سه شنبه 20 آذر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

ايراني‌ها در هر جاي دنيا که باشند قلبشان براي وطن مي‌تپد

زهرا کريمي؛ عضو هيئت علمي‌ دانشکده اقتصاد دانشگاه مازندران معتقد است: ظرفيت بزرگي ميان ايرانيان خارج از کشور وجود دارد که بهتر است به کار گرفته شود تا آنان بتوانند سرمايه‌هاي فکري و مالي‌شان را وارد کشور کنند يا به واسطه ارتباطشان، مسبب جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي در کشورمان شوند.

عضو هيئت علمي‌ دانشکده اقتصاد دانشگاه مازندران معتقد است: ظرفيت بزرگي ميان ايرانيان خارج از کشور وجود دارد که بهتر است به کار گرفته شود تا آنان بتوانند سرمايه‌هاي فکري و مالي‌شان را وارد کشور کنند يا به واسطه ارتباطشان، مسبب جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي در کشورمان شوند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: عضو هيئت علمي‌ دانشکده اقتصاد دانشگاه مازندران می‌گوید: مرگ برندها در ايران دلايلي در هم تنيده دارد که حاصل کارکرد اقتصاد ايران طي دهه‌هاي گذشته است. از نظر زهرا کريمي، استفاده نامناسب از درآمدهاي نفتي طي دهه‌هاي 50 و 80 سبب شد توليد داخلي، صرفه اقتصادي خود را از دست بدهد و با مصنوعي نگه داشتن قيمت ارز، توليدکنندگان داخلي توان رقابتي خود را از دست داده و نتوانند با رقباي خارجي به رقابت بپردازند. از نظر اين استاد دانشگاه، مرگ برندهايي نظير ارج، آزمايش، نساجي مازندران و... به تصميم‌گيري‌ها و سياستگذاري‌هاي اقتصادي برمي‌گردد و متوليان اقتصادي کشور مي‌توانند با مرور تاريخچه‌اي از اين نوع تصميم‌گيري‌ها، درس بزرگي از علل مرگ زودرس برندهاي کشور بگيرند.

شرکت ارج بعد از 60 سال فعاليت به حالت نيمهتعطيل درآمد. برخي از منتقدان تعطيلي اين شرکت را به گردن دولت انداختند. به نظر شما مرگ برندهايي نظير ارج در ايران چه عواملي دارد و از نظر اقتصادي چه تحليلي ميتوان براي آن ارائه داد؟

اينکه چرا ارج يا شرکتهاي مشابه آن در ايران تعطيل ميشوند، دلايل گوناگوني دارد. اين دلايل آنقدر در هم تنيده هستند که نميتوان گفت فقط به يک دليل خاص برندهاي ايران به مرگ محکوم شدهاند. مجموعه عواملي را ميتوان ليست کرد که هر يک از آنها باعث ميشود صنايع داخلي نتوانند در بازار رقابتي دوام بياورند. تا اين عوامل پاک نشود صنايع ما نميتوانند مسير طبيعي رشد و توسعه خود را طي کنند و به صورت طبيعي از بين بروند.

در يک نگاه کلي ميتوان گفت رقابتي نبودن بازار، تکنولوژي قديمي، قطع رابطه با دنيا، ثابت نگه داشتن قيمت ارز، هجوم واردات در دوره وفور درآمدهاي نفتي، دخالت دولت در قيمتگذاريها، قاچاق گسترده کالاهاي رقيب نامرغوب و مديريت ناکارآمد برخي از شرکتها سبب شده تا برندهاي معروف کشور ورشکسته شوند. اقتصاد ايران در دوره محدوديتهاي بينالمللي ضربات شديدي خورد و صنايع ما نتوانستند به نوسازي ماشينآلات فرسوده خود اقدام کنند و محصولاتي را به توليد برسانند که بهرهوري بالا و تکنولوژي روز دنيا داشته باشد. به همين خاطر برخي صنايع کشور مانند يک بيمار سرطاني رفتهرفته نحيف و نحيفتر از گذشته شدند و در نهايت با توجه به کم شدن تقاضا و پايين آمدن ظرفيت توليد، سطح درآمدشان کاهش يافت و چون دخل و خرجشان به هم نميخورد، تعطيل شدند.

