پنج شنبه 1 اسفند 1398

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

چند روایت از زندگی علمی غیاث‌الدین ابوالفتح، عمر خیام

«و کوچه باغ‌هاي نيشابور.... افسوس که من آن‌ها را نخواهم ديد.» اين سخن از آندره ژيد است؛ نويسنده «مائده‌هاي زميني» و برنده نوبل ادبي در برابر شور و شيفتگي‌اش از خواندن رباعيات خيام نيشابوري.

«و کوچه باغ‌هاي نيشابور.... افسوس که من آن‌ها را نخواهم ديد.» اين سخن از آندره ژيد است؛ نويسنده «مائده‌هاي زميني» و برنده نوبل ادبي در برابر شور و شيفتگي‌اش از خواندن رباعيات خيام نيشابوري.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: غياث‌الدين ابوالفتح عُمَر بن ابراهيم خيام، فقيه فيلسوف، منجم رياضي‌دان و رباعي‌سراي بزرگي که با اشعار خود جان جهان را تسخير کرده، در سال 427 خورشيدي، چيزي نزديک به هزار سال پيش، در صبحي بهاري که نيشابورغرق در شکوفه بود، چشم به جهان گشود.

 

 1  مرد تقویم

يکي از برجسته‌ترين کارهاي علمي خيام، اصلاح گاه‌شمار ايران در زمان سلجوقيان بود. در تقويم هجري قمري که پس از ورود اسلام رسميت يافت، ماه‌ها در فصل‌ها حرکت مي‌کنند. به همين دليل نمي‌شد آن را به‌عنوان تقويم مالي به کار برد و موسم وصول ماليات‌ها را بر حسب فصول و رسيدن محصول مشخص کرد. حکومت نياز به تقويمي داشت که مسائل مالي آن را بگشايد. خيام به درخواست سلطان جلال‌الدين ملکشاه و با حمايت وزير دانشمند او، خواجه نظام‌الملک طوسي، رياست گروهي از دانشمندان را براي احياي تقويم شمسي ايراني برعهده گرفت؛ تنظيم تقويمي جديد با مبدا هجرت پيامبر اسلام از مکه به مدينه و بر اساس سال خورشيدي که مطابق با تقويم طبيعي باشد.

خيام توانست در تقويم جلالي، که به نام سلطان وقت به اين نام خوانده شد، سال عرفي را با سال طبيعي تطبيق دهد. در اين تقويم  نه‌فقط نوروز درست در اول بهار يا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاري قرار مي‌گيرد، بلکه آغاز و طول مدت هر فصل عرفي دقيقا برابر با فصل طبيعي است؛ به اين صورت که در طبيعت هم، بهار و تابستان هرکدام 93 روز، فصل پاييز90 روز و زمستان 89 روز طول مي‌کشد. اين ويژگي بسيار مهم و بي‌نظير تقويم جلالي است که در ديگر تقويم‌ها ديده نمي‌شود. سال‌هاي کبيسه در تقويم جلالي ثابت نيستند و بر مبناي رصد سالانه تعيين مي‌شوند. خيام با ابداع جدولي که اکنون به جدول خيامي معروف است، اصول پيدا کردن روز نوروز، سال‌هاي کبيسه و به‌طورکلي استخراج و نگارش تقويم را هموارتر کرده است.

به اين ترتيب، خيام در 31 سالگي دقيق‌ترين تقويم جهان را تنظيم کرد. آغاز اين تقويم اول فروردين سال 458 هجري خورشيدي بر حسب تقويم کنوني ايران است.

گرچه اين تقويم بر اساس تقويم ايران باستان بود، اما در آن زمان نام  ماه‌هاي تقويم اوستايي از آن حذف و به جاي آن نام بروج 12 گانه مانند حمل و ثور و جوزا و... جايگزين شدند.

تقويم جلالي در سال 1304 هجري شمسي در مجلس دوم با تغيير دادن نام ماه‌ها از بروج به ماه‌هاي اوستايي که همان فروردين و ارديبهشت و خرداد... است، به‌عنوان تقويم ملي و سياسي ايران تصويب شد و تاکنون اعتبار خود را حفظ کرده است.

 

 2  ریاضیدانی که چهارصد سال از زمان خود جلوتر بود

خيام در رياضي نيز از سرآمدان دوران خود بود. خيام نخستين کسي است  که معادلات درجه سوم را طبقه‌بندي کرد و براي حل آن‌ها راهکارهايي ارائه داد. اين راه‌حل‌ها درحقيقت روشي تحليلي و هندسي است و مي‌توان گفت خيام نخستين رياضي‌داني است که هندسه تحليلي را براي حل معادلات جبري به کار برده و نزديک به چهار قرن قبل از دکارت هندسه تحليلي را وضع کرده است.

