چهارشنبه 25 مهر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

دانش‎مان را مدیریت کنیم

مدیرعامل یک شرکت دانش بنیان می‎گوید: شرکت‌هاي دانش‌بنيان بنگاه اقتصادي زودبازده نيستند. آنها به دانش خودشان متکي هستند. يعني مديريت يک شرکت دانش‌بنيان طوري است که ما بايد دانش‎مان را مديريت کنيم تا به هدف اصلي برسيم.

مدیر عامل یک شرکت دانش بنیان می‎گوید: شرکت‌هاي دانش‌بنيان بنگاه اقتصادي زودبازده نيستند. آنها به دانش خودشان متکي هستند. يعني مديريت يک شرکت دانش‌بنيان طوري است که ما بايد دانشمان را مديريت کنيم تا به هدف اصلي برسيم.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: باروحيه، خوش‌ذوق و اميدوار. شايد اين سه کلمه بتواند مدير جوان شرکت زيست فناوران پرديس را توصيف کند. دختر جواني که با دست خالي و تکيه بر دانش فني خود توانسته در حوزه نوپاي بيوتکنولوژي دست به تحقيقات گسترده بزند. هرچند تا همين‌جا هم کارهاي زيادي انجام داده، اما مي‌داند تا رسيدن به روزهايي که انتظارش را دارد، راه درازي پيش رويش است. سطور زير حاصل گفت‌وگو با فاطمه فرشاد؛ اين مدير 27 ساله است.

شرکت زيست فناوران پرديس از چه سالي کارش را شروع کرده و در چه حوزه‌اي فعال است؟

شرکت زيست فناوران پرديس از سال 1391 به نام يک شرکت توليدي، تحقيقاتي و بازرگاني ثبت شد. هدف اين شرکت نيز توليد محصولات بيوتکنولوژي در زمينه کشاورزي، پزشکي و ميکروبي است.

 يک مقدار حوزه‌تان گسترده نيست؟

حوزه‌مان خيلي گسترده است، چون اساسا بيوتکنولوژي يک علم ميان‌رشته‌اي است.

 خب اين‌طوري خيلي پيچيده شد!

بيوتکنولوژي يک علم ميان‌رشته‌اي است و خيلي از کارها را مي‌شود در يک قالب مديريت کرد. مثلا کار اختصاصي شرکت ما، کار روي برنج است. برنج در کشور ما بعد از گندم مهم‌ترين محصول کشاورزي و قوت غالب مردم ايران است. به همين دليل روي بهبود برنج کار مي‌کنيم. يکي از نظر مقاومت در برابر تنش‌هاي زيستي و يکي هم در برابر عوامل غيرزيستي مثل خشکي که يکي از بزرگ‌ترين معضلات کشور ايران است. کار ديگري که روي برنج انجام مي‌دهيم، غني کردن برنج از عناصر غذايي است. وقتي مردم قوت غالبشان برنج است، پس بايد از آن عناصر کافي را هم دريافت کنند. اگر آن برنج ميزان کافي و مناسبي از آهن و روي داشته باشد، مردم نياز کمتري به استفاده از مکمل‌ها خواهند داشت. اما پروژه‌اي که در زمينه پزشکي داريم، توليد پروتئين‌هاي نوترکيب مورد نياز انساني در داخل دانه برنج است. دانه برنج ظرفيت بسيار بالايي در توليد پروتئين‌ها دارد. به‌عنوان مثال يکي از پروژه‌هاي شرکت که الان يک دانشجوي دکتراي ما روي آن کار مي‌کند، بيان ژن سروم آلبومين انساني در داخل دانه برنج است. بعد از اين‌که اين ژن بيان شد، ما پروتئين را استخراج مي‌کنيم و به صورت داروي نوترکيب به فروش خواهد رسيد.

 خب يک مقدار پيچيده شد! مي‌شود بيشتر درباره پروژه‌هاي ديگرتان توضيح دهيد؟

ببينيد، اولين پروژه شرکت توليد برنج غني از آهن بود. به‌طور کلي آهن و زينک در پوشش دانه برنج ذخيره مي‌شوند و وقتي که اين پوشش دانه حذف شده و به اصطلاح پوليش مي‌شود و بعد دانه پخته مي‌شود، قسمت اعظمي از اين آهن و روي هدر مي‌رود. ما آمديم دو ژن را که مسئول افزايش آهن در دانه برنج بودند، به برنج منتقل کرديم. يکي از اين‌ها ژن فريتين است که حدود 4500 اتم آهن در هسته خودش ذخيره مي‌کند. ما اين را به داخل دانه برنج فرستاديم. يک ژن ديگري هم هست که مسئول جذب آهن از خاک است و انتقال آهن از اندام گياهي به دانه. با استفاده از اين روش‌ها درمجموع ما توانستيم ميزان آهن در دانه را 4.4 برابر افزايش دهيم. اين به اين معني است که روزانه اگر يک خانم باردار که بيشترين نياز را به آهن دارد، 50 گرم برنج مصرف کند، ديگر نيازي به مکمل‌هاي آهن نخواهد داشت.

