سه شنبه 29 مهر 1399

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

اشاراتی درباره زندگی علمی علامه قطب‌الدین شیرازی

قطب‌الدین که دایی سعدی شیرازی نیز هست، از همان اوان نوجوانی می‌رفت تا در ریاضی و نجوم و پزشکی و موسیقی و فلسفه سرآمد همگان شود. مردی ذوالفنون که علامه لقب گرفت و تا مدت‌ها تنها بردن لقب علامه اشاره به قطب‌الدین شیرازی داشت.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: پزشکان بیمارستان نوبنیاد مظفریه شیراز بعد از وفات ضیاءالدین كازرونی برای جانشینی او به شور نشستند. ضیاءالدین پزشكی  نام‌دار و از عارفان شیراز بود كه در بیمارستان مظفریه به تدریس و درمان بیماران می‌پرداخت. برای جانشینی او فرزندش، قطب‌الدین محمود 14 ساله، در نظر گرفته شد. قطب‌الدین از كودكی نزد پدرش به تحصیل علوم پرداخت. او علوم پزشکی، از جمله آب مروارید چشم (قَدْحْ)، را از پدر و عمویش‌ فرا گرفت. قطب‌الدین که دایی سعدی شیرازی نیز هست، از همان اوان نوجوانی می‌رفت تا در ریاضی و نجوم و پزشکی و موسیقی و فلسفه سرآمد همگان شود. مردی ذوالفنون که علامه لقب گرفت و تا مدت‌ها تنها بردن لقب علامه اشاره به قطب‌الدین شیرازی داشت.

پیش از او تنها نصیرالدین طوسی را علامه طوسی و فخرالدین رازی را علامه رازی می‌نامیدند.


زندگی قطب‌الدین

قطب‌الدین در قرن هفتم هجری چشم به جهان گشود؛ در دوره‌ای که ایران مورد تاخت و تاز مغولان بود. او دوره حکمرانی هشت تن از ایلخانان مغول را درک کرده و کمابیش با خود ایشان یا دست‌کم وزرا و رجال دربار آن‌ها در ارتباط بود. او طب و تصوف را در ابتدا نزد پدرش فرا گرفت و در 10 سالگی از دست پدرش به تبرک خرقه تصوف دریافت کرد. در ابتدای ورودش به بیمارستان مظفریه در سن 14 سالگی از خود این‌گونه یاد می‌کند که حدسی صائب و نظری ثاقب در تشخیص بیماری دارد. او تا 24 سالگی در بیمارستان مشغول به کار بود. قطب‌الدین ضمن مطالعه و مداوا در طریقت تصوف نیز بود. گفته شده كه تا آخر عمر خرقه درویشی را ترك نكرد و حتی به حضور سلاطین مغول با خرقه می‌رفت.
 
آشنایی قطب‌الدین با خواجه نصیر طوسی

پس از سقوط بغداد توسط هلاکو، خواجه نصیر هلاکو را واداشت كه رصدخانه‌ای در مراغه بسازد. خواجه نصیر هم‌چنین كتاب‌خانه‌ای شامل 400 هزار جلد كتاب برای رصدخانه فراهم آورد.

 قطب‌الدین از نخستین دانشمندانی بود که به مرکز علمی مراغه پیوست. او در ریاضیات و فلسفه برجسته‌ترین شاگرد خواجه نصیر بود و كتاب‌های  قانون و اشارات و تنبیهات  ابن‌سینا را نزد او خواند و علم هیئت را از او آموخت.

قطب‌الدین علاوه بر کمک در امر رصد ستارگان‌، كتاب‌های خواجه نصیر را نیز كتابت می‌كرد. خواجه نصیر او را «قطب فلك وجود» می‌نامید و او نیز خواجه را «شهر دانش و کعبه حکمت» خطاب می‌کرد.

قطب‌الدین ‌هم‌چنین مدتی در خراسان‌ و جوین به تدریس پرداخت، سپس‌ به قزوین رفت و دو سه سالی در محضر شیخ علاءالدین طاووسی فقه خواند. از قزوین به بغداد رفت و در نظامیه اقامت داشت و نزد شمس‌الدین جوینی بسیار عزیز و محترم بود. شمس‌الدین کسی است که خواجه نصیر کتاب «اوصاف الاشراف» را به نام او نگاشته و برادر عطاملک جوینی است که «تاریخ جهانگشای جوینی» را تالیف کرده است. قطب‌الدین از بغداد به قونیه رفت و در جرگه شاگردان صدرالدین قونوی درآمد. او با جلال‌الدین محمد مولوی نیز  دیدار داشت.

پس از درگذشت صدرالدین قونوی‌، به فرمان شمس‌الدین جوینی او به سمت قاضی‌القضات مَلَطیه و سیواس در آناتولی منصوب شد.

پس از چند سال بودن در مسند قضاوت و تدریس از طرف سلطان احمد تکودار از ایلخانان مغول در رأس هیئتی به مصر رفت. در نامه‌ای كه از سمت دولت ایران برای مصر نوشته بود، قطب‌الدین را «اقضی‌القضا» معرفی کرده‌اند.  او در آن‌جا با سلطان مصر، ملک منصور قلاوون، نامه‌نگاری کرد و درنتیجه به سه شرح کامل از قانون دست یافت که در نوشتن شرح بر قانون بسیار به او کمک کرد.

قطب‌الدین 14 سال پایانی زندگی‌اش را در تبریز با تالیف و تصنیف گذراند.  

شیوه زندگی
 
 او همواره به تالیف و تفكر سرگرم بود و مردم برای شنیدن سخنانش گرد می‌آمدند. پیش‌نویس او همان نسخه پاك‌نویس‌شده‌اش بود. قطب‌الدین علاقه بسیاری به كتاب داشته و گاه كتب امانتی را پس نمی‌داده است‌. مثلا کتابی از شیخ علاءالدین طاووسی که نسخه‌ای از «وجیز» غزالی  بود، در دست داشت که به شیخ باز پس نداد. اما شیخ باور نمی‌كرد تا این‌که روایت می‌كنند قطب‌الدین در سیواس از روی آن كتاب درس می‌داد و خود به این گناه معترف بوده است‌. اما در عوض همه كتاب‌های خود را كه مجموعه‌ای نفیس از متون طبی بود، به بیمارستان نوبنیادی در خوارزم اهدا كرد.

او در سراسر حیاتش حتی در مسند قضا در حضور ایلخانان با خرقه صوفیانه می‌رفت. هنگامی كه به نوشتن كتاب سرگرم بود، روزها نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت و شب‌ها کتابت می‌کرد. ظاهرا مسائل دینی در اواخر عمرش برای او اهمیت بیشتری یافته بود. چنان‌كه وقت خود را صرف تعلیم قرآن می‌كرد و در نماز جمعه‌ها شركت می‌كرد. حتی گفته بود «ای كاش در دوران حیات مصطفی (ص‌) می‌زیستم‌، حتی اگر كر و نابینا بودم، تا پرتو نور جمالش بر من افكنده می‌شد.» آوازه او حتی از دستگاه سلاطین و حوزه فضلا نیز گذشت و به مردم عامه رسید.  دو كنایه «انبان ملا قطب‌» و «یك شرح كشاف سخن گفتن‌» را از  «دره‌التاج» و «شرح كشاف»  او برگرفته‌اند. «انبان ملا قطب» كنایه از كتابی است كه حاوی اطلاعات بی‌شمار است و «یك شرح كشاف سخن گفتن‌» كنایه از صحبت جامع و كامل

است.

او دست‌ودل‌باز بود و همه درآمد خود را به نیازمندان می‌بخشید و سخن مردم را به گوش ایلخانان می‌رساند. او حقوق دیوانی خود را که در حدود 30 هزار درهم بود، بین شاگردانش تقسیم می‌کرد.

موسیقی

قطب‌الدین شیرازی در علم موسیقی و فیزیک از سرآمدان زمان خود بوده ‌است. او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفی‌الدین ارموی، پیشتاز مکتب منتظمیه (تئوری سیستماتیک) و نظریه‌‌پرداز موسیقی قرن هفتم قلمداد کرد.

قطب‌الدین که خود رباب‌نوازی چیره‌دست بود، با ژرف‌نگری عمیقی که در نغمه‌نگاری داشت، توانست از انحراف نغمات موسیقی جلوگیری کند و با نغمه‌نگاری، صدای ساز نوازنده را مکتوب و آن را به زبان امروزی نت‌نویسی جاودان سازد. او کامل‌ترین نغمه‌نگاری عالم موسیقی را در قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی انجام داد. حتی در موسیقی غرب نیز پیشینه ذکر علایم دینامیک در ثبت موسیقی حداکثر به قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، یعنی سه یا چهار قرن پس از قطب‌الدین، بازمی‌گردد. هم‌چنین او مفهوم موسیقایی «مقام» را برای نخستین بار تبیین کرد.

شاگردان

كمال‌الدین فارسی برجسته‌ترین شاگرد قطب‌الدین است. او «تنقیح‌المناظر»  را در شرح «مناظر» ابن‌هیثم که موضوع آن اپتیك و نورشناسی است، به پیشنهاد استادش نوشت‌. در ابتدا که کمال‌الدین به کتاب مناظر دسترسی نداشت، قطب‌الدین به او قول داد کتاب را حتی اگر در آسمان باشد، برای او پیدا کند. و به قولش عمل کرد.

کمال‌الدین فارسی درواقع، چندین قرن قبل از دكارت، قوانین بازتاب نور و شكست نور را دقیقا به همان صورتی كه دكارت بیان كرده، توضیح داده است. 

هم‌چنین از شاگردان او قطب‌الدین رازی معروف به قطب‌الدین تحتانی بود، كه از شاگردان علامه حلی و استاد شهید اول به حساب می‌آمد. او «محاكمات» را در بررسی شرح‌های فخر رازی و خواجه نصیر بر  اشارات ابن‌سینا نوشت و این كار را به تشویق قطب‌الدین انجام داد.

