دوشنبه 28 آبان 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

دانشجو-کار‌آفرین شدن چه ملاحظاتی دارد؟

لذتی که در راه‌اندازی کسب و کارهای دوره دانشجویی هست (حتی اگر ته‌اش شکست باشد!) در میلیاردر شدن پیرانه‌سری نیست. پس اگر یکبار این مطلب را هم نصفه‌ونیمه خوانده‌اید، با رعایت کمی احتیاط از همان اتاق به‌هم ریخته خوابگاه دانشگاه شروع کنید.

کی باید شروع کرد؟ هزار ایده و فکر بکر توی کله‌تان وول می‌خورد و جلوی آینه که می‌ایستید یک بیل‌گیتس بالقوه می‌بینید و غصه می‌خورید که با این نابغه حبس‌شده در درون چه باید کرد؟ کی باید رهایش کرد و به منصه ظهور و بروز رساندش؟! این‌ها سوالاتی است که صاحبان ایده و مشتاقان راه‌اندازی استارت‌آپ زیاد از خودشان می‌پرسند. اما به‌راستی جواب درست چیست؟ زمان درست برای راه‌اندازی کسب وکار و بالا بردن تابلوی شرکت خودتان دقیقا کی است؟ قبل از بیست سالگی؟ بعد از سربازی؟ قبل از کنکور؟ بعد از دانشگاه؟ بعد از لیسانس؟ قبل از دکترا؟! قبل از پایان تحصیل؛ اگر پایانی درکار باشد!

زاکربرگ، لری پیج، سرگی برین، بیل گیتس و... سلاطین دنیای فناوری و میلیاردرهایی که همه ثروتشان از یک راه به‌دست آمده: ایده‌های بکری که با آن کارآفرینی کرده‌اند. اما این اسامی نقطه اشتراک دیگری هم دارند. همه آن‌ها قبل از پایان دانشگاه کسب‌وکار خودشان را شروع کرده و منتظر نمانده‌اند که مدرک تحصیلی‌شان رابدهند دستشان و بعد بروند دنبال رویاهایشان. حتی اگر فقط بنیانگذاران فیس‌بوک و مایکروسافت را بخواهیم مثال بزنیم اوضاع کمی بامزه‌تر هم می‌شود. برای راه‌اندازی شرکت خودتتان نه‌تنها نیاز نیست تا پایان دانشگاه صبر کنید بلکه حتی می‌توانید به‌خاطر آن دانشگاه را هم ول کنید و هیچ‌وقت مدرک نگیرید! البته ما اینجا چنین توصیه‌ای را به شما نمی‌کنیم و اگر تصمیم گرفتید بیل گیتس‌بازی دربیاورید عواقبش پای خودتان!

دانشجو-کار‌آفرین فرمول دارد

اگر می‌خواهید به خیل کارآفرینان بزرگ دنیا که در دوران دانشجویی پا به این وادی گذاشته‌اند بپیوندید باید بدانید که این موضوع با سایر جنبه‌های زندگی دانشجویی تفاوت‌هایی دارد. با سیستم شب امتحانی و تصمیم‌های دورهمی اتاق‌های شلوغ و ریخت‌وپاش خوابگاهی نمی‌توان برای چنین کاری تصمیم‌گیری کرد. دانشجو-کارآفرین شدن یک برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت می‌خواهد. اگر می‌خواهید گام اول راه‌اندازی یک کسب‌وکار را از اتاقی در یک خوابگاه دانشجویی بردارید تحقیق‌ و برنامه‌ریزی اولیه‌تان باید با فضای اتاقتان کمی متفاوت باشد. حسابی فکر کنید (برای این کار به‌عنوان یک دانشجو وقت زیادی دارید!)، تصمیم خیلی کبرایی بگیرید و بروید سراغ مرحله بعد!

