پنج شنبه 3 خرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

اشاراتی درباره زندگی علمی ابوعلی مسکویه؛ دانشمند کتاب‌دار

ابوعلي مسکويه اولين مورخ جهان اسلام است که فلسفه را به تاريخ‌نگاري وارد کرد. او به تاريخ به‌عنوان آزمايشگاه فلسفه عملي خود مي‌نگريست، چنان‌كه مي‌توان او را پيش‌رو نويسندگان علمي تاريخ به شمار آورد.

ابوالفضل ابن‌عميد، وزيـر دانـشمند‌ رکن‌‌الدوله ديلمي که مدت 24 سـال بر مـنصب وزارت بود، کتاب‌خانه‌اي معادل صد‌ بار شتر‌ کتاب داشت. او هميشه در مسافرت‌هايش، 30 شتر از کتاب‌هاي ادبي مورد لزوم را همراه خود مي‌برد.

در سال 355 هجري گروهي از داوطلبان جـهاد بـا روم، از خراسان به منطقه‌ ري آمدند و به بهانه‌ جهاد، به غارت و تخريب اموال مردم پرداختند. از جمله خانه‌هايي که غارت شد، خانه‌ ابن‌عميد وزير‌ بـود. او با اين‌که مجروح شد، تنها نگران کتاب‌خانه‌اش بود و چون از کتاب‌دارش شنيد که از آن خانه، تنها کتاب‌خانه سالم مانده است، بسيار خوشحال‌ شد‌ و گفت: «خزانه‌ها و گنجينه‌هاي ديگر جانشين‌پذير اسـت، تنها کـتاب است که عوض نـدارد.» و به کتاب‌دارش گفت: «گواهي مي‌دهم که‌ تو‌ نديمي مبارک و‌ نگهباني‌ خوش‌‌گام بوده‌اي.»

خازن‌ و ‌‌کتاب‌دار‌ اين کتاب‌خانه‌ بزرگ، مورخ، حکيم، اديب، معلم بزرگ‌ اخلاق و استاد کـامل ابوعـلي مسکويه  ملقب به  ابوعلي خازن بود.

منصب«خازني» يا «کتاب‌داري» از مناصب مهمي بود که مسئوليت نگه‌داري، مرتب کردن، فهرست‌نويسي کتب کتاب‌خانه و نيز امانت‌ دادن‌ کتاب‌ها به متقاضيان و راهنمايي آن‌ها را  در بر مي‌گرفت. اين‌که متصديان منصب خـازني از عالمان و دانشمندان برجسته‌ شهره آفاق بودند، نشان از‌ جايگاه‌ رفيع آن منصب است.


زندگی‌نامه

ابوعلي مسكويه حدود دو دهه نخستين عمر خود را در ري گذرانيد. او ساليان طولاني مصاحب ابومحمد مهلبي، وزير معزالدوله، بود و هفت سال نيز در خدمت و مصاحبت ابوالفضل ابن‌عميد، وزير ركن‌الدوله ديلمي زيست و خازن كتاب‌خانه او در ري بود. سپس به خدمت ابوالفتح ابن‌عميد، وزير ركن‌الدوله و مؤيدالدوله، درآمد.

ابوعلي سپس در شيراز به عضدالدوله، سلطان بزرگ آل بويه پيوست و خازن كتاب‌خانه و بيت‌المال او شد و تا زمان درگذشت عضدالدوله در همين شغل ماند. پس از عضدالدوله، پسرش صمصام‌الدوله جانشين پدر شد. مسكويه با او نيز پيوندي نزديك يافت و در مجالس علمي و فرهنگي ابن‌سعدان، وزيرصمصام‌الدوله، حاضر مي‌شد. ابوعلي پس از صمصام‌الدوله، هم‌چنان در خدمت بزرگان ديگر دربار ري بود و عمري طولاني حدود يک قرن داشت.
چون او در علوم اوايل (دانش يونان) به‌ويژه در منطق و پزشكي قوي بود، او را بقراط دوم مي‌ناميدند و نيز به سبب استادي در غالب زمينه‌هاي حكمت نظري و عملي به‌ويژه در فن تهذيب اخلاق، برخي بعد از ارسطو و فارابي از او با عنوان «معلم ثالث» ياد مي‌کنند.

