سه شنبه 26 تیر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

هنر جذب متخصصان خارج از کشور

مهندس علي مرتضي بيرنگ می‎گوید: ايرانيهايي که در خارج از کشور هستند، مخصوصا آنهايي که چندين سال است به کشور رفتوآمد نداشتند، نميدانند دستاوردها و توانمنديهاي ما در چه وضعيتي قرار دارد. بنابراين در بحث جذب متخصصان و دانشمندان برجسته ايراني غيرمقيم، اصلاح تصوير ذهني برايمان خيلي مهم است و اولويت دارد.

مهندس علي مرتضي بيرنگ می‎گوید: ايرانيهايي که در خارج از کشور هستند، مخصوصا آنهايي که چندين سال است به کشور رفتوآمد نداشتند، نميدانند دستاوردها و توانمنديهاي ما در چه وضعيتي قرار دارد. بنابراين در بحث جذب متخصصان و دانشمندان برجسته ايراني غيرمقيم، اصلاح تصوير ذهني بسیار مهم است و اولويت دارد.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: مهندس علي مرتضي بيرنگ پيش از اين و در دوراني که به قول خودش هنوز دانشجو بوده، نايب رئيسي پارک پرديس معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري را تجربه کرده و حالا يک سال است که با حکم دکتر سورنا ستاري، رئيس بنياد ملي نخبگان، به‌عنوان مشاور امور بين‌الملل اين بنياد و معاون امور بين‌الملل معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري مشغول فعاليت شده است. اگرچه هنوز خيلي زود است که بخواهيم فعاليت‌هاي اين واحد را ارزيابي کنيم؛ اما خبرهايي که درخصوص راه‌اندازي پايگاه تخصصي جذب متخصصان و دانشمندان برجسته ايراني غيرمقيم شنيده مي‌‌شود، بهانه‌اي شد براي يک گفت‌وگوي مفصل با مهندس بيرنگ درباره ظرفيت متخصصان ايراني خارج از کشور و برنامه‌هاي بنياد براي استفاده از اين ظرفيت‌ها. سوال مهممان از مشاور جوان اين بود که بنياد چه برنامه‌هايي براي بهره‌گيري از متخصصان غيرمقيم دارد و چطور مي‌خواهد اين برنامه‌ها را اجرا کند تا مبادا با گرفتن رنگ‌وبوي دولتي در سطح برنامه‌هاي رسانه‌اي و تبليغاتي باقي بمانند و هرگز به ثمر ننشينند. 

تقريبا هفت سال بعد از آغاز فعاليت بنياد ملي نخبگان، واحد بينالملل اين بنياد راه افتاد، درست است؟

بله، بخش بينالملل بنياد از آذرماه سال گذشته راه افتاد. بنياد ملي نخبگان در هفت سال اول تاسيسش بيشتر روي استعدادهاي برتر و نخبگاني که در داخل داريم، متمرکز شده و بحث توانمندسازي استعدادهاي داخلي  و ارائه برخي حمايتها به اين گروهها مطرح بود. اما سال گذشته که دکتر ستاري رياست بنياد ملي نخبگان را به دست گرفتند، متوجه اين مسئله مهم شدند که تا پيش از اين در بنياد مورد غفلت واقع شده بود و بالاخره راهاندازي بخش بينالملل بنياد در دستور کار قرار گرفت. البته بحث مهاجرت و حضور متخصصان يک کشور در ساير کشورهاي دنيا تنها منحصر به ايران نيست و حتي در کشورهاي پيشرفته دنيا هم مطرح است. به همين خاطر تقريبا اولين کار ما در دفتر امور بينالملل بنياد اين بود که نگاهي به تجربه کشورهاي ديگر از جمله هند، کره جنوبي، چين، تايوان، روسيه، مالزي و... انداختيم تا ببينيم نحوه تعاملشان با نيروهاي متخصص غيرمقيمشان چگونه بوده است. و اتفاقا به نتايج قابلتوجهي هم درخصوص برنامهريزي ساير کشورها براي استفاده از ظرفيت دانشمندان غيرمقيمشان رسيديم. بهعنوان مثال تعداد متخصصان چيني و هندي در آمريکا بسيار زياد است؛ اما هم هند و هم چين از ظرفيت اين افراد در داخل کشورش استفاده ميکند و لزوما هم بحث بازگشتشان مطرح نيست. چين در يک دوره زماني محدوديتهايي ايجاد کرد تا جلوي مهاجرت دانشجويان دورههاي دکتري و متخصصانش را به آمريکا بگيرد، ولي اين سختگيريها تقريبا تاثيري در رفتن متخصصان چيني نداشت. بعدها دولت چين به دنبال تغيير فضاي سياسي و اجتماعي اين کشور، سياست درهاي باز را براي متخصصان در پيش گرفت و به قول دولتمردان چيني جهش تکنولوژي و علمي اين کشور از زماني شروع شد که دولت سراغ استفاده از ظرفيت متخصصان غيرمقيم رفت که عمدتا در آمريکا و در شرکتهاي «هايتک» مشغول به کار بودند. در کره جنوبي هم چنين تجربهاي وجود داشت و با وجود اينکه کره کشور نسبتا کوچکي است، اما در يک دوره زماني، بيشترين تعداد دانشجويان خارجي را در آمريکا، کرهايها تشکيل ميدادند. به همين خاطر دولت کره برنامهاي به نام «BRAIN POOL» يا همان مخزن مغزها را راه انداخت تا متخصصان غيرمقيم کره و آنهايي که سابقه حضور در حوزه R&D را داشتند، بتوانند از مشوقها و تسهيلات دولتي استفاده کنند و به کشور بازگردند. يعني کشوري که زماني بحث BRAIN DRAIN در آن بهشدت مطرح بود، حالا در وضعيت BRAIN GAIN يا جذب مغزها قرار دارد.

