پنج شنبه 2 بهمن 1399

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

چرخ تولید باید بچرخد

مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان می‌گوید: زمانی که پس از مدت‌ها تلاش و زحمت محصول‌مان وارد بازار مي‌شود، بسيار لذتبخش و دلپذير است، شيريني این لحظات به قدری است که سبب می‌شود، هدفمان را رها نکنيم و کارمان را ادامه دهيم.

مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان می‌گوید: زمانی که پس از مدت‌ها تلاش و زحمت محصول‌مان وارد بازار مي‌شود، بسيار لذتبخش و دلپذير است، شيريني این لحظات به قدری است که سبب می‌شود، هدفمان را رها نکنيم و کارمان را ادامه دهيم.

پایگاه اطلاع‎رسانی بنیاد ملی نخبگان: آذردخت خاکپور سال‌ها شغل دولتي داشته است و چند سالي است خود را بازنشسته کرده و تلاش مي‌کند به کمک دانش همسرش چرخ توليد را در استان لرستان بچرخاند. اما با مشکلات زيادي مواجه است. با وجود تمام مشکلات، لحظات شيريني هم وجود دارد. زماني که دارويي که توليد مي‌کنند، مثل يک کودک تازه متولد شده به بازار مي‌رود و خستگي را از تن آن‌ها بيرون مي‌کند. با او از سختي‌ها و شيريني‌هاي کار صحبت کرديم.

شرکت در چه سالي کار خود را شروع کرد؟

استارت کار شرکت دانا کاسيان لرستان از سال 87، 88 زده شد. در ابتدا شروع به ساختن کارخانه کرديم. در حال حاضر چهار سالي هست که توليد محصولاتمان را آغاز کرده‌ايم.

حوزه کاريتان چيست و چه محصولاتي داريد؟

 در حال حاضر بيش‌تر روي داروهاي گياهي کار مي‌کنيم. مثلا قطره گوشي با روغن زيتون تهيه کرده‌ايم که مشابه گليسيرين فنيکه است. صابون عصاره زيتون ما براي لک و جوش و ضدآکنه است. لوسيون روغن زيتون را هم براي جلوگيري از ريزش و سفيدي مو توليد کرده‌ايم. بيش‌تر کارهاي ما بر پايه زيتون است. البته به تازگي داريم روي روغن شترمرغ کار مي‌کنيم. مهم‌ترين توليدي ما پماد زينوتکس ضد تبخال است. اين محصول به شکل ژليتال مخصوص بانوان نيز هست که خيلي خوب جواب داده و صادرات به کشور افغانستان هم داشتيم.

 چه شد که به فکر تاسيس شرکت افتاديد؟

من مدرک مهندسي شيمي گرايش صنايع غذايي دارم و مدت 25 سال کارشناس معاونت غذا و دارو بودم. 5 سال است که به خاطر کارهاي شرکت خودم را بازنشست کرده‌ام چون مدير اين شرکت نمي‌تواند شغل دولتي داشته باشد. ايده اين کار براساس تحقيقات همسرم بود که در رشته داروسازي استاد تمام است و دوست داشت کارهاي علمي و تحقيقاتي‌اش را اجرايي و تبديل به محصول کند. در حال حاضر هم بيش‌تر کارهايي که در شرکت انجام مي‌شود يا براساس طرح‌هاي همسرم است يا ساخت دارو از روي نمونه خارجي براي اولين بار.

 ساختن کارخانه قاعدتا سرمايه زيادي را طلب مي‌کند. سرمايه اوليه‌تان را از کجا آورديد؟

استارت کار با سرمايه شخصي خودمان بود. زمين کارخانه را خريديم و بعدها با کمک وام‌هايي که از بانک گرفتيم، توانستيم ساختمان کارخانه را بسازيم.

