جمعه 27 مهر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

اشاراتی درباره دانش موسیقی به‌عنوان شاخه‌ای از علم ریاضیات در دیوان حافظ

در تقسيم­‌بندي علم از ديدگاه پيشينيان، دانش موسيقي از زيرمجموعه‌­هاي علم رياضي محسوب مي‌­شده و در آثار بزرگاني هم‌چون فارابي و ابن‌سينا مطرح بوده، بسياري از شاعران برجسته به این دانش از منظر «علمي» درخور و شايسته، مي­‌نگريسته­‌اند.

در تقسيم­‌بندي علم از ديدگاه پيشينيان، دانش موسيقي از زيرمجموعه‌­هاي علم رياضي محسوب مي‌­شده و در آثار بزرگاني هم‌چون فارابي و ابن‌سينا مطرح بوده، بسياري از شاعران برجسته به این دانش از منظر «علمي» درخور و شايسته، مي­‌نگريسته­‌اند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: در تقسيم­‌بندي علم از ديدگاه پيشينيان، دانش موسيقي از زيرمجموعه‌­هاي علم رياضي محسوب مي‌­شده است. نخستين کسي که به رابطه موسيقي با رياضيات پي برد، فيثاغورس بود که در برخي کتاب‌ها او را پدر علم موسيقي نيز شمرده­‌اند. بنا به گفته ارسطو، موسيقي (در کنار حساب و هندسه و نجوم) از زيرشاخه­‌هاي رياضيات محسوب مي­‌شده و ارسطو در مباحثي که پيرامون رياضي سخن مي­‌گويد، درباره موسيقي نيز بحث مي‌کند و در مباحث شعر و هنر نيز به موسيقي مي‌­پردازد، چراکه موسيقي در هنر نيز مورد بحث بوده است. آن‌چه در اين جستار مدنظر است، بخش نخست بحث يعني بُعد علمي موسيقي است و بُعد هنري موسيقي در مجالي ديگر بررسي مي­‌شود.

بخش رياضيات کتاب «شفا»ي ابن‌سينا نيز به چهار بخش تقسيم شده است؛

بخش اول: هندسه

بخش دوم: حساب

بخش سوم: موسيقي

و بخش چهارم: هيئت که همان ستاره‌شناسي است.

چنان‌که ديده مي­‌شود، ابن‌سينا نيز به تبع دانشمندان بزرگ قبل از خود، موسيقي را در زيرشاخه دانش رياضيات مورد بحث قرار مي‌­دهد.

لازم به ذکر است، آن‌چه که دربار‌ه موسيقي از منظر قدما مطرح بوده (و حتي از ديد برخي از بزرگان امروزي نيز مطرح است)، اين است که موسيقي با مطربي تفاوتي فاحش دارد و اين دانش موسيقي در آثار بزرگاني هم‌چون فارابي و ابن‌سينا مطرح بوده و بسياري از شاعران برجسته مانند نظامي، خاقاني و به‌خصوص مولوي و حافظ به اين دانش از منظر «علمي» درخور و شايسته، مي­‌نگريسته­‌اند تا جايي که در شعري از مولانا در اهميت اين دانش آمده است:

اين علم موسيقي بر من چون شهادت است

چون مؤمنم شهادت و ايمانم آرزوست

يکي از شاعراني که از دانش موسيقي در آثار خود به ميزان بسيار زيادي بهره برده است، خواجه شمس‌الدين محمد، متخلص به حافظ شيرازي (قرن هشتم هجري) بوده است.

