جمعه 30 شهریور 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

وجود عزم جدي در تيم مديريتي لازمه موفقیت یک شرکت دانش‌بنیان

وقتي يک شرکت مي‌تواند ظرف چهار سال 200 نيروي انساني داشته باشد، کارخانه تاسيس کند، آزمايشگاه تجهيز کند و نيازهاي مالي کارمندان و شرکت را مرتفع کند، يعني از همان ابتدا در تيم مديريتي آن عزم جدي وجود داشته است.

وقتي يک شرکت مي‌تواند ظرف چهار سال 200 نيروي انساني داشته باشد، کارخانه تاسيس کند، آزمايشگاه تجهيز کند و نيازهاي مالي کارمندان و شرکت را مرتفع کند، يعني از همان ابتدا در تيم مديريتي آن عزم جدي وجود داشته است.

پایگاه اطلاع‎رسانی بنیاد ملی نخبگان: شرکت زيست تخمير که اولين محصول خود را در سال 90 روانه بازار کرده، با مديريت سحر بهمني، حالا کاملا مستقل شده و روي پاهاي پرتوان خودش ايستاده است؛ شرکتي که مجموعه‌اي از اولين‌ها را با قيمت و کيفيت مناسب وارد بازار کرده است و حالا جايي ايستاده که حسابي قرص و محکم است.

 شرکت زيست تخمير کار خود را چگونه و از چه سالي شروع کرد؟

رشته من داروسازي است. ما تحقيقات زيربنايي خود را از سال 82 زير نظر آقاي دکتر فاضلي شروع کرديم، اما شرکت زيست تخمير در سال 88 تاسيس شد. شروع فعاليت شرکت از همان سال در مرکز رشد فرآورده‌هاي دارويي دانشگاه علوم پزشکي تهران بود. طرح ما خشک کردن سلول‌هاي زنده پروبيوتيک به روش اسپري درائينگ بود. در اين روش در همان ابتداي کار يک نوآوري و خلاقيتي وجود داشت. پس از آن بانک سلولي آماده کرديم؛ بانک سلولي کاملي که تا به حال 600، 700 سويه تاييدشده از کلکسيون‌هاي معتبر بين‌المللي در آن‌جا نگه‌داري مي‌شود. اين شرکت بعدها دانش‌بنيان شد. درواقع ما دومين شرکت دانش‌بنيان دارويي در ايران بوديم و تا الان هم توانستيم ارتباط خوبمان را با معاونت علمي و فناوري رياست‌ جمهوري و دپارتمان‌هاي مختلفي که درگير با موضوع کاري ما هستند، حفظ کنيم.

ما در رده شرکت‌هايي هستيم که در زمينه بيولوژيک کار مي‌کنيم و سلول زنده مي‌سازيم. بنابراين هم روش کارمان جديد است و هم دستگاه‌هايي که با آن‌ها کار مي‌کنيم. اما اين دستگاه‌ها آن زمان به دليل تحريم‌ها وارد کشور نمي‌شد. بنابراين خودمان روي طراحي ماشين‌آلاتي که براي توليد لازم داشتيم، کار کرديم. همه اين کارها را در فاصله سال‌هاي 88 تا 90 انجام داديم و در سال 90 محصول در بازار دارويي ايران داشتيم. مرحله بعدي کارمان اين بود که سلول‌ها را در کلکسيون‌هاي رسمي آمريکا و اروپا ثبت کنيم. هم‌چنين آزمايشگاه ميکروبيولوژي خيلي مجهزي داير کرديم و توانستيم اين کارها را در همان آزمايشگاه انجام دهيم. البته اين آزمايشگاه از ابتدا بزرگ نبود. ما مرحله به مرحله کارمان را پيش برديم. اصلا ويژگي شرکت دانش‌بنيان هم همين است که قدم به قدم بزرگ مي‌شود. ما در ابتدا با وام‌هاي کوچکي که از صندوق نوآوري و شکوفايي گرفتيم، امکانات اوليه‌اي که مرکز رشد به ما داد، به اضافه مقداري سرمايه شخصي توانستيم سرمايه‌اي فراهم کنيم که کارهاي اوليه‌مان انجام شود. خوشبختانه به‌خاطر کيفيت مناسب محصولات توليدي، به مرور موفقيت‌هاي بيشتري به دست آورديم.

 چند مورد از محصولات شرکتتان را نام مي‌بريد؟

در حال حاضر ما خط توليد جامدات و مايعات داريم و فرآورده دارويي‌مان به شکل قرص، کپسول، قطره و... است. البته ما در ابتدا تنها خط توليد مواد اوليه را داشتيم. بعدتر خودمان دستگاه‌ها را خريديم و خط توليدمان را کامل کرديم. البته کيفيت خط توليد هم کم‌کم ارتقا پيدا کرد و به شرايط مطلوب خود رسيد. اين درنهايت منجر به اين شد که توانستيم محصولات دارويي‌مان را بعد از گرفتن مجوزهاي وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو وارد بازار کنيم و چون کار علمي خوبي پشت سر اين محصولات انجام شده بود، استقبال خوبي هم صورت گرفت. در حال حاضر بعد از گذشت چهار، پنج سال ميزان فروش محصولات ما به بيشتر از 200 هزار جعبه در ماه رسيده است؛ يعني سالانه حدود دو و نيم ميليون جعبه. اين يعني شرکت ما حدود دو ميليون نفر در سال مصرف‌کننده دارد. بنابراين افراد زيادي در کشور پروبيوتيک مصرف مي‌کنند. ما چند لاين دارو داريم که لاين اطفال خيلي پرفروش است و مورد استقبال پزشکان و مردم قرار گرفته است. ساشه KidiLact بـراي كــودكــــان براي رفع مشکل گوارشي و سيستم ايمني نوزادان و قطره خوراکي PediLact براي نــوزادان و کودکــان.

اين‌ها در بين پزشکان پرمصرف هستند، چون تا قبل از اين مشابه نداشتند. ما براي پزشکان فرهنگ‌سازي کرديم، چون يک لاين محصول جديد بود و لازم بود اين‌ها را کم‌کم وارد چرخه نسخه‌نويسي پزشک کنيم تا پزشک با مواد طبيعي‌تر و ارگانيک‌تر سلامتي را به بدن بيمار برگرداند. هم‌چنين براي بزرگ‌سالان كپسول FamiLact را داريم. براي سالمندان كپسول GeriLact توليد شده است و براي بانوان كپسولLactoFem   وجود دارد که هم خوراکي است و هم براي استفاده واژينال. علاوه بر اين‌که ماده اوليه تمام اين محصولات را خودمان توليد کرديم، در فرمولاسيون هم نوآوري داشته‌ايم. مضاف بر اين‌ها محصول کيدي لاکت زينک را داريم که ترکيبي با روي است و براي رشد کودکان بسيار مفيد است. البته علاوه بر اين‌ها ما داروهاي شيميايي و مکمل هم در شرکت توليد مي‌کنيم که آن‌ها هم دانش‌بنيان هستند. هر چند ماده اوليه اين داروها را خودمان توليد نمي‌کنيم.

 شما از فرهنگ‌سازي در ميان پزشکان صحبت کرديد. اين فرهنگ‌سازي يعني چه؟

ما يک فرآورده‌اي را وارد بازار دارويي کرديم که قبلا بسترش براي مصرف مردم آماده نبود. فرآورده دارويي را چه کسي مي‌نويسد؟ پزشک. آيا پزشک با فرآورده‌هاي پروبيوتيک آشنايي دارد؟ خيلي خيلي کم. حالا پروبيوتيک چيست؟ پروبيوتيک‌ها باکتري‌هاي مفيدي هستند که در داخل روده انسان‌ها و حيوانات وجود دارند، ولي ترکيب و گسترششان در داخل روده بسيار وابسته به شرايطي است که ما در آن زندگي مي‌کنيم. زندگي شهرنشيني و مصرف آنتي‌بيوتيک‌ها باعث مي‌شوند که ما اين باکتري‌هاي مفيد را از دست بدهيم و کيفيت زندگي‌مان کاهش پيدا کند و دچار انواع و اقسام بيماري‌هايي شويم که ناشي از مشکلات گوارشي و ضعف سيستم ايمني است. بنابراين ما ترکيب موثري از اين باکتري‌ها را انتخاب کرديم تا اين باکتري‌ها را به شکل دارو وارد بدن کنيم.

