سه شنبه 29 خرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

كار كردن استعدادها و ظرفيت‌هاي وجوديان را شکوفا می‌کند

كار جوهر آدمي است، تمدن‌هاي عظيم بشري با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل كار و تلاش بي‌امان و خستگي‌ناپذير آدميان هستند. بنابراين، كار را مي‌توان از دو جنبه بررسي كرد؛ نخست از جنبه شخصي و تاثيراتي كه بر روان و جسم فرد مي‌گذارد و ديگر از جنبه اجتماعي و تاثيرات متقابل فرد و جامعه.

كار جوهر آدمي است، تمدن‌هاي عظيم بشري با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل كار و تلاش بي‌امان و خستگي‌ناپذير آدميان هستند. بنابراين، كار را مي‌توان از دو جنبه بررسي كرد؛ نخست از جنبه شخصي و تاثيراتي كه بر روان و جسم فرد مي‌گذارد و ديگر از جنبه اجتماعي و تاثيرات متقابل فرد و جامعه.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: اسلام دين كار، تلاش و آيين عمل و كوشش است و همه انسان‌ها را براي تامين معاش و زندگي با عزت و شرافت دعوت ميكند. سخت كوشي و مقاومت در برابر سختي‌ها از آموزه‌هاي اساسي اسلام است و اهتمام به كار و تلاش از ديدگاه اسلام نوعي عبادت است. اسلام براي كارهاي توليدي به ويژه كشاورزي، دامداري و كارهاي تجاري اهميت قائل است و از بيكاري، تنبلي و تن آساني نهي كرده است.

اسلام همواره بشر را متوجه اين نكته مي‌كند كه هر چه هست عمل است. سرنوشت انسان را عمل او تعيين مي‌كند. اين يك طرز تفكر واقع بينانه، منطقى و منطبق با قوانين طبيعت است. قرآن كريم راجع به عمل، بسيار تأكيد دارد و با تعبير رسا و زيبايى در اين خصوص مي‌فرمايد: «براى بشر جز آنچه كه كوشش كرده است هيچ چيز وجود ندارد» (نجم: 39).

دين اسلام دين يك جانبه و تك بعدي نيست و به جنبه‌هاي مختلف زيست بشر توجه كرده است. اما شايان ذكر است كه اين جنبه‌ها در عرض هم به حساب نيامده‌اند، بلكه در طول هم فرض شدهاند و زندگي اين دنيايي مقدمه‌اي براي حيات جاويد به حساب مي‌آيد. براين اساس انسان مومن به تمام معنا مي‌تواند يك كارآفرين باشد، و به موفقيت و كاميابي دنيا و آخرت دست يابد. ازنظر فرهنگ اسلامي، كارآفرين فرد تلاشگري است كه با اتكاء به نفس و توكل به خداوند مي‌تواند در جهت منافع فردي و اجتماعي گام بردارد.

در آموزه‌هاي اسلامي مراحلي از عزت نفس، مرهون تلاش و كوشش انسان است و اين مساعي موجب سربلندي فرد مي‌شود، به وي مي‌آموزد كه به ديگران وابسته نشود و دست گدايي به سوي اين و آن دراز نكند و با كار و حرفه خود استقلال نظر و عمل پيدا كند و در همين راستا امام علي (ع) در سخني به فرزند خود امام حسن (ع) تاكيد مي‌كند كه، اگر مي‌خواهي آزاد باشي، مانند بندگان و غلامان زحمت بكش و كار كن، اميد و آرزوي خود را از مال ساير افراد قطع كن. هرگز چشم طمع به مال، ثروت و اندوخته ديگران نداشته باش. اگر كار و كسبي به تو پيشنهاد شد، نگو اين كار كسر شأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پايين مي‌آورد، زيرا هيچ‌چيز به اندازه اينكه انسان از ديگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد كند، او را پست، حقير و خوار نمي‌كند. تو تا وقتي از ديگران بي‌نياز باشي و چشم طمع به مال كسي ندوزي و از فردي هديه نخواهي، از همه بلندمرتبه‌تر خواهي بود.»

قرآن كه اساسي ترين منبع دين اسلام است، محور همه ارزشها را روي معرفت و ايمان و كار قرار داده است. آيات قرآن درباره كار و كوشش در قلمرو حيات به قدري فراوان و متنوع است كه با كمال صراحت مي‌توان گفت: اسلام دين كار و كوشش است.

