جمعه 1 تیر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

از غارتان بيرون بياييد ...

لامپ که روشن شد و ايده آمد، کاسه حالا چه کنم دست نگيريد و اين سوال‌هاي بي‌معني را هم از خودتان نپرسيد که دست ‌تنها از کجا بايد شروع کرد، يا حداقل اگر پرسيديد، ترس برتان ندارد. چون دوروبر شما کلي Z ريخته!...

لامپ که روشن شد و ايده آمد، کاسه حالا چه کنم دست نگيريد و اين سوال‌هاي بي‌معني را هم از خودتان نپرسيد که دست ‌تنها از کجا بايد شروع کرد، يا حداقل اگر پرسيديد، ترس برتان ندارد. چون دوروبر شما کلي Z ريخته!...

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: اگر خيلي هم نخواهيد به خودتان زحمت بدهيد و در همين ويکي‌پديا سرچي بزنيد، با يک نسل جالب آشنا خواهيد شد؛ با  zها! موجودات جذابي که خيلي به درد شما مي‌خورند. به‌خصوص شما که ايده داريد. متولدان اواسط دهه 90 به بعد را نسل z مي‌گويند. آن‌ها که وقتي جفت پا‌هايشان در دست پرستار بوده و دنيا را وارونه مي‌ديده‌اند، احتمالا دکتري که آن‌ها را به دنيا آورده در پس‌زمينه در حال چک کردن اي‌ميل يا توييترش بوده. آن‌ها وقتي چشم باز کرده‌اند، اينترنت وجود داشته و دنياي وب بخشي از دنياي واقعي بوده. z‌ها نسل بعد از اينترنت هستند. براي آن‌ها تصور دنياي بدون موبايل و ارتباطات اينترنتي سخت است. خب از اين مقدمه زايشگاهي که بگذريم، مي‌توانيم برويم سراغ اصل جنس. صحبتم درباره شروع کسب‌وکار در چنين دنيايي و با حضور zهاي اينترنت‌zه است؛ اين‌که وقتي ايده‌اي داريد و لامپي در سر شما روشن شده، از کجا و چطور شروع کنيد و چاله‌چوله‌هاي استارت‌ zن در استارت‌آپ‌ را چگونه پر کنيد. اين‌ را هم که اين موضوع چه ربطي به z‌ها و اين مقدمه دارد، خودتان زحمت کشف ارتباطش را بکشيد.

تو تنها نیستی؛ تو با تن‌هایی

لامپ که روشن شد و ايده آمد، مثل پدربزرگ‌هايتان کاسه حالا چه کنم دست نگيريد و اين سوال‌هاي بي‌معني را هم از خودتان نپرسيد که دست ‌تنها از کجا بايد شروع کرد. من که پول‌وپله‌اي ندارم و من که دفتر ندارم و من که از تجارت چيزي نمي‌دانم را هم بي‌خيال شويد. مي‌دانيد چرا؟ چون روضه‌اي که در مقدمه اين مطلب خواندم، قرار است اين‌جا به دردمان بخورد! بله. اين سوال‌ها را از خودتان نپرسيد، يا حداقل اگر پرسيديد، ترس برتان ندارد. چون دوروبر شما کلي Z ريخته! نريخته. حضور دارند. z‌ها همه‌جا هستند. فقط بايد بلد باشيد آن‌ها را ببينيد. کلي جوان و نوجوان زير 25 سال مي‌توانيد پيدا کنيد که اگر از قيافه‌هاي تيفوسي و ديجيتال‌آلامدشان چشم‌پوشي کنيد، خيلي کار‌ها از دستشان برمي‌آيد. بلدند هر ايده خوبي را به يک سرانجامي برسانند. z‌ها نعمت‌اند. کار براي آن‌ها نشد ندارد. آن‌ها را در يک جزيره غيرمسکوني هم‌‌ رها کنيد، سال بعد برگرديد از آن يک اکوسيستم استارت‌آپي ساخته‌اند. مي‌پرسيد چگونه؟ راستش من هم نمي‌دانم، ولي از اين کار‌ها زياد مي‌کنند. احتمالا با کمک خرس‌هاي بي‌کار جزيره اينترنت را کشف مي‌کنند و با کمک گرفتن از آدم‌خوارهاي مهربان کدنويسي مي‌کنند و مشتريانشان را هم از بين دزدان دريايي انتخاب مي‌کنند. z‌ها در زمانه‌اي به دنيا آمده‌اند که مفهوم کار کردن، مفهوم راه‌اندازي، مفهوم تيم‌ورک و خيلي مفاهيم ديگر از قبل روي سيستم‌ عاملشان نصب بوده. آن‌ها را نه‌تنها دست‌کم نگيريد، بلکه روي آن‌ها حسابي حساب باز کنيد.

