اقدامات داخلي و خارجي؛ دو بال پرندۀ آينده توسعه و اقتصاد کشور

اگر آينده توسعه و اقتصاد کشور را به پرنده‌اي تشبيه کنيم، اقدامات داخلي و خارجي دو بال اين پرنده هستند. از سويي تعامل هدفمند با جهان مي‌تواند به رونق اقتصادي و امکان سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي بينجامد و از سوي ديگر با توجه درست و به موقع به اقتصاد مقاومتي، امکان فعاليت صاحب‌نظران و استعدادهاي داخلي فراهم مي‌شود.

اگر آينده توسعه و اقتصاد کشور را به پرنده‌اي تشبيه کنيم، اقدامات داخلي و خارجي دو بال اين پرنده هستند. از سويي تعامل هدفمند با جهان مي‌تواند به رونق اقتصادي و امکان سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي بينجامد. از سوي ديگر با توجه درست و به موقع به اقتصاد مقاومتي، امکان فعاليت صاحب‌نظران و استعدادهاي داخلي فراهم مي‌شود. همه مي‌دانند يکي از شرط‌هاي تحقق اقتصاد مقاومتي، توجه به توليد داخلي است.

پایگاه اطلاع‎رسانی بنیاد ملی نخبگان: مثل روز روشن است که اتکاي اقتصاد مقاومتي بر توانايي‌ها و استعدادهاي داخلي است، يعني به جاي اين‌که در چشم دوختن به دست خارجي‌ها افراط کنيم، نگاه کنيم و ببينيم جوانان توانمند ايراني چه باري مي‌توانند از روي دوش مشکلات کشور بردارند. واقعيت اين است که بسياري از سياسيون داخلي دلشان مي‌خواهد از مفهوم اقتصاد مقاومتي هم منافع سياسي بيرون بکشند، براي همين با خام‌طبعي آن را در مقابل گفت‌و‌گو و تعامل با جهان قرار مي‌دهند و از اين مسير اهداف جناحي خود را دنبال مي‌کنند.

در اهداف بين اقتصاد مقاومتي و گفت‌وگوي سازنده با جهان تفاوتي وجود ندارد، چون غايت هر يک از اين‌ها رونق اقتصادي و آماده کردن فضا براي بروز و ظهور استعدادهاي پنهان است. هر پرنده‌اي دو بال دارد که بدون يکي از آن‌ها قادر به پرواز نيست. اگر آينده توسعه و اقتصاد کشور را به پرنده‌اي تشبيه کنيم، اقدامات داخلي و خارجي دو بال اين پرنده هستند. از سويي تعامل هدفمند با جهان مي‌تواند به رونق اقتصادي و امکان سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي بينجامد. از سوي ديگر با توجه درست و به موقع به اقتصاد مقاومتي، امکان فعاليت صاحب‌نظران و استعدادهاي داخلي فراهم مي‌شود. همه مي‌دانند يکي از شرط‌هاي تحقق اقتصاد مقاومتي، توجه به توليد داخلي است.

توليد، بدون علم، بدون دانش بومي و بدون خودباوري ملي امکان‌پذير نيست. ما در اين شرايط کشور، براي پيشبرد اهداف اقتصاد مقاومتي و همچنين پيشرفت ملي چاره‌اي جز ايجاد هم‌بستگي و حفظ وحدت ملي نداريم، بنابراين سزاوار نيست که مفاهيم ملي را خرج دعواهاي سياسي بکنيم. اين يعني، بدون جناح‌بندي‌هاي مرسوم بر همه واجب است که موضوع اقتصاد مقاومتي را جدي بگيرند، چون آينده کشور در گرو تحقق اين مفهوم است. عرض مي‌کردم اقتصاد مقاومتي بدون نوآوري، علم و دانش امکان‌پذير نيست. ما بايد براي رسيدن به اهدافمان، همان‌طور که در موضوع هسته‌اي روي پاي خود ايستاديم، در مقوله رونق اقتصاد هم روي پاي خود بايستيم. بنابراين اگر کسي فکر مي‌کند اقتصاد مقاومتي بدون استفاده از دانش نوين جوانان داخلي محقق مي‌شود، سخت در اشتباه است. دانش هم با تعارف و مداهنه و بخش‌نامه گسترش نمي‌يابد.

