دوشنبه 1 مرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

چند روایت از زندگی علمی ابوبكر محمد بن زكریای رازی پدر علم شیمی

رازی مردی بلندنظر بود و به بسیاری از بیماران بی‌بضاعت دارو می‌داد و برخی اوقات حتی غذای آن‌ها را تامین می‌کرد. او کوشش بی‌اندازه‌ای در تحصیل علم و کسب معارف به کار می‌برد. هنگامی که از تدریس یا معالجه فراغت می‌یافت، به نوشتن و خواندن مشغول می‌شد و همین باعث شد چشمان او رو به ضعف برود و نابینا شود.

رازی مردی بلندنظر بود، به بسیاری از بیماران بی‌بضاعت دارو می‌داد و برخی اوقات حتی غذای آن‌ها را تامین می‌کرد. او کوشش بی‌اندازه‌ای در تحصیل علم و کسب معارف به کار می‌برد. هنگامی که از تدریس یا معالجه فراغت می‌یافت، به نوشتن و خواندن مشغول می‌شد و همین باعث شد چشمان او رو به ضعف برود و نابینا شود.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: در کارگاه کیمیاگری‌اش مدام در حال آزمایش و ترکیب مواد شیمیایی بود برای پیدا کردن اکسیر اعظم که پیری را به جوانی تبدیل کند، یا چیزی بیابد که بتواند فلزات کم‌قیمت را به طلا مبدل گرداند و حالا بر اثر دود و دمی که همیشه در کارگاهش بود، به چشم‌درد وخیمی مبتلا شده بود. پزشک برای درمان چشمش از او طلب 500 دینار کرد و این آغاز فصل جدیدی در زندگی ابوبكر محمد بن زكریا بن یحیی الرازی بود؛ مردی که اعتقاد داشت کیمیای واقعی علم طب است، بنابراین در سی و چند سالگی تصمیم گرفت پزشک شود.

زكریای رازی

 زکریای رازی در قرن سوم هجری در ری زاده شد و لقب رازی در انتهای نام او منسوب بودن او به ری (راز) را می‌رساند. در جوانی عود می‌نواخت و شعر می‌سرود و آواز می‌خواند. ولی چون موی مردانگی بر صورتش رشد کرد، از آن امور انصراف داد و به کار دیگری مشغول شد. پدر محمد اهل علم نبود، برای همین مدتی کنار پدر به صرافی مشغول شد، اما بعد به تحصیل فلسفه، ریاضیات، ادبیات و نجوم و به‌خصوص کیمیا پرداخت.
رازی برای آموختن پزشکی در بیمارستان معتضدی بغداد از پیرمردی داروگر خواص داروها را می‌پرسید و آن‌ها را یادداشت می‌کرد. او در یادگیری پزشکی چنان پشتکاری از خود نشان داد که  در سن 37 سالگی، سال چهارم یا پنجم اقامتش در بغداد، جزو طبیبان دربار خلیفه معتضد عباسی شد و سمت ریاست بیمارستان معتضدی را برعهده گرفت.

رازی و علم پزشکی

 شهرت فراوان رازی به‌عنوان پزشک به دلیل نوآوری‌هایش در علم طب است. برای همین در کتاب‌ها نکات زیادی درباره ویژگی‌های پزشكی رازی نوشته‌اند. مثلا این‌که: «طریقه گزارش حال بیمار و تاریخچه بیماری و غیره، همان‌طور که امروزه در بیمارستان‌ها معمول است، از ابتکارات رازی است.» به همین دلیل مورخان اروپایی و نویسندگان تاریخ طب به اصطلاح امروزی او را طبیب کلینیکی نام نهاده‌اند. ظاهرا او نخستین طبیبی است که فرق بین آبله و سرخک و تفاوت بین آبله معمولی و آبله‌مرغان را در کتاب «الجدری و الحصبه» بیان کرده و هم‌چنین نخستین کسی است که نظریه عامل میکربی بیماری‌های واگیر را ذکر و صریحا واگیردار بودن آبله را یادآوری کرده است. جالب این‌که بدانید از دیگر ابداعات خلاقانه رازی در پزشکی، استفاده از پنبه است. از طرفی در کتاب‌های طب و تاریخ آمده است که او نخستین پزشکی است که بعضی از شعب اعصاب را در سر و گردن شناخته و درباره آن‌ها توضیحاتی داده است. به علاوه این‌که رازی برای نخستین بار ثابت کرد افراط در مصرف دارو باعث آسیب دیدن بدن و به تعویق افتادن کسب سلامتی می‌شود. از همه این‌ها که بگذریم، شاید مناسب است که او را پدر طب اطفال بدانیم، چون نخستین پزشکی بود که کتاب «طب اطفال» را در مورد شناخت بیماری‌های عفونی کودکان نوشت. پروفسور هوارد- رئیس انستیتوی تحقیقات تاریخ طب فرانسه- می‌گوید کسی که برای نخستین بار تئوری بینایی را در دنیای پزشکی مطرح و واکنش عدسی چشم به نور را تشریح کرده، محمد بن زکریای رازی است.