هم‌چنين او دو جمله‌اي نيوتن و مثلث پاسکال را چهار قرن پيش از اين دو دانشمند کشف کرده و ارائه داده که منجر به پيشنهاد دو جمله‌اي خيام- نيوتن و مثلث خيام - پاسکال در مجامع علمي شده است.

خيام با موفقيت  براي نخستين بار، اعداد حقيقي را تعريف کرد و از اين بابت بايد کار خيام را سرآغازي براي پيدايش و تکامل آناليز رياضي دانست.

 

 3   معاصران خیام

از معاصران او مي‌توان به خواجه نظام‌الملک طوسي، حسن صباح، امام محمد غزالي، سنايي غزنوي، ناصرخسرو، ابوالحسن بيهقي و عروضي سمرقندي اشاره کرد. 

عروضي سمرقندي نقل مي‌کند در ملاقاتي که با خيام داشته، از او شنيده که گفته: «گور من در موضعي باشد که هر بهاري شمال بر من گل‌افشان کند.» عروضي سمرقندي چند سال بعد از وفات خيام مزار او را در پاي ديوار باغي، پنهان زير فرشي از شکوفه مي‌يابد.

 

 4   رمان رباعیات

اي کاش که جاي آرميدن بودي 

يا اين ره دور را رسيدن بودي                     

کاش از پي صد هزار سال از دل خاک              

چون سبزه اميد بردميدن بودي

خيام هنگامي که اين ابيات را سروده، نمي‌دانسته که در زماني کمتر از هزار سال اشعارش نه چون سبزه، که چون درختاني تناور، سايه‌گستر قلوب شوريدگانش در سراسر جهان مي‌شود. او که بر وزن رباعي، يگانه اختراع تمام‌عيار ايرانيان در علم عروض ترانه سروده، در آن سوي مرزها داستان ديگري دارد؛ داستاني که از آن به نام «رمان رباعيات» ياد مي‌شود.

ادوارد فيتز جرالد (1883-1809) اديب منزوي انگليسي، از خانواده‌اي ثروتمند بود که در کلبه‌اي کوچک در نزديکي خانه اشرافي خانواده‌اش، با يک سگ، يک گربه، يک طوطي و مستخدمش زندگي مي‌کرد و به قول خودش زندگي‌اي همانند رابينسون کروزوئه داشت. يکي از علايق او آموختن زبان‌هاي ديگر بود. او در 43 سالگي به تشويق دوست جوانش، کاول، به فراگيري زبان فارسي پرداخت. اولين نمونه خط او را مي‌توان در يکي از نامه‌هايش در ابتداي فارسي‌آموزي يافت. او در اين نامه اسم خود را به فارسي به صورت «دورد فيتذ جرلد» امضا کرده است. مدت زماني بعد نسخه‌اي از رباعيات خيام توسط کاول به دست فيتز جرالد رسيد و اين آغاز داستاني بود که انگليسي‌ها از آن به‌عنوان رمان رباعيات ياد مي‌کنند. جرالد در نامه‌هايي به کاول از دل‌بستگي‌اش به زبان فارسي و عمرپير (omar old) مي‌نويسد. او طي سال‌ها با سخت‌کوشي و علاقه وافر خود را وقف ترجمه‌اي آزاد از رباعيات خيام  کرد. در 50 سالگي ترجمه رباعيات خيام را با عنوان Rubayat of Omar Khayyam of Naishabur   در 250 نسخه، به خرج خود و بدون نام مترجم به چاپ رساند. قيمت اين کتاب‌ها که قطع خشتي و جلدي قهوه‌اي‌رنگ داشتند، پنج شيلينگ تعيين شد. جرالد تعدادي از نسخه‌ها را به دوستانش داد، ولي از نسخه‌هايي که براي فروش گذاشته بود، به مدت دو سال حتي يک نسخه هم به فروش نرفت، تا اين‌که کتاب‌فروش به‌ناچار آن‌ها را در جعبه‌اي مقابل مغازه‌اش به قيمت يک پني به حراج گذاشت. هنگامي  که يکي از اين نسخه‌هاي يک پني به دست گابريل روستي -از بنيان‌گذاران گروه هنرمندان و نويسندگاني که بعدها به «پيش رافائليان» مشهور شدند- رسيد، کتاب از گمنامي خارج شد، مورد توجه محافل ادبي انگلستان قرار گرفت و تحسين بسياري را برانگيخت و در مدت کوتاهي قيمت کتاب چند برابر شد. بعد از چاپ چهارم کتاب، هويت مترجم آشکار شد و پس از آن نام عمرخيام و فيتز جرالد در پيوندي ابدي با هم قرار گرفتند.

