یکشنبه 11 آبان 1399

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

قدرت یک زبان از قدرت سخن‌گویانش ناشی می‌شود

زبان فارسی در صورتی جایگاه خود را در دنیا و در عالم علم و دانش بازمی‌یابد که فارس‌زبانان در این عرصه‌ها در موقعیت بالاتر و بهتری قرار بگیرند.

زبان فارسی در صورتی جایگاه خود را در دنیا و در عالم علم و دانش بازمی‌یابد که فارس‌زبانان در این عرصه‌ها در موقعیت بالاتر و بهتری قرار بگیرند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: وقتی می‌خواهیم به رابطه زبان فارسی و علم و دانش، توسعه علم و ارتباط آن با زبان بپردازیم، نخست باید خود پدیده زبان فارسی را مورد بررسی و دقت نظر قرار دهیم. یعنی در ابتدا باید بدانیم که این زبان چگونه شکل گرفته و ارتباطش با زبان‌های دیگر چیست و ویژگی‌ها و مزیت‌های این زبان کدام است. شما امروزه می‌بینید که زبان انگلیسی که زبان بسیار مهمی است و در سطح جهانی رایج است، قدرتش را از متکلمان قدرتمندش در انگلستان قرن نوزدهم و آمریکای قرن بیستم گرفته است که باعث توسعه زبانشان در سراسر دنیا شده‌اند. اما وقتی افرادی مثلا در جامعه انگلستان سواد خواندن و نوشتن ندارند، به واقع بی‌سوادند. نه این‌که منظور از سواد فقط دانستن خواندن و نوشتن باشد، بلکه سطح درک معلومات عمومی آن‌ها به لحاظ فرهنگ عمومی و ادبیات بسیار پایین است. اما اگر بررسی کنیم، در زبان فارسی چنین قاعده‌ای حکم‌فرما نیست.

زبان فارسی دری از کلمه در که تغییر شکل‌یافته کلمه دُر یا تُر یا تُخار است، برگرفته از نام سرزمین تُخارستان بوده که امروزه بلخ در محدوده آن قرار دارد. فارسی دری زبانی است که در زمان اشکانی و ساسانی در آن منطقه به این زبان سخن می‌گفتند. قدیمی‌ترین سند مکتوب که از این زبان موجود است، شعری است متعلق به ابوشکور بلخی (سده چهارم خورشیدی) که در این شعر به ابن زیاد می‌تازد و نشان می‌دهد که شاعر این شعر شیعه بوده است. نکته‌ای که این سند مکتوب زبان فارسی به ما نشان می‌دهد، این است که این زبان تنها زبان در دنیاست که قدیمی‌ترین اسنادش شعر است و نه نثر. زبان‌های دیگر همه با نثر و با کتیبه‌ها شروع می‌شوند و به مرور رشد می‌کنند، اما زبان فارسی در کامل‌ترین شکل زبان، که شعر است، متولد می‌شود. برای همین است که بارها دیده‌ایم و شنیده‌ایم و تجربه کرده‌ایم که یک آلمانی یا فرانسوی یا روسی که از زبان فارسی هیچ نمی‌داند، وقتی حرف زدن یک فارس‌زبان را می‌شنود، به نظرش موزون و آهنگین می‌آید و خیال می‌کند او در حال شعر خواندن است. چراکه زبان فارسی در دستگاه موسیقی است و شعر در آن با سایر زبان‌ها متفاوت است. در زبان انگلیسی شعر نوع دیگری از پدیده زبان است. اما در زبان فارسی دری زبان محاوره نیز آهنگین و شاعرانه است. برای همین است که کثرت شعرای زبان فارسی نقطه ضعف آن نیست، چون در این زبان وقتی می‌خواهند تاریخ بنویسند، چون فردوسی، به شعر می‌نویسند. تفسیر قرآن را همچون مثنوی مولوی به شعر می‌گویند، جامعه‌شناسی را همچون سعدی به شعر بیان می‌کنند و درام‌نویس ما، چون نظامی گنجوی به شعر درام می‌گوید. و در کنار این‌ها شاعری همچون حافظ را داریم که فقط شاعر است. مزیت اصلی زبان فارسی در این نقطه شکل می‌گیرد. به این معنی که در زبان‌های دیگر آن‌کس که نتواند بخواند و بنویسد، بی‌سواد مطلق است، اما در زبان فارسی بسیارند کسانی که خواندن و نوشتن نمی‌دانند، اما حافظ اشعار و دیوان شاعران بزرگ هستند. در سفرنامه شاعرانه(شاردن) آمده است که بنایی در شهر ایروان آجر بالا می‌انداخت و چیزی زمزمه می‌کرد. شاردن می‌پرسد او چه می‌گوید؟ به او پاسخ می‌دهند: سعدی می‌خواند. این اتفاق درست مثل این است که بنایی انگلیسی‌زبان و بی‌سواد در حال آجر بالا انداختن، شکسپیر بخواند و این غیرممکن است. چون در زبان‌های دیگر شخص باید از سطح سواد بالایی برخوردار باشد تا بتواند شعر بخواند و به حافظه بسپارد. سیستم نظام زبان فارسی منجر به این شده است که افراد بی‌سواد به لحاظ فرهنگی باسواد باشند و این رفتار شاعرانه باعث شده فرهنگ عمومی مردم ارتقا پیدا کند. جدای از این‌که تداوم این زبان هزارساله باعث پیوند ما با گذشته است و در هیچ دوره‌ای قطع نشده است.

بقای زبان فارسی نیز خود داستانی شنیدنی دارد. سامانیان اهل بلخ وقتی به قدرت می‌رسند و دولت سامانی را تشکیل می‌دهند، به لحاظ فقهی پیروان ابوحنیفه بلخی هستند و ابوحنیفه بلخی که از شاگردان امام جعفر صادق(ع) است، حدیثی را بیان می‌کند که تصریح می‌کند زبان اهل بهشت زبان عربی و فارسی است. اوست که برای نخستین بار مجوز ترجمه قرآن به زبان فارسی را صادر می‌کند که این نخستین ترجمه قرآن کریم به زبان فارسی در موزه آستان قدس رضوی موجود است.

با حاکم شدن دولت سامانی بر خراسان، مرزها گشوده شد و ترکان می‌توانستند وارد ایران شوند، به شرط آن‌که نخست به دین اسلام مشرف شوند و دوم این‌که به زبان فارسی سخن بگویند. نتیجه این رفتار این بود که ترکان فارس‌زبان، زبان فارسی را تا روم و دریای مدیترانه گسترش دادند. سرعت توسعه زبان فارسی در قرون بین چهارم تا هفتم و هشتم تا بدان‌جاست که زبان فارسی در طی سیصد سال به زبان معیار امپراتوری روم شرقی تبدیل می‌شود. یعنی اگر شما یک زبان می‌دانستید، می‌توانستید با آن زبان از روم تا چین سفر کنید؛ و آن زبان فارسی دری بود. برای همین است که راهنمای مارکوپولو فارس‌زبان است و نه عرب‌زبان. شما می‌بینید که تبریز دارای مقبره‌الشعرای شاعران فارس‌زبان است و چهارصد شاعر پارسی‌گو که کمتر اهل تبریزند، همگی در تبریز مدفن دارند؛ یعنی تبریز پایتخت زبان فارسی است.

وقتی ما به این تاریخ تحول نگاه کنیم، به علت این‌که دستگاه عروض شعر فارسی مبتنی بر دستگاه‌های موسیقی ایرانی است، می‌توