یکشنبه 30 اردیبهشت 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

سيستم آموزشي دانشگاهي باید ذوق دانشجوی هنر را متجلي کند

استاد محمدعلی رجبی می‌گوید: در کار هنر کساني که هوش خوبي دارند، اتفاقا ذوق خوبي نمي‌توانند داشته باشند. زیرا معمولا براي کساني که هوش خوبي دارند اطلاعات از اهمیت بالایی برخوردار است، و اين اجازه نمي‌دهد نبوغشان پرواز کند.

استاد محمدعلی رجبی می‌گوید: در کار هنر معمولا کساني که هوش خوبي دارند، اتفاقا ذوق خوبي نمي‌توانند داشته باشند. زیرا براي کساني که هوش خوبي دارند اطلاعات از اهمیت بالایی برخوردار است و اين اجازه نمي‌دهد نبوغشان پرواز کند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: دکتر محمدعلي رجبي فرزند مرحوم علامه علي رجبي دواني، نگارگر برجسته ايراني، برگزيده جايزه شهيد آويني، عضو هيئت علمي دانشکده هنر دانشگاه شاهد و عضو پيوسته فرهنگستان هنر کشور است که پس از طي مراحل تحصيل از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شده و طي سال‌هاي طولاني، از محضر استادان نام‌دار نگارگر، همچون استاد محمود فرشچيان بهره‌مند شده و با «اجازه‌نامه» استاد فرشچيان، به‌عنوان استاد مسلم نگارگري برگزيده شده است. استاد رجبي در تاسيس برخي نهادهاي هنري و برگزاري همايش‌هاي ملي و منطقه‌اي هنر اسلامي و ايران و نيز چاپ و انتشار نفيس نگارگري نقش موثري داشته و هم‌چنين ده‌ها نگارگر هنرمند را تربيت کرده است. تحقيق درباره حكمت هنر، تاريخ هنر ايران و جهان، آداب معنوي در هنرهاي سنتي، تجزيه و تحليل هنرهاي تجسمي، زبان و بيان در نگارگري اسلامي ايران و... تنها گوشه‌اي از فعاليت‌هاي پژوهشي اوست.

 نخبه هنري دقيقا يعني چه؟ چه کسي مي‌تواند در اين عرصه به‌عنوان نخبه مطرح شود و با چه متر و معياري مي‌شود نخبگي در زمينه هنر را سنجيد؟

ما نخبه را در هر زمينه علمي کسي مي‌دانيم که در آن رشته علمي هنرمند باشد. هنرمند در اين‌جا يعني کسي که داراي فضيلت عملي شده و فضيلت علمي را هم مثلا کنکور مشخص نمي‌کند. شرايطي که براي کنکور گذاشته‌اند، شرايطي است که ربطي به کار هنري ندارد. يعني در آن‌جا ذوق‌سنجي نمي‌کنند، بلکه هوش‌سنجي مي‌کنند و اين هيچ ربطي به هنر ندارد. ما نمي‌توانيم شاگرد اول کنکور هنر را به‌عنوان اين‌که نبوغي دارد يا نخبه است، متمايز کنيم. همان‌طور که روان‌شناسان مي‌گويند ذوق با هوش در تعارض است، در کار هنر کساني که هوش خوبي دارند، اتفاقا ذوق خوبي نمي‌توانند داشته باشند. براي اين‌که اطلاعات براي کساني که هوش خوبي دارند، مطرح است و اين اجازه نمي‌دهد نبوغشان پرواز کند. موارد استثنايي هست که کسي که ذوق هنري دارد، نخبه هنر باشد و شاگرد اول کنکور هم بشود. ولي اين دو چيز کاملا متفاوت است که لزوما ربطي به هم ندارند.

