چهارشنبه 21 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

نخبگي پديده‎ای فعال و پوياست

فوق تخصص قرنیه و برنده جایزه علامه طباطبایی(ره) می‌گوید:علت اين‌که خيلي از مقالات منتشرشده کاربردي نمي‌شوند، نوشتن مقاله صرفا جهت رفع تکليف يا ارتقاست و عدم باور عميق محقق و نويسنده به اين‌که اين مقاله بايد جهت رفع نيازهاي کشور نوشته شود.

فوق تخصص قرنیه و برنده جایزه علامه طباطبایی(ره) می‌گوید: علت اين‌که خيلي از مقالات منتشرشده کاربردي نمي‌شوند، نوشتن مقاله صرفا جهت رفع تکليف يا ارتقاست و عدم باور عميق محقق و نويسنده به اين‌که اين مقاله بايد جهت رفع نيازهاي کشور نوشته شود.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: دکتر محمدعلي جوادي، پزشک مشهور ايراني و برگزيده جايزه علمي علامه طباطبايي، از نخبگان و اساتيد برتر چشم‌پزشکي و مديرعامل بانک چشم ايران است. استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در سال 1331 در يزد متولد شده و در سال 1365 با دريافت فلوشيپ قرنيه از  دانشكده پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي در زمينه درمان بيماري‌هاي قرنيه و سگمان قدامي فعاليت مي‌کند. رياست مرکز تحقيقات چشم ايران، دبيري بورد تخصصي چشم‌پزشكي، عضويت در هيئـت مديره انجمن چشم‌پزشكي ايران و فرهنگستان علوم پزشکي کشور و عضويت در هيئت تحريريه مجلات مختلف، تنها گوشه‌اي از فعاليت‌هاي اين پزشک شهير ايراني است.

دکتر جوادي علاوه بر کارنامه پرباري که در زمينه درمان عيوب چشمي در بيمارستان‌هاي فارابي، لبافي‌نژاد و... دارد، در حوزه پژوهش نيز فعاليت‌هاي فراواني داشته و در اين زمينه نيز مورد تقدير قرار گرفته است از جمله تقدير جهت ارائه مقاله برتر «نتايج عمل فيكوامولسيفيكاسيون بعد از طي دوره آموزشي» در هشتمين كنگره سراسري چشم‌پزشكي در سال 77 و كتاب نمونه سال مباني چشم‌پزشكي در همان سال، استاد نمونه جشنواره بوعلي در سال 1378، پژوهش‌گر نمونه دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در سال 1380، مجري طرح برگزيده دانشگاه «بررسي همراهي پرولاپس دريچه ميترال MVP در بيماران مبتلا به كراتوكونوس» در سال 1381، محقق برگزيده جشنواره رازي با ارائه مقاله‌اي در زمينه كراتيت مزمن با شيوع ديررس ناشي از گاز خردل در سال 1384، استاد برتر دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در سال 1390، كسب رتبه اول گروه علوم باليني در هجدهمين جشنواره رازي در سال 91، رتبه سوم علوم باليني در جشنواره علمي فرهنگستان علوم پزشكي در سال 91 و...

دکتر جوادي که از سال 1365 عضو هيئت بورد تخصصي چشم پزشكي ايران نيز هست، 13 کتاب، 186 مقاله در نشريات فارسي و 77 مقاله در نشريات بين‌المللي دارد که از اين نظر يکي از پرکارترين اساتيد  محسوب مي‌شود. او در سال 1391 در مراسم اعطاي دومين مرحله ‌جايزه ملي علامه طباطبايي ويژه اساتيد و نخبگان برجسته، توسط رئيس جمهور وقت تقدير شد.