ابن‌سینا و ابوعلی مسکویه

وقتي ابن‌سينا به دنيا آمد، مسكويه 50 ساله بود. به روايت از بيهقي، در مجلسي كه شاگردان ابوعلي مسكويه نيز حضور داشتند، ابن‌سينا گردويي به سوي او پرتاب كرد و گفت: «مساحت اين گردو را تعيين كن.» مسكويه نيز جزوه‌اي از نوشته خود در زمينه اخلاق به سوي ابن‌سينا پرتاب كرد و گفت: «تو نخست اخلاق خود را اصلاح كن تا من مساحت گردو را محاسبه كنم، زيرا تو به اصلاح اخلاق نيازمندتري، تا من به محاسبه مساحت گردو.»

تالیفات ابوعلی مسکویه

دانشمندان اسلامي تا مدت ها پس از ظهور اسلام به علم اخلاق با شک و ترديد مي‌نگريستند، چراکه نمي‌دانستند آيا با وجود قرآن و سنت رسول‌الله(ص) به کتاب اخلاق نياز دارند يا نه؟

ابوعلي مسکويه يکي از پيش‌گامان اين علم در جهان اسلام است. او در اين زمينه دو کتاب «تهذيب الاخلاق» و «جاويدان خرد» را نگاشت که از آثار معتبر در اخلاق و حکمت عملي است.

تهذيب الاخلاق (طهاره الاعراق): مهم‌ترين کتاب فلسفي ابن‌مسکويه و شامل نظريات او در حکمت عملي است. اين کتاب او را به‌عنوان فيلسوف اخلاق مشهور کرد.

بيشتر اخلاق‌نويسان بعد از مسكويه، به گونه‌اي از  «تهذيب‌الاخلاق»  او تاثير گرفته‌اند. مثلاً، نصيرالدين طوسي «اخلاق ناصري»  را بر پايه كتاب مسكويه نوشته است و در اين کتاب از او با ‌عنوان «اسـتاد فـاضل و حـکيم‌ کـامل»‌ ياد‌ مي‌کند. خواجه طوسي در وصف کتاب «تهذيب الاخلاق» مي‌گويد:
«جانم به فداي کتابي باد که تمام فضايل را در بر دارد و عهده‌دار تکميل اخلاق مردم است.»

جاويدان خرد (الحكمهًْ الخالدهًْ): اصل آن به زبان پهلوي و مربوط به دوره هوشنگ پيشدادي است كه به نام او تاليف کرده‌اند. اين کتاب تا زمان مامون عباسي در خزانه بود تا اين‌که حسن بن سهل، وزير ايراني مامون، يک قسمت از آن را به عربي ترجمه کرد و آن را «مخلص جاويدان خرد» ناميد. مسکويه اين متن عربي را مرتب کرد، مطالب مهمي بدان افزود، به فارسي ترجمه کرد و همان «جاويدان خرد» نام نهاد. متن عربي که او با توجه به اصل ايراني آن را نوشت، به «الحكمهًْ الخالده» مشهور شد.

ترجمه‌ اندرزهاي بزرگمهر عينا در کتاب «جاويدان خرد» آمده و تقريبا جمله به جمله قابل تطبيق با مـتن اصـلي اسـت. درواقع «جاويدان خرد»‌ مجموعه‌اي از اندرزهاي پهلوي است.

اين اثر كه به نام «آداب العرب و الفُرس» نيز شهرت دارد، درباره حكمت‌ها و اندرزهاي ايرانيان، هنديان، يونانيان و اعراب است.