پس تجربه کاملا موفقي بوده است.

جالب است بگويم که کشور کوچکي مثل تايوان برنامهريزي براي استفاده از ظرفيت متخصصان غيرمقيمش را از دهه 1950 شروع کرده و هر 10 سال يک بار گزارشي را منتشر ميکند که دولت چقدر در بازگرداندن اين نيروهاي متخصص يا استفاده از ظرفيتشان موفق عمل کرده است. يکي از مهمترين برنامههايي که دولت تايوان توانست در اين زمينه پياده کند، راهاندازي يک پارک فناوري در دهه 80 بود که باعث شد بازگشت نيروهاي متخصص غيرمقيم به تايوان 20 درصد رشد پيدا کند. اين پارک در سال 1980 با سرمايهاي حدود 780 ميليون دلار راه افتاد و هدفش هم اين بود که  فضايي براي توسعه شرکتهاي هايتک فراهم شود و همچنين فضاي قابل رقابتي با پارکهاي علم و فناوري آمريکا به وجود بياورد و تايوانيهاي خارجنشين را جذب کند. از اين پارک هزار و چهارصد هکتاري در سال 2012 تعداد 2944 پتنت بينالمللي ثبت شد، يا مثلا هزينه تحقيق و توسعه شرکتهاي حاضر در اين پارک در سال 2011 حدود 148 ميليارد دلار بود؛ يعني اينها فقط 148 ميليارد دلار صرف تحقيق و توسعه کردند. از طرف ديگر فروش سالانه اين شرکتها در سال 2012 حدود 1059 ميليارد دلار بوده. تايوانيها در سال 1980 که پارک فناوريشان را راه انداختند، حدود سه ميليارد دلار فروش کردند و حالا يعني  حدود سه دهه بعد، از سه ميليارد دلار به هزار و پنجاه ميليارد دلار رسيدهاند. اين اعداد و ارقام بهخوبي رشد اقتصادي دو رقمي تايوان را توجيه ميکند. چين هم برنامههاي مشابهي داشت، ازجمله برنامه صد استعداد برتر يا هزار استعداد برتر که توسط آکادمي علوم و ساير نهادهاي علمي اين کشور اجرا ميشود تا با دادن يکسري امتيازات و... شرايط بازگشت متخصصانشان را فراهم کنند. براي يک چيني که در آمريکا زندگي ميکند، تصميمگيري براي بازگشت شايد درحد همين چرتکه انداختن است که کدام طرف ميتواند پول بيشتري دربياورد.

اما قطعا اوضاع درخصوص متخصصان ايراني غيرمقيم کمي پيچيدهتر است.

