یکشنبه 1 مهر 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

بايد به علوم پاک و جديد روي بياوريم

دكتر محمد فرهادي معتقد است: نبايد خيلي متکي به بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي باشيم و بايد به سمت بنگاه‌هاي خرد و کوچک و خانوادگي اقتصادي برويم و بهترين راه روي آوردن به علوم پاک و جديد است که فضا و امکانات زيادي هم نمي‌خواهد و شرکت‌هاي دانش‌بنيان ازجمله اين مشاغل است.

دكتر محمد فرهادي معتقد است: نبايد خيلي متکي به بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي باشيم و بايد به سمت بنگاه‌هاي خرد و کوچک و خانوادگي اقتصادي برويم و بهترين راه روي آوردن به علوم پاک و جديد است که فضا و امکانات زيادي هم نمي‌خواهد و شرکت‌هاي دانش‌بنيان ازجمله اين مشاغل است.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: دكتر محمد فرهادي نخبه‌اي است که سال‌هاست در عرصه مديريت کلان حوزه علم و فناوري حضور دارد. او بيشتر و بهتر از هر کسي سرگذشت دانشگاه‌ها و رشته‌هاي دانشگاهي و راه پرپيچ‌وخمي را که براي توسعه دانشگاه‌ها و ايجاد رشته‌هاي علمي و کاربردي و دوره‌هاي دکتري در دانشگاه‌هاي ايران طي شده است، مي‌شناسد. دكتر محمد فرهادي که خود برگزيده جايزه علامه طباطبايي بنياد ملي نخبگان است، اين‌بار در قامت وزير علوم، تحقيقات و فناوري به سوال‌هاي «سرآمد» درباره دانشگاه، توسعه و مهاجرت دانشجويان پاسخ داد.

آقاي دكتر فرهادي، بهعنوان يک فرد نخبه که سالهاست در حوزههاي علمي و فناوري سرآمد بوده، ميخواهيم بدانيم از نظر شما مجله «سرآمد» چقدر توانسته در حوزه نخبگان مفيد واقع شود؟

نشريه «سرآمد» هم شکل و شمايل مناسبي دارد که باعث ميشود جاذبه بيشتري براي مخاطب داشته باشد و هم به نظرم توانسته به بخش عمدهاي از اهداف مربوط به حوزه نخبگي دست پيدا کند؛ با معرفي نخبگان و استفاده از تجارب آنها و انعکاس و انتقال اين تجارب. ضمنا توانسته بين نخبگان ارتباطي برقرار کند. جاي چنين نشريهاي که بتواند چهرههاي ايراني و خارجي نخبه و محققان و کارآفرينان و کساني را که دستاوردهايي در حوزه علم و فناوري داشتند معرفي کند، در حوزه نشريات علم و فناوري خالي بود و نشريه «سرآمد» توانسته است بهخوبي اين جاي خالي را پر کند.

به نظر ميرسد يک مشکل جدي در همه بخشها در کشور وجود دارد و آن اينکه توسعه را واقعا به معناي لغوي يعني وسيع کردن گرفتهاند. از آنجا که شما از دهه 60 در وزارت علوم بوديد و اين حوزه را بهتر از هر کسي ميشناسيد، به نظر شما در وزارت علوم توسعه به معناي واقعي آن اتفاق افتاده است؟

البته ما توسعه را به معناي پيشرفت در نظر ميگيريم، ولي در دهه 60 ناچار بوديم توسعه را به معناي لغوي آن پيش ببريم. اين مربوط به زماني است که يک دوره دکتري در کشور نبود. منظورم دوره دکتري تخصصي ph.D است. آن زمان بعضي از اساتيد دانشگاههاي تراز اول ما آمدند و گفتند که هنوز برپايي دوره کارشناسي ارشد براي ما امکان ندارد و در توان ما نيست، چه برسد به دوره دکتري. من تجربه رشته پزشکي را داشتم. در همين وزارت فرهنگ آموزش عالي، قبل از اينکه وزير شوم، دبير شوراي آموزش پزشکي تخصصي و مشاور پزشکي وزير فرهنگ و آموزش عالي بودم.

يادم است قبل اينکه وزير فرهنگ آموزش عالي کشور شوم، ميخواستيم فوق تخصص جراحي قفسه سينه را راهاندازي کنيم. در سال 63 يا 62 ما دو تا استاد در اين حوزه داشتيم. يکي از اساتيد برنامه فوق تخصص جراحي قفسه سينه را نوشته بود و من به آن يکي استاد نشانش دادم و پرسيدم که اين برنامه توسط دکتر فلاني نوشته شده، شما نظر بدهيدکه برنامه خوبي است؟ آن استاد از من پرسيد مگر کس ديگري را هم داريم که فوق تخصص تربيت کند؟ خب نتيجهاش اين شد که الان بهترين جراحان فوق تخصص قفسه سينه همان دانشجويان آن دورهها هستند.