آيا ميتوان رکود کنوني را مسبب تعطيلي اين برندها دانست؟

اين عوامل به طور مستقيم يا غيرمستقيم با هم ارتباط دارند. به همين دليل بر اثر رکودي که اقتصاد ايران با آن مواجه شده، بنگاهي مانند ارج تاب و توان خود را از دست ميدهد و ديگر قادر به ادامه فعاليت نيست. البته اين موضوع را در نظر داشته باشيد که مرگ ارج يکباره رخ نداد و در دولت قبل به سبب پمپاژ درآمدهاي نفتي و ثابت نگه داشتن قيمت ارز، واردات کالا به توليد چربيد و توليدکنندگان بازار خود را از دست دادند و رفتهرفته به لحاظ مالي نحيف شدند و در رکود اخير هم جان به جانآفرين تسليم کردند. رکود فعلي در واقع مانند اين بود که بيماري در کما باشد و شما ميزان اکسيژن آن را کم کنيد. معلوم است که مرگ آن زودتر فرا ميرسد، اما اگر اين رکود هم وجود نداشت، با تداوم سياست نرخ ارز ارزان  و قاچاق گسترده کالا، ممکن بود با دوپينگ درماني و تزريق برخي منابع، مرگ اين برندها به تعويق بيفتد، اما امکان احياي آنها وجود نداشت تا دوباره به دوره اوج خود برگردند. درسي که از اين اتفاق ميگيريم اين است که بايد فضاي کسب و کار را بهبود دهيم تا بخش خصوصي وارد فعاليتهاي اقتصادي شود و اجازه بدهيم مديريت چنين بنگاههايي را برعهده بگيرد و با احساس امنيت از فضاي باثبات کشور، با نوسازي تجهيزات کهنه و فرسوده و نوآوري در شيوههاي مديريت، محصول باکيفيت و قابل رقابت توليد کند.

سياستهاي ارزي و اصولا سياستگذاريهاي کلان اقتصادي تا چه اندازه بر ناکارآمدي و از بين رفتن توان رقابتي بنگاهها تاثير گذاشته است؟

اگر تاريخ اقتصادي کشور در دوره معاصر را مطالعه کنيد متوجه خواهيد شد که درآمدهاي ارزي کشور در دو مقطع به سبب افزايش درآمدهاي نفتي بالا رفت و در اين دو دوره صنايع و توليد داخلي ما آسيب فراوان ديد. اولين بار در ابتداي دهه 50 بود؛ زماني که تازه صنايع ما به وجود آمده بودند و کمتر از يک دهه از عمر آنها ميگذشت. در اين سالها يکباره با افزايش درآمدهاي نفتي، نقدينگي به سرعت افزايش يافت و کشور با تورم بالاي 20 درصد مواجه شد. با وجود تورم بالا قيمت ارز پايين نگه داشته شد و ورود کالاهاي خارجي رونق يافت. انقلاب اسلامي در سال 57 و آغاز جنگ تحميلي در سال 59 شرايط کشور را تغيير داد، به همين جهت امکان بررسي عواقب شوک اول نفتي وجود ندارد. در زمان شوک نفتي اول سياستگذاران اقتصادي کشور به بهانه جلوگيري از تورم و افزايش رفاه، اجازه ندادند تا قيمت ارز واقعي شود. اين موضوع سبب شد توليد داخلي گرانتر از نوع مشابه خارجي باشد. بنابراين واردات افزايش يافت و صنايع نوپاي کشور کمرمق شدند. وقتي قيمت ارز پايينتر از قيمت واقعي خود نگه داشته ميشود، در حقيقت دولت به توليدکنندگان خارجي يارانه ميپردازد و منابع ارزي کشور به راحتي صرف خريد کالاهاي مصرفي ميشود. به همين خاطر است که در دورهاي که ارزهاي فراوان با قيمت غيرواقعي در بازار پمپاژ ميشوند، سفرهاي خارجي زياد شده و عملا منابع مالي کشور در مناطق ديگري از دنيا خرج ميشود.

در زمان وفور درآمدهاي ارزي و غيرواقعي نگه داشتن بهاي ارز، چون توليد داخلي گرانتر از کالاي خارجي است، عملا درِ کشور به روي واردات انواع کالاهاي مصرفي نظير تلويزيون، يخچال، لوازم خانگي، مواد شوينده و بهداشتي، خودرو و... باز ميشود. در رژيم قبل متوليان اداره کشور عجله زيادي داشتند تا توسعه در کمترين زمان رخ دهد. آن زمان شعار حرکت به سمت تمدنهاي بزرگ داده ميشد، اما مجموعه سياستهاي جاهطلبانه و نادرست کشور را با بحران مواجه ساخت و عملا زمينههايي براي ايجاد اعتراضها و نا آراميها در کشور ايجاد شد و نهايتا انقلاب رخ داد.