بله، چون واقعا به نظر نميرسد که موضوعات مالي و اينکه اين طرف حقوق بيشتري ميگيرند يا آن طرف، دغدغه متخصصان ايراني باشد که خارج از کشور کار ميکنند. بحث سر اين است که اين نيروي متخصص ببيند که وزني دارد، ميتواند تاثيري بگذارد و ديده شود و سيستم هم حداقلهايي را برايش در نظر ميگيرد. ما در اين يک سال جلسات متعددي با متخصصان ايراني در خارج از کشور و آن دسته از متخصصان که پس از چند سال به ايران برگشته بودند، برگزار کرديم و مذاکراتي هم با نهادهاي داخلي داشتيم که چندين سال است دغدغهشان استفاده از ظرفيت متخصصان غيرمقيم است.

اصلا اولين بار اين قضيه کي در ايران مطرح شد و اهميت پيدا کرد؟

در وزارت امور خارجه چند دهه است که بحث ايرانيهاي خارج از کشور مطرح بود و برنامههايي برايش داشتند.

با اين هدف که اين نيروها را برگردانند يا جلوي رفتنشان را بگيرند، يا بحث سر استفاده از ظرفيت و توانمنديهايشان است؟

همه اينها مطرح است. بالاخره از سالهاي گذشته اين بحثها در ايران هم مطرح بوده، مثلا در دورهاي که دکتر کمال خرازي سفير و نماينده دائم کشورمان نزد سازمان ملل در نيويورک بودند، امکان استفاده از يکي از برنامههاي سازمان ملل در اين حوزه بهخوبي فراهم شد. همانطور که ميدانيد، سازمان ملل برنامهاي براي انتقال دانش از طريق اتباع مهاجر کشورهاي در حال توسعه دارد و کمکهزينهاي براي اين کار به کشورهاي مختلف ميدهد. بهعنوان مثال بودجهاي را در اختيار ايران ميگذارد تا اين امکان را فراهم کند که نيروهاي متخصص بتوانند بهطور موقت به کشور بيايند و در مدت کوتاه حضورشان مشاوره بدهند، درگير پروژهها شوند و... البته خود کشورها هم بايد به همان اندازه منابع مالي بگذارند. در زمان آقاي دکتر خرازي اين طرح در ايران خيلي موفق بود و توانستند دانشمندان برجستهاي را به ايران بياورند که حتي بعضيهايشان اينجا ماندند و حرکتهاي خيلي مهمي را در کشور در بحثهاي هايتک شروع کردند.  بررسي همه اين تجربهها ديد نسبي به ما داد که چطور بايد در اين حوزه عمل کنيم. يکي از تجربههايي که در سالهاي گذشته در اين خصوص انجام شده بود و اصلا رفتار مناسبي نبود، استفاده رسانهاي و تبليغاتي از ايرانيان غيرمقيم بود. ما شديدا حواسمان بود که هيچ استفاده تبليغاني از اين موضوع نشود. واقعا لزومي ندارد متخصص ايراني که در آمريکا و اروپا زندگي ميکند و موقعيت شغلي مهمي دارد، بيايد مصاحبه بکند و در اخبار مطرح شود و... اين نوع تبليغات نه به نفع ماست و نه به نفع آن متخصصان، چون بالاخره وضعيت ايران با چين، کره و خيلي از کشورهاي ديگر متفاوت است. ما در حال حاضر در شرايط تحريم سختي هستيم و حساسيت زيادي روي ايرانيهايي که در خارج زندگي ميکنند، وجود دارد که اگر بخواهند در زمينه فناوريهاي پيشرفته با ايران همکاري کنند، قطعا آن طرف دچار مشکلاتي ميشود. ما هيچوقت نميخواهيم که براي نفع مقطعي ما، اين افراد متخصص آن طرف دچار دردسر و مشکل شوند. اين نه با عقل سازگار است، نه با اخلاق.

چطور با اين متخصصان ارتباط برقرار ميکنيد؟

اين مسئله هم بحث مهمي است. ايرانيهايي که در خارج از کشور هستند، مخصوصا آنهايي که چندين سال است به کشور رفتوآمد نداشتند، نميدانند دستاوردها و توانمنديهاي ما در چه وضعيتي قرار دارد. زماني که اين افراد براي دلايلي شخصي همچون ديدن خانوادههايشان به ايران ميآيند، فرصت مناسبي است تا شرايطي فراهم کنيم که در حوزههاي تخصصي خودشان بروند و از پژوهشکدهها و مراکز تحقيقاتي ايران بازديد کنند. بنابراين در مرحله اول اين بحث اصلاح تصوير ذهني برايمان خيلي مهم بود و اولويت داشت.