آثار قطب‌الدین شیرازی

«دره‌التاج لغره‌الدباج» به فارسی‌ نوشته شده و دایره‌المعارفی فلسفی و بزرگ در دانش‌های گوناگون است‌. این كتاب را قطب‌الدین  به درخواست امیر دباج‌، یکی از فرمانروایان گیلان، نوشت و به او پیشكش كرد.

«دره‌التاج» مهم‌ترین اثر فارسی قطب‌الدین شیرازی است و در مقدمه آن آمده است که مقصود از تالیف آن ایجاد اثری فارسی برای استفاده همگانی است. پس از «شفا»ی  ابن‌سینا بزرگ‌ترین كتاب فلسفی است‌. نثر آن دشوار است و از صناعات ادبی كمتر سود جسته است‌، اما ادبیات آن با موضوع هماهنگی دارد، یعنی در بخش علوم دارای نثر علمی است و در اخلاق نثری ادبی دارد. این کتاب نخستین دایره‌المعارف فارسی در علوم متداول قدیم است.

«شرح حكمه الاشراق» به عربی نگاشته شده و شرحی است بر «حكمه‌ الاشراق»  سهروردی‌. قطب‌الدین شناخته‌شده‌‌ترین شارح عقاید اشراقی سهروردی نیز هست. او این شرح را دل‌نشین‌تر از نسیم سحر و دل‌نوازتر از پرتو قمر و شیرین‌تر از گفت‌وگوی حبیب و محبوب و لذیذتر از همه لذات می‌شمارد.

اما «نهایه‌الادراك» که به عربی است، شاهكار او در اخترشناسی است. او در این اثر قوس قزح را نتیجه گذر شعاعی نورانی از كره‌ای شفاف مثل قطره آب دانسته.

بعدها دكارت نیز چنین توجیهی برای قوس ‌قزح داشته است‌. قطب‌الدین در این کتاب، زمین را كروی می‌داند و به رابطه خورشید و ستارگان به نحوی می‌پردازد كه كار كوپرنیك را ساده كرده است‌. این کتاب با جمله حمدالله فاطر السموات فوق الارضین آغاز می‌شود.

«اختیارات مظفری» نیز در اصل گزیده‌ای از  «نهایه‌الادراك» و اولین اثر به فارسی درعلم هیئت تا آن زمان است.

التحفه السعدیه فی‌الطلب، به نظم عربی و در شرح « قانون»  ابن‌سیناست كه بزرگ‌ترین كتاب قطب‌الدین و مهم‌ترین آن‌هاست‌. این اثر در حدود صد و پنجاه و یک هزار بیت است و مؤلف آن را به سعدالدین ساوجی‌، وزیر غازان‌خان‌، تقدیم كرده است‌.  

قطب‌الدین 24 سال قانون و شروح  آن را خواند و 28 سال بر آن شرح نوشت. او بزرگ‌ترین شارح آثار طبی ابن‌سیناست و پرخواننده‌ترین شرح را بر قانون به رشته تحریر درآورده است.

زندگی در تبریز

قطب‌الدین 14 سال پایانی زندگی‌اش را در تبریز گذرانید. البته وجود دانشگاه ربع رشیدی که دانشمندان را از اقصی نقاط دنیا به تبریز می‌کشاند، در ماندگاری قطب‌الدین در تبریز بی‌تاثیر نبوده است. البته علامه به شهر تبریز دل‌بستگی داشته و در برخی از مصنفات خویش تبریز را آیه کریمه (جنات تجری من تحتها الانهار) نامیده است.

او با خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی که ابتدا به‌عنوان پزشک وارد دربار ایلخانی شد و سپس تا مرتبه وزارت بالا رفت، ارتباط نزدیکی داشت. چنان‌که فضل‌الله همدانی قطب‌الدین را «رفیق شفیق حاوی علوم رفیق» خطاب می‌کند. ترجمه «تنکسوق نامه» از کتب طبی و علمی چینی به فارسی از اقدامات خواجه است و نیز تاسیس ربع رشیدی تبریز که شهرکی علمی و آموزشی بود، به دستور فضل‌الله همدانی انجام شد.

مرگ

قطب‌الدین سرانجام دو سه ماهی پس از به پایان بردن سومین شرح خود بر قانون درگذشت ‌و در گورستان «مقبره الوزرا» چرنداب تبریز به خاك سپرده شد.

قطب‌الدین قبل از مرگ همه دارایی‌های خود را بخشیده و در وقت مرگ تنگدست بود. او از خواجه عزالدین طیبی درخواست كرد كه مراسم خاك‌سپاری و عزاداری را برعهده بگیرد. خواجه عزالدین از شاگردان قطب‌الدین و فرزند یكی از ثروتمندان فارس بود كه 7200 درهم در سوگ او خرج كرد. در مرثیه او خوانده شد:

زین حادثه آب دیده خون خواهد گشت
دوران زمانه سرنگون خواهد گشت
می‌گشت به قطب چرخ و اکنون گویی
چون قطب نماند چرخ چون خواهد گشت  

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/06/01
کد : 70908
تعداد بازدید: 262

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601