پایان عصر غارنشینی

خب اين zهاي به‌دردبخور و آدم‌خوار رام‌کن را از کجا مي‌شود پيدا کرد؟ کلوني آن‌ها کجاست؟ رد و نشانشان چيست؟ نمي‌شود که راه افتاد و از هرکسي که زير 30 سال بود، پرسيد قربان شما z تشريف داريد؟ با اين‌که من يک z نيستم، اما جواب اين سوال‌ها را هم مي‌دانم. z‌ها برخلاف آن‌چه ما فکر مي‌کنيم، سر در چنبر طاعت مانيتور خود فرو برده‌اند و روزي 18 ساعت گيم استراتژيک بازي مي‌کنند. شبکه ارتباطي خيلي قدرتمندي دارند. از‌‌ همان غار ديجيتال خود دورهمي راه مي‌اندازند. اسکايپ و تلگرام و گروه‌هاي مجازي‌شان به راه است و راه‌به‌راه هم ايونت دارند. پيدا کردن کانتکت يا‌‌ همان شماره‌هاي تماسشان هم خيلي راحت است. آن‌ها اگر يک خط کامنت پاي يک مطلب در وب گذاشته باشند، مطمئن باشيد شش خط رزومه هم زير آن نوشته‌اند. آن‌ها خيلي رو هستند. از ديده شدن و آدرس گذاشتن هراسي ندارند. برخلاف پدربزرگ‌هاي ما که حرف و نظرشان را يا نمي‌zند يا اگر مي‌zند درگوشي مي‌zند، آن‌ها همه‌جا بلند اظهار وجود مي‌کنند. کافي است شما از غارتان بيرون بياييد و در ايونت‌هاي آن‌ها شرکت کنيد. ويکندهاي آن‌ها را حضور به هم رسانيد تا کلي z با تخصص‌هاي به‌دردبخور پيدا کنيد؛ از کدنويس گرفته تا طراح گرافيک تا توسعه‌دهنده. فقط اين‌که قبل از اين‌که با يک z ملاقات کنيد، حتما سري به واژه‌نامه تخصصي راه‌اندازي استارت‌آپ بزنيد. چون آن‌ها به يک زبان ويژه حرف مي‌زنند. نصف کلماتشان فارسي است و نصف ديگر انگليسي و آن‌ها هم که انگليسي هستند، در فرهنگ لغت وبستر و آکسفورد پيدا نمي‌شوند. اگرچه در يکي دو سال آينده حتما اضافه خواهند شد.

Z‌ها نعمت‌اند، اما...

بر اساس دستورالعمل رايگاني که تا اين‌جا در اختيار شما گذاشته‌ام، شما يک غيرz هستيد با يک ايده ناب و کلي z که مي‌خواهند به شما کمک کنند. اما کار کردن با z‌ها قلق‌هايي هم دارد. z‌ها با اين حرف که حالا برويم جلو ببينيم چه مي‌شود، اگر قسمت بود موفق مي‌شويم اگر نه به فنا مي‌رويم و... زياد حال نمي‌کنند. بايد بنشينيد با z‌ها درست و روشن حرف بزنيد و همه‌چيز را روي کاغذ بياوريد. z‌ها به قرارداد خيلي اعتقاد دارند. حتي اگر آن‌ها پولي از شما نگرفته باشند، بايد سهمشان از آينده شرکت را مشخص کنيد. به هر z يک وظيفه مشخص بدهيد. (اگر يک z از شما پرسيد تسک من دقيقا چيست، زياد جا نخوريد. منظورش همين است که شرح وظايفش را مشخص کنيد.) براي z‌ها نمي‌شود رئيس‌بازي درآورد. بايد با آن‌ها ديالوگ کرد، حرفشان را شنيد و هر روز با يک ايده و انرژي خوب سراغشان رفت. z‌ها عاشق کتوني‌اند. رنگ‌هاي شاد را دوست دارند و دروديوار را پر مي‌کنند از جملات قصار از حکيماني چون جابز و گيتس. زياد روي اين چيز‌ها سخت نگيريد. حرف پوشيدن کت‌وشلوار را اصلا به ميان نياوريد. به‌ جاي آن از همين اينترنت ياد بگيريد بيزنس پلن يعني چه. اکشن مپ داشته باشيد! با z‌ها در مورد اين چيز‌ها صحبت کنيد. خيلي خوششان مي‌آيد. جدي مي‌گويم! 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/12/12
کد : 72641
تعداد بازدید: 10

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601