مرحله بعد یا مراحل بعد؟

تصمیم گرفته‌اید در همان روزهای دانشجویی که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند سبکبار و باری به هرجهت روز را شب کنند ، کارآفرین شوید؟ تصمیم کاملا به جایی است. اما چند پیش‌شرط کوچک دارد که باید رعایت کنید. بهترین دانشجوی مهندسی مکانیک هم که باشید برای راه‌اندازی بیزنس باید سواد مرتبط با کسب‌وکار داشته باشید. مهارت‌های کسب‌وکاری‌تان را افزایش دهید؛ کتاب‌های مدیریتی بخوانید، دنبال گرفتن «MBA»ی درست‌ و حسابی باشید، یاد بگیرید چگونه طرح کسب وکار بنویسید و... همزمان ایده خوبی پیدا کنید یا ایده‌ای که سال‌ها زیر پوستتان وول می‌خورده را حسابی بپرورانید. ایده‌ها جذاب‌اند و این جذابیت درست مثل جذابیت جاده چالوس است که اگر محو و شیدایش شوی حوالی سه‌خواهرون شما و ماشین و بقیه محوشدگان همراهتان را می‌فرستد ته دره! ایده‌تان را حسابی ورز دهید تا معلوم شود چیزی از آن درمی‌آید یا نه.

رقبا! کمی از خوش‌خیالی‌ها و رویابافی‌های دانشجویی فاصله بگیرید و بیایید روی زمین. باور کنید کسی برای شما فرش قرمز پهن نمی‌کند. ببینید و بخوانید و آگاه شوید با چه کسانی باید رقابت کنید. برای شناخت رقبا به هر دری بزنید. شخم‌زدن زمینی که سال‌هاست عده‌ای کاشته‌اند و برداشت کرده‌اند گندم در شوره‌زار کاشتن است. مطمئن شوید که در برابر رقبایی که در عرصه هستند ایده شما مزیت‌های جدیدی رو خواهد کرد که دل مشتریان را خواهد برد. فراموش نکنید که خیلی‌‌ها بوده‌اند که به دلیل همین نادیده گرفتن رقبا بی‌خود و بی‌جهت خود را از درس ‌و مشق انداخته‌اند و به جای کارآفرین شدن، دانشجوی چند ترم مشروطی از آب درآمده‌اند.

معنی«Mentor» را توی گوگل سرچ کنید!

دانشجو هستید، کله‌تان بوی قورمه‌سبزی می‌دهد، غیر از خودتان خدا را بنده نیستید، عقل کل و بی‌نیاز از مشورت هستید؟... همه این‌ها باشید اما وقتی پای راه‌اندازی شرکت در دوران دانشجویی به میان می‌آید حتما مشورت کنید؟ راهنمایی بخواهید و پای حرف‌ها و موعظه‌های چند نفر باتجربه‌تر بنشینید. مطمئن باشید قُدبازی دربیاورید با کله زمین خواهید خورد. بدانید و آگاه باشید که دوروبرتان چند نفر پیدا می‌شود که تجربه‌هایی برای بازگوکردن داشته باشند. تجربه‌هایی که اگر شنونده آن نباشید چند سال بعد خودتان باید دنبال گوش شنوا بگردید و از شکست‌هایتان برایش تعریف کنید! یک راهنمای خوب، می‌تواند درس‌هایی به شما بدهد که ممکن است هزینه‌ خودآموزی آن‌ها مقرون‌به صرفه نباشد!

با تمام این اوصاف لذتی که در راه‌اندازی کسب و کارهای دوره دانشجویی هست (حتی اگر ته‌اش شکست باشد!) در میلیاردرشدن پیرانه‌سری نیست. پس اگر یکبار این مطلب را هم نصفه‌ونیمه خوانده‌اید، با رعایت کمی احتیاط از همان اتاق به‌هم ریخته خوابگاه دانشگاه شروع کنید.

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/03/06
کد : 70964
تعداد بازدید: 46

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601