اشاراتی درباره دانش تاریخ در آثار عطار نیشابوری

يکي از موضوعات بسيار جذاب براي مردم، چه در گذشته و چه امروز، مطالعه تاريخ و رويداد­هايي است که در طول زمان‌هاي گذشته اتفاق افتاده است و گذشته از جذابيت، نفس تاريخ هم به‌عنوان دانشي خاص نزد گذشتگان از اهميتي ويژه برخوردار بوده است.

يکي از موضوعات بسيار جذاب براي مردم، چه در گذشته و چه امروز، مطالعه تاريخ و رويداد­هايي است که در طول زمان‌هاي گذشته اتفاق افتاده است. گذشته از جذابيت، نفس تاريخ هم به‌عنوان دانشي خاص نزد گذشتگان از اهميتي ويژه برخوردار بوده است.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: در تاريخ جهان از گذشته‌­هاي دور مورخان بسياري بوده‌­اند و با ظهور اسلام نيز، اين دانش جايگاهي ويژه يافت و از همان قرون نخستين کتب تاريخي فراواني نيز نوشته شد. از نخستين مورخان هم‌­چون ابواسحاق نيشابوري که بگذريم، در دوره‌­هاي بعد مورخان برجسته‌اي چون طبري ظهور کردند که آثارشان سرمشق بسياري از مورخان دوره‌‌هاي بعد واقع شد. آثاري هم‌چون تجارب­‌الامم ابن مسکويه، تاريخ ابن اثير، تاريخ يعقوبي، مروج‌الذهب مسعودي در ادب عربي و در ادب فارسي، تاريخ بيهقي که بيشتر ناظر بر مشاهدات بوده است، راحه­‌الصور راوندي، جهانگشاي جويني، جامع‌­التواريخ خواجه فضل­‌الله همداني و بسياري از کتب تاريخي ديگر، هر يک به نوعي دانش تاريخ را با ديدي علمي و خاص بررسي و زوايايي از تاريخ را بيان کرده‌­اند.

بعدها ابن خلدون ظهور کرد که در تاريخ ديدگاه‌­هايي خاص را مطرح کرد و با نگاه عقلاني بسياري از مسائل را در تاريخ جرح و نقد کرد. ديدگاه‌‌هاي او امروزه نيز مورد توجه بزرگان علم تاريخ و جامعه‌شناسي است. شاعران و نويسندگان نيز، هر چند که خود مورخ نبوده‌‌اند، اما بسياري از اطلاعات تاريخي را در آثار خويش منعکس کرده­‌اند. بسياري از اطلاعات تاريخي را که در بسياري از متون تاريخي گذشتگان نيامده است، امروزه با غور در ديوان­‌ها و آثار شاعران و نويسندگان گوناگون مي­‌توان به دست آورد. به همين دليل است که بسياري از مورخان از ارجاع به اشعار شاعران ناگزير هستند و در کتاب‌هاي تاريخي از آوردن مثال­‌هاي تاريخي برکنار نيستند.

لازم به ذکر است، آن­‌چه که امروز با نام دانش تاريخ مطرح است، با آن­‌چه در گذشته مطرح بوده، متفاوت است. ابزارهاي فهم تاريخ، امروزه، علاوه بر کتاب­‌ها، اسناد، سکه‌­ها، آثار باستاني و... است؛ حال آن­‌که در گذشته، تاريخ بيشتر مبتني بر مطالب شفاهي بوده است. به همين دليل بسياري از مطالب تاريخي در دوره‌­هاي گذشته با مطالب غيرعقلاني و افسانه­‌ها و اسطوره‌ها درآميخته؛ اما همين فهم نيز، از منظر بسياري از گذشتگان اصول و قواعدي علمي دارد و نوشتن تاريخ کار هر کسي نبوده است؛ چراکه دانشي کاملا تخصصي بوده و افراد خاص را مي‌­طلبيده است.