و به نظر شما اين تجربه در حيطه پزشکي در رشتههاي ديگر هم جواب ميدهد؟

از  اين تجربه پزشکي در  زماني که وزير علوم شدم، بهره بردم. اساتيد دانشگاه شريف آمدند و به من اعتراض کردند که ما نميتوانيم دکتري راه بيندازيم. من گفتم چرا نميتوانيد؟ چرا به خودتان متکي نيستند و چرا به خودتان اعتماد نداريد؟ درحاليکه شما از بهترين اساتيد دنيا هستيد. اسمهايشان را اگر بگويم، شما هم اذعان ميکنيد که تا چه حد بنام هستند. گفتم شما به خودتان اعتماد کنيد، ما هم کمک ميکنيم. امکانات ميخواهيد؟ در اختيارتان ميگذاريم. اين سخن مربوط به زمان جنگ است، اما ما با توکل به خدا توانستيم امکانات را فراهم کنيم. سال 66 آقاي دکتر ثبوتي از شيراز آمد و گفت من ميخواهم دکتراي فيزيک را راهاندازي کنم. ما هم قبول کرديم. سال بعد هم يكي از استادان شيمي دومين دكتراي تخصصي را راه انداخت و همزمان دانشگاه تربيت مدرس نيز شكل گرفت.

بنابراين اين تجربهها نشان ميدهد که در آن زمانها بايد توسعه را شروع ميکرديم. حتي در زمينه پزشکي اگر خاطرتان باشد، در کشور بسيار پزشک هندي و پاکستاني داشتيم. به همين دليل وزارت بهداشت شکل گرفت. ما حتي يک تخصص دامپزشکي در کشور نداشتيم. حتي يک دکتر فوق تخصص جراحي قلب نداشتيم. يک فوق تخصص ايراني داشتيم که از آمريکا آمده بود و ميگفت شما ماهي پنجهزار دلار براي خانوادهام در آمريکا بفرستيد و من هر روز يک عمل قلب باز در ايران انجام ميدهم... تا مدتي هم آن آقاي دکتر در ايران ماند، ولي بعد نتوانستيم هزينه ماهانه آن را بپردازيم و پزشكاني را فرستاديم آموزش ديدند و جراحيهاي قلب راه افتاد. خلاصه اينکه ما بايد هم توسعه کمي ميداديم و هم توجه ميکرديم که اين کيفيت و ارتقا در سطح و مقاطع تحصيلي بالاتر انجام گيرد. راهاندازي پژوهشگاهها هم متعلق به آن دوران است؛ پژوهشگاه شيمي، پژوهشگاه ژنتيک، پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي، بيوتکنولوژي، زلزلهشناسي و... واقعا پايه همه اينها در آن زمان گذاشته شد و ارتقا يافتند و پيشرفت کردند و اکنون هر کدام براي خود وزنهاي هستند.

براي شروع خوب بود، اما اکنون و در حال براي ارتقاي پژوهشگاهها و همينطور استانداردسازي و همچنين نفوذ بيشتر در پژوهشگاه براي توليد فناوري چه بايد کرد؟

اشکال اينجاست که همه اينها متکي شدهاند به بودجه صرف دولتي.

يعني همان مشکلي که با دانشگاهها داريم که ميگوييم برويد به سمت جامعه، برويد به سمت کسب بودجه از فروش تکنولوژي، درواقع پژوهشگاهها هم چنين مشکلاتي دارند؟

بله درست است. اين در حالي است كه انتظار ميرود پژوهشگاهها از محل تحقيق کاربردي و محصول، درآمد داشته باشند.

يعني براي کارايي بهتر آنها هم ارزيابي، استاندارد و شاخصي در نظر گرفتهايد؟

بله، دقيقا. براي اينها هم ارزيابي و تعيين شاخصهها را شروع کردهايم. اينها هم بايد براي درآمد داشتن شرکت بزنند. به نظر من در بين پژوهشگاهها از اين نظر بهترينشان پژوهشگاه پليمر است که جزو پژوهشگاههايهاي نمونه و موفق است و اگر همه شرکتها راه آن را بروند، موفق ميشوند. آنها کلي محصول ارائه دادهاند؛ در زمينه پزشکي، در زمينه لاستيک و...

يعني همان شاخص و استانداردهايي که براي دانشگاهها در نظر گرفتيد، براي پژوهشگاه هم وجود خواهد داشت؟

بله، استانداردها و شاخصهاي مشابهي براي پژوهشگاهها در حال تدوين است و قطعا رتبهبندي و نظارت و ارزيابي ميشوند و بر اساس اينها اعتبارات و امتيازات به آنها داده ميشود.

آقاي دکتر، ميگويند در وزارت علوم بعد از اينکه دانشجوي تراز اول استعداد برتر يا نخبه از طريق کنکور شناسايي شد، يا استاد مبرز عالي دانشگاه شناخته شد، هيچ فرايندي نيست که طي آن اصطلاحا هواي اين دانشجو يا استاد سرآمد را داشته باشند. فقط حداکثر آنها را صدا ميکنند و جايزهاي ميدهند و همين. آيا شما اين را تاييد ميکنيد؟

البته وزارت علوم کارش ستادي است، يعني سياستگذاري ميکند و دانشگاهها در اين حوزه خودشان عمل ميکنند.

