پنج شنبه 29 شهریور 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

زبان موجود زنده است

عضو هيئت ‌علمي دانشگاه تربيت مدرس و رياست اين مرکز براي حفظ کيان واژگان فارسي به نقش، لزوم و برکت بهره‌مندي از تجربه‌هاي معلمان و استادان دل‌سوز در اين حوزه تاکيد مي‌کند و مي‌گويد که زبان و ادبيات فارسي دغدغه جدايي‌ناپذير زندگي‌اش است. کتاب‌هايي را که در مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس به قلم يا مشارکت اوست، مي‌توان مؤيد گفته‌هايش دانست.

عضو هيئت ‌علمي دانشگاه تربيت مدرس و رياست اين مرکز براي حفظ کيان واژگان فارسي به نقش، لزوم و برکت بهره‌مندي از تجربه‌هاي معلمان و استادان دل‌سوز در اين حوزه تاکيد مي‌کند و مي‌گويد که زبان و ادبيات فارسي دغدغه جدايي‌ناپذير زندگي‌اش است. کتاب‌هايي را که در مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس به قلم يا مشارکت اوست، مي‌توان مؤيد گفته‌هايش دانست.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: مرکز مطالعات زبان و ادبيات فارسي، جايي حوالي خيابان سين‌دخت، پاتوق پويش‌ها، پژوهش‌ها و پشتکار فرهنگي- ادبي حسن ذوالفقاري، عضو هيئت ‌علمي دانشگاه تربيت مدرس و رياست اين مرکز است. او تجربه‌هاي موفقي درزمينه تاليف کتاب‌هاي درسي دانش‌آموزان داشته است. در حوزه ادبيات عامه، چکيده تحقيقاتش در قالب کتاب زبان و ادبيات عامه فراهم آمده که اکنون يکي از منابع مطالعاتي اين حوزه به شمار مي‌رود. البته مي‌توان نگارش 140 مقاله تخصصي در اين زمينه را هم به تلاش او در اين حوزه افزود. فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌هاي فارسي، شامل گردآوري و بررسي صدهزار ضرب‌المثل از ديگر خدمات ادبي او به شمار مي‌رود. ذوالفقاري از اقبالِ شاگردي در محضر استادان بنامي چون شفيعي كدكني، مظاهر مصفا، زرين‌کوب، محمدعلي اسلامي ندوشن، سيدجعفر شهيدي و بسياري بزرگان ديگر بهره‌مند بوده است. او براي حفظ کيان واژگان فارسي مدام به نقش، لزوم و برکت بهره‌مندي از تجربه‌هاي معلمان و استادان دل‌سوز در اين حوزه تاکيد مي‌کند و مي‌گويد که زبان و ادبيات فارسي دغدغه جدايي‌ناپذير زندگي‌اش است. کتاب‌هايي را که در مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس به قلم يا مشارکت اوست، مي‌توان مؤيد گفته‌هايش دانست. با دکتر حسن ذوالفقاري درباره وضعيت کنوني و ظرفيت‌هاي زبان فارسي گفت‌وگو کرديم.

مهم‌ترين ظرفيت زبان فارسي را چه مي‌توان برشمرد؟

زبان فارسي بيش از آن‌که عامل ارتباطي باشد، زباني هويت‌ساز است. ترک، لر، کرد، بلوچ و گيلک زماني که يک‌جا جمع مي‌شوند، صرف‌نظر از تنوع گويش‌هاي محلي‌شان، اين زبان فارسي است که زبان وحدت و هم‌دلي آن‌ها مي‌شود. به عقيده من اين زبان عامل پيوند اقوام و عنصري هويت‌بخش در فرهنگ ما به شمار مي‌رود. به تعبيري، ما ايراني‌ها تمام افتخار و داشته‌هاي فرهنگي‌مان را پيرامون همين زبان فارسي به دست آورده‌ايم. اکنون اگر دنيا ايران را به‌عنوان کشوري بزرگ در حوزه ادبيات مي‌شناسد، از غني بودن زبان فارسي است. ما شاعران بزرگي همچون فردوسي، حافظ، مولانا، خاقاني و صائب تبريزي داريم که از همين زبان غني بهره گرفته‌اند و ميراث زبان را به ما سپرده‌اند. امروز وظيفه ما حفاظت از اين ميراث ارزشمند است که ماندگاري آن بسيار به عملکرد و برخورد ما با آن بستگي دارد.