بازپرداخت اقساط وام سخت نبود؟

چرا. اتفاقا خيلي دشوار بود و يکي از مشکلات اکثر شرکت‌هاي دانش‌بنيان هم همين است. بسياري از شرکت‌ها به خاطر همين وام‌هاي بانکي ورشکست مي‌شوند. در کارهاي ما زمان خواب سرمايه زياد است. تصور کنيد بايد کارخانه ساخته شود، قرارداد براي واردات دستگاه‌هاي مورد نياز ببنديم، چند ماه طول مي‌کشد تا دستگاه‌ها به دست ما برسد. بعد تازه مي‌توانيم وارد پروسه توليد شويم. اما بانک‌ها اين موارد را در نظر نمي‌گيرند و اکثر مواقع به محض اين که کار ساختن کارخانه تمام مي‌شود، زمان پرداخت اقساط سر مي‌رسد در حالي‌که ما هنوز هيچ دستگاهي نداريم که بخواهيم کار توليد را شروع کنيم. به همين دليل است که بيشتر کارخانه‌ها تعطيل مي‌شوند. از طرفي گرفتن وام هم بسيار دشوار است. الان تمام زندگي من در گرو بانک است. خيلي‌ها به اين مرحله که مي‌رسند، پشيمان مي‌شوند و کار را کنار مي‌گذارند. چون بيشتر کارهايي که در کارخانه ما انجام مي‌شود، طرح‌هاي شخصي خودمان است، انگيزه‌مان زياد است و دوست داريم زودتر به مرحله توليد برسيم. به همين خاطر هم تمام سختي‌ها را تحمل مي‌کنيم. با وجود اين‌که سازمان غذا و دارو خيلي اذيتمان مي‌کند.

مشکلتان با سازمان غذا و دارو چيست؟

بسيار سخت مجوز مي‌دهند و پروسه دريافت آن هم زمان زيادي مي‌برد. اين فقط مشکل ما نيست. با بسياري از شرکت‌هاي داروساز هم که تماس بگيريد، همين مشکل را دارند. الان در مورد پروانه توليد مواد غذايي يا لوازم آرايشي و بهداشتي، اتفاق خوبي افتاده است و آن هم تفويض اختيار به استان‌هاست. اما در مورد دارو اين‌طور نيست. نمي‌گويم اين اختيار را به تمام استان‌ها بدهند ولي حداقل مي‌توانند اين کار را براي چند استان که کارخانه‌هاي بزرگ توليد دارو دارند، انجام دهند. در اين شرايط پيگيري مجوزها براي شرکت‌ها کار بسيار سخت و زمان‌بري است. گاهي يک کارخانه محصولي را براي اولين بار توليد مي‌کند ولي تا مراحل گرفتن مجوز طي شود، کارخانه‌هاي ديگر هم محصولات مشابه مي‌زنند. اين‌جا حق آن توليدکننده اول زايل مي‌شود. در بخش دارو اين مشکلات بسيار است  اتفاقاتي از اين دست زياد مي‌افتد.

شما کار ثابت و خوبي داشتيد که مرتبط با رشتهتان بود و آن را رها کرديد. نگران نبوديد کار کارخانه به نتيجه نرسد؟

از کاري که قبلا داشتم، مستمري بازنشستگي‌ام را دريافت مي‌کنم. اما بله، ممکن بود کار به نتيجه نرسد و من هم ضرر کنم ولي بالاخره بايد چرخ توليد هم بچرخد. اين کار هم تاحدودي به حوزه کاري خودم نزديک است. تا اين‌جا از سختي‌هاي فراوان مسير توليد برايتان گفتم. همه اين‌ها درست است اما اين کار لحظات شيريني هم دارد که باعث مي‌شود آن را رها نکنيم و کارمان را ادامه دهيم. زماني که بعد از مدت‌ها تلاش و زحمت محصولمان وارد بازار مي‌شود، بسيار لذتبخش و دلپذير است. مثل اين است که بچه‌اي را به دنيا بياوريد.