در گذشته تاريخ را بيشتر براي عبرت گرفتن از سرگذشت‌­ها مي­‌خوانده­‌اند و شاعران و نويسندگان نيز در بسياري از مواقع براي تنبه از حال گذشتگان به اطلاعات تاريخي ارجاع مي­‌داده­‌اند. ارجاع به شخصيت‌‌هاي تاريخي در اصطلاح اديبان، تلميح نام دارد. تلميح البته وجوه گوناگوني دارد، که يکي از مهم­‌ترين وجوه آن، اشاره به شخصيت‌‌هاي تاريخي است. در ادب فارسي علاوه بر لغت‌نامه دهخدا که بسياري از اشارات تاريخي را آورده است، چندين کتاب تخصصي نيز در اين زمينه نوشته شده که «فرهنگ اشارت» و «فرهنگ تلميحات» از دکتر سيروس شميسا و کتاب «فرهنگ اساطير و اشارات داستاني در ادبيات فارسي» از دکتر محمدجعفر ياحقي از مهم‌­ترين اين کتاب‌­هاست.

تقريبا ديوان هيچ شاعري از اشارات تاريخ خالي نيست؛ اما در اين ميان برخي از شخصيت‌­ها در اشاره به چهره‌­هاي تاريخي دقتي خاص داشته‌­اند و اين نشان‌دهنده آن است که اين افراد در برخورد با تاريخ دقت و مطالعه بيشتري از خود نشان داده‌‌اند و همين موضوع است که اهميت بررسي شخصيت­‌هاي تاريخي را در ديوان شاعران دوچندان مي­‌کند.  شاعراني هم‌چون فردوسي و نظامي که بخش مهمي از آثارشان اصل تاريخ است، در اين موضوع مدنظر نيست؛ چراکه اين افراد به اقتضاي اثرشان هم که شده بايد بر تاريخ و اتفاقات مهم در آثارشان بر اساس منابع گوناگون مسلط مي‌­بوده‌­اند؛ در اين بخش نظر با شاعران و عارفان غزل­‌سرا و داستان­‌سرايي است که تاريخ به‌طور مستقيم کارشان نبوده و فقط به اقتضاي مطلبي که بيان مي­‌کرده­‌اند، اشاراتي تاريخي در آثارشان يافته مي­‌شود.

کساني هم­‌چون خاقاني و انوري در اين ميان خيلي دقيق‌­تر هستند و از هر فرصتي براي بيان برتري خود از علوم خاص در شعر بهره مي­‌برند و اشارات دقيق تاريخي را نيز يکي از راه­‌هاي برتري‌جويي خود مي‌­دانسته‌­اند. در ميان شاعران و عارفان ادب فارسي، عطار نيشابوري نيز يکي از شخصيت‌­هايي است که در اشارات تاريخي در اشعار خود دقت بسياري دارد و از آن بهره فراوان مي­‌برد. لازم به ذکر است که عطار قاعدتا مورخ نيست؛ هرچند که در «تذکره‌­الاوليا» با ديدي تاريخي به بررسي زندگي و آثار شخصيت‌هاي عرفاني مي‌­پردازد، اما در منظومه­‌ها و غزليات خود که اصولا جاي تاريخ نيست، اين نگرش‌‌هاي تاريخي و مطالعات او را به‌وفور مي‌­توان ديد.

اين موضوع از دو طريق خود را نمايانده است؛ نخست اين‌که از برخي روايت­‌هاي تاريخي براي ساختن داستان و تمثيل در منظومه­‌هاي خود سود مي‌جويد؛ در اين بخش بيشتر با داستان­‌هاي زندگي  پيامبران و اولياءالله و برخي شخصيت‌ها هم‌چون انوشيروان و ... بيشتر مواجه هستيم. ديگر اين‌که صرفا اشاره عطار به برخي از چهره‌هاي تاريخي و اعمالي است که به آن­‌ها منسوب بوده است؛ در اين بخش است که گاه ردپاي مطالعات خاص او را مي­‌توان ديد که فقط از برخي کتاب‌هاي تخصصي در حيطه تاريخ سود جسته است. از اين مورد دوم به چند مورد خاص اشاراتي مي‌­شود. لازم به ذکر است که در بسياري از موارد اشارات تاريخي در شعر شاعران گذشته، غالبا اشارات ديني است و اين موضوع در آثار عطار بيشتر نمايان است.