 الان کارتان در چه مرحله‌اي است؟

الان در مورد آهن فعلا وارد فاز آزمايش‌هاي گل‌خانه‌اي شديم که بعد از آن هم آزمايش‌هاي مزرعه‌اي است. بعدتر هم با حمايت‌هاي دولت ان‌شاءالله وارد فاز تجاري‌سازي مي‌شويم.

 فعاليتي داريد که به مرحله تجاري‌سازي رسيده باشد؟

بيوتکنولوژي يک علم خيلي جديد در ايران است. در اروپا و آمريکا قديمي‌تر است و محصولات تجاري‌سازي‌شده دارند، ولي در ايران کارهاي ما بيشتر تحقيقاتي است. از طرفي دوره تحقيقات بيوتکنولوژي هم بسيار طولاني است. اين‌که آن دوره تحقيقات تمام شود و وارد فاز تجاري شود، يک مقدار زمان‌بر است. ما الان پروژه غني‌سازي برنج از آهنمان مي‌تواند يک سال و نيم، دو سال ديگر وارد فاز تجاري شود. توليد پروتئين نوترکيب انساني هم دو سال ديگر. ولي فعلا محصول تجاري نداريم.

 الان شما هزينه‌هاي تحقيق و آزمايش را از کجا مي‌آوريد؟

شرکت‌هاي دانش‌بنيان هميشه با اين معضلات کمبود منابع مالي رو‌به‌رو هستند. ما روزي که شرکتمان را تاسيس کرديم، اتکايمان به دانش فني خودمان بوده، نه پشتوانه مالي قوي. در حال حاضر از جيب خودمان هزينه مي‌کنيم. خب احداث آزمايشگاه و خريد تجهيزات و وسايل، هزينه هنگفتي دارد. چطور اين مشکل را حل کرديم؟ دکتر ستاري در معاونت علمي و فناوري شرکت‌ها را دانش‌بنيان کردند و ما با گرفتن تاييديه دانش‌بنيان مي‌توانيم با مراکز تحقيقاتي مثل پژوهشکده بيوتکنولوژي کشاورزي و پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيک قرارداد ببنديم و آزمايش‌هايمان را در آزمايشگاه آن‌ها انجام دهيم. ما با پژوهشکده بيوتکنولوژي کشاورزي وارد قرارداد شديم و آزمايش‌هايمان را آن‌جا انجام مي‌دهيم. يک‌سري تسهيلات هم از سوي معاونت علمي و فناوري و ستاد توسعه زيست‌فناوري به شرکت‌هاي دانش‌بنيان که در حوزه زيست‌فناوري فعاليت مي‌کنند، تعلق مي‌گيرد که ما هم آن‌جا طرح‌هايمان را ارائه داده‌ايم و تسهيلاتي هم قرار است شامل حالمان بشود که باز اميدبخش است.

 وضعيت ما در اين حوزه نسبت به کشورهاي پيشرفته‌تر چطور است؟ الان جايگاه ما در دنيا کجاست؟

آمريکا يکي از بزرگ‌ترين کشورهاي توليد محصولات تراريخته است. اروپا هم همين‌طور. ما در حال حاضر حدود 157 ميليون هکتار سطح زير کشت محصولات تراريخته در دنيا داريم. من فکر مي‌کنم با توجه به رشد روزافزون جمعيت و کمبود منابع غذايي، به مهندسي ژنتيک و توليد محصولات تراريخته نياز داريم؛ توليد محصولاتي که در واحد حجم غني‌تر باشند. يعني چنان‌چه حجم غذايي که استفاده مي‌کنيم، ميزان عناصري را که ما نياز داريم، برايمان برآورده کند، ديگر نيازي به استفاده از مکمل‌ها و هزينه‌هاي بيشتر نخواهد بود. الان کشورهايي مانند آمريکا سطح زيادي از زمين‌هاي کشاورزي را براي توليد محصولات تراريخته زير کشت برده‌اند. در ايران هم در سال 84 دکتر قره‌ياضي برنج مقاوم به کرم ساقه‌خوار برنج را توليد کردند که تجاري‌سازي هم شد. اين پروژه مي‌توانست ميزان استفاده از آفت‌کش را در مزرعه به صفر برساند. اين براي کشاورزان ما که عمدتا کشاورزان خرده‌پا هستند، موضوع خيلي مهمي است. هم خطرات جاني و مالي کمتري وارد مي‌کند و هم بقاياي سموم در مواد کشاورزي وجود ندارد.

 شما گفتيد که نزديک‌ترين محصولتان حدود يک سال و نيم، دو سال ديگر وارد فاز تجاري‌سازي مي‌شود. نگران رقبا نيستيد که زودتر از شما اقدام کنند؟ يا در اين زمينه بي‌رقيب هستيد؟

نمي‌شود گفت که بي‌رقيبيم. درست است که بيوتکنولوژي در ايران خيلي پيشرفته نيست، ولي در زمينه برنج هم مي‌توانيم رقيب داشته باشيم. اما اين کار، پيچيده و زمان‌بر است و ما ترجيح مي‌دهيم با شرکت‌هايي که مي‌خواهند در يک زمينه مشترک فعاليت داشته باشند، همکاري کنيم. به‌عنوان مثال بخشي از آزمايش‌ها را ما انجام دهيم و بخشي ديگر را به آن‌ها واگذار کنيم و همين‌طور مي‌توانيم در سود و زيان‌هايمان شريک شويم. ترجيح نمي‌دهيم جدا جدا کار کنيم.

 پس چندان رقيب نيستيد و با هم همکاري مي‌کنيد که به آن چيزي که مي‌خواهيد، برسيد.

دقيقا. ما ترجيح مي‌دهيم با شرکت‌هاي دانش‌بنيان ديگر، با موسسات و دانشگاه‌ها همکاري داشته باشيم.

 و چون کار پيچيده‌اي است، بقيه هم استقبال مي‌کنند...

بله، کار ما خيلي وسيع است. ما در سطح آزمايشگاهي، در سطح گل‌خانه‌اي، در سطح مزرعه‌اي کار مي‌کنيم و خيلي کار وسيعي است تا يک محصول تراريخته به دست مردم برسد و اين کاري نيست که يک نفر به‌تنهايي بتواند انجام دهد. يک گروهي از افراد را مي‌طلبد که حالا يک‌سري از افراد در قالب شرکت ما، تعدادي ديگر در قالب يک موسسه، سازمان يا دانشگاه فعاليت مي‌کنند.

 نطفه اوليه کار از کجا بسته شد؟

دانشجوي فوق ليسانس دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات بودم و مي‌خواستم روي پايان‌نامه‌ام کار کنم. آن زمان چون دانشجو بودم و سني نداشتم، برايم کشت بافت يک موضوع خيلي جديد بود. کشت بافت در گياهان، براي تکثير سريع گياهان، گياهان عاري از ويروس، بيماري و توليد گل‌هاي زينتي در سطح انبوه است. من هم چون به توليد گل و گياه خيلي علاقه داشتم، با يکي از اساتيد عزيزم دکتر قره‌ياضي صحبت کردم که يک شرکت کشت بافت تاسيس کنيم. ايشان هم گفتند که شرکت کشت بافت خيلي خوب است، ولي ما مي‌توانيم به جاي اين‌که کار زينتي کنيم، کاري کنيم که نفع ملي و اقتصادي داشته باشد. اين شد که من براي پايان‌نامه‌ام هم رفتم مرکز تحقيقات بين‌المللي برنج واقع در فيليپين کار کردم و کلا مسير تحقيقات عوض شد.