يکي از مشکلات شرکتهاي دانشبنيان به حوزه منابع انساني برميگردد. افرادي که مناسب کار در شرکتهاي دانشبنيان باشند، کم هستند و از طرفي هم برخي از اين افراد مستعد پس از مدتي جذب کشورهاي خارجي ميشوند و مهاجرت ميکنند. شما در شرکت خود چطور با اين مشکل مواجه شديد؟

همان‌طور که پيش‌تر هم اشاره کردم، از آن‌جايي که همسرم بيشتر کارهاي پژوهشي را انجام مي‌دهد، چندان از بابت نيروي انساني به مشکل برنخورده‌ايم. او هشت بار پژوهشگر نمونه کشور شده و اکثر محصولات بر پايه تحقيقات او ساخته مي‌شود. اما خب اين واقعيت در کشور وجود دارد. نخبه‌هايي هستند که سرمايه‌اي براي تاسيس شرکت خودشان ندارند و جذب شرکت‌هاي ديگر مي‌شوند. آن‌جا هم به مشکلات زيادي برمي‌خورند. اين افراد اگر جذب کارخانه‌هاي بزرگ‌تر شوند، مشکلات کمتري خواهند داشت اما سيستم جذب نخبه در اين شرکت‌هاي معظم ضعيف است. اين مسئله‌اي است که بايد در سطح کشور براي رفع آن، برنامه‌ريزي کلان صورت بگيرد و از دست ما کار چنداني ساخته نيست.

دوري از پايتخت اذيتتان نميکند؟ چه مشکلاتي داريد که ويژه کارخانههاي شهرستان‌‌هاست؟

ببينيد اين‌طور نيست که شهرستان‌ها لزوما مشکلات خاص داشته باشند. خيلي بستگي به آن استان و امکانات شهرک صنعتي آن دارد. مثلا تبريز، مشهد و اراک بسيار در اين زمينه موفق بوده‌اند. تهراني‌ها تنها از اين جهت که دسترسي‌شان به وزارتخانه‌ها راحت‌تر است، نسبت به شهرستاني‌ها برتري دارند. البته الان بعضي چيزها روند اينترنتي پيدا کرده و خيلي خوب شده است. قبلا ما براي مالکيت صنعتي اذيت مي‌شديم اما حالا تمام مراحل اينترنتي شده و جاي تشکر دارد. اگر سازمان غذا و دارو هم همين روند را پياده کند، بسيار مفيد خواهد بود. البته شهرک‌هاي صنعتي در تمام استان‌ها هم وضعيت مطلوب ندارند. دو شهرک صنعتي در خرم‌آباد داريم که هر دو مشکل دارند. استان لرستان يک استان پرباران است اما اين‌جا سيستم درستي براي اين مسئله پيش‌بيني نشده به طوري‌که سال گذشته تمام ديوارهاي کارخانه ما را سيل برد. به دليل همين مشکلات بسياري از کارخانه‌ها تعطيل شدند. به جرات مي‌توانم بگويم از کارخانه‌هايي که در شهرک صنعتي يک و دو خرم‌آباد هستند، درصد بالايي تعطيل شده‌اند. متاسفانه تا الان که کاري براي حل اين معضلات نشده است.

 به عنوان مدير زن تا به حال برخوردي مشاهده کرده‌ايد که نشان از تبعيض داشته باشد؟

مدير زن بودن، بعضي جاها خوب است و بعضي جاها بد. همه جا به يک شکل نيست. بسيار بستگي به فرهنگ شهر دارد و اين‌که خود شخص با اين موضوع چطور رو‌به‌رو شود و مشکلش را حل کند. بعضي وقت‌ها اين موضوع اتفاقا به نفعمان است. در حال حاضر من عضو هيئت رئيسه کانون زنان بازرگان استان لرستان هستم. به همين خاطر نيز با مشکلات کارخانه‌هاي ديگر تاحدودي آشنايي دارم.

