پنج شنبه 25 مرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

تازگی طبیعت برای ما پیام‌های بزرگی به ارمغان می‌آورد

نوآوري به معناي خط بطلان کشيدن بر گذشته نيست، بلکه به معناي تکيه کردن به گذشته براي بناي آينده است.دنياي کنوني اگر ارج و قربي دارد، به‌خاطر توجه به اهميت نوآوري و تازگي است.

نوآوري به معناي خط بطلان کشيدن بر گذشته نيست، بلکه به معناي تکيه کردن به گذشته براي بناي آينده است،

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: بهار فقط هواي معتدل و ديد و بازديد عيد و آجيل و شيريني نيست. با بهار پيغامي است که اغلب بزرگان تاريخمان ما را به شنيدن آن دعوت کرده‌اند. صائب در غزلي زيبا مي‌گويد: از قماش پيرهن غافل ز يوسف گشته‌اند/ شکوه‌ها از مردم کوته‌نظر دارد بهار. منظور صائب اين است که ما به ظواهر بهار خو گرفته‌ايم و از حقيقت متعالي آن غافل مانده‌ايم. اما حقيقت متعالي بهار چيست؟ صائب در بيتي ديگر مي‌گويد: از براي موشکافان در رگ هر سنبلي/ معني‌اي پيچيده چون موي کمر دارد بهار.

مفهوم اين بيت شبيه به همان چيزي است که سعدي مي‌گويد: برگ درختان سبز در نظر هوشيار/ هر ورقش دفتري است معرفت کردگار. کلاس ادبيات داير نکرده‌ام، خوب مي‌دانم براي يک مجله علمي يادداشت مي‌نويسم و بايد حرفم متناسب با اين مجله باشد. اما حقيقت اين است که پيام بهار فقط مختص شاعران و اديبان نيست. سعدي و صائب هم قطعا همه را مخاطب خود مي‌دانسته‌اند نه شعردوستان را. بنابراين اگر بگوييم در وضعيت فعلي جامعه ما گوش سپردن و چشم دوختن به حقيقت بهار بيش از هر کسي براي نخبگان و دانشمندان اهميت دارد، حرف گزافي به زبان نياورده‌ايم. يکي از پيام‌هاي طبيعت بهار تازگي و نو شدن است. به قول بيدل: چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهار/ آن‌چه در وهمت نگنجد جلوه‌گر دارد بهار. اگر به حرف بيدل گوش بدهيم و چشم بگشاييم، مي‌بينيم که بهار ما را به نو شدن دعوت مي‌کند. اين نو شدن را نبايد دست‌کم گرفت. دنياي کنوني اگر ارج و قربي دارد، به‌خاطر توجه به اهميت نوآوري و تازگي بوده است. يک زماني فرخي سيستاني گفته بود: سخن نو آر که نو را حلاوتي است دگر.

او خوب مي‌دانست که قبل از ما بسياري از حرف‌ها را زده‌اند و رفته‌اند. ما اگر قرار است سري توي سرها دربياوريم و حرفي براي گفتن داشته باشيم، ناچاريم تازگي و نو شدن را جدي بگيريم. اگر کسي حوصله داشته باشد و شرح زندگي دانشمندان و بزرگان علمي جهان را بخواند، مي‌بيند آن‌ها چندان در قيد و بند مشهورات زمانه نبوده‌اند. نه اين‌که به جامعه خود بي‌اعتنا باشند، نه، بلکه مشهورات را بت خود نمي‌دانستند و براي يافتن حقيقت به آب و آتش مي‌زدند. عقل سليم هم مي‌گويد اگر کسي در محدوده حرف‌هاي تکراري اسير بماند، نمي‌تواند در دنياي علم براي خود جايي دست‌وپا کند. نو شدن و تازگي و به طريق اولي توجه به اهميت نوآوري، مي‌تواند راه آينده را باز کند. مي‌گويند در دوران دفاع مقدس، بعضي فرماندهان که هوش سرشاري داشتند، در تنگناها در قيد و بند قواعد کلاسيک نمي‌ماندند و در مواقع اضطراري راه‌هاي تازه را مي‌آزمودند. راه‌هايي که لزوما ديگران با همه دودوتا چهارتاهاي معمولي نمي‌توانستند به آن برسند يا تاييدش کنند. اما قسمتي از موفقيت‌هاي ما در دوران دفاع هشت ساله، مديون همين نوآوري‌ها و شجاعت‌ها و خطر کردن‌ها بود. گفت: مهتري گر به کام شير درست/ شو خطر کن ز کام شير در آر.نزديک به همين معنا را فردوسي حکيم در جايي ديگر گفته است. او از زبان رستم، پهلوان شاهنامه، در خطاب به حريفش مي‌گويد: پياده مرا زان فرستاد طوس/ که تا اسپ بستانم از اشکبوس.