 شما خيلي جوان هستيد. جمع چطور به اين نتيجه رسيد که شما مديرعامل شويد؟

اولين دليلش اين بود که پيشنهاد تاسيس شرکت در ابتدا از طرف من بود. من وقتي با آقاي دکتر قره‌ياضي براي تاسيس اين شرکت صحبت کردم، ايشان هم استقبال خوبي از اين کار کردند و پرسيدند اصلا چرا مي‌خواهي اين کار را بکني؟ خب ايشان هم مشغله کاري داشتند. به ايشان اطمينان دادم که همه کارها را انجام مي‌دهم و فقط به راهنمايي و حمايت ايشان نياز دارم. از طرفي يکي از دوستانم که او هم رشته بيوتکنولوژي خوانده و خيلي در اين کار ماهر است و علاقه شديدي دارد، استقبال زيادي کرد و با من همراه شد. نيروي بعدي هم برادرم بود که مديريت خوانده و با سابقه کاري که داشت، مي‌توانست در زمينه مديريت و حساب‌هاي مالي شرکت خيلي کمکمان کند. اين‌طور شد که ما شرکتي را تاسيس کرديم که در هر زمينه‌اي نيرو داشت. درمجموع خود اين افراد تصميم گرفتند که من مديرعامل باشم، برادرم مدير مالي شرکت است و آقاي دکتر هم رئيس هيئت مديره.

 الان چند نفر در شرکت مشغول به کار هستند؟

همان چهار نفر به‌علاوه دو دانشجوي دکترا.

 اصولا مديريت اين شرکت دانش‌بنيان يعني چه؟ آن هم شرکتي که هنوز در مرحله تحقيقاتي و آزمايشگاهي است و وارد فاز تجاري‌سازي نشده است.

شرکت‌هاي دانش‌بنيان بنگاه اقتصادي زودبازده نيستند. نمي‌توانم بگويم من مدير يک کارخانه هستم و اگر اين مواد اوليه و تجهيزات باشد، بازار تقاضاي فلان مقدار را دارد، ما عرضه مي‌کنيم و فروش داريم. شرکت‌هاي دانش‌بنيان به دانش خودشان متکي هستند. يعني مديريت يک شرکت دانش‌بنيان طوري است که ما بايد دانشمان را مديريت کنيم تا به هدف اصلي برسيم. ما با يک تيم متخصص طرف هستيم، نه با يک‌سري افراد عام که هر کاري ما بگوييم، انجام دهند. افرادي در شرکت‌هاي دانش‌بنيان هستند که هر کدام در جايگاه خودشان صاحب نظر هستند و حالت رئيس و مرئوسي وجود ندارد. اين نيست که من بگويم فلان کار را بکن و آن‌ها هم بگويند چشم. ما کاملا سعي مي‌کنيم مديريت دانش را در شرکت اجرا کنيم و همه چيز با مشورت تمامي اعضا باشد. وابستگي به يک فرد وجود ندارد و رئيس شرکت خيلي بالاتر از افراد ديگر تيم نيست. همه تقريبا در يک سطح قرار دارند. چالش بزرگ براي من اين است که از يک طرف منابع و پشتوانه مالي‌مان اندک است و از سوي ديگر سعي داريم با نيروي متخصص اين ضعف را جبران کنيم. يک مقدار مديريت اين دو بخش با هم سخت است و فقط تکيه بر دانش خودمان باعث شده که شرکت تاسيس کنيم، نه پشتوانه مالي.

 خب الان يک مشکلي پيش مي‌آيد. کسي که کار مي‌کند، براي امرار معاش نياز به حقوق دارد. ولي وقتي شما وارد فاز تجاري‌سازي نشده‌ايد، امکان پرداخت حقوق هم نداريد. اين را چطور حل کرده‌ايد؟ فعاليت‌هاي جانبي انجام مي‌دهيد؟

اول که شروع کرديم، واقعا عشق داشتيم و کساني که در شرکت کار مي‌کنند، به استثناي آقاي دکتر که يک فرد باتجربه و استاد هستند، همه افرادي بودند که روحيه کارآفريني داشتند. هيچ‌کدام از ما دوست نداريم در موسسه يا شرکتي کار کنيم و بلندمدت حقوق بگيريم و هر چقدر هم در آن شرکت تجربه کسب کنيم، هرگز به سطح مدير آن شرکت نخواهيم رسيد و هميشه زيردست باقي مي‌مانيم. همه افراد اين‌جا دوست داشتند روي پاي خودشان بايستند. ما دقيقا هيچ درآمدي نداشتيم و فقط اميد بود که ما را به ادامه کار وامي‌داشت. يک سال که از تاسيس شرکت بگذرد، ديگر دلتان نمي‌آيد شرکت را رها کنيد. دوست داريد تمام تلاشتان را بکنيد تا کاري را که شروع کرده‌ايد، به جايي برسد و تلاش مي‌کنيد تا از طرق ديگر يک پولي به شرکت تزريق شود. حالا مثلا اگر در يک آزمايشگاهي کار مي‌کنيم و آن‌جا به تجهيزات نياز دارد، از طريق واردات آن تجهيزات به کشور و سود حاصل يا راه‌هاي ديگر يک‌سري از هزينه‌هايمان را تامين مي‌کنيم. ولي هيچ درآمدي نداريم.