به يادگار و ميراث معنوي شعراي صاحب سبک، هم‌چنين وظايف ما در قبال زبان فارسي اشاره کرديد. آيا ميراثبان خوبي براي زبان فارسي هستيم و چرا؟

ما امروز نتوانسته‌ايم آن‌چنان‌که بايد، اين زبان را پاسداري کنيم و ترويج دهيم. وقتي علوم توسعه پيدا کرد و فناوري نوين شکل گرفت، رشته زبان و ادبيات فارسي به‌عنوان يک‌ رشته دانشگاهي محدود شد. به اعتقاد من، رشته زبان و ادبيات فارسي در کنار جنبه‌هاي تخصصي، يک وجهه عمومي هم دارد. هر فرد از جامعه حتي اگر مهندس و پزشک هم شود، بايد توانايي استفاده از زبان را داشته باشد. در گذشته اگر کسي حکيم مي‌شد، قدرت شعر هم داشت و اديب هم بود. اگر کسي فيلسوف بود، بايد مقدمات ادبياتي قوي‌اي داشت. متأسفانه اکنون درک دانشجويان ما از زبان و ادبيات فارسي در رشته‌هاي مختلف دانشگاهي در حد همان دو واحد زبان و ادبيات فارسي عمومي است که مي‌گذرانند، و اين به نظر من يک نقص است.

آسيب‌هاي اين نقصان به نظر شما تا چه حد اثرگذار است؟

يک پزشک، مهندس يا صاحبان ديگر رشته‌­ها و مشاغل فني و تخصصي براي انتقال دانش نياز به دانستن و يادگيري مهارت‌هاي چهارگانه زبان و ادبيات فارسي دارند که به‌طورکلي در دو حوزه کتبي شامل، توانايي نوشتن و خواندن و حوزه شفاهي شامل حرف زدن و گوش کردن مي‌توان به آن اشاره کرد. آن‌ها بايد توانايي گفتاري قوي‌اي داشته باشند و در اين زمينه نيازمند به بهره‌مندي از گنجينه واژگان خوب هستند. بايد مهارت شنيدنشان تقويت‌شده باشد. متأسفانه در جامعه ما همين‌که مي‌گويند فلاني کر نيست، مي‌گويند پس مي‌شنود. درصورتي‌که شرط و مرحله لازم و ضروري پس از شنوايي، خوب شنيدن، تفکيک، تحليل و قدرت نقد آن‌چه شنيده‌ايم، است. ما انواع شنيدن داريم. بايد بتوانيم اين مهارت‌ها را خوب به افراد آموزش بدهيم، يا در آن‌ها بپرورانيم، چون جنبه کاربردي آن‌ها نه‌تنها انتقال دانش، که سبک زندگي فرد را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد.

برخي معتقدند استعداد و توانمندي‌هاي زباني در افراد تا حدي ارثي هستند، شما چه ديدگاهي داريد؟

