شنبه 28 مهر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

وقتی با یک شیاد شیک طرفیم!

اسلاتسکی كارديولوژي را در دانشگاه كاليفرنيا می‌گذراند و در طی هفت سال حدود 147 مقاله منتشر کرده بود. مورد تقلب او زمانی مشخص شد که یکی از داوران زیرکی که قرار بود مقالات او را برای ارتقای رتبه بررسی کند، متوجه شد که ...

عبور از تقلب با ساده‌لوحی

 

مایکل بریگز بنيان‌گذار مركز تحقيقات اندوكرينولوژي دانشگاه Deakin استرالیا بود که در شهر Geelong  در ايالت ويكتوريا در جنوب استراليا واقع است. این بریگز سال‌ها بود که با استفاده از دزهای بالای OCP مطالعات فراوانی را در این حوزه انجام می‌داد. اما یک مورد جالب توجه در تحقیقات بریگز وجود داشت که توجه جیم روسیتر، رئيس كميته اخلاق دانشگاه، را به خود جلب کرد. کامل و تمیز بودن نتایجی که بریگز در همه مطالعات خود به آن‌ها می‌رسید، جای تعجب داشت و این مسئله باعث شد که روستیر تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کند. او می‌دید که بر اساس ادعای بریگز نمونه‌ها ریزش خیلی زیادی ندارد (که این مسئله با سایر مطالعات هم‌خوانی ندارد) و اغلب هم به‌خوبی داروی مصرفی را تحمل می‌کردند. اما بررسی‌ها نشان داد که دست بریگز در دست‌کاری کردن نمونه‌های به‌شدت آلوده است! او نه فقط نمونه‌ها و نتایج را دست‌کاری می‌کرد، بلکه هیچ‌گاه هم مدرک پی‌اچ‌دی خود را از دانشگاه کرنل (آن‌طور که خودش ادعا داشت) نگرفته بود و در همه این موارد دست به تقلب زده بود. روستیر رئیس دانشگاه را از مسئله تقلب‌های پژوهشی بریگز آگاه می‌کند، اما او حاضر به مداخله نمی‌شود و بریگز نیز برای این‌که کار به دادگاه ایالتی نکشد، استعفا می‌دهد. اگرچه برای آدم‌های باهوش مورد بریگز بسیار ساده بود، چون واقعا منطقه Geelong آن‌قدر وسعت و جمعیت نداشت که بتواند این همه نمونه را برای بریگز تامین کند. اما این‌بار نیز دانشمندان از خطای شیادی شیک و موقر به‌راحتی عبور کردند و مسئله هیچ‌وقت جنبه جدی و قانونی پیدا نکرد. این اتفاقات در سال 1981 روی داد.

 

 

تقلب از نوع مدیریت‌شده!

 

مورد رابرت اسلاتسکی یکی از مشهورترین نمونه‌های تقلب در پژوهش محسوب می‌شود، چراکه این به اصطلاح محقق در فاصله سال‌های 1978-85 موفق شده بود حداقل 12 عنوان مقاله پژوهشی را منتشر کند و پس از بررسی حدود 50 مقاله دیگر از او نیز مشکوک اعلام شود. اسلاتسکی كارديولوژي را در دانشگاه كاليفرنيا می‌گذراند و در طی هفت سال حدود 147 مقاله منتشر کرده بود. مورد تقلب او زمانی مشخص شد که یکی از داوران زیرکی که قرار بود مقالات او را برای ارتقای رتبه بررسی کند، متوجه شد نتایج آماری که استلاتسکی در دو مطالعه پی‌درپی به دست آورده، کاملا یکسان هستند. کمیته تحقیقاتی تشکیل شد و نتایج به‌دست‌آمده شگفت‌انگیز بود. 12 مورد تقلب قطعی و 49 مورد مشکوک! ماجرای اسلاتسکی نشان‌گر توانايي چاپ تعداد زيادي مقالات تقلبي، حضور Gift Authors، توانايي يك پژوهش‌گر جوان در مديريت تقلب و فرار از بازرسي ناظران و سرپرستان پژوهشي خود و درنهايت عدم وجود علاقه براي حذف مقالات تقلبي توسط برخي از ژورنال‌ها (گاه به واسطه پيامدهاي قانوني آن) بود.

 

 

تقلب میلیون دلاری

 

ویلیام مک‌براید، پزشک متخصص زنان و یکی از محققان شناخته‌شده استرالیایی در دهه 80 و 90 بود. او برای اولین بار تاثير تراتوژنيك تاليدوميد را روي جنين انسان به اثبات رساند و سپس مركز تحقيقات نيمه‌خصوصي خود را با نام Foundation 41  در سيدني بنيان گذاشت. او هم‌چنين به‌عنوان شاهد در يك دادگاه حاضر مي‌شود و توضيح مي‌دهد دارويي شبيه به هيوسين به نام Debendox/Bendectin  نيز مي‌تواند چنين اثری داشته باشد. اين امر سبب مي‌شود كه شركت داروساز علاوه بر پرداخت هزينه‌هاي دادرسي، مجبور به جمع‌آوري دارو از سرتاسرآمريكا شود. در آن زمان پژوهش‌گری جوان به نام فیل وردی در این مرکز مشغول به فعالیت بود که به‌طور اتفاقی متوجه شد نتایجی که مک‌براید از مطالعه روی خرگوش‌ها به دست آورده، با آن‌چه در Am J Biol Sci منتشر کرده، به‌شدت متفاوت است. او در این زمینه از مک‌براید توضیح خواست، اما سوالش بی‌جواب ماند و از مرکز بیرون انداخته شد. با این حال وردی کوتاه نیامد و دستاوردهایش را با خبرنگار حوزه طب، نورمن سوان، در میان گذاشت و سوان این مسئله را در برنامه رادیویی خود در سال 1987 عمومی کرد. اگرچه جامعه علمی استرالیا برای مسئله اهمیتی قائل نشد، اما قضيه به دادگاه كشيده شد و درنهايت دادستان كل استراليا مک‌براید را متهم به تقلب در پزشكي کرد. سرانجام بعد از خرج ميليون‌ها دلار مک‌براید  در سال 1991 پذیرفت كه در تحقيقات پزشكي تقلب كرده است.

 

اهميت ماجراي مک‌براید در اين بود كه تقلب در پژوهش‌هاي پزشكي مي‌تواند در كشورهاي كوچك‌تر نيز تاثيرگذار باشد. به‌علاوه وقتي تقلب در يك مركز خصوصي اتفاق مي‌افتد و رئيس مركز نيز متهم است، برخورد با آن بسيار سخت و مشكل است. او مجددا در پي اثبات تراتوژن بودن ايميپرامين برآمد، بدون اين‌كه مستنداتي داشته باشد. به نظر مي‌رسید مک‌براید به‌تدريج دچار درجاتي از اختلال رفتاري-ذهني شده بود و خود را منجي بشريت احساس می‌کرد. 

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

 

 

تاریخ انتشار : 1394/07/20
کد : 72599
تعداد بازدید: 70

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601