 شما يک دختر جوان هستيد. تا به حال جايي مراجعه کرده‌ايد که تبعيض وجود داشته باشد يا جدي‌تان نگيرند؟

در نگاه خودم هيچ تفاوتي در زن و مرد وجود ندارد. حتي به اندازه يک اپسيلون. و اين حس خود من باعث مي‌شود وقتي وارد يک جايي مي‌شوم و از نظر خودم هيچ ضعفي وجود ندارد، در برخورد ديگران هم هيچ کمي و کاستي نبينم و اين را ‌که جدي‌ام نگيرند، تا به حال نديده‌ام. شايد اولش که وارد شوم، به‌خاطر سنم ابتدا خيلي جدي نباشند، ولي بعد که صحبت مي‌کنيم، اگر حرف‌هايي که طرف مقابل انتظار شنيدنش را دارد بگويم، کم‌کم قضيه را جدي مي‌گيرند. فکر نمي‌کنم اين هم به‌خاطر تفاوت مرد و زن باشد و بيشتر به‌خاطر سن کم است. البته الان در شرکت‌هاي دانش‌بنيان اين امر عادي شده و اکثر مديران شرکت‌ها جوان هستند.

 شما چه نيازي داريد؟ مثلا اگر چنين شرکتي در يک کشور پيشرفته باشد، چه برخوردي مي‌کنند و چه حمايتي انجام مي‌دهند که جايش اين‌جا خالي است؟

من نمي‌توانم اين‌جا را با کشورهاي پيشرفته‌تر مقايسه کنم. چون واقعا من شرکتي در اين کشورها ندارم که بگويم آن‌جا فلان حمايت را کردند و اين‌جا نمي‌کنند! روال اين‌طور است که شرکت‌هاي دانش‌بنيان بر اساس ايده‌شان جلو مي‌روند. يعني بايد بازار را بشناسيم و براساس آن نوع ايده‌مان را انتخاب کنيم. در مرحله بعد بايد با مراجعه به معاونت علمي و فناوري يا ارگان‌هاي ديگر براي گرفتن تسهيلات قانعشان کنيم که اين کاري که انجام مي‌دهيم، نياز کشور است. نکته‌اي که مي‌خواهم روي آن تاکيد کنم، اين است که اگر ايده‌اي در يک شرکت دانش‌بنيان مطرح مي‌شود، صددرصد دانشي پشت آن است. به‌عنوان مثال اين‌که ما روي برنج کار مي‌کنيم، به اين دليل است که برنج غذاي اصلي ايراني‌هاست و هدف ما خودکفايي در توليد برنج در داخل ايران است و اين‌که ما بتوانيم روي رقمي کار کنيم که خوشايند ذائقه مردم باشد. وقتي که ما به يک ارگاني مراجعه مي‌کنيم، دوست داريم اين مسئله را با ديد بازتر ببينند و اين حس ما را که چرا فلان ايده را انتخاب کرديم و پرورش داديم، درک کنند و در قبالش ما را به‌عنوان بنگاه اقتصادي زودبازده نبينند و تسهيلاتي که مي‌خواهند به ما بدهند، بر اين اساس باشد که ما يک روند تحقيقاتي طولاني داريم تا به محصول و سود برسيم. در اين پروسه خيلي مهم است که دولت با ما همراه باشد. تنها همين توقع را داريم. البته يک نکته اين است که در مقايسه با کشورهاي اروپايي در ايران ايده‌ها و تعداد ثبت اختراعات خيلي زياد است و تعداد کمي تجاري مي‌شود. يک مقدار شايد تشخيص اين که کدام بهتر است، مشکل باشد. ولي در اروپا تعداد ثبت اختراعات کمتر است و تعداد بيشتري هم تجاري‌سازي مي‌شود.

 چرا؟

فکر مي‌کنم ما خيلي پراکنده تحقيق مي‌کنيم و هر کسي جدا جدا براي خودش در حال تحقيق است. روي يک موضوع تمرکز نمي‌کنيم که با هم آن را پرورش دهيم. هر کدام جدا روي يک بخشي کار مي‌کنيم. براي همين چند ايده مختلف وجود دارد که شايد درنهايت يک ايده به انجام برسد و حالت همکاري وجود ندارد. 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/10/28
کد : 72841
تعداد بازدید: 20

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601