رازی و علم روان‌شناسی

رازی در زمینه روان‌شناسی یادداشت‌های زیادی از خود به جا گذاشته و شرح‌حال‌های مفصلی از بیماران مبتلا به افسردگی، مالیخولیا، هیستری و... نوشته و حتی روش‌های درمانی را تشریح کرده است. دکتر بوشن فرانسوی در کتاب «تاریخ روان‌شناسی» خود نوشته است: «دانش روان‌شناسی رازی، دنیای غرب را سیراب کرده است.» نظامی عروضی می‌نویسد که امیرمنصور بن نوح بن نصر سامانی بیماری مزمنی گرفته بود که پزشکان از درمان آن ناتوان شده بودند. بر اثر این بیماری، قدرت حرکت از منصور بن نوح سلب شده بود. او کسی را دنبال رازی فرستاد و وقتی رازی به بخارا رسید، درمان امیر را آغاز کرد، اما معالجه به کندی پیش می‌رفت. روزی امیر را به گرمابه برد و اسب و قاطری را نیز بیرون گرمابه آماده نگه داشت. سپس همه اطرافیان امیر را از گرمابه بیرون کرد و امیر را در گرمابه نشاند و شربتی که اثر دارویی داشت، به او نوشاند و بعد رودرروی امیر ایستاد و چند دشنام به او داد. امیر که تا قبل از آن از حرکت عاجز بود، بر اثر این خشم، نیم‌خیز شد. سپس رازی کاردی کشید و امیر را تهدید کرد. منصور بن نوح نیز از خشم و ترس بلند شد و راست ایستاد. محمد بن زکریا وقتی چنین چیزی را دید، از گرمابه بیرون آمد و بر اسب سوار شد و همراه خادم خود که روی قاطر نشسته بود، به تاخت از آن محل دور شدند. بعد نامه‌ای به امیر سامانی نوشت و در آن نامه توضیح داد که چون درمان امیر به روش‌های معمولی طولانی می‌شده، این راه را در پیش گرفته و شاه را به خشم آورده تا بر اثر حرارتی که در تن پدید می‌آید، شاه بتواند بایستد.

رازی و علم شیمی

رازی با کشفیات خود در علم شیمی توانست خدمت بزرگی به علم طب بكند؛ او الكل را از تقطیر مواد قندی و نشاسته‌ای و اسید سولفوریک (جوهر گوگرد) را از تجزیه سولفات دوفر (زاج سبز) به دست آورد. او هم‌چنین از«نوشادرکلر» بهره كافی برد و از آن «ماءالنوشادر» یا آمونیاک و «دهن‌النوشادر» یا جوهرنمک تهیه كرد. در اثر حرارت دادن و به اصطلاح تصعید و تقطیر نوشادر با زاج‌ها، مخلوطی از اسید سولفوریک و سولفات آمونیوم تهیه كرد. این آزمایش‌های علمی عاقبت به نتایجی منجر شد که رازی را پدر علم شیمی جهان معرفی کرد، چون او بود که دانش كیمیاگری كهن را به علم شیمی نوین تغییر داد. او در عین حال تحقیقاتی در باره وزن مخصوص انجام داد و اكتشافات مهمی نیز در این رشته به او منسوب است. به قول کامپل، رازی نخستین كسی بود كه استحصالات شیمیایی را در طب وارد كرد.

تالیفات رازی
رازی در طب، فلسفه، كیمیا، متافیزیک، نجوم و دیگر علوم قلم زده است و اکثر مورخان تالیفات او را بیش از 200 جلد می‌دانند. رازی دایره‌المعارف علوم بود و از این جهت است که ابن‌الندیم او را «جامع معرفت» می‌نامد. از جمله مشهورترین کتب پزشکی او «الحاوی» است که بزرگ‌ترین تالیف اوست و به قول خودش 15 سال شب و روز وقت صرف این کتاب کرده؛ کتابی که آن را دایره‌المعارفی پزشکی می‌دانند. از طرفی «من لا یحضره الطبیب» که به نام‌های «علاج الامراض» و «طب الفقرا» نیز معروف است، راهنمای پزشکی است و از امراض سر شروع و به پا ختم می‌شود و برای کسانی که به پزشک دسترسی ندارند، نوشته شده است. خوب است بدانید شیخ صدوق ابن‌بابویه، محدث مشهور شیعی، نام کتاب خود یعنی «من لایحضره الفقیه» را از روی همین اثر گرفته است. ضمن این‌که از نظر تاریخ طب نیز کتاب «آبله و سرخک» مهم‌ترین تالیف رازی شناخته می‌شود که ابتدا در اروپا به نام «کتاب طاعونی» ترجمه شد. او نخستین پزشک جهان است که بروز بیماری زکام را در فصل بهار به وسیله بوییدن گل سرخ، در رساله‌ای کوچک شرح داده است. این رساله نخستین مقاله ایمنی‌شناسی جهان است و «برءالساعه» (به معنی درمان یک ساعته) نام دارد که در آن درمان سریع شماری از بیماری‌ها به اختصار نوشته شده است.
 
رازی از دیدگاه اروپاییان

خانم دکتر زیگرید هونکه در کتاب ارزشمند «فرهنگ اسلام در اروپا» درباره رازی می‌نویسد: «600 سال قبل، کتاب‌خانه دانشگاه طب پاریس، کوچک‌ترین کتاب‌خانه دنیا بود. این کتاب‌خانه فقط یک کتاب داشت و این کتاب، نوشته یکی از دانشمندان اسلام بود.» این کتاب آن‌قدر برایشان ارجمند بود که حتی لودویگ یازدهم که پادشاهی باایمان و مسیحی بود، وقتی می‌خواست این کتاب را به امانت بگیرد، می‌بایست 100 سکه طلا و 12 سکه نقره به ودیعه می‌گذاشت. او این کتاب را کرایه کرد تا پزشکان خصوصی او از آن رونویسی کنند و در موارد بیماری یا در دوران سلامتی، به مثابه یک فرهنگ امراض و دستورات طبی از آن استفاده کنند.

اهالی پاریس برای این گنجینه طبی اهمیت زیادی قائل بودند، به همین دلیل مجسمه نویسنده این کتاب را به‌عنوان یادگار در سالن بزرگ تدریس مدرسه عالی پزشکی نصب کرده‌اند. نام او در اروپا به رازس معروف است، با این‌که اعراب او را الرازی می‌نامند و نام واقعی‌اش ابوبکر محمد بن زکریاست. کتاب‌های رازی قرن‌ها در دانشکده‌های پزشکی معروف اروپا تدریس می‌شد، چنان‌که مثلا در سال 1395 کتاب «الحاوی» یکی از 9 کتاب دانشکده پزشکی پاریس بود و نیز مقاله نهم کتاب «المنصوری» او تا پایان سده پانزدهم جزئی از برنامه دروس دانشگاهی توبینگن آلمان محسوب می‌شد. آوازه حکیم رازی در اروپا به حدی بود که شاعر انگلیسی، جفری چاسر، که او را پدر شعر انگلیس می‌دانند، در قطعه «دکتر طب» خود، نام او را جزو شخصیت‌های برجسته و ارزنده علمی یاد کرده است. ضمن این‌که کتاب «آبله و سرخک» رازی بیش از 40 مرتبه در شهرهای بال سوییس و گوتینگن و لندن و پاریس چاپ شده و جورج سارتن، بنیان‌گذار مشهور تاریخ علم، نیمه دوم سده نهم میلادی (نیمه دوم سده سوم هجری) را در تاریخ علم «عصر رازی» نامیده است.

رازی و مردمان

رازی مردی بلندنظر بود و به بسیاری از بیماران بی‌بضاعت دارو می‌داد و برخی اوقات حتی غذای آن‌ها را تامین می‌کرد. او کوشش بی‌اندازه‌ای در تحصیل علم و کسب معارف به کار می‌برد. هنگامی که از تدریس یا معالجه فراغت می‌یافت، به نوشتن و خواندن مشغول می‌شد و همین باعث شد چشمان او رو به ضعف برود و نابینا شود. در این موقعیت وقتی به او پیشنهاد شد که چشم خود را معالجه کند، در جواب گفت: «آن‌قدر به دنیا نگریسته‌ام که خسته شده‌ام.»

سرانجام مردی که چشم جهانی بود، در سن 62  سالگی و در حالی که  از اسرار زیادی در کیمیای طب پرده برداشته بود، در زادگاهش - ری - درگذشت. 

 

 

تاریخ انتشار : 1394/03/27
کد : 72146
تعداد بازدید: 87

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601