فيتز جرالد پس از افشاي هويتش نام خود را در نامه‌اي که به ناشرش نوشته Edward Fitz Omar (ادوارد پسر عمر) امضا کرده است. خوب است بدانيد ترجمه فيتز جرالد اکنون جزو متون کلاسيک ادبيات انگليسي است و بسياري از مصراع‌هاي آن تبديل به امثال رايج شده. بعد از شکسپير، ديکنز و والت ويتمن، خيام صاحب بيشترين تعداد ضرب‌المثل به زبان انگليسي است.

او رباعي را وارد ادبيات انگليس کرد که به‌عنوان فرمي کلاسيک در جامعه ادبي انگلستان مورد پذيرش قرار گرفت.

پس از انتشار ترجمه رباعيات توسط  فيتز جرالد، روح جديدي در ادبيات انگلستان و دنيا دميده شد. چنان‌که به قول صادق هدايت از آن به بعد، ادبيات عمري خود يک سبک و سليقه مخصوصي از ادبيات و اشعار شد. ترجمه رباعيات باعث به وجود آمدن عمرخيام‌گرايي و درنتيجه تاسيس کلوب عمر خيام در سال 1892 در انگلستان و 1900 در آمريکا شد.  

فرد ريچاردز، عضو انجمن سلطنتي نقاشان و حکاکان انگلستان، که پس از دوره قاجار به ايران سفر کرده است، در سفرنامه خود مي‌نويسد: «لندن به داشتن باشگاه عمر خيام که در ضمن تشکيل جلساتي، از خيام ايران و خيام انگلستان يعني فيتز جرالد با احترام ياد مي‌کند، مباهات مي‌کند. مي‌توان خيام را شاعري ايراني ناميد که مردم انگليس وي را به شاعري خود اختيار کرده‌اند.» 

10 سال پس از مرگ فيتز جرالد، اين انجمن طي تشريفاتي دو بوته گل سرخ را بر مزار او نشانيد و کتيبه‌اي را به اين مضمون در کنار آن نصب کرد: اين بوته گل سرخ که در باغ کيو(باغ گياه‌شناسي لندن) پرورده شده، گلي است که تخم آن توسط سيمپسون از مزار عمرخيام در نيشابور به دست آمده و به دست گروهي از هواداران ادوارد فيتزجرالد از جانب انجمن عمرخيام کاشته شده است.

از ميان شيفتگان خيام مي‌توان به امرسون، ويتمن، تي اس اليوت و مارك تواين و آندره ژيد اشاره كرد. مارک تواين نيز که يک دفتر رباعي به تقليد از خيام سروده، گفته که افسردگي ناشي از مرگ دخترش را با خواندن رباعيات خيام و به قول خودش با «خيام‌درماني» معالجه کرده است. اين يعني آندره ژيد به‌صراحت از تاثير حافظ و خيام بر نوشته‌هاي خود ياد مي‌کند.

 

 5   مرگ خیام

خيام، حکيم دانشمندي که ترجمه رباعياتش در غرب، به منزله ريختن آب در خوابگه مورچگان ولوله‌اي در جان جهانيان انداخت، در 83 سالگي، زماني که مشغول خواندن «شفا»ي بوعلي سينا بود، حضور قاصد مرگ را حس کرد، پس گفت نيکان و صالحاني را فراخوانيد تا وصيت کنم. پس از وصيت، نماز عشا را خواند، به سجده رفت و در سجود مي‌گفت: «خدايا بدان که من تو را چندان که ميسر بود بشناختم، پس مرا بيامرز، زيرا شناخت تو براي من به منزله راهي است به سوي تو.» و اين‌گونه دارفاني را وداع گفت.

امروزه آرامگاه خيام در محله کهن شادياخ نيشابور و در باغ امام‌زاده محروق با اختلاف ارتفاع سه متري نسبت به درختان زردآلو قرار دارد، تا به هنگام بهار باد بر آن گل‌افشاني کند؛ همانند کوچه باغ‌هاي نيشابور.

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1393/11/25
کد : 72974
تعداد بازدید: 245

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601