تجارب الامم: مشهورترين اثر اوست و از معتبرترين کتاب‌هاي تاريخ است که به سلسله حوادث تاريخي پس از توفان نوح مي‌پردازد. مسکويه در اين کتاب تاريخ ايران را محور قرار داده و تاريخ ملل ديگر را در ارتباط با آن بيان داشته است. او از هوشنگ پيشدادي آغاز مي‌کند (برخلاف بسياري از مورخين ديگر که با آدم يا کيومرث شروع مي‌کنند) و تا سال 369 ه‍.ق را بررسي مي‌کند. بخشي از اين کتاب براساس اطلاعات شفاهي ابومحمد مهلبي تدوين شده است و آن‌چه از تاريخ‌ اعراب‌ و اسلام در آن آورده شده، در جهت تکميل تدوين تاريخ ايران است‌.

مسکويه در اين کتاب «عهد اردشير» را به صورت کامل بيان کرده است. ترجمه‌‌ عربي «عهد اردشير» در کتاب «تجارب الامم»‌ بعد از اوستا قديم‌ترين سندي اسـت کـه به شکل‌ کتاب‌ براي ما باقي مانده است.

عهد اردشير يا پندنامه اردشير: اين پندنامه سياسي که به عهد اردشير (اندرز اردشير، وصيت‌نامه اردشير) موسوم است، حاوي دستور‌العمل‌هاي مهم سياسي منسوب به اردشير بابکان، موسس سلسله ساساني است.

به‌عنوان مثال اردشير در اين عهدنامه معتقد است در امر مملکت‌داري، ‌قبل از پرداختن به مسائل خارجي بايستي مشکلات داخلي را حل‌وفصل کرد:
«بدانيد رزمتان با مردمان ديگر، پيش از جنگيدن با فرهنگ نادرستي که در مردم خودتان است، اين نه پاسداري که از دست دادن است. با دل‌هايي که يک‌رنگ نيستند و دست‌هايي که دشمن يکديگرند، با دشمنان چگونه مي‌رزميد؟»


منابع تجارب الامم

در تاليف اين کتاب مسکويه بيش از هرکس و هر منبع به‌ «تاريخ طبري» توجه داشته و بيشتر مطالب کتابش‌ را‌ از او گرفته‌ است.

هم‌چنين مسکويه علاوه بر طبري به کتاب تاريخ ثابت بن سنان، از خاندان‏هاي نام‌دار صائبين حران دسترسي داشت.

ثابت بن سنان، طبيب و مورخ، در خدمت دولت عباسي بوده و تاريخ زمان معاصر خويش از سال‌هاي اواخر قرن سوم تا سال 360 هجري را به نگارش درآورده است. کتاب ثابت اينک در دست نيست و ما تنها به واسطه مسکويه از مطالب آن آگاه هستيم.

در بخش پيش از اسلام کتاب مسکويه با در دست داشتن مدارک بسيار کهن ايراني، که عبارت‌اند از «عهد اردشير» و «زندگي‌نامه انوشيروان»، مطالبي را نقل مي‏کند که در هيچ‌يک از متون تاريخي ديگر نيست.

اساس اهميت و ارزش «تجارب الامم» در آخرين بخش آن يعني قسمت‏هايي است که شرح وقايع مقارن با روزگار مؤلف است و مسکويه خود مؤلف تاريخ است. از همين‌رو اين کتاب از مهم‌ترين منابع قرن چهارم هجري و به‌ويژه تاريخ آل‌ بويه‌، بريديان و حمدانيان به شمار مي‌رود. اين قسمت از کتاب حاصل ديده‌ها و شنيده‌هاي خود مولف يا نقل از‌ بزرگاني چون‌ ابن‌عميد و ابومحمد مهلبي است‌ که‌ خود شاهد وقايع بوده‌اند. به‌ويـژه که مـولف‌ برخي‌ نامه‌ها‌ و توقيعات را که ارزش تاريخي‌ فراواني دارند، ضميمه کتاب کرده است.

 

نوآوری‌های تجارب الامم

ابوعلي مسکويه اولين مورخ جهان اسلام است که فلسفه را به تاريخ‌نگاري وارد کرد. او به تاريخ به‌عنوان آزمايشگاه فلسفه عملي خود مي‌نگريست، چنان‌كه مي‌توان او را پيش‌رو نويسندگان علمي تاريخ به شمار آورد و از اين نظر الگويي براي کساني چون رشيدالدين فضل‌الله و ابن‌خلدون بوده است.