آقاي دکتر، در حال حاضر در جامعه واژه نخبه بهوفور مورد استفاده قرار ميگيرد و اگر طرز تلقياي را که از اين واژه در حال حاضر در جامعه وجود دارد، تعريف نخبگي بدانيم، خيليها در آن ميگنجند! ولي آيا به نظر شما واقعا کسي که در کنکور رتبه برتري کسب ميکند، يا حتي مدال المپياد دارد، نخبه است؟ يا اساسا ما به چه کسي و در چه سطحي ميتوانيم نخبه بگوييم؟

به نظر من نخبگان جامعه کساني هستند که علم مفيد خود را با عملشان مي‌آميزند و اين علم و دانش را وارد عرصه اجتماعي مي‌کنند و به اندازه توان و دانشي که دارند، در جهت بهبود اوضاع محيط خود و جامعه انساني استفاده کرده و سعي مي‌کنند مفيد باشند. طرز تلقي‌اي که در حال حاضر از واژه نخبه در جامعه ما وجود دارد، به نظرم صحيح نمي‌آيد و حتي در پاره‌اي از موارد اين طرز تلقي و تعريف از نخبگي منجر به کسب امتيازهاي ناحق براي کساني مي‌شود که اساسا نخبه نيستند.

 نخبه‌پروري چطور؟ آيا مي‌شود اين کار را در دانشگاه يا در مدارس و محيط‌‌هاي آموزشي انجام داد و کسي را با آموزش تبديل به نخبه کرد؟

ببينيد، اصولا نخبگي يک پديده فعال و پوياست که خميره آن بايد در خود فرد وجود داشته باشد. در اين صورت اگر فرد خميره نخبگي را داشته باشد، مي‌‌توانيم به واسطه حضور در محيط‌هاي آموزشي و پژوهشي، اين توانايي را در وجود او تقويت کنيم و پرورش دهيم. اين در حالي است که در پاره‌اي از موارد تشکل‌هايي هستند که سعي در «توليد نخبه» دارند.

 به نظرتان اين پرورش نخبه مي‌تواند اقدام موفقي باشد؟ آيا مي‌توانيم آن را حرکتي مثبت در نظر بگيريم؟

ممکن است براي پرورش نخبه در مقطعي خاص يک حرکت مثبت صورت گيرد، ولي به نظرم بادوام نخواهد بود.

شما سال‌هاست که در دانشگاه تدريس مي‌کنيد و از سال 65 عضو هيئت بورد تخصصي چشم‌پزشکي و از سال 70 هم مدير گروه چشم دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي بوديد. با توجه به اين سابقه به نظرتان مهم‌ترين نقطه ضعفي که دانشگاه‌هاي ما در حال حاضر از آن رنج مي‌برند، چيست؟

به نظرم مهم‌ترين نقطه ضعف دانشگاه‌هاي ايران عدم ثبات مديريت‌هاست. وقتي در مورد خاصي طي هشت سال، پنج رئيس دانشگاه عوض مي‌شود، چگونه مي‌توان انتظار ارائه برنامه‌ريزي‌‌هاي طولاني‌مدت داشته باشيم، يا انتظار داشته باشيم اين برنامه‌ها در دانشگاه‌ها اجرا شوند و ثمر بدهند. يکي ديگر از مشکلات ما در دانشگاه هم عدم شايسته‌سالاري در پاره‌اي از موارد در مورد انتخاب مسئولان دانشگاه‌هاست که مي‌تواند تاثير منفي داشته باشد. علاوه‌ بر اين، تصميم‌گيري‌هاي مقطعي و گاه احساسي نيز تحت عنوان نخبه‌پروري صورت مي‌گيرد که باز هم به نظرم اين يکي از مشکلات دانشگاه است. چون پروش نخبه مانند پرورش گل نيست که بتوانيم با سفارش آن را پرورش دهيم.

چطور مي‌شود جلوي چنين آسيبي را گرفت؟

به نظر بنده بايد کميته‌اي از افراد علمي و متعهد و واقعا نخبه تحت نظر بالاترين مسئول مملکت، به‌عنوان مثال نهاد رهبري، تشکيل شود که با تغيير مديريت‌ها دچار تغيير نشود و در جهت شناسايي و پرورش دانشجويان و اساتيد مستعد فعاليت کند. اين کميته بايد از قدرت مالي مناسبي نيز برخوردار باشد و تمام امکانات علمي، پژوهشي در يک مرکز متمرکز شود و تحقيقات جهت‌دار و در جهت رفع نيازهاي مملکت باشد.