يعني چه ارتباطي بين دانشجويي که فارغالتحصيل ميشود، با دانشگاه وجود دارد؟ چون الان ظاهرا بعد از فارغالتحصيلي هيچ ارتباط منسجم و تعريفشدهاي ميان دانشجو و دانشگاه وجود ندارد.

انجمنهاي فارغالتحصيلان دانشگاهها هستند، يا انجمنهاي علمي که شکل گرفتند و تعدادشان هم خيلي زياد است. بسياري از کارهاي مطالعاتي و برنامهريزي و نظارت و ارزيابي حداقل در دوره ما از طريق انجمنهاي فارغالتحصيلان انجام ميشود. جداي از اين، ما جشنوارههاي داريم مثل خوارزمي در حوزههاي فني، جشنواره فارابي در حوزههاي علوم انساني و جشنواره شيخ بهايي براي دانشجوهاي کارآفرين. از طرفي 20 درصد از المپياديها و نخبههاي دانشجويان ميتوانند بدون کنکور وارد مقطع کارشناسي ارشد شوند. بهعلاوه اينکه در جذب هيئت علمي نيز اينها اولويت دارند. اما بهطور کلي موضوع دانشجويان و اساتيد نخبه بر عهده بنياد نخبگان گذاشته شده که از طريق کرسيهاي پژوهشي و صندوقهاي حمايتي پژوهشگران امکاناتي در اختيارشان ميگذارند. نکته ديگر هم  اساتيد ممتاز هستند. دانشگاه تهران آييننامهاي در اين ارتباط دارد که ما خواستيم آن را به کل کشور تسري دهيم؛ اينکه اساتيد ممتاز جايگاه ويژهاي داشته باشند، امکانات و اعتباراتي داشته باشند و دانشجويانشان را بتوانند خودشان انتخاب کنند، تربيت کنند و تحقيقات داشته باشند و...

آقاي دکتر، امسال حدود 300 نفر از اساتيد و دانشجويان ايراني مبرز 100 دانشگاه برتر دنيا، بهخصوص آمريکا و کانادا، توسط برنامه بنياد ملي نخبگان به ايران آمدند. يکسري از اينها در شرکتهاي دانشبنيان مشغول به کار ميشوند. يکسري ديگر خودشان متقاضياند که در دانشگاهها به کار تدريس مشغول باشند، که البته در پارهاي از موارد مشکلاتي هست. شما براي جذب و حمايت آنها در دانشگاهها چه برنامهاي داريد؟

بله. قرار است بنياد ملي نخبگان تا يک سال حقوق و مزاياي اينها را پرداخت کند و طي اين يک سال، البته بهسرعت و با ضوابط ويژه، جذب دانشگاهها شوند. البته بايد توجه کرد که بعضي وقتها گروههاي آموزشي مدنظر اين اساتيد پر است و حقيقت اين است که مشکلات اينها را بايد موردي و تک به تک حل کرد.

مسئله مهاجرت دانشجويان تحصيلکرده به خارج از کشور مسئله بسيار مهمي است. بالاخره براي اين دانشجويان سرمايهاي صرف شده و مسئله مهمي است و نميشود از آن غفلت کرد. اقدامات خوبي هم در اين زمينه شروع شده، وزارت علوم براي اين مشکل برنامهاي دارد؟

اگر ما بخواهيم اين مشکل حل شود، بايد همان امکاناتي را که در خارج از کشور در اختيار اينها ميگذارند، در حد توان خودمان و در چهارچوب فرهنگ خودمان ايجاد کنيم و اين امکانات بايد ديده شود و همچنين ساختارهايي داشته باشيم که دانشجويان را پايبند کنيم. کاري که ما ميکنيم، اين است که دانشجويان را مثل گذشته به دورههاي دکترا و بورسيه نميفرستيم. درحقيقت دانشجويانمان را فقط براي گذراندن بخشي از دوره دکترا يعني همان فرصت مطالعاتي بين 6 تا 9 ماه بورسيه ميکنيم و به خارج از کشور ميفرستيم و البته پاياننامههاي اينها بايد مربوط به داخل کشور باشد، و اين خودش پايبندي بيشتري ايجاد ميکند. اما ما بايد بازار کار را بهبود ببخشيم. مشکل اساسي ما تعداد زياد افراد فارغالتحصيلان است و در مقابل فقدان فرصتهاي شغلي مناسب. البته به نظر من اين سياستهاي اخير مشکل بازار کار را تا حدودي حل ميکند. ما نبايد خيلي متکي به بنگاههاي بزرگ اقتصادي باشيم و بايد به سمت بنگاههاي خرد و کوچک و خانوادگي اقتصادي برويم و بهترين راه روي آوردن به علوم پاک و جديد است که فضا و امکانات زيادي هم نميخواهد و شرکتهاي دانشبنيان ازجمله اين مشاغل است.„

 

تاریخ انتشار : 1395/08/12
کد : 71030
تعداد بازدید: 49

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601