داستان سليمان و ديو: در تاريخ گفته شده که سليمان(ع) يک انگشتري داشت که تمام عالم را زير فرمانروايي او قرار مي­‌داد. روزي اين انگشتر به دست ديو افتاد و ديو (جن) پادشاه شد و سليمان تا مدتي از شاهي برکنار ماند.

باز بنگر کز سليمان خديو

ملک وي بر باد چون بگرفت ديو

آب حيوان: در تاريخ و اساطير آمده است که آب حيوان در ظلمات است و اسکندر تصميم گرفت که به جست­‌وجوي آن برود. او با خضر هم­‌سفر شد و درنهايت خضر در تاريکي به آب حيوان رسيد و اسکندر از آن محروم شد.

کو سکندر حکمتي حکمتپژوه تشنهدل

تا صفات آب خضر و حوض کوثر گويمي

نيش پشه: گفته شده که پشه‌­اي به امر خدا در بيني نمرود رفت و درنهايت نمرود به قدري عذاب کشيد که دستور داد با تبري بر سرش بکوبند و پشه را بکشند؛ در بسياري از اشارات تاريخي پشه را قاتل نمرود مي‌­دانند. در اين بيت نيز عطار، پشه را ذوالفقاري مي­‌داند که بر نمرود حمله کرده است.

ز نيش پشه سازد ذوالفقاري

چنان کز عنکبوتي پردهداري

مصرع دوم نيز اشاره به داستاني است که گويند: چون پيامبر(ص) از مکه به سوي مدينه هجرت کرد، سران قريش به دنبالش بودند و در بين راه پيامبر به غاري پناه برد و چون قريش به غار رسيدند، ديدند که عنکبوتي بر در غار تار تنيده است؛ بنابراين مطمئن شدند که پيامبر در غار نيست. عطار بارها به اين داستان در آثارش اشاره کرده است.

عنکبوت او چو دامانداز شد

آنچنان مرغي بدامش باز شد

باز هم اشاره‌­اي ديگر درباره پشه و نمرود:

به سمع آنکه چو شد پشه در سر نمرود

ز زخم راندن آن نيش ميشنود آوا

داستان جعفر طيار: جعفر طيار پسرعموي پيامبر اسلام، در جنگ موته فرمانده سپاه بود. گويند چون دستش قطع شد، علم را به دستي ديگر گرفت تا آن­‌که دست ديگرش را قطع کردند و سپس شهيد شد. پيامبر اسلام(ص) درباره او فرموده‌­اند: خداوند به جاي آن دو دست دو بال به او داده تا در بهشت به هر جاي که خواهد رود. به همين سبب به او جعفر طيار گويند.  

جعفر طيار را پر بر نهد

شهر دين را از علي در بر نهد

مرغان ابابيل: در تاريخ آمده است که يکي از سران يمن (گويا ابرهه) تصميم گرفت که با لشکر پيل به مکه حمله کند و کعبه را ويران کند که پرندگاني از طرف خداوند مامور شدند که اين سپاه را نابود کنند.

مرغ مستش حرب پيل آغاز کرد

در ميان کعبه سنگانداز کرد

عوج بن عنق: گفته شده که عوج بن عنق هيولايي عظيم‌الجثه بوده که در زمان حضرت موسي مي­‌زيسته و سر در ابرها داشته است. او براي نابود کردن موسي(ع) کوهي را از جا برمي­‌کند تا بر سر موسي و يارانش برافکند؛ اما از طرف خدا پرندگاني آن کوه را سوراخ مي‌­کنند و کوه بر گردن عوج مي‌­افتد و موسي(ع) نيز او را مي‌­کشد.

کوه را در گردن عوج افکند

شور در يأجوج و مأجوج افکند

 

منبع:«ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/04/31
کد : 72508
تعداد بازدید: 401