اينجا، در خدمت وطن

دکتر مرتضی خوشخوی زهتاب می‌گوید:شماري از دانشجويان بدون دغدغه براي فردايي كه نيامده، اميدوارانه به دانش‌اندوزي مي‌پردازند و براي دست‌يابي به آخرين يافته‌هاي جهان در موضوع پژوهش خود و بهره‌گيري بهينه از استادان و محيط و وقت خود سعي و تلاش فراواني دارند. بدون ترديد آينده‌سازان و نخبگان دلسوز آتي كشور در ميان اين‌ها هستند.

دکتر مرتضی خوشخوی زهتاب می‌گوید:شماري از دانشجويان بدون دغدغه براي فردايي كه نيامده، اميدوارانه به دانش‌اندوزي مي‌پردازند و براي دست‌يابي به  آخرين يافته‌هاي جهان در موضوع پژوهش خود و بهره‌گيري بهينه از استادان و محيط و وقت خود سعي و تلاش فراواني دارند. بدون ترديد آينده‌سازان و نخبگان دلسوز آتي كشور در ميان اين‌ها هستند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان، دکتر مرتضي خوشخوي زهتاب، استاد ممتاز بخش علوم باغباني دانشکده‌ کشاورزي دانشگاه شيراز و عضو پيوسته فرهنگستان علوم در سال 1390 موفق به دريافت جايزه‌ مرحوم علامه‌ طباطبايي (ره) شده است. او سال‌هاست که به صورت تخصصي در زمينه كشت بافت‌هاي گياهي فعاليت مي‌کند و سردبيري مجلاتي چون  International Journal of Horticultural Science and Technology و مجله پژوهش‌هاي راهبردي در علوم كشاورزي و منابع طبيعي را بر عهده دارد. اجراي پنج طرح كلان بررسي و تعيين وضعيت موجود و ارائه راه‌كارها براي بهبود كمي و كيفي محصول‌هاي مهم باغباني در ايران با همكاري اعضاي شاخه علوم باغباني فرهنگستان علوم در پنج مرحله در سال‌هاي 1383 تا 1391 و طرح كلان بررسي مسائل و مشکلات گل‌خانه‌ها و فراورده‌هاي گل‌خانه‌اي در ايران، با همكاري اعضاي شاخه علوم باغباني فرهنگستان علوم که هم‌اکنون در دست اجراست، تنها گوشه‌اي از يک عمر فعاليت اين استاد برجسته است. با دکتر مرتضي خوشخوي زهتاب درباره مهم‌ترين ضعف‌ها و مشکلات نظام آموزش عالي کشور و دغدغه‌هايي که او به‌عنوان يک محقق برجسته دارد، صحبت کرديم.

 آقاي دکتر شما به چه کسي نخبه مي‌گوييد؟

نخبه كسي است  كه از استعدادهاي ذاتي كه پروردگار عالميان در او به وديعه گذاشته،  بهره‌گيري كرده و همواره با استفاده  از تجربه ديروز، غنيمت شمردن وقت امروز و اميد به فرداي بهتر، به  فردي ممتاز، سرآمد  و توانا و داراي اخلاق علمي در رشته تخصصي خود درآمده و همه توانايي خود  را در راه گسترش  علم، فناوري و هنر و ساير موارد مورد نياز كشورش به كار مي‌گيرد، به گونه‌اي كه در آموزش، پژ‍وهش و الگو بودن، اثرگذاري مشهودي داشته باشد.

 در حال حاضر تاکيد روي بحث نخبه‌پروري زياد است. فکر مي‌کنيد نظام آموزشي ما، به‌ويژه آموزش عالي چنين ظرفيتي دارد يا بهتر است بپرسم واقعا پروراندن نخبه‌ها امري شدني است؟

بايد بپذيريم كه نظام آموزشي ما، به‌ويژه در آموزش عالي دچار كاستي‌هايي است. براي مثال، از يك دانشجويي كه وسط يك كلان‌شهر به دنيا آمده، بزرگ شده و هيچ‌گاه با مزرعه يا باغ آشنايي، يا به آن علاقه چنداني نداشته و با سيستم كنوني از رشته مورد علاقه‌اش باز مي‌ماند و به دانشكده كشاورزي راه مي‌يابد، چگونه مي‌توان انتظار داشت كه به حرفه خود عشق بورزد و فردي كارآمد در  اين رشته شود؟! تاسيس دانشگاه‌هايي با نام‌هاي گوناگون، شايد به دلايل سياسي، يا دادن مجوز به دانشكده‌هاي بسياري كه توان برگزاري دوره‌هاي كارشناسي ارشد و دكترا را ندارند و موجب دادن مدرك بدون داشتن زيرساخت‌هاي لازم مي‌شود، آيا در جهت نخبه‌پروري است؟! بعيد مي‌دانم که چنين باشد.  