بنياد کي وارد عمل ميشود و در اين ميان چه نقشي دارد؟

ما خيلي تمايل نداريم که اين ارتباط مستقيما از طريق بنياد باشد، چون هرچقدر که اين رابطهها چهره دولتي به خودشان بگيرند، سختتر ميتوانيم اعتماد اين افراد را جلب کنيم. برنامه ما اين است که در يک فرايند طبيعي، رفتوآمد اين دانشمندان و متخصصان افزايش پيدا کند و کار به دست خوشان انجام شود. متخصصان ايراني خارج کشور در طي سالهاي گذشته شبکهها و NGOهايي را در آمريکا، کانادا و اروپا شکل دادهاند که کار ميتواند از طريق همين شبکهها انجام شود. بهعنوان مثال وقتي کسي که در آمريکا استاد دانشگاه است به ايران ميآيد، از طريق همين شبکه برايش در دانشگاه صنعتي شريف يا تهران يا هر دانشگاه ديگري جلسه سخنراني ميگذارند و ارتباط کمکم برقرار ميشود. هرچقدر بخواهيم به اين ارتباطها رنگوبوي دولتي بدهيم، ناپايدارتر و بيکيفيتتر خواهد بود، ولي اگر کار دست خودشان باشد، با کيفيت و عرق بيشتري جلو ميرود و دوام و ثباتش هم بيشتر است. نقشي که ما داريم، حمايت از اين فعاليتهاست. مثلا انجمن فارغالتحصيلان شريف هم در آمريکا و هم درکانادا ثبت شده است. فارغالتحصيلان اين دانشگاه که در خارج از ايران زندگي ميکنند، يک سال در ميان گردهمايي دارند. اتفاقا من در گردهمايي سال 2002 اين انجمن در تورنتو حاضر بودم. آن موقع تازه بحث تاسيس پارک فناوري پرديس مطرح شده و استارت خورده بود. ما هم پاورپوينتي درخصوص اين پارک آماده کرديم و ارائه داديم. در سال 2014 ميلادي که گردهمايي انجمن در ميلان برگزار شد و پيامي از دکتر ستاري هم در افتتاحيهاش پخش شد، در يکي از پنلها سخنراني داشتم و گزارش و فيلمي هم از اين پارک پخش شد. جالب است بدانيد که خيلي از اين متخصصهاي ايراني غيرمقيم ميگفتند که اصلا اولين بار است اسم اين پارک به گوششان ميخورد! منظورم اين است که وقتي کسي در خارج از ايران زندگي ميکند، خيلي از ارتباطاتش قطع ميشود، طوري که حتي اسمي از پارک فناوري پرديس که بزرگترين پارک فناوري و پارک پيشرو در کشور است و بيشترين سرمايهگذاريهايش را هم بخش خصوصي انجام داده، نشنيدهاند.

قضيه جلسهاي که بهتازگي با گروهي از متخصصان ايراني غيرمقيم در ايران داشتيد، چه بود؟

در ابتداي سال نو ميلادي تعداد قابل توجهي از استادان ايراني دانشگاههاي آمريکا و کانادا و تعدادي هم از اروپا به خاطر تعطيلات ژانويه به ايران آمده بودند تا از اقوام و پدر و مادرشان ديدار کنند. اکثرشان هم جوان بودند، بعضيهايشان از همدورهايهاي خود من در دانشگاه بودند. ما هم از اين فرصت استفاده کرديم و شرايطي فراهم شد که در جلسهاي حدودا سه ساعته با حضور دکتر ستاري و اين متخصصان به بحث و تبادل نظر بپردازيم. حدود 48 متخصص در اين جلسه حضور داشتند و هم نظراتشان را مطرح کردند و هم پيشنهادهايي در مورد فعاليت بنياد و معاونت علمي رياست جمهوري با دکتر ستاري در ميان گذاشتند. بعد هم برنامه بازديدي از پارک فناوري پرديس برايشان گذاشتيم. اتفاقا همينها هستند که ميتوانند بگويند پرديس خوب است يا بد، يا چه ايرادهايي دارد. واقعا جلسه فوقالعادهاي بود و عدهاي هم براي همکاري با ما اعلام آمادگي کردند. البته جلسهاي هم با دکتر طيبنيا و دکتر واعظي و معاونهايشان در وزارت اقتصاد و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات برايشان گذاشتيم. تجربه و حرفهاي اين بچهها واقعا براي ما ذيقيمت است؛ مثلا کارشناسياش را در شريف گرفته و بعد در دانشگاهي مثل استنفورد ادامه تحصيل داده و در حوزه خودش واقعا آدم برجستهاي است. از نظرات و مشورت با اين افراد ميتوانيم خيلي استفاده کنيم.