مسکويه در نقل تاريخ به اسناد و مدارک مطمئن‌ نظر‌ دارد و اظهار مي‌دارد: «اگر از اخبار پس از توفان و نيز ذکر‌ معجزات‌ پيامبران(ص)‌ و آن سياست‌هايي که اعمال کردند، ياد نمي‌کنيم، به سـه عـلت است: يکي «قلت معتمد»، دوم «مردم روزگار ما هيچ‌ آزموني‌ از‌ آن‌ها حاصل نمي‌کنند»، سوم اين‌که معطوف به اراده‌ انسان و«تدبير انساني»نبوده‌اند.»

البته او کـتابي جـداگانه در صفات پيامبران نوشته و آن‌ را‌ «احوال الحکما و صفات الانبياء السالفين» نام نهاده است. با وجود اين، مسکويه به‌ سليقه‌ و تفنن‌طلبي توده‌ مردم توجه مي‌کند و مي‌نويسد: «با اين همه، اين کتاب از دل‌نـشيني افـسانه‌ها که در‌ آن‌ ‌گونه‌اي‌ از ارزش‌هاست و ما آن را رها کرده‌ايم، تهي نباشد.»

مسکويه با آن‌که در خدمت‌ اميران‌ آل بـويه بوده، ولي در کتابش تملق آنان را نمي‌گويد و درعين ذکر فضايل به انتقاد از آنان نيز پرداخته و تاريخ را در کمال بي‌طرفي به نگارش درآورده است.

امروزه تاريخ شفاهي مورد توجه مورخان قرار گرفته است که بر نقل رويدادها از منبع اصلي تکيه دارد. ابوعلي روند تاريخ را تا دوره خود ادامه داده و در اين زمينه مي‌توان او را يکي از مبتکران اين فن دانست.

مسکويه سعي کرده تا با جرح و تعديل، بسياري از روايت‌هايي را که نويسندگان ديگر به شکل افسانه آورده‌اند، ‌به عقل نزديک کند تا براي خواننده قابل قبول‌تر باشد. مثلا هنگامي که از بيوراسب (ضحاک) ياد مي‌کند، برخلاف بسياري از مورخان که معتقدند روي شانه‌هاي ضحاک دو مار وجود داشته است، روايت مي‌کند: «... بر دوش وي دو زايده گوشتين برآمده بود که به خواست خود، آن‌ها را چون دو دست خويش مي‌جنبانيد و به دروغ مي‌گفت که دو مارند، ‌تا فرودستان و نابخردان از وي بهراسند. آن‌ها را در زير جامه خويش پنهان مي‌داشت.»

او که نمي‌خواست براي خلفاي عباسي فرّه ايزدي (عصمت) قائل شود، در اين کتاب «خليفه» را «سلطان» و «بغداد» را «دار‌ السلطان» مي‌نامد.‌

مرگ

ابوعلي عمري طولاني در حدود يک قرن داشت. او شعري به عربي دارد که  در آن از کهن‌سالي‌ و فرتوتي خويش مي‌نالد:
«موهايم‌ ريخته‌ است‌ و حادثه‌ها به‌سان ملخ‌ها‌ که‌ به‌ جان گياهان افتند، مرا از موي برهنه کنند. وامي شده‌ام به گردن دنيا، از آن آخرتم که فرستادگان مرگ از دنـيا‌ بـاز‌ پس‌ خواهند و دنيا هم‌چنان سر مي‌دواند.»

او روزهاي آخر عمر را در اصفهان گذرانيد، در همان شهر چشم از جهان فرو بست و همان‌جا مدفون شد. گفته شده ميرداماد هرگاه از کنار قبر ابوعلي در اصفهان گذر مي‌کرد، مي‌ايستاد و فاتحه‌اي مي‌خواند و مي‌گفت: «اين مرد در درجه عالي از معرفت نسبت به حق اهل بيت(ع) بود و به وجوب اطاعت از آن‌ها و لزوم محبتشان معتقد بود.» 

 

 

تاریخ انتشار : 1394/10/02
کد : 72807
تعداد بازدید: 16

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601