حافظ از جمله شخصيت­‌هايي است که به گفته  بسياري از حافظ‌­پژوهان و منتقدان ادبي، آشنايي بسيار عميقي با دانش موسيقي داشته است. در تاريخ ادب فارسي برخي از شاعران صرفاً با دانش موسيقي آشنايي داشته‌­اند و اين دانش را در شعر خويش انعکاس داده‌­اند و از اين‌که آنان تصنيف‌­ساز يا نوازنده بوده‌­اند، اطلاعات چنداني در دست نيست يا از آثارشان چنين برنمي‌­آيد؛ مانند فردوسي و خاقاني. اما برخي از شاعران در ادب فارسي علاوه بر آشنايي با موسيقي، نوازنده يا خواننده نيز بوده‌­اند و بر اساس برخي شواهد تاريخي اشعار خود را با يکي از آلات موسيقي مي‌نواخته و با صدايي خوش مي­‌خوانده‌اند؛ رودکي سمرقندي، فرخي سيستاني و عارف قزويني از جمله  اين افراد بوده­‌اند. بنابر برخي شواهد تاريخي و اشارات حافظ در اشعار خويش، حافظ نيز از زمر‌ه  افرادي بوده که گويا صدايي خوش نيز داشته و اشعار خويش را با صدايي خوش مي­‌خوانده است:

ز چنگ زهره شنيدم که صبحدم مي‌گفت

غلام حافظ خوش لهجه خوش‌آوازم

يکي از موضوعاتي که از اشعار حافظ برمي‌آيد، اين است که حافظ آشنايي بسيار عميقي با دانش موسيقي داشته و در بسياري از اشعار خويش به شکلي بسيار ظريف به اين دانش خود اشاره دارد. اين آشنايي در حد بسيار بالايي بوده، به گونه‌اي که مي‌توان گفت اطلاعات او در زمينه موسيقي با موسيقي­دانان زمان خود برابري مي­‌کرده است.

يکي از مهم­‌ترين قرايني که در اين زمينه مي‌­توان بيان کرد، اين است که خواجه شيراز تخلص «حافظ» را براي خود برگزيده است. واقعيت اين است که کلمه «حافظ» در دوران حافظ و قبل از او علاوه بر معني حافظ قرآن بودن، يکي از معاني اصلي‌اش «موسيقي­دان» بوده است؛ حافظ نيز با علم کامل به اين موضوع اين تخلص را براي خود برگزيده است. خواجه شيراز با انتخاب اين تخلص براي خود، بر مهم‌ترين مانيفست حاکم بر شعر خويش، يعني «ايهام»، تاکيد مي‌­کند. موسيقي­داني و حفظ قرآن دو مفهوم کاملاً متضاد بوده و شاعر شيراز نيز با دقت بسيار شاعران‌ه­اي هم مضاميني زيبا آفريده و هم بسياري از اهداف فکري خويش را بيان کرده است. به هر روي بايد در نظر داشت که حافظ نه‌تنها بسياري از کتاب­‌هاي نوشته‌شده در زمينه موسيقي را خوانده بوده، بلکه بايد در زمينه  موسيقي نيز سال­‌ها کار کرده باشد و اين موضوع از قرايني که در شعر او وجود دارد، برمي‌­آيد. در اين زمينه به بيان برخي از موارد پرداخته خواهد شد که نشان مي‌‌دهد حافظ با بسياري از ريزه‌کاري­‌هاي دنياي موسيقي تا چه حدي آشنا بوده است.

يکي از موارد بسيار مهم اهميت حافظ به علم موسيقي، بخشي از ساقي‌نامه اوست که برخي آن را مغني­‌نامه مي­‌دانند:

مغني نواي طرب ساز کن

به قول و غزل قصه آغاز کن

که بار غمم بر زمين دوخت پاي

 به ضرب اصولم برآور ز جاي

بسياري از حافظ­‌پژوهان در بررسي‌­هاي خويش در شعر حافظ، به موضوع موسيقي در شعر او اشاره کرده­اند، مانند استاد منوچهر مرتضوي و بهاءالدين خرمشاهي؛ حتي در اين زمينه چندين کتاب اختصاصي درباره ارتباط موسيقي با شعر حافظ نگارش يافته است که يکي از مهم­‌ترين اين کتاب‌‌ها کتاب «حافظ و موسيقي» از حسينعلي ملاح است که برخي از نکات اين مطلب نيز از اين اثر برگزيده شده است.