 بسياري از مردم ازجمله پزشکان، محصول ايراني را به‌سختي مي‌پذيرند. آن زمان که شما فعاليتتان را شروع کرديد، مشابه خارجي هم در بازار بود. چطور توانستيد پزشکان را قانع کنيد که محصول ايراني را براي بيماران خود تجويز کنند؟

پزشکان کمي هستند که از توصيه دارويي خارجي منتفع مالي مي‌شوند. اکثر پزشکان در اثر تجربه به اين نتيجه مي‌رسند که محصول خارجي بهتر است. اما اگر ما برندسازي مناسبي انجام دهيم و پزشکان ببينند که ما براي آن برند زحمت مي‌کشيم و از ماده اوليه خوب استفاده مي‌کنيم، محصول ايراني را مي‌پذيرند. ساده‌ترين چيزي که به شما بگويم، اين است که اگر کسي بسته‌بندي محصولات ما را در قفسه داروخانه ببيند، اصلا متوجه نمي‌شود که با يک محصول ايراني روبه‌رو شده است. بايد بپذيريم که شرکت‌هاي داخلي هم گاهي خودشان براي کاري که انجام مي‌دهند، کم مي‌گذارند. اگر از ظاهر و بسته‌بندي فرآورده گرفته تا کيفيت مواد اوليه خوب باشد، پزشکان گاردي در اين خصوص ندارند. آن زمان که ما شروع به کار کرديم، محصول خارجي هم وجود داشت، ولي توانستيم در عرض چند ماه آن‌ها را از چرخه بازار خارج کنيم. هم با کيفيتمان و هم با قيمت رقابتي. نمي‌گويم براي ما انحصار وجود داشته باشد، اما اگر سازمان غذا و دارو و گمرک هم با ما همکاري کنند و محصولات خارجي که توجيهي براي واردتشان وجود ندارد، وارد نشوند، يا روي حجم وارداتشان کنترل صورت گيرد، اوضاع از اين هم بهتر خواهد شد. مثلا قيمت قطره‌اي که ما توليد مي‌کنيم، يک‌سوم قيمت مشابه خارجي است، درحالي‌که کيفيت مناسبي هم دارد. به همين خاطر چندين سال است که اصلا نمونه خارجي در ايران وجود ندارد. پزشک اگر بداند که محصول امتحان خودش را پس داده است و اثرگذاري دارد، بدش نمي‌آيد که بيمار پول کمتري بابت دارو خرج کند، مگر پزشکي که با آن کارخانه خارجي تباني خاصي دارد که خيلي به‌ندرت اتفاق مي‌افتد. ممکن است قشر خاصي از مردم بگويند پول کافي دارند و مي‌خواهند داروي خارجي مصرف کنند، ولي اکثر مردم اين‌طور نيستند، مگر اين‌که واقعا احساس کنند که داروي ايراني اثرگذاري مناسب را ندارد.

 چند سال است که از مرکز رشد جدا شده‌ايد؟

ما دو سال است که از مرکز رشد بيرون آمده‌ايم و کارخانه خودمان را تاسيس کرده‌ايم. در حال حاضر هم مي‌خواهيم کارخانه بزرگ‌تري را در پارک پرديس معاونت علمي تاسيس کنيم و هم‌چنان در تماس و تعامل با معاونت علمي و فناوري رئيس جمهوري و اساتيد هستيم. به نظر من شرکت دانش‌بنيان در ايران جدي گرفته مي‌شود. اگر خودشان هم کار خودشان را جدي بگيرند و علم و اقتصاد را در کنار هم پيش ببرند، مي‌توانند به نتيجه مورد نظرشان برسند و پژوهش‌گران بيشتري را استخدام کنند. در حال حاضر  200 نفر پرسنل در شرکت داريم و سير تکاملي ما بيشتر از دو، سه سال طول نکشيد. به علاوه بيش از 70 درصد پرسنلي که در شرکت داريم، تحصيلات ليسانس به بالا دارند. حتي نفرات فروش ما هم تحصيلات دانشگاهي دارند و پزشکان را از طريق علمي و صحيح به نوشتن دارو دعوت مي‌کنند و تبليغات انجام مي‌دهند، نه از طرق سنتي و بازاري. به نظر من يک شرکت دانش‌بنيان بايد شأن خودش را در همه زمينه‌هاي دانش‌بنيان نگه دارد.