 آقاي دکتر چند سالي هست اصطلاحي مي‌شنويم تحت عنوان نخبه‌پروري. به نظرتان ما امکان نخبه‌پروري را به‌خصوص در دانشگاه داريم؟ اگر قرار است اين اتفاق بيفتد، بايد چه شرايطي فراهم باشد؟

بله، نخبه را مي‌شود پروراند. ما زياد داشتيم کساني را که در ابتدا افرادي معمولي بودند، اما به‌خاطر آموزش و نوع حمايت درستي که از آن‌ها شده، به نخبگان موفق تبديل شدند. فقط بايد ديد با چه شرايطي اين امکان فراهم مي‌شود. مسلما اين کار فضايي متناسب با آن شاخه علمي که فرد در آن فعاليت دارد، مي‌طلبد. چون اگر بخواهيم يک قانون کلي براي همه افراد و رشته‌ها بگذاريم، نمي‌شود. بيشترين مشکل ما اين است که در اين موارد مي‌خواهيم قانون را به‌طور عام بگذاريم. در صورتي که بايد قوانينمان براي علوم مختلف در همه زمينه‌ها متفاوت باشد.

 فکر مي‌کنيد در حال حاضر فضاي دانشگاه‌هاي ما به‌خصوص در دوره‌هاي ارشد و دکتري آمادگي چنين کاري را دارد؟ اگر نه، فکر مي‌کنيد چه کمبودهايي براي پرورش نيروهاي نخبه وجود دارد؟

دانشگاه‌هاي ما اگر دانشجو را نسوزانند، بايد شاکر باشيم! سيستم آموزشي دانشگاهي ما سيستمي نيست که ذوق هنرمند را متجلي کند. همان‌طور که عرض کردم، همين که ذوق دانشجو را کور نمي‌کند، بايد شاکر باشيم! علتش هم اين است که قواعد موجود بر اساس يک نظام آموزشي از پيش تعيين‌شده است. در صورتي که سيستمي که در گذشته حاکم بود، سيستم استاد شاگردي بود. يعني استاد به حال و احوال شاگرد نگاه مي‌کرد و متناسب با ذوق و جهت ذوقي او عمل مي‌کرد، نه اين‌که يک قانون براي همه بگذارد. چنين سيستمي به هيچ عنوان به درد هنر نمي‌خورد. تاکنون هم نتيجه‌اي نداده است، به‌خصوص ‌که عالم هنر عالم انتزاعي نيست، عالم کاملا انضمامي است. به همين خاطر هم دانشگاه‌هاي ما هر کاري مي‌کنند، دوباره از يک چاله به چاله‌اي ديگر مي‌افتند و راه به جايي نمي‌برند.

 آمارهاي عجيب و غريبي در مورد مهاجرت دانشجويان فني و علوم پايه و... مي‌شنويم. در فضاي هنر هم چنين مشکلاتي ديده مي‌شود يا هنوز اين تب به دانشجويان رشته‌هاي هنري نرسيده است؟

بله، در اين‌جا هم هست، ولي بايد عرض کنم که هنر اصلا نيازي به خارج رفتن ندارد. اصلا کل علوم انساني اين‌گونه است. از يک نفر پرسيدند اگر دنيا را به تو بدهند، چه کار مي‌کني؟ گفت مي‌فروشم مي‌روم خارج! شرايط امروز جوان‌ها هم اين‌طوري شده. يعني خارج را زيادي برايشان بزرگ کرده‌اند، درحالي‌که واقعا ربطي به موضوع کارشان ندارد. متاسفانه چون سيستم آموزش انتزاعي است، هنرجو نمي‌تواند فکر کند، مگر به چيزهايي که به او گفته مي‌شود. مسير فکرش بسته است. در رشته ما هم متاسفانه قضيه به اين شکل است. کساني هم هستند که رفتند و درس خواندند و مدارج عالي را طي کردند و مدرک گرفتند و برگشتند و حالا شروع کرده‌اند به مطالعه مثلا در مورد مسجد جامع و علومي که در مسجد جامع هست. همين‌ها بعد از 40 سال که از عمر علمي‌شان مي‌گويند، اعتراف مي‌کنند که بي‌خود رفتيم و بي‌خود کار کرديم. در اين‌جا اين‌قدر معارف عالي داشتيم و ناديده گرفتيم.

 چرا هنر به اندازه ساير رشته‌ها جدي گرفته نمي‌شود؟ اصلا شما با قضاوت بنده موافق هستيد که در ميان ساير رشته‌ها هنر زياد جدي گرفته نمي‌شود و خيلي‌ها احساس مي‌کنند که اصلا نيازي به ورود به دانشگاه براي پي‌گيري يک رشته هنري نيست.  