صرفا ارثي نيست؛ بسياري از وقت‌ها قابل يادگيري و تقويت است. متاسفانه ما در اين زمينه خوب کار نکرده‌ايم. کلاس‌هايي در زمينه فن و آيين سخنوري فعال است و در آن‌ها کتاب ديل کارنگي تدريس مي‌شود که از فنون صحبت کردن مي‌گويد. براي مهارت‌هاي شفاهي زبان شايد بتوان از چنين منابعي استفاده کرد، اما در زمينه مهارت‌هاي کتبي قطعاً بايد از منابع بومي بهره‌مند شد. چراکه بحث تفاوت‌هاي نوشتاري زبان‌ها از هم مطرح است. ابزار حرف زدن واژه است. ادبيات ما غني است و واژه کم نداريم. مي‌توانيم از همان دوره ابتدايي، فنون حرف زدن را به افراد آموزش دهيم. البته در پاسخ به سوال شما از ياد نبريم که مهارت‌هاي زبان، پيوندي تنگاتنگ با توانايي تفکر منطقي افراد دارد. به اين معنا که براي مثال کسي که نمي‌تواند خوب فکر کند، نمي‌تواند خوب صحبت کند. درواقع هريک از اين موارد به عاملي ديگر پيوند مي‌خورد. براي مثال در بحث خوش‌زباني افراد، بخشي از موارد به مهارت‌هاي زبان و ادبيات فارسي فرد مربوط است. بخشي ديگر به مسائل روان‌شناسي ارتباط دارد. بايد ديد فرد بنا به چه دلايلي توان صحبت در جمع را ندارد. در چنين مواردي بايد بتوان قبل از خوب حرف زدن، توانايي در جمع حرف زدن را به فرد آموزش داد.

از صحبت‌هاي شما مي‌توان اين‌طور برداشت کرد که به‌طور مشخص به نقش معلم و مدرسان در اين حوزه اشاره مي‌کنيد؟

بله، دقيقا. در اين مباحث به ‌نظام آموزش معلم مي‌رسيم. براي مثال معلمي که قرار است مهارت‌هاي زبان را آموزش دهد، نبايد خود دچار لکنت زبان باشد. متاسفانه گاه مي‌بينيم که شيوه‌هاي گزينش و استخدام معلمان به بدترين شکل ممکن و گاه عواملي در اين زمينه دخيل است. در گزينش معلمان نبايد تنها به آزمون شفاهي بسنده کرد. عده‌اي واقعا عاشق معلمي هستند و توانايي لازم را دارند، درحالي‌که در مراحل استخدام موفق نمي‌شوند. معلم زبان و ادبيات فارسي تنها اگر بتواند شعر بخواند و معني کند، کافي نيست. معلم بايد بتواند خوب ارتباط بگيرد تا بتواند خوب مهارت را در وجود دانش‌آموزان نهادينه کند. ما در نظام آموزشي تنها از زبان به ادبيات بسنده کرده‌ايم، چون آن را بديهي فرض کرده‌ايم. براي مثال به نظر مسخره مي‌رسد وقتي به کسي مي‌گوييم گوش خود را تقويت کند. غافل از اين‌که همين سهل‌انگاري در تقويت مهارت‌ها مي‌تواند چه آسيب‌هايي به دنبال داشته باشد.

چه آسيب‌هايي؟!

نقص زبان به نقص رفتار اجتماعي منجر مي‌شود. متاسفانه معمولا تحمل شنيدن نداريم و بنا به آن‌چه اشتباه شنيده‌ايم، پرخاش مي‌کنيم. بارها ديده‌ايم که دو نفر با هم درگيرند، درحالي‌که بعد از مدتي متوجه مي‌شوند در شنيدن و درک حرف ديگري دچار سوءتفاهم شده‌اند. درواقع به ‌جاي درک درست سريع واکنش نشان مي‌دهيم، چون درست گوش کردن را آن‌چنان‌که بايد، نياموخته‌ايم. مثالي ديگر؛ در نگاه خانواده‌هاي سنتي جايي که بزرگ‌ترها بودند، معمولا به بچه اجازه صحبت کردن داده نمي‌شد. اين امکان در مراحل بالاتر و در جامعه هم به‌نوعي ديگر از فرد گرفته مي‌شد. اين نقص مي‌تواند در قالب آسيب‌هاي اجتماعي و خانوادگي بروز کند. حتي در جامعه منجر به برخي مسائل سياسي شود.