 درواقع شرکت شما همه چيز را با هم جلو برده است؛ همان نگاه به علم و اقتصاد در کنار هم...

بله، هم دانش فني را ستاپ کرديم که اساسا از تحقيقات دانشگاهي خودمان نشئت گرفته بود و يک روش ساخت مقرون‌به‌صرفه با کارايي بالا بود، هم فرهنگ‌سازي کرديم و هم کم‌کم کارهاي تحقيقاتي خود را گسترش داديم. چون در روش‌هاي نوآوري هم بايد قيمت تمام‌شده مناسب باشد و هم کيفيت فرآورده. اگر يکي از اين فاکتورها را نداشته باشيد، مسلما نمي‌توانيد در بازارهاي رقابتي دوام بياوريد. همان‌طور که ما امروز هنوز توليدات ساده‌اي مثل آنزيم را در کشور نداريم، چون از لحاظ قيمت نمي‌توانيم با محصولات خارجي رقابت کنيم. ولي ما واقعا از همان ابتدا قصد توليد داشتيم.

 مگر باقي شرکت‌هاي دانش‌بنيان قصد توليد ندارند؟

خيلي از شرکت‌هاي دانش‌بنيان در ابتدا توليد مي‌کنند، اما بعد از مدتي وقتي مي‌بينند قيمت‌ها برايشان صرف نمي‌کند، رو به سوي واردات مي‌آورند. يا اين‌که خودشان نمي‌توانند فروششان را انجام دهند و اين کار را به شرکت‌هاي ديگر مي‌سپارند. اگر يک شرکت دانش‌بنيان بتواند همه کارها را خودش انجام دهد و نيروي انساني مناسبي را هم براي اين قضيه به کمک بگيرد، مي‌تواند ظرف مدت کوتاهي رشدي را که بايد، در تمام اين زمينه‌ها داشته باشد و روي پاي خودش بايستد.

 به نيروي انساني مناسب اشاره کرديد. اساسا يکي از مهم‌ترين بخش‌ها در شرکت‌هاي دانش‌بنيان، نحوه استخدام و چگونگي نگه‌داشت اين نيروهاست که خواسته‌ها و روحيات متفاوتي نسبت به عموم مردم دارند. شما چه سازوکاري در اين خصوص داريد؟

در حال حاضر تعداد پرسنل شرکت ما با يک شرکت رشديافته برابري مي‌کند. ما در کشور نيروي تحصيل‌کرده‌اي که بتواند با ما کار کند، کم نداريم. بعضي‌ها تجربه کاري مناسبي ندارند که بايد در اين زمينه هدايت شوند، بعضي‌ها شرايط خاص مالي را طلب مي‌کنند و... البته ما در ايران همواره مشکل نيروي انساني داريم. منابع انساني در ايران مسئوليت‌پذيري و احساس تعهد کمتري دارند، ولي اين‌طور نيست که نشود افراد زبده را به کار گرفت و نگه داشت. بخشي از نيازهاي منابع انساني، معنوي و بخشي نيز مالي است. اگر بتوانيم جو و فضاي مناسبي در شرکت ايجاد کنيم، باعث شور و اشتياق کار در نيروي انساني خواهيم شد، چون يک کار معمول و متداول بعد از مدت کوتاهي عادي و خسته‌کننده مي‌شود، ولي کار علمي که هر روز در آن يک نوآوري وجود دارد، معمولا خيلي دير جذابيتش را از دست مي‌دهد. اين قضيه مي‌تواند يک پوئن مثبت براي شرکت دانش‌بنيان باشد و به‌طبع اگر اين شرکت‌ها بتوانند فروش مناسبي داشته باشند و نقدينگي شرکت افزايش پيدا کند، مي‌توانند بعد مالي مدنظر منابع انساني را هم تامين کنند. بنابراين وقتي بعد مادي و معنوي يک نيرو تامين شود، در شرکت مي‌ماند و مشکلي ندارد.