در کلام‌الله مجيد گروهي از آيات به رابطه كار و كوشش با مراحل رشد و درجات آن مي‌پردازند. از آن جمله: «و لكل درجات مما عملو؛ و براي هركس با عملي كه انجام مي‌دهد، درجاتي است» (انعام:132). اين گروه از آيات هم عظمت كار و كوشش را بالا مي‌برد و هم ملاك رشد آدمي را مجرد معرفت بيان نمي‌كند؛ با نظر به آيات ديگر كه ايمان و معرفت را نيز ملاك رشد معرفي مي‌نمايد، مانند: «يا ايها الذين آمنوا اذا قيل لكم تفسحوا في المجالس؛ خداوند درجات كساني از شما كه ايمان آورده و دانش به آنان داده شده است، بالا مي‌برد.» (مجادله:11) روشن مي‌شود كه رشد و كمال سه عنصر دارد: معرفت، ايمان، عمل.

در روايات نقل شده از پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) به موضوع تلاش و كوشش در راه اطاعت و بندگي خدا، توجه خاصي شده و تنها راه رسيدن به نجات و رستگاري، درك پاداش‌هاي الهي، تلاش و كوشش معرفي شده است. امام علي(ع) در نامه‌اي خطاب به عثمان بن حنيف كه كارگزار آن حضرت در بصره بود، پس از اشاره به ضرورت پيروي از امام و اعلام مشي خود در زندگي، همگان را به پرهيزكاري و تلاش فراوان، به عنوان يگانه راهي كه مي‌توان با آن، تاحدي به امام و پيشواي خود نزديك شد، فرا مي‌خواند. حضرت علي(ع) همگان را به تلاش و كوشش و فراهم آوردن زاد و توشه براي سفر آخرت فراخوانده و از مغرور شدن به سراي دنيا برحذر داشته است.

كار جوهر آدمي است و با كار كردن استعدادها و ظرفيت‌هاي وجودي آدمي‌شكوفا مي‌شود. تمدن‌هاي عظيم بشري نيز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل كار و تلاش بي‌امان و خستگي‌ناپذير آدميان هستند. بنابراين، كار را مي‌توان از دو جنبه بررسي كرد؛ نخست از جنبه شخصي و تاثيراتي كه بر روان و جسم فرد مي‌گذارد و ديگر از جنبه اجتماعي و تاثيرات متقابل فرد و جامعه. كار مي‌تواند تاثير مثبت يا منفي بر جسم و جان انسان بگذارد و به فرد منزلت اجتماعي ببخشد و توازن را ميان فرد انساني و جامعه برقرار سازد. در واقع، انسان موجودي اجتماعي است كه حتي امروز هم با وجود تنوع مجموعه‌هاي اكولوژي و گوناگوني حركت در پيشرفت فني و تحول در ساخت اجتماعي و سطح اقتصادي جوامع در زندگي به كار مي‌پردازد. در حقيقت كار وجه اشتراك و شرط لازم زندگي انسان در جامعه است. مفهوم كار كردن و ساختن، ريشه در نهاد و فطرت آدمي دارد و مورد توصيه عقل است، اما با اين حال خداوند و انبيا و اولياي الهي از باب تاكيد بيشتر و غفلت زدايي از وجود انسان‌ها، پيوسته، آدميان را به كار و كوشش فراخوانده و تشويق كرده‌اند. از همين روست كه قرآن مي‌فرمايد: آدمي را جز حاصل كارش بهره‌اي نيست. (سوره نجم: 39) براساس آنچه در قرآن و ساير منابع تاريخي آمده، بيشتر پيامبران به كارهايي چون كشاورزي، زره سازي، نجاري و تجارت و ... اشتغال داشته‌اند. حضرت ابراهيم و اسماعيل(ع) به دست خويش خانه كعبه را بنا نهادند. حضرت نوح(ع) به دست خويش كشتي ساخت. حضرت موسي(ع) چوپاني كرد. حضرت عيسي (ع) نيز طبابت مي‌كرد و حضرت داوود (ع) زره مي‌ساخت و پيامبر اسلام (ص) نيز شباني و تجارت مي‌كرد. پيامبر گرامي اسلام به امام علي (ع) مي‌فرمايد: دوست دارم شخص براي تامين مخارج خود از حرارت آفتاب آزار ببيند.

امروزه جامعه‌شناسان نيز به اهميت و ارزش كار توجه دارند و هريك به نوعي آن را مورد تاييد و تاكيد قرار داده‌اند. در اين باره اسپينوزا مي‌گويد: كار عميق‌ترين صورت اجتماعي پايدار در حيات آدمي‌است كه بدون آن، نه توليد، نه گسترش، نه ازدياد وسايل و لوازم زندگي، هيچ يك قابل تصور نخواهد بود.