آنها چه مشکلاتي دارند؟

بسياري با همان چيزهايي که پيش‌تر گفتم، مشترک است. اين‌که خواب وام کم است. چون کارخانه ساختن که مثل ساختن خانه نيست که يک ساله کارش تمام شود. تسهيلات با سود 4 درصد وجود دارد ولي به ندرت کسي مي‌تواند آن را دريافت کند. سيستم آن‌قدر سخت مي‌گيرد که افراد از گرفتن تسهيلات پشيمان مي‌شوند. يک مشکل ديگر هم هست. اين‌که وقتي براي خريد تجهيزات پول مي‌دهند، اين پول به اسم شرکتي است که قرار است دستگاه را وارد کند. آن‌ها هم وقتي پولشان را گرفتند، ما را سر مي‌دوانند و گاهي بيشتر از 6 ماه طول مي‌کشد تا ما به تجهيزات مورد نيازمان برسيم. پول هم دست آن‌هاست و کاري از دست ما ساخته نيست. کلا حرف‌هايي که زده مي‌شود با عمل فاصله زيادي دارد. الان کارخانه‌هاي زيادي وجود دارند که مي‌شود از ظرفيت خالي آن‌ها براي توليد استفاده کرد.

منظورتان از ظرفيت خالي چيست؟

ببينيد يک کارخانه ممکن است دستگاه‌ها و امکانات زيادي داشته باشد که از آن‌ها استفاده‌اي نمي‌شود. از طرفي کسي ممکن است ايده داشته باشد اما جايي براي توليد محصول نداشته باشد و سرمايه‌اي هم براي تاسيس کارخانه در دستش نباشد. اين شخص مي‌تواند از ظرفيت خالي اين کارخانه‌ها استفاده کند. محصول به اسم کساني وارد بازار مي‌شود که ايده اوليه را داشتند و کارخانه‌دار هم تنها هزينه دستگاه‌هايش را مي‌گيرد. اين کاريست که در بسياري از کشورهاي پيشرفته انجام مي‌شود. شايد فرانسه 10 کارخانه بيشتر براي توليد محصولات آرايشي و بهداشتي نداشته باشد اما با استفاده از همين ظرفيت‌هاي خالي توانسته برندهاي زيادي را معرفي کند. مثلا مي‌بينيد يک شرکت، 10 برند مختلف را توليد مي‌کند.به اين شکل هم نخبه‌ها با کمترين هزينه وارد سيستم کاري مي‌شوند و ايده‌هايشان را عملياتي مي‌کنند، هم کارخانه‌‌ها از ظرفيت خالي خود سود مي‌برند. اما آن‌ها با اين امکانات آشنايي ندارد و اين ظرفيت‌هاي خالي بايد به نخبگان معرفي شود. متاسفانه به جاي اين کارها هر روز چند نوبت جلسه مي‌گذارند.

بالاخره براي تصميمگيري برگزاري جلسه لازم است. چرا در مرحله عملياتي شدن، کارها به مشکل ميخورد؟

بله بايد جلسه وجود داشته باشد اما خروجي مفيد هم مهم است. مسئولين در اين بخش‌ها بايد از افرادي استفاده کنند که به مسائل و مشکلات اين شرکت‌ها آشنا باشند. من در سمت‌هاي مديريتي هم بوده‌ام و مي‌دانم مشکلات از کجا ناشي مي‌شود. 8 سال مسئول بخش بودم و 4 سال هم رئيس آزمايشگاه کل استان. نبايد به توليد وجهه سياسي بدهند. اين کار به توليد آسيب مي‌زند. بايد از اشخاصي استفاده کرد که واقعا مي‌توانند و مي‌خواهند مشکلات را حل کنند و دلسوز هستند.

منبع: ماهنامه سرآمد

تاریخ انتشار : 1395/04/14
کد : 72414
تعداد بازدید: 296

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601