توجهي که شما به اين متخصصان نشان ميدهيد، متخصصان داخلي را دلزده نميکند؟

اتفاقا اين ايرادي است که بعضيها به ما ميگيرند؛ ولي ميخواهم بگويم اين ايرادها وارد نيست، به اضافه اينکه اگر نصف منابع بنياد ملي نخبگان را هم براي نخبگان خارج از کشورمان بگذاريم، کار عجيب و غريبي نکردهايم. درحاليکه در واقعيت منابعي که ما به اين کار اختصاص داديم، بسيار ناچيز بوده است. البته نه اينکه بنياد بودجه در اختيارمان نداده، من واقعا ميتوانم بگويم که از دکتر ستاري چک سفيد دارم و برنامهاي نبوده که پيشنهاد داده باشيم و ايشان رد کرده باشند؛ اما ميخواهم بگويم اصلا بحث پول خرج کردن و منابع اختصاصي و... مطرح نيست. در طي هفت سال گذشته اتفاقا تمرکز بنياد روي بچههاي داخل کشور بوده که تازه داريم رويشان سرمايهگذاري ميکنيم و بايد پنج، 10 يا 15 سال صبر کنيم تا اينها به نقطهاي برسند که بازدهي و تأثيرگذاري داشته باشند. بيشتر وروديهاي بنياد در گروه سني 18 سال هستند و نميتوانيم توقع داشته باشيم که در اين سن در سطح ملي بتوانند نقشي ايفا کنند و خيري به کشور برسانند. در صورتي که جامعه هدف ما در بخش بينالملل بنياد بچههايي هستند که الان به نقطه بهرهوري رسيده و از جيب خودشان هم هزينه کردهاند و به خارج رفتهاند. هيچکدام از اين متخصصان که در آمريکا و کانادا هستند، بورسيه ايران نبودند و اتفاقا دانشگاههاي خارجي پول تحصيلشان را دادهاند، يا از منابع خودشان استفاده کردهاند و الان در وضعيتي هستند که ميتوانند در توسعه علم و فناوري کشور تاثيرگذار باشند.

برنامهتان براي استفاده از اين ظرفيتها چيست؟

مهمترين هنر ما اين است که بتوانيم راهحلهايي را در اين خصوص ارائه بدهيم که چطور ميشود از ظرفيت اين متخصصها استفاده کرد. مثلا يک متخصص ميخواهد يکي، دو ساعت از راه دور وقت بگذارد، ما بايد بتوانيم آن دو ساعت را جذب کنيم. يک نفر ديگر ممکن است بخواهد در سفر سه هفتهاياش به ايران يک هفته هم براي ما وقت بگذارد. برايند اينها براي ما اهميت زيادي دارد و اتفاقا هم مفيد است، چون اگر همين فرد به ايران برگردد که همه 365 روز سال مشغول کار نيست؛ ولي وقتي فقط يک روز يا چند ساعت وقت داريم، لب مطلب را از او ميگيريم که ميتواند نتيجه چند ماه يا مثلا چند سال از کار يک تيم باشد.

بحث راهاندازي پايگاه تخصصي جذب متخصصان و دانشمندان برجسته ايراني غيرمقيم چطور شکل گرفت؟