از شاهنامه بگذريم و به حقيقت بهار بازگرديم. واقعيت اين است که ما براي اين‌که سري در سرها دربياوريم، بايد نوآوري را جدي بگيريم. جدي گرفتن نوآوري هم يک موضوع شخصي نيست، بايد روح نوآوري بر ما سايه بيندازد. وقتي روح نوآوري بر قومي حاکم شود، همه راه‌ها به تازگي ختم خواهد شد. آن‌وقت نخبه‌اي جوان اندر خم يک کوچه نخواهد ماند و مسئولان امر کارش را جدي خواهند گرفت. تجربه نشان داده ما هر جا روش‌هاي تازه را آزموديم و کار را به کاردان سپرديم، بسيار موفق بوديم. تا جايي که توانسته‌ايم ره صد ساله را يک شبه طي کنيم. به قول رهبر معظم انقلاب اسلامي: «آن‌چه مي‌تواند براي آينده‌ ما اميدبخش باشد، همين است که بحمداللَّه شعار نوآوري که لازمه‌ نوآوري هم همين شکوفايي استعدادها و ثمربخشي سرمايه‌گذاري‌هاي قبلي است - يک شعار حقيقي است - شعار زمان و نياز روز ماست. همه‌ قرائن هم اين را نشان مي‌دهد. نوآوري يک نياز کنونىِ حرکت کشور است. نوآوري به معناي خط بطلان کشيدن بر گذشته نيست، بلکه به معناي تکيه کردن به گذشته براي بناي آينده است. و اين احتياج دارد به اين‌که همه‌ همت ما، همه تلاش ما متوجه به اين باشد که ما بايد اين کشور و اين تاريخ را بسازيم...

بنابراين ما لحظه به لحظه احتياج به نوآوري داريم؛ نه فقط نوآورىِ در صنعت يا کشاورزي، نوآورىِ در روش‌هاي گوناگوني که براي زندگىِ يک ملت ممکن است مطرح شود؛ بروز استعدادها، شکوفا شدن فکرها و ذهن‌ها. ما يک ملت عقيم نيستيم بحمداللَّه. ملت ما، ملتي است که تاريخِ او نشان مي‌دهد که پيش‌رونده و زاينده و داراي استعداد است، بنابراين مي‌توانيم. ما از دنيا دويست سال عقب مانديم. اين واقعيت تلخي است که بايد اين را قبول کنيم. عامل اين عقب‌ماندگي چه بود، يک بحث ديگر است. واقعيت اين است؛ واقعيت اين است که ما دويست سال - حداقل - از قافله‌ پيشرفت‌هاي بشري عقب مانديم. همه‌ آن‌چه شما شنيديد و مشاهده مي‌کنيد و آن‌چه وجود دارد -از فعاليت‌ها، از کارها، از نوآوري‌ها- اين‌ها همه در مجموع، بخشي از اين عقب‌ماندگي‌ها را مي‌تواند جبران کند و اگر استمرار پيدا کند و افزايش پيدا کند و اين فعاليت‌ها با نوآوري و همت ما مضاعف شود، آن وقت خواهيم توانست جايگاه خودمان را پيدا کنيم.» 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1395/01/14
کد : 70661
تعداد بازدید: 31

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601