به غني بودن زبان فارسي اشاره کرديد و ظرفيت‌هايي که دارد. اکنون با رونق شبکه‌هاي اجتماعي و سبک رايج مکاتبه در اين فضاها، جايگاه زبان فارسي را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در حوزه استفاده مکتوب از ظرفيت‌هاي زبان، امروز مي‌بينيم که علاوه بر پيامک در شبکه‌هاي اجتماعي مانند تلگرام، واتس‌آپ، وايبر، لاين و غيره به‌ صورت جدي از زبان استفاده مي‌شود. درگذشته مکاتبات معمولا در قالب نامه بود و در صورت ضرورت از آن استفاده مي‌شد. امروز اما اين فضاها در اختيار و مورد استفاده بسياري است. حجم پرونجات نوشتاري زبان فارسي منتشرشده در اين فضاها تا حدي است که اين زبان مقام يازدهم يا دوازدهم حضور در فضاي مجازي جهان را به خود اختصاص داده است. زماني هم بود که ايراني‌ها، دومين وبلاگ‌نويسان جهان بودند. ما در دو حوزه استفاده از زبان، عام (عموم جامعه) و خاص (دانشگاهي)، مي‌بينيم که آسيب‌هاي فراواني به زبان وارد شده است که نوع نوشتار در اين شبکه‌ها يکي از انواع آن است.

اين سوال مطرح مي‌شود که چرا درگذشته زبان فارسي آن‌قدر آسيب نمي‌ديد؟

دليلش کثرت استفاده از زبان است. درگذشته زياد از زبان به اين معنا استفاده نمي‌شد. 95 درصد مردم بي‌سواد بودند، اما اکنون پنج درصد بي‌سواد هستند و 95 درصد باسواد. کاربران زبان فارسي امروز ناشي هستند و زبان به استهلاک مي‌افتد. درگذشته همان کاربران (افراد باسواد معدود) آموزش‌ديده بودند، اما کاربر امروزي به دليل نداشتن مهارت‌هايي که اشاره شد، نمي‌تواند از زبان درست استفاده کند.

اشاره کرديد امروز افراد باسواد بيشتري داريم، با اين‌ وجود ناشي بودن کاربران از چيست؟

خواندن و مطالعه کاهش پيدا کرده است. گنجينه واژگان و شم زبان فارسي با مطالعه تقويت مي‌شود. خواندن از آسيب رسيدن به زبان جلوگيري مي‌کند. از سويي ما دچار شتاب‌زدگي در توليد محتوا هستيم. سرعت انتشار محتوا، فرصت بازبيني و بازخواني را از ما گرفته است. قديم اگر نسخه‌اي خطي اشتباه داشت، يک نسخه بود. اما ببينيد اکنون سراچه‌هاي ما چقدر بازديدکننده در روز دارند؟ شمار روزنامه‌ها چقدر است؟ در ميان رسانه‌هاي مکتوب، روزنامه‌هاي ورزشي هم پراشتباه‌ترين هستند، چون معمولا دست به‌ اصطلاح‌سازي و بعضا واژه‌سازي مي‌زنند. اين وظيفه نهادهاي آموزشي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي و هم‌چنين صدا و سيما را در اين حوزه يادآوري مي‌کند.

و البته دغدغه حفظ زبان فارسي را.

بله. زبان فارسي از زمان سعدي تاکنون که حدود 800 سال مي‌گذرد، به دست ما رسيده است و اين نشان مي‌دهد تا اين‌جا توانسته‌ايم خوب از آن مراقبت کنيم. مهم از اين به بعد است. مهارت‌هاي زباني افراد بايد تا حدي تقويت شود که در پايان‌نامه دانشجوي دکترا شاهد ابهام، درازنويسي نباشيم. مجلات فني و پزشکي را ببينيد، پر از واژه‌هايي به زبان‌هاي ديگر است و فقط افعال فارسي هستند. اين يعني دانش زباني ما به کمک دانش فني ما نيامده است. مسلط به زبان نبوده‌ايم که معادل و برابر مناسب توليد کنيم. با ادامه اين روند زبان رو به تباهي مي‌رود. بايد دقت و تلاش کنيم که روزي سر برنگردانيم و ببينيم زبانمان را از دست ‌داده‌ايم. بايد حواسمان باشد امتزاج با دنياي مدرن که برايمان ترسيم ‌شده، به زبانمان آسيب نزند؛ زبان را که دريچه فرهنگ است، از دست ندهيم. متاسفانه برخي آگاهانه و باافتخار کلام بيگانه را استفاده مي‌کنند؛ درصورتي‌که مي‌توان از معادل‌ها استفاده کرد. وقتي به open مي‌توان گفت آشپزخانهِ قفسه باز چرا  از واژه غربي استفاده مي‌کنيم؟!

يک واقعيت وجود دارد که بعضي واژه‌هاي جايگزين مانوس و ملموس نيست.

اين را در نظر بگيريد که ما هم به آن واژه‌هاي بيگانه عادت کرده‌ايم. بايد خودمان هم تلاش کنيم. بين کاربران زبان فارسي متاسفانه تعصب زباني کم شده است، که شايد متاثر از کم‌رنگ شدن تعصب به فرهنگ باشد. در ملت‌هاي ديگر مانند چين، آفريقا و ژاپن مي‌بينيم که در آيين ملي، جشن‌ها و سنت‌هايشان، لباس‌هاي محلي مي‌پوشند، اما در ايران اين را کمتر مي‌بينيم. فرهنگ ايراني اصيل است. ما در تربيت مشکل‌ داريم. بايد فرزندانمان را طوري تربيت کنيم که به فرهنگشان افتخار و آن را حفظ کنند. بايد طوري باشد که دو فارسي‌زبان هر جاي دنيا يکديگر را مي‌بينند، باافتخار با هم فارسي صحبت کنند. اين را مي‌توان در مصاديق مصرف کالاي ملي و ترجيح پوشش ايراني هم ديد و صدالبته که در اين زمينه بايد به فکر کيفيت هم بود.

با توجه به تجربه‌اي که در حوزه تاليف کتاب‌هاي درسي داريد، وضعيت زبان در تاليف کتاب‌هاي آموزشي را چطور مي‌بينيد؟ اين روزها مي‌بينيم روي برخي کتاب‌ها عناويني مانند خوانداري چاپ شده که نامانوس است.

طي 15 سال حضورم در اين حوزه که تا سال 1384 ادامه داشت، سعي کرديم آموزش مساوي و موازي و خط تحريري را تقويت کنيم. بله خوانداري يا واژه‌هايي مانند فهمش غلط است. به‌عنوان منتقد در اين حوزه مي‌گويم که مشکل کتاب‌هاي درسي ما ويراسته نبودن است. فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي و آموزش‌ و پرورش خوشبختانه در تعامل با يکديگر به دنبال اين هستند که درست‌نويسي نهادينه شود. شايد همه اهل مطالعه نباشند، اما همه حتما کتاب‌هاي درسي را مي‌خوانند. در آخرين پژوهشي که داشتيم، هشت هزار واژه بيگانه در 200 کتاب درسي يافتيم. اين مصداق بي‌توجهي به زبان فارسي در کتاب‌هاي درسي است. در کشور ما کتاب‌هاي درسي توسط يک‌ نهاد چاپ مي‌شود؛ شرايط رقابتي وجود ندارد تا رو به بهبود شود. درحالي‌که در کشورهاي ديگر چنين نيست. اگر فضا با حضور موسسات فرهيخته و انجمن­‌ها رقابتي شود، اين مشکل حل مي‌شود.