در اواسط دهه 80، زماني که قيمت نفت به شدت بالا رفت نيز سياستهاي غلطي اعمال شد. در آن زمان حتي ميوه هم از کشورهاي دوردست وارد ميشد، چرا که براي واردکننده صرفه اقتصادي داشت و محصول باغدار داخلي گرانتر از باغدار خارجي بود. در اين دهه هم قيمت ارز با فشار دولت پايين نگه داشته شد. در نتيجه توليد داخلي بسيار ضربه خورد و عملا صنعت نيمهجاني که باقي مانده بود، با تکرار آن سياستهاي نادرست، تير خلاصي خورد تا ديگر نتواند روي پاي خود بايستد. بنابراين اگر امروز ميبينيم برندهاي کشور يک به يک از بين ميروند، نتيجه بيماري هلندي است که بر اثر وفور درآمدهاي نفتي حاصل ميشود و سياستگذاران اقتصادي کشور با تکيه بر درآمدهاي سرشار نفتي، توليد داخلي را رها و زمينه را براي واردات کالا فراهم ميکنند. بنابراين مجموعهاي از سياست گذاريهاي نادرست اقتصادي باعث شده توليد کشور ناکارآمد شود و تمام مشکلات ناشي از آن براي دولت يازدهم باقي بماند. هميشه گفته ميشود وظيفه سياستگذاران، اقتصاددانان، قانونگذاران و تصميمگيران کشور از پزشکان سنگينتر است، چون پزشک براي يک فرد تصميم ميگيرد و اگر او اشتباه کند يک فرد از بين ميرود، اما اگر اقتصاددانان تصميمهاي نادرست اقتصادي بگيرند باعث خواهند شد تا ثروت يک ملت از دست برود که گاهي جبرانناپذير است.

همواره گفته ميشود کره و چين پيش از ما توسعه خود را شروع کردند، اما امروز بسيار جلوتر از ما حرکت ميکنند. راز موفقيت آنان چه بود؟

آنان توانستند با بازسازي نهادهاي خود از جمله دولت و ديپلماسي اقتصادي به توسعه روي آورند. امروز کره آنقدر توسعه يافته که محصولات شرکتي نظير سامسونگ را ميتوان در اغلب فروشگاههاي امريکا ديد. چه غروري از اين بالاتر که محصولي کرهاي در کشوري که خود مهد توليد علم است عرض اندام کند. کشورهاي شرق آسيا به خوبي دريافتند که با توسعه اقتصادي ميتوانند رشد اقتصادي و رفاه عمومي براي مردم ايجاد کنند. آنها با اولويت دادن به رشد و توسعه اقتصادي، ارتقاي سطح فناوري، افزايش توليد رقابتي و توجه به قانونمنديهاي علم اقتصاد، فضاي مناسبي براي سرمايهگذاران داخلي و جذب سرمايههاي خارجي فراهم کردند. بنده مدتي است روي توسعه چين کار ميکنم و ميبينم عامل توسعه اين کشور همان افرادي هستند که پس از تسلط حزب کمونيست از اين کشور مهاجرت کردند، اما اين حزب از اواسط دهه 1980 با در نظر گرفتن مشوقهايي توانست چينيهاي مقيم سراسر جهان را بسيج کند که سرمايهشان را وارد اين کشور کنند؛ در عين حال با جلب اعتماد چينيهاي مقيم خارج، ساير سرمايهگذاران را نيز به سرمايهگذاري در اين کشور ترغيب کرد.

به نظر شما ما هم ميتوانيم از اين الگو تبعيت کنيم؟

بله، ايرانيها در هر جاي دنيا که باشند قلبشان براي وطن ميتپد و هر چه سن آنها بالاتر برود، اين احساس تعلق خاطر بيشتر ميشود. ظرفيت بزرگي ميان ايرانيان خارج از کشور وجود دارد که بهتر است به کار گرفته شود تا آنان بتوانند سرمايههاي فکري و ماليشان را وارد کشور کنند يا به واسطه ارتباطشان، مسبب جذب سرمايهگذاريهاي خارجي در کشورمان شوند. طبيعتا اگر فضاي کسب و کار به نفع توليد و سرمايهگذاران پيش برود، آنها با تمام وجود به کشور ميآيند و سرمايههايشان را براي توليد انواع کالا و خدمات به کار ميگيرند و برندهاي جديدي را به وجود ميآورند. به هر حال اگر جنگلي به هر دليل از بين برود، بايد نهالهايي کاشته شود تا به باروري برسد. اگر امروز ديگر ارج و آزمايش نيستند، بهتر است فضايي را به وجود آوريم تا برندهاي ديگري متولد شوند و با به کار گرفتن تکنولوژيهاي بالا و همکاري با شرکاي خارجي، محصولاتي را به توليد برسانند که هم قيمتي رقابتي داشته باشند و هم از نظر کيفيت بتواند با نوع مشابه خارجي خود به رقابت بپردازند.