درباره آشنايي حافظ با موسيقي، چندين بحث مورد نظر است، از جمله: آشنايي با آلات موسيقي هم‌چون بربط، ارغنون، دف، ني و ...، آشنايي حافظ با الحان و دستگاه‌­ها مانند عراق، اصفهان، حجاز و ... و هم­چنين برخي اصطلاحات خاص موسيقي نظير گفتن، ضرب اصول و...

اينک به برخي از موارد گفته‌شده با استناد به برخي از ابيات در ديوان حافظ اشاره مي‌شود و به ارتباط آن واژه با شعر نيز اشاره‌­اي مختصر مي‌کنيم.

ارغنون: نام سازي بادي است که انواع مختلفي دارد. حافظ مي‌گويد:

ارغنون‌ساز فلک رهزن اهل هنر است

چون از اين غصه نناليم و چرا نخروشيم؟

در اين بيت حافظ به ارغنون‌ساز فلک (که زهره است) اشاره کرده و از سويي خروش انسان را نيز به نواي ارغنون تشبيه مي‌­کند.

گفته: درباره اين واژه استاد شفيعي‌کدکني مقاله­‌اي نوشته و گفته‌­اند  که يکي از معاني گفته در کتاب­‌هاي موسيقي کهن، به معني آواز خوش بوده است و اين شعر حافظ را براي نمونه ذکر کرده‌اند:

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسيحا را

دستان: رشته­‌هايي خاص که به دسته سازهاي مقيد بسته مي­‌شده است و گاهي اوقات معني مقام را نيز دارد:

هر مرغ به دستاني در گلشن شاه آمد

بلبل به نواسازي حافظ به غزل­‌خواني

در اين بيت حافظ علاوه بر اشاره به دستان که مقامي در موسيقي بوده، از سويي به رابطه بلبل با دستان  که آن هم به معني بلبل است، اشاره کرده و از سويي به رابطه غزل‌هاي خود براي ساختن تصنيف نيز اشاره دارد.

دوتا: نوعي ساز که دو تار داشته و امروزه چگور يا تنبور ناميده مي­‌شود:

مغني ملولم دو تايي بزن

به يکتايي او که تايي بزن

دوتا در مصرع اول به معني همان دوتار است و با تا در مصرع بعدي نوعي تناسب دارد.

راه: در اصطلاح موسيقي به معني مقام يا پرده و آهنگ است:

چه راه بود که در پرده مي­زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

زمزمه: نوعي خواندن بسيار ملايم است:

در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت

کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

در اين بيت با توجه به چنگ و رباب، مفهوم زمزمه به معني همان خواندن بسيار آهسته است که در موسيقي مدنظر است.

ساز نوروز: نام لحن دوم از سي لحن باربد است:

مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزي

در اين بيت به ارتباط اين ساز با فصل نوروز به شکلي ايهام‌­وار اشاره شده است.

بازگشت: به معني فرود آمدن از لحن يا گوشه‌­اي به مقام يا گوشه اصلي.

اين مطرب از کجاست که راه عراق ساخت

و آهنگ بازگشت به ساز حجاز کرد

در اين بيت به‌ظاهر بايد مي­‌گفت بازگشت به راه عراق ساخت؛ ولي چون هدف شاعر اين است که بگويد دورويي و ناراستي زياد شده، بنابراين مي‌­گويد آهنگ بازگشت به ساز يا راه حجاز کرده است. بانگ عراق هم يکي از مقام­‌هاي مهم در موسيقي بوده است که صدا در آن در اوج بوده و حجاز هم يکي ديگر از مقام‌­هاي موسيقي کهن بوده و امروزه يکي از گوشه­‌ها در آواز شور است. 

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/06/17
کد : 72568
تعداد بازدید: 132

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601