بوده که طبع گرم و خشک دارد:

گر بلاذر خورد او افيون شود

سکته و بي­‌عقلي‌اش افزون شود

و اين‌که محموده يا سمقمونيا باعث اطلاق (اسهال) مي‌­شود و حتي ممکن است موجب مرگ گردد:

نان چو اطلاق آورد اي مهربان

نان چرا مي­‌گويي­‌اش محموده خوان

8. آگاهي از ويژگي‌­هاي برخي بيماري‌‌ها

مولانا با آگاهي از برخي از بيماري­‌هاي خاص در مثنوي، داستان­‌هايي را نيز ساخته و پرداخته است. براي نمونه گِل­‌خواري يکي از بيماري‌هاي شايع بوده که برخي از افراد بدان مبتلا بوده­‌اند. در داستاني مولانا بيان مي‌­کند که: مردي گِل­‌خوار به بازار رفت تا مقداري شکر بخرد. سنجه­‌اي که شکرفروش با آن شکرها را وزن مي‌­کرد، از جنس گل بود.

مرد گل­‌خوار، غفلت شکرفروش را غنيمتي دانست و شروع به خوردن آن گِل کرد؛ از سويي شکرفروش هم متوجه بيماري اين مرد شد و عمدا سرش را دير برگرداند تا مرد گل­خوار، مقدار بيشتري از گل را بخورد و در عوض شکر کمتري به او بدهد. مولانا حالت گل­‌خواران را هم که زردرو هستند، کامل توصيف کرده است:

چون مزاج آدمي گل­‌خوار شد

زرد و بدرنگ و سقيم و خوار شد

و بيماري تُخمه يا هيضه که از بد خوردن يا پرخوري حاصل مي­‌شود و باعث اسهال و استفراغ مي‌­گردد:

شورش مرگ است نه هيضه طعام

قي چه سودت دارد اي بدبخت خام

و همين‌طور خناق يا ديفتري بيماري‌اي است که در گلو ايجاد مي­‌شود و باعث خفگي مي‌گردد:

چون که حق قهري نهد در نان تو

چون خناق آن نان بگيرد در گلو

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/07/05
کد : 73190
تعداد بازدید: 149

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601