پيامبر اعظم (ص) از روح سخاوتمندي بهره‌مند بودند، ولي آن حضرت دوست نداشت كسي بدون عذر موجه، به تن‌پروري و كسالت روي آورد و دست نياز به سوي اين و آن دراز كند. بنابراين، كساني را كه با اين حالت به ايشان مراجعه مي‌كردند، به كار و تلاش دعوت مي‌كرد، از ابن عباس روايت شده است: رسول‌الله هرگاه كسي را مي‌ديد كه توجه او را جلب مي‌كرد و از وي خوشش مي‌آمد، مي‌پرسيد: آيا شغل و حرفه‌اي هم دارد؟ اگر گفته مي‌شد حرفه‌اي ندارد، حضرت مي‌فرمود: از چشم من افتاد. مي‌پرسيدند: چرا اي رسول خدا؟! مي‌فرمودند: چون اگر مومن حرف‌هاي نداشته باشد، دين خود را وسيله معاش قرار مي‌دهد»  مردي نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: دو روز است غذا نخورده‌ام. حضرت فرمود: «برو از بازار براي خودت روزي طلب كن.» روز ديگر آمد و گفت: يا رسول‌الله! ديروز به بازار رفتم، ولي چيزي پيدا نكردم و ديشب بدون غذا خوابيدم. حضرت باز فرمود: «عليك بالسوق؛ به بازار برو». روز سوم نيز كه همان پاسخ را شنيد، حركت كرد به سوي بازار روانه شد. كارواني آمده بود. او در فروش اجناس به افراد آن كاروان ياري داد و در پايان، سهمي‌ از سود متاع خويش به او دادند. بار ديگر نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: چيزي پيدا نكردم. حضرت فرمود: «چرا، به تو دادند». گفت بلي. فرمود: «پس چرا دروغ گفتي؟» آن مرد گفت: شما راستگوييد، مي‌خواستم ببينم آيا از عمل مردم باخبريد. همچنين خواستم از شما بگيرم. رسول خدا(ص) فرمود:«راست گفتي، هركس بي‌نيازي بورزد، خدا او را بي‌نياز كند و هركس دري از درخواست به روي خود باز كند، خداوند هفتاد در از فقر را به روي او بگشايد كه قابل بسته شدن نيست. صدقه بر كسي كه بي نياز است و كسي كه با سلامتي اعضا مي‌تواند نياز خود را برطرف كند، حلال نيست» همچنين آن حضرت فرمود: «كلوا من كد ايديكم؛ از دست رنج خود بخوريد» رسول اسلام(ص) در روايتي ديگر مژده داده است: « كسي كه از دست رنج حلال خويش بخورد، از صراط چون برق درخشان مي‌گذرد»  همچنين فرمود:« هركس معاش خود را از دست رنج حلال خويش تامين كند، درهاي بهشت بر او گشوده شود تا از هر يك كه خواست، داخل شود»

 نگاه رسول االله به جوانان پرتلاش، سرشار از محبت بود و همواره مورد مهر و عطوفت ايشان بودند. روزي حضرت با ياران خود نشسته بود. جوان توانا و نيرومندي را ديد كه اول صبح به كار و تلاش مشغول شده است. كساني كه در محضر پيامبر بودند، سخن به كنايه گشودند و گفتند: اگر اين جوان، نيرومندي و توان خود را در راه خدا به كار مي‌انداخت، شايسته ستايش بود. رسول خدا(ص) در پاسخ اصحاب فرمود: «اين سخن را نگوييد، اگر اين جوان براي معاش خود كار مي‌كند كه در زندگي به ديگران نيازمند نباشد، با اين عمل در راه خدا قدم برمي‌دارد. همچنين اگر كار مي‌كند تا زندگي والدين ضعيف يا كودكان ناتوان را تامين كند و از مردم بي‌نيازشان گرداند، بازهم در راه خدا مي‌رود. اما اگر كار مي‌كند تا با درآمد خود بر تهي‌دستان مباهات كند و بر ثروت و دارايي خود بيفزايد، او به راه شيطان رفته و از صراط حق منحرف شده است (تنبلي و تن پروري همواره مورد نكوهش پيامبر اعظم (ص) و مايه غضب الهي است. رسول مكرم اسلام(ص) ميفرمايد: «ان االله يبغض الشاب الفارغ؛ خداوند، جوان بي كار را دوست نمي‌دارد»

* برگرفته از مقاله «كارآفريني و اخلاق اسلامي» نوشته دكتر جعفر هزار جريبي (دانشيار جامعه شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي)

منبع: «ماهنامه سرآمد»

 

 

تاریخ انتشار : 1394/10/06
کد : 72352
تعداد بازدید: 14

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601