وضعيت آموزشي و پژوهشي در رشته علوم پزشکي چطور است؟ آيا در اين زمينه مي‌توانيم با کشورهاي ديگر رقابت کنيم؟

خوشبختانه وضعيت آموزش و پژوهش در رشته چشم‌پزشکي نسبت به بعضي از رشته‌هاي ديگر پزشکي بهتر است و حتي از خيلي از کشورهاي منطقه و اروپايي برتري دارد. ولي عملا تلاش‌ها در جهت فناوري است و سعي‌هايي که در زمينه نوآوري در اين سال‌ها شده، خيلي موفق نبوده است.

 چطور؟

چون اکثر قريب به اتفاق چشم‌پزشکان در کشور به امر آموزش و درمان مشغول‌اند. اين در حالي است که تعداد پزشکان و پژوهش‌گراني که حداقل 80 درصد وقت خود را در زمينه پژوهش صرف کنند، بسيار بسيار اندک است. دليل اين امر نيز عدم تامين احتياجات مالي در بخش پژوهش و نيز نبود زيرساخت‌هاي تحقيقاتي است. زمينه خالي تحقيقات در سال‌هاي گذشته موجب رشد سريع علمي طي سال‌هاي اخير شده است. ولي ادامه اين روند مستلزم آن است که بودجه تحقيقاتي کافي در اختيار پژوهش‌گران قرار گيرد و نيروهاي محقق باکفايت تربيت شوند و تلاش‌هايشان در جهت رفع نيازهاي کشور باشد.

در رشته چشم‌پزشکي هم آمار دانشجوياني که به خارج از کشور مهاجرت مي‌کنند، زياد است؟

مهاجرت تنها منحصر به کشور ما نيست و از تمام نقاط دنيا مهاجرت به مراکز علمي معتبر صورت مي‌گيرد. تا زماني که آن کميته‌اي که خدمتتان عرض کردم، با حضور افراد علمي و متعهد و واقعا نخبه تحت نظر بالاترين مسئول مملکت در دانشگاه‌ها تشکيل و فعال نشود و در جهت شناسايي و پرورش دانشجويان و اساتيد مستعد فعاليت نکند، اين روند هم‌چنان ادامه خواهد داشت. 

لابه‌لاي صحبت‌هايتان به اهميت پژوهش و امکانات پژوهشي اشاره کرديد. در حال حاضر تعداد مقالات پژوهشي که توسط دانشگاهيان در ايران منتشر مي‌شود، کم نيست و اتفاقا هميشه اين تعداد بالا به‌عنوان معياري براي رشد علمي سريع کشور معرفي مي‌شود و به اصطلاح اين طرز فکر را به وجود مي‌آورد که چون تعداد مقالاتمان زياد است، پس از نظر پژوهشي هم در وضعيت خوبي به سر مي‌بريم. شما موافق هستيد؟ به نظرتان تعداد مقالات معيار رشد علمي کشور است و مي‌توان به آن اکتفا کرد؟ درحالي‌که متاسفانه مي‌بينيم که خيلي از اين مقالات هم در کشور اجرايي نمي‌شوند و مشکلي از مشکلات کشور حل نمي‌کنند.

انتشار مقالات در مجلات بين‌المللي امري بسيار مهم است، ولي درحقيقت پله اول کار، تحقيق است که خوشبختانه طي سال‌هاي گذشته اين امر به‌خوبي در کشور انجام شده است. ولي ماندن در همان پله اول، خطاي بزرگي محسوب مي‌شود که با انتشار مقالات مورد استناد قرار نمي‌گيرد و به نظر مي‌رسد که خيلي از اين مقاله‌ها صرفا جهت ارتقاي علمي و تکميل رزومه شخصي نوشته مي‌شوند و اين امر در دانشگاه در حال وقوع است. علت اين‌که چرا خيلي از مقالات منتشرشده کاربردي نمي‌شوند نيز نوشتن مقاله صرفا جهت رفع تکليف يا ارتقاست و عدم باور عميق محقق و نويسنده به اين‌که اين مقاله بايد جهت رفع نيازهاي کشور نوشته شود.

 

تاریخ انتشار : 1395/05/04
کد : 72445
تعداد بازدید: 80

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601