  به نظر شما اين ضعف‌ها مي‌تواند عامل يا انگيزه‌اي براي مهاجرت از ايران باشد؟

علت و انگيزه دانشجويان براي مهاجرت مختلف است. برخي از دانشجويان با مشاهده وضعيت پيشرفته برخي از كشورها و بدون آگاهي از واقعيت‌هاي پنهان در پشت آن‌چه در ظاهر مشاهده مي‌كنند، به خارج از كشور مي‌روند. بعضي هم دليلشان سياست‌زدگي يا نبود شايسته‌سالاري است و به اميد آينده‌اي بهتر از آن‌چه در اين‌جا براي خود ترسيم مي‌كنند، به مهاجرت مي‌پردازند. بعضي هم داراي استعداد و برتري در رشته تخصصي خود هستند، ولي شرايط موجود و گاهي نبود آزادي فکر و انديشه در خانواده و جامعه را براي بروز استعدادشان مهيا نمي‌بينند و به اميد آينده‌اي بهتر از آن‌چه در اين‌جا برايشان خواهد بود، به خارج از كشور روي مي‌آورند.

 شما توصيه‌اي به دانشجويانتان براي حضور در دانشگاه‌هاي خارجي و تجربه فضاهاي آموزشي متفاوت داريد يا نه؟

من توصيه اكيد به دانشجويان دوره دكتري خود دارم كه  چنان‌چه موانع جدي برايشان وجود ندارد، بخشي از پژوهش رساله دكتري  خود را در جاهايي كه در زمينه پژوهش آن‌ها كار مي‌كنند، بگذرانند. اين تجربه بسيار موفق بوده و اغلب دانشجويان استفاده وافري از اين برنامه در كشورهاي گوناگون داشته‌اند و در جمع، تجربه‌هاي خوبي از كار در فضاهاي آموزشي و آزمايشگاه‌هاي متفاوت كسب كرده‌اند و در پيشبرد پژوهش و ديگر امور تحصيلي آن‌ها تاثيرگذار بوده است. هم‌چنين براي دانشجوياني كه مايل‌اند مقطعي از تحصيل خود را در دانشگاه‌هاي خارج بگذرانند، مشروط بر اين‌كه دانشگاهي كه برمي‌گزينند، در آن رشته تخصصي صاحب نام و مورد تاييد وزارت علوم، تحقيقات و آموزش عالي باشد، راهنمايي‌هاي لازم مانند معرفي استادان خارجي و دانشگاه‌هاي خوب، معرفي آن‌ها به استادان خارجي و دادن توصيه‌نامه را وظيفه خود مي‌دانم. اما به دانشجوياني كه مايل‌اند براي مهاجرت كشور را ترك كنند، عواقب اين كار را گوشزد مي‌كنم و با همه ناخشنودي‌هاي احتمالي كه ممكن است براي هركس وجود داشته باشد، اين نكته را توجه مي‌دهم كه ما در اين‌جا در خدمت وطن و هم‌وطنيم و در آن‌جا در خدمت بيگانه. عده‌اي حرف‌شنو بوده‌اند و منصرف شده‌اند. بعضي هم راه مهاجرت را برگزيده‌اند و عمر را در غربت گذرانده‌اند. البته  در ميان آن‌ها شماري هم خوش درخشيده‌اند.

 قطعا بخشي از ضعف‌هايي که در حال حاضر در نظام آموزشي وجود دارد، به خود دانشجوها هم برمي‌گردد. شما مهم‌ترين نقاط ضعف دانشجويان را در سال‌هاي اخير چه مي‌دانيد؟

مهم‌ترين ضعفي که در بسياري از دانشجويان وجود دارد و احساس مي‌شود، يأس و نااميدي، نداشتن اميد چندان به آينده شغلي، نگراني‌هايي براي تامين هزينه‌هاي ازدواج، تامين مسكن و ساير نيازهاي زندگي، عدم اطمينان از اين‌كه درس‌هايي كه فرا مي‌گيرند در شغلي كه در آينده دست‌وپا خواهند كرد موثر است يا نه، و سرانجام پرداختن بخشي از وقت پرارزششان به شبكه‌هاي اجتماعي است. در مقابل، شماري از دانشجويان بدون دغدغه براي فردايي كه نيامده، اميدوارانه  به دانش‌اندوزي مي‌پردازند و براي دست‌يابي به  آخرين يافته‌هاي جهان در موضوع پژوهش خود و بهره‌گيري بهينه از استادان و محيط و وقت خود سعي و تلاش فراواني دارند. بدون ترديد آينده‌سازان و نخبگان دلسوز آتي كشور در ميان اين‌ها هستند.