 اين‌طور که ممکن است چاپ درس‌ها سليقه‌اي باشد. تعدد و تنوع دروس امکان برگزاري آزمون‌هاي سراسري را کم‌رنگ نمي‌کند؟

ما بايد مهارت را به فرد آموزش بدهيم. اين مهم است. براي مثال در آموزش چهار عمل اصلي جمع و ضرب و... مهم اعداد نيست. مهم توانايي انجام صحيح آن عمل است. نظام آموزشي ما بايد عمقي باشد نه حفظي و سطحي. ما  کتاب‌هاي درسي پرحجم اما به عمق يک سانتي‌متر از اقيانوس علم را چاپ مي‌کنيم. درحالي‌که آن مهارت‌آموزي قوي است که مي‌تواند دانش ما را تقويت کند، نه حجم کتاب‌ها را. دانش‌آموز بايد نوشتن را در کلاس تمرين کند، ممارست داشته باشد، اما حجم دروس اين اجازه را به او نمي‌دهد. او بايد در صحن کلاس تمرين کند تا تفکر و خلاقيتش پرورش پيدا کند. يک مثال مي‌زنم؛ اول سال مي‌بينيم که بيشتر دبيران ادبيات به بچه‌ها مي‌گويند کتابشان را باز کنند. بين همه شعرها يک برگه سپيد بگذارند و سيمي‌ کنند براي نوشتن معني شعري که معلم مي‌گويد. اين يعني معلم ناخواسته مي‌گويد من ديکته مي‌کنم و تو بنويس! خلاقيت دانش‌آموز در اين ميان از دست مي‌رود. براي داشتن معلم خلاق باز همان موضوع نظام تربيت‌معلم مطرح مي‌شود. ثمره تلاش معلم خلاق پرورش فهم دانش‌آموزان است. اگر نگرش را حفظ نکنيم، دانش القايي مي‌شود. درحالي‌که کودک از همان کودکي بايد فرهنگ و قانون‌گرايي را دريابد. بايد به او بياموزيم زبان تو همه ‌چيز تو و دروازه ورود به شهر وجود توست.

برخي معتقدند فارسي‌ زبان علم و دانش نيست، ديدگاه شما در اين‌باره چيست؟

نه، اتفاقا زبان فارسي اين قابليت را دارد. فارسي‌ زباني ترکيبي است. در زبان‌هاي ترکيبي قابليت واژه‌سازي حاصل از ترکيب عنصر زبان بيشتر است. ما هستيم که نتوانسته‌ايم از اين ويژگي استفاده کنيم. اگر واژه‌ها و قابليت ترکيب آن را در قالب يک نرم‌افزار طراحي کنيم، خواهيم ديد که با چه دنيايي از واژگان روبه‌رو مي‌شويم. بعضي زبان‌شناسان معتقدند فارسي، ‌زبان علم نيست و مشکلات عمده براي آن قائل هستند. حتي عده‌اي پيشنهاد تغيير خط را مطرح مي‌کنند. ترکيه اين کار را انجام داد، اما تجربه موفقي نداشت. به نظر من زبان، موجودي زنده است. نمي‌توان و نبايد مسير آن را عوض کرد. مثل کسي که مي‌خواهد مسير کوه‌ها و درياها را تغيير بدهد. زبان تا امروز در مسير خود آمده و در همان مسير پيش خواهد رفت.

راه‌کاري که شما ارائه مي‌کنيد، چيست؟

بايد همين زبان را تقويت کنيم، با همين ويژگي‌هايش. آسيب‌هايش را رفع کنيم. زبان قابليت خودترميمي دارد، به‌خصوص زبان فارسي که سابقه کهن دارد و خط دري که هزار سال از عمرش مي‌گذرد. همين زبان درون خود نوابغ و دانشمندان بسياري پرورانده است، مانند ابن‌سينا، فارابي، رازي و بسياري ديگر. آن‌هم زماني که گويش‌ها قوي بود و فارسي مانند امروز زبان معيار نبود.

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/10/16
کد : 72491
تعداد بازدید: 35

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601