 مديريت يک شرکت دانش‌بنيان و يک شرکت معمولي توليدي يا بازرگاني چه تفاوتي با هم دارند؟

ببينيد، در يک شرکت دانش‌بنيان، کار علمي همواره دغدغه است. چون اين شرکت‌ها دائما مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند و ما بايد يک درصدي از سود حاصل از فروشمان را صرف عمليات R&D کنيم. بنابراين ما دائما در حال فرمولاسيون و ايجاد محصولات جديد هستيم. چون اولا خود شرکت دانش‌بنيان نمي‌شود، بلکه اين محصول شرکت است که دانش‌بنيان مي‌شود و اعتبار اين دانش‌بنياني هم براي يک تا دو سال است. بنابراين لازم است دائما دغدغه انجام کارهاي علمي و جذب دانشمندان و پژوهش‌گران جديد را داشته باشيد. از آن‌جايي که تنها کار بازرگاني انجام نمي‌دهيد و وظيفه توليد را هم داريد، بايد مثل باقي شرکت‌هاي توليدي حواستان به قيمت تمام‌شده باشد که بتوانيد در عرصه فروش رقابت کنيد. شرکت‌هاي دانش‌بنيان را عمدتا جوانان تشکيل مي‌دهند و ممکن است به‌خاطر بي‌تجربگي در عرصه فروش يک مقدار متضرر شوند که بايد اين قضيه را با کسب تجربه جبران کنند. اگر خودشان هم نمي‌توانند اين کار را به‌سرعت انجام دهند، بايد حتما در سيستم مديريتي خود از مدير دانا و آگاه به مسائل علمي و عملياتي و اجرايي استفاده کنند، وگرنه خيلي ضربه مي‌خورند. باز هم تاکيد مي‌کنم که اين شرکت‌ها بايد مسائل R&D و تحقيق و توسعه را در برنامه روتين کاري خود بگنجانند، چون شما به‌عنوان يک شرکت دانش‌بنيان نمي‌توانيد هر محصولي را که دوست داشتيد، وارد بازار کنيد. بايد محصول جديد بوده و در خود نوآوري داشته باشد.

 در طول سال‌هايي که فعاليت مي‌کنيد، با چه مشکلاتي مواجه بوديد و چه نقاط ضعفي را مي‌بينيد؟

نبايد فراموش کنيم که در شرکت‌داري چند عامل مختلف در کنار يکديگر دخيل است. نمي‌شود از معاونت علمي و فناوري بخواهيم که بخش علمي قضيه را تامين کند، ولي از وزارت امور اقتصاد و دارايي نتوانيم پوئن‌هاي مالي بگيريم. همان‌طور که قانون معافيت‌هاي مالياتي شرکت‌هاي دانش‌بنيان هم پس از سال‌ها به سختي اعمال شده و همين الان هم در اجراي آن کلي اما و اگر وجود دارد. نمي‌شود يک شرکتي دانش‌بنيان باشد و محصولي را توليد کند، ولي به گمرک نگوييم که اگر اين محصول کيفيت و قيمت مناسبي دارد، مشابه خارجي را وارد نکند، يا يک سقفي برايش قرار دهد. بايد ارگان‌هاي مربوط ديگر هم همکاري کنند تا يک شرکت از زواياي مختلفي مورد حمايت قرار گيرد. آن وقت است که شرکت‌ها سرحال‌تر مي‌شوند و گسترش پيدا مي‌کنند. علي‌القاعده وقتي شرکت بزرگ‌تر باشد، مي‌تواند بودجه بيشتري را صرف فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه کند. بنابراين اين يک سيکل مثبت است. در غير اين صورت هم يک سيکل منفي داريم و هر کسي وارد هر سيکلي بشود، به‌سختي از آن بيرون خواهد آمد. درواقع همه ارگان‌ها بايد به دانش‌بنيان بودن يک شرکت اعتقاد داشته باشند.

در درجه دوم هم از معاونت مي‌خواهيم تا عنوان دانش‌بنيان را خيلي راحت به هر شرکتي ندهد. تا الان ارزيابي شرکت‌هاي دانش‌بنيان توسط شرکت‌هاي خصوصي انجام شده است. بايد از آن‌ها خواسته شود تا سخت‌گيري کافي را انجام دهند و يک تجميع اطلاعات بين آن‌ها وجود داشته باشد و مديريت يکپارچه‌اي ايجاد شود تا در حق شرکت‌هايي که اول دانش‌بنيان شده‌اند، اجحاف صورت نگيرد.

منبع: «ماهنامه سرآمد»

 

تاریخ انتشار : 1395/03/16
کد : 70722
تعداد بازدید: 36

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601