  با توجه به اين‌که حوزه تخصصي شما در زمينه علوم کشاورزي و باغباني است، پيشرفت ايران در اين زمينه را در يک دهه اخير چطور ارزيابي مي‌کنيد؟ به نظر شما پژوهش‌هايي که در حال حاضر انجام مي‌شود، قابل رقابت با پژوهش‌هايي هست که در دنيا شاهد انجامشان هستيم؟

 بر اساس اطلاعات پايگاه استنادي Scopus در سطح جهاني در دهه اخير توليد علم در ايران در همه رشته‌ها از جمله علوم كشاورزي و باغباني پيشرفت داشته است. اما پرسشي كه مطرح است، اين است كه چند درصد  از اين پژوهش‌هايي كه  از نتايج پايان‌نامه‌هاي كارشناسي ارشد يا رساله‌هاي دكتري است يا ساير پژوهش‌هايي كه  منتشر مي‌شوند، در راستاي نيازهاي كشور است؟ تا چه اندازه براي چاپ شدن مقاله‌ها به جاي مسائل خود، به مسائل ديگران پرداخته‌ايم؟ يا يک مشكل فرضي را كه وجود ندارد، ساخته‌ايم و سعي كرده‌ايم  آن را حل كنيم؟ يا پژوهش‌هاي ديگران را با تغيير كوچكي، تقليد كرده‌ايم؟ اين‌كه بيشتر به مسائل خودمان نپرداخته‌ايم، آيا مشكل از قوانين است كه چاپ مقاله و آن هم در مجله‌هاي ISI را براي دريافت مدرك تحصيلي، استخدام يا ارتقا مهم مي‌داند؟ آيا بين دانشگاه و دستگاه‌هاي اجرايي ارتباط كافي وجود ندارد؟ آيا به بي‌تفاوتي افراد و فقط رفع تكليف يا نداشتن امكان‌هاي پژوهشي و غيره مرتبط است؟ يا  اين‌ها به‌علاوه موارد ديگر، عامل هستند؟

 در حال حاضر مهم‌ترين دغدغه شما به‌عنوان يک استاد دانشگاه و يک محقق چيست؟

كاهش شديد سطح علمي در دانشگاه‌ها مهم‌ترين دغدغه است. دانشجوياني در مصاحبه كارشناسي ارشد و دكتري ديده مي‌شوند كه به نظر مي‌رسد حتي كتاب‌هاي اوليه رشته خود را نخوانده و حتي آشنايي با آن‌ها ندارند و تنها به خواندن جزوه‌هاي درسي استادان  بسنده كرده‌اند و نمره‌هاي خوبي هم در كارنامه دارند. مشاهده شده كه بسياري از اين دانشجويان در واحد‌هاي بين‌المللي (شايد به‌خاطر ترميم بودجه دانشگاه‌ها) پذيرفته شده و شوربختانه فارغ‌التحصيل و استخدام هم شده‌اند. چنين وضعي آن‌چنان‌كه بايد، محيطي شاداب و پويا در دانشگاه، به‌ويژه براي دانشجويان بااستعداد فراهم نمي‌سازد. مشكل ديگري كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه تخصص اينجانب در كشت بافت‌هاي گياهي است كه نياز به مواد شيميايي و هورمون‌هاي گياهي خالص دارد. چون خريد از شركت‌هاي معتبر سازنده  اين مواد به دلايل گوناگون ميسر نيست، بايد اين مواد را گران‌تر از بازار آشفته روز خريد كه گاهي نه‌تنها ناخالصي دارند، بلكه تقلبي هستند و اين نگراني‌هاي بسياري به‌ويژه براي دانشجويان كه بايد در مدت مشخصي پاسخ تيمارهاي خود را دريافت كنند، ايجاد مي‌كند. مشاهده عدم رعايت اخلاق علمي در بعضي از مقاله‌ها و پايان‌نامه‌ها و رساله‌ها نيز از ديگر دغدغه‌هاست.

 آيا از اقدامات بنياد ملي نخبگان براي حمايت از دانشجويان مقطع دکترا راضي هستيد و در اين زمينه چه کمبودها و ضعف‌هايي را احساس مي‌کنيد؟

حمايت بنياد ملي نخبگان از دانشجويان مقطع دکترا خوب و اثرگذار است، اما كافي نيست. لازم است به تمام ابعاد زندگي يك فرد بااستعداد رسيدگي شود. براي مثال، براي اشتغال آنان در شرکت‌هاي دانش‌بنيان تمهيداتي در نظر گرفته شود. هم‌چنين نخبه‌پروري تنها به دانشگاه محدود نشود و فرصت عادلانه‌اي براي پويايي استعدادها براي همگان فراهم شود. بدين معني كه پايه‌ريزي نخبه‌يابي از آموزش به خانواده آغاز و در دوران دبستان، دبيرستان هم فرد مستعد نخبگي، پايش شود. هم‌چنين امكاناتي براي نخبه‌پروري در اختيار استادان قرار گيرد تا به ياري خداوند دست در دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را كنيم آباد.

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/12/02
کد : 71089
تعداد بازدید: 468