بله، اين مسئله برمي‌گردد به سياست‌هايي که در اين زمينه داريم. به نظر مي‌رسد يک سياست فرهنگي مشخص و پايدار در اين زمينه نداريم و هر دولتي که مي‌آيد، دوباره کار را از اول شروع مي‌کند. الان در هنرستان هنرهاي زيبا که ما دوره هنرستاني را خودمان آن‌جا گذرانديم، رشته نقاشي را منحل کردند. موسيقي را قبلا بستند و اخيرا نقاشي هم بسته شده است. اين مشکل براي بعضي از رشته‌هاي سنتي خودمان مثل نگارگري هم وجود دارد که سابقه بزرگي دارد و ما در اين رشته هنرمند بزرگي همچون آقاي فرشچيان داريم و اگر افتخاري در خارج از کشور و هنر داريم، از اين رشته بوده است. حالا کسي مي‌آيد و اين رشته را مي‌بندد و دوباره کسي مي‌آيد و آن را راه مي‌اندازد. اما نه باز کردنش دليل دارد و نه بستنش دليل دارد. اين به اصطلاح بلبشو بحراني را ايجاد مي‌کند که در نتيجه‌اش معلوم نمي‌شود جايگاه هنر در نظام ما چيست. همه علوم به نوعي تکليف و جايگاهشان معلوم است، اما هنر جايگاه خاصي ندارد، وگرنه از نظر فرهنگ به‌قدر کافي در اين‌باره صحبت شده است. از قديم اگر دانشمندي در رشته‌اي پيدا مي‌شد، مي‌پرسيدند اين دانشمند کسي است که توانسته تخيل علمي خودش را به کار بيندازد. داده‌هاي علمي که کسي را دانشمند نمي‌کند. هنر تمامش مبتني بر تخيل هنرمند است، ولي مي‌بينيم هيچ‌گونه جايگاهي ندارد. هراز چند گاهي هم مورد بي‌مهري‌هايي قرار مي‌گيرد. به اين ترتيب خانواده‌ها هم آرام‌آرام نسبت به اين هنر بدبين مي‌شوند. البته از همه مهم‌تر تحقير فرهنگي نسبت به کساني است که در اين مسير قدم برمي‌دارند، به‌طوري‌که بعضي رويشان نمي‌شود خيلي جاها بگويند در زمينه رشته‌هاي هنري فعاليت مي‌کنند.

 مهم‌ترين حمايتي که در حال حاضر دانشجوهاي رشته هنر به آن احتياج دارند، چيست؟

يکي از مشکلاتي که الان گريبان‌گير هنر شده، اين است که هنر و هنرمند جايگاهي ندارد. بايد به تجربه هنرمندان احترام بگذارند و چه هنر و چه هنرمند بايد جايگاهي داشته باشد. در همين رشته نقاشي، استادان بنام اين رشته آثار هنري ارزشمند بسياري دارند، ولي در خانه‌هايشان مانده و جايي براي عرضه اين آثار نيست. چه کسي مي‌خواهد از اين اساتيد حمايت کند، يا از آثار اين‌ها که حاصل همه علم و کار و زحمتشان است. براي هنرجويان هم وسايل و ابزار کار به‌قدري گران درمي‌آيد که اصلا پشيمان مي‌شوند وسايل بخرند و کار کنند. اين‌ها چيزهاي ساده‌اي است که مي‌شود سوبسيدي برايشان گذاشته شود. به‌علاوه مسئله عرضه هم هست. بالاخره کسي که چيزي مي‌آفريند، دلش مي‌خواهد اثرش ديده شود. اما متاسفانه سيستمي که بيرون وجود دارد، چنين امکاني را براي همه به وجود نمي‌آورد. درواقع نوعي فضاهاي هنري براي عده‌اي خاص به وجود آمده، ولي مرکزي براي هنرمندان جوان مطابق اصول هنري وجود ندارد. البته بنياد ملي نخبگان به‌خوبي مي‌تواند در اين زمينه‌ها وارد شود.

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1395/03/01
کد : 71402
تعداد بازدید: 9

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601