دانشمندان براي کار نياز به اعتماد مديريت کشور دارند و نمي‌شود با روش‌هاي قديمي که امتحان خود را پس داده‌اند، با توليدکننده و دانشمند امروزي رفتار کرد. بسياري از کساني که امروز داد اقتصاد مقاومتي سر مي‌دهند، تا چند سال پيش که توليد و اقتصاد کشور به مرحله ورشکستگي رسيده بود، سکوت کرده بودند و حرف‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي را در مرحله عمل معطل گذاشته بودند. درباره اين نوع از اقتصاد حرف بسيار است، اما واضح و روشن است که بي توليد نمي‌توان روي پاي خود ايستاد. نمي‌توان انتظار داشت کشور در بسياري از امور به خودکفايي برسد و نيرو و توانايي خود را باور کند، اما چشمه خودباوري استعدادهاي داخلي خشک باشد.

براي اين‌که شاهدي براي اين نظر بياورم، استناد مي‌کنم به سخنان رهبر معظم انقلاب که بارها تمام حرف و حرف تمام را به زبان آورده‌اند: «ستون فقرات اقتصاد مقاومتي توليد داخلي است. توليد داخلي اگر بخواهد رونق پيدا بکند، يقينا بايد، هم به آن کمک تزريق بشود، هم از چيزهايي که مانع رشد آن است جلوگيري بشود، هم براي محصولات بازار به‌وجود بيايد، هم واردات محصولات مشابه به يک نحوي کنترل بشود -کلمه‌ ممنوع را به کار نمي‌برم- و با محاسبه مورد مراقبت دقيق قرار بگيرد، هم در قراردادهاي خارجي‌اي که اين مجموعه و امثال اين مجموعه دارند، دولت کمک بکند.

گفتيم اقتصاد ما درون‌زا و برون‌گرا است؛ ما از درون بايد رشد کنيم و بجوشيم و افزايش پيدا کنيم، اما بايستي نگاه به بيرون داشته باشيم؛ بازارهاي جهاني متعلق به ما است، بايد بتوانيم با همت خود و با ابتکار خود، در اين بازارها حضور پيدا کنيم و اين حضور بدون حمايت دولت امکان‌پذير نيست؛ که البته بخش‌هاي مختلف دولتي در اين زمينه مي‌توانند سهم داشته باشند.» واقعيت اين است که ايشان درباره اقتصاد مقاومتي بارها سخن گفته‌اند و امکانات تحقق آن را بيان کرده‌اند، بنابراين بهتر است که اين يادداشت را با ذکر قسمتي از سخنان معظم‌له به پايان ببريم: «سياست‌هاى اقتصاد مقاومتى که تنظيم شده است و ابلاغ شده است، يک امر دفعى و من‌درآوردى و متکى به نظر شخصى نيست؛ اين محصول يک عقل جمعى است؛ محصول مشورت‌هاى طولانى است.

بعد از آن‌که اقتصاد مقاومتى با همين خصوصيات ابلاغ شد و گفته شد و در رسانه‌ها مطرح شد و دوستان و همکاران در دولت محترم فعاليت‌هايى را در اين زمينه شروع کردند و تکرار کردند، از سوى بسيارى از صاحب‌نظران اقتصادى تاييد شد؛ بر آن تکيه کردند و اين تعبير «اقتصاد مقاومتى» وارد فرهنگ رايج اقتصادى کشور شد و در ادبيات اقتصادى کشور جايى براى خودش باز کرده است. اين نشان‌دهنده‌ صحت و استحکام اين راه است.

 اقتصاد مقاومتى در مقابل مدل قديمى ديکته‌شده‌ از سوى قدرت‌ها براى کشورهاى به اصطلاح در حال توسعه يا به اصطلاح جهان سوم است. يک مدلى را آن‌ها -که من حالا شرح آن مدل را نمي‌خواهم بدهم- ديکته کردند که اگر کشورهاى جهان سوم مي‌خواهند به رشد اقتصادى، رونق اقتصادى و به سطح اقتصاد جهانى برسند، بايد اين مدل را دنبال کنند که عمده‌ تکيه‌ آن، نگاه به بيرون با تفاصيل خودش است. اين اقتصاد مقاومتى نقطه‌ مقابل آن است؛ اين يک الگوى کاملا مغاير با آن چيزى است که در آن مدل قديمى تکيه مي‌شد و تکرار مي‌شد؛ هنوز هم گوشه و کنار کسانى از آن ذکر مي‌کنند و ياد مي‌کنند. [در اقتصاد مقاومتى‌] تکيه به ظرفيت‌هاى داخلى است. ممکن است کسانى تصور کنند که اين الگو الگوى مطلوبى است، اما در امکان آن ترديد کنند. من قاطعا عرض مي‌کنم اين الگو يک الگوى ممکن در کشور ما است؛ الگوى اقتصاد مقاومتى کاملا امکان‌پذير در شرايط کنونى کشور است.» 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1395/02/19
کد : 70679
تعداد بازدید: 415