يکي از مشکلاتي که اين متخصصان موقع برگشت به ايران با آن مواجه هستند، اين است که نميدانند وقتي به اينجا برميگردند، قرار است چه کنند و به کجا مراجعه کنند. وقتي کسي چند سال ايران نباشد، نميداند اگر ميخواهد هيئت علمي شود يا در شرکتي مشغول به کار شود يا بيزينسي راه بيندازد، چه بايد بکند و از کجا شروع کند. تا پيش از اين هيچ پايگاه اطلاعاتي وجود نداشت که به او بگويد که در اين زمينه به کجا بايد مراجعه کند و اصلا روال کار را برايش روشن کند. بخش ديگر موضوع فرايند طولاني جذب اعضاي هيئت علمي و تاييد مدرک و... است که باعث ميشود اين نيروهاي متخصص در يک سال اول پس از بازگشتشان بيکار بمانند و همين مسئله هم باعث ميشود که اين دوره خيلي شکننده باشد؛ چون اين شخص هنوز پلهاي پشت سرش را خراب نکرده و ارتباطهايش را دارد. پس اگر به نتيجه نرسد، برميگردد خارج و 10 نفر ديگر را هم از آمدن به ايران پشيمان ميکند. درضمن نبايد فضاهاي خانوادگي و... را هم ناديده بگيريم که بالاخره توقع ندارند اين نيروي متخصص که در خارج  از کشور در فلان دانشگاه معروف درس خوانده يا استاد بوده، حالا يک سال در کشور خودش بيکار بماند. طرح ايجاد پايگاه تخصصي جذب متخصصان و دانشمندان برجسته ايراني غيرمقيم بر همين اساس شکل گرفت و از جاهايي هم شروع کرديم که جذابيتشان براي متخصصان ايراني غيرمقيم زياد باشد. درواقع اين طرح برنامهاي مشابه با برنامه 100 استعداد برتر است که در چين اجرا شد؛ البته به نظرم کاملتر و مطابق واقعيتهاي کشور و نياز متخصصان ايراني غيرمقيم. هدفمان هم اين است که بتوانيم متخصصان ايراني را که در خارج از کشور زندگي ميکنند، جذب کنيم. تاکيدمان هم اين است که اين افراد در يکي از 400 دانشگاه برجسته دنيا درس خوانده باشند، روزمه قوي داشته و در مجموعههاي هايتک کار کرده باشند. 

بيشتر در چه حوزههايي همکاريها تعريف ميشود؟

در حال حاضر روي پنج يا شش حوزه از جمله علوم شناختي، سلولهاي بنيادي، ايسيتي، مهندسي پزشکي، رباتيک پزشکي، بيوفيزيک و بيوشيمي تمرکز کرديم. پژوهشکدههاي مهمي در کشور در اين حوزهها داريم که جذابيتهاي خيلي زيادي دارند، مثلا پژوهشگاه رويان در بحث سلولهاي بنيادي اعتبار بينالمللي دارد، يا علوم شناختي که تاکنون کارهاي بسيار قوي و جالبي انجام داده و تعاملات بينالمللي خوبي هم دارد. متخصص ايراني که خارج از کشور زندگي ميکند، نميتواند بهسرعت با اين پژوهشکدهها و پژوهشگاهها وارد همکاري شود و پروسه آغاز همکاري ممکن است طولاني شود، بنابراين معاونت علمي و بنياد ملي نخبگان با اين مراکز بهعنوان پايگاههاي تخصصي جذب قرارداد بسته و اعتباري برايشان در نظر گرفتيم تا در حوزه تخصصي خودشان در طول سال از ميان متخصصان ايراني خارج از کشور تعدادي را جذب کنند. کار با اين سامانه خيلي ساده است و هيچ پيچيدگي خاصي ندارد و فرد طي 10 دقيقه ميتواند در اين پايگاه ثبتنام کند و ما ظرف پنج روز بررسي ميکنيم که مثلا دانشگاه اين فرد مورد تاييد ما هست يا صلاحيت عمومي دارد يا نه و بعد هم پرونده را به پايگاه تخصصي براساس حوزهاي که خود فرد انتخاب کرده، ارجاع ميدهيم و آنها هم موظفاند ظرف 15 روز نظر نهاييشان را اعلام کنند. اگر فرد در اين فرايند پذيرفته شود، بنياد حقوق يک سال او را بهعنوان استاديار پايه يک به اضافه يک گرنت تحقيقاتي تامين ميکند. البته پژوهشکدهها هم بايد امکاناتي مثل دفتر کار، آزمايشگاه و... را در اختيار اين نيروها قرار دهند. قرارداد هم يک ساله است و در اين يک سال دو طرف زمان دارند تا همديگر را ارزيابي کنند، که ميخواهند يا نميخواهند به اين همکاري ادامه دهند. مدلهاي مختلفي هم براي اين همکاريها پيشنهاد کرديم، از جمله حمايت از دوره پسادکتري، دورههاي فرصت مطالعاتي، حمايت از فعاليتهاي فناورانه يا شرکتهاي دانشبنيان،جذب اساتيد مدعو و معين، برگزاري سخنراني و کارگاههاي تخصصي و...   

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1393/12/05
کد : 71566
تعداد بازدید: 24

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601