غير از مديريت نادرست درآمدهاي نفتي چه عوامل ديگري در مرگ برندهاي ايراني موثر بودند؟

عمر يک واحد توليدي وابسته به بازار عرضه و تقاضاست. هر چه تقاضا بالاتر باشد، توليد بيشتر ميشود و هزينه تمامشده پايين ميآيد. در نتيجه سود بيشتري عايد بنگاه ميشود. در ارج و ساير بنگاهها چنين اتفاقي رخ نداد. مديريت اين شرکتها تغيير کرد و تخصصي اداره نشدند. طبيعي است در چنين شرايطي بنگاه نميتواند به برنامههاي بلند مدت 20 و 30 ساله بينديشد. با تغيير دولتها، جريان توليد هم تغيير ميکند. از سويي ديگر اتفاق ناميموني که در گذشته رخ داد، خصوصي سازي بود. اين کار سبب شد تا شرکتها به دست مديران ناکارآمد يا شرکتهاي شبهدولتي بيفتند که عمدتا هدف مشخصي براي توليد و احيا و نوسازي آن نداشتند و عملا بنگاههاي خصوصي شده را به سمتي بردند که جز زمين ارزش ديگري براي برخي برندها باقي نماند. امروز ارزش زمينهاي کارخانه آزمايش و ارج بسيار بالاست و کساني که به مرگ اين برندها راضي بودند، خوب ميدانند زمينهاي وسيع اين کارخانهها چه ثروت عظيمي نصيبشان ميکند و به دنبال اين هستند تا با از کار انداختن خطوط توليد اين زمينها را به ساخت و ساز اختصاص دهند؛ مثل همان بلايي که سر چيتسازي ري و نساجي مازندران آوردند.

عملکرد دولت يازدهم در اين باره چگونه بوده است؟

به نظر ميرسد متوليان اقتصادي دولت که در شرايط بسيار سختي اقتصاد ايران را تحويل گرفتند، به خوبي توانستند به اداره آن بپردازند و زمينه را براي انجام جراحيهاي عميقتر آماده کنند. اين دولت از روز اولي که بر سر کار آمد بازسازي اقتصاد را آغاز کرد. امروز خوشبختانه به جايي رسيده که ميتواند با توجه به بستر ايجاد شده، زمينه را براي رشد توليد و احياي صنعت کشور فراهم آورد. به نظر من دولت بهتنهايي قادر به خروج از وضعيت رکود کنوني نيست. ايجاد فضاي مساعد براي سرمايهگذاري به عزم ملي و همکاري و هماهنگي نهادهاي مختلف کشور، از جمله قوه مقننه و دستگاه قضايي، نيازمند است. با توجه به ورشکستگيهاي گسترده در سالهاي اخير، بخش خصوصي به شدت محتاط شده و رويه صبر و انتظار را در پيش گرفته است. با تضمين ثبات در فضاي اقتصادي کشور خروج از رکود ممکن خواهد بود. چون در اين صورت سرمايهگذار ميتواند افقي روشن براي خود متصور شود و به برنامهريزي براي توليد بپردازد. پيام اقتصادي تعطيلي ارج و برندهاي مشابه اين بود که اگر فضاي کسب و کار نامساعد باشد و صاحبان سرمايه داخلي و خارجي گرايش به فعاليت بلند مدت، مولد و اشتغالزا نداشته باشند، صنعت ما نهتنها رشد نميکند و توسعه نمييابد، بلکه به مرگ زودرس محکوم ميشود.

با توجه به وضعيت نامطلوب توليد، به ويژه در بخش صنعت و از ميانرفتن فرصتهاي شغلي در واحدهاي کوچک، متوسط و بزرگ، بايد هرچه زودتر براي ايجاد اعتماد در فضاي اقتصادي کشور اقدامات مناسبي انجام داد. اين گام دشوار به تفاهم و تعامل نهادهاي مختلف حاکميت کشور نياز دارد. w

 

تاریخ انتشار : 1395/07/12
کد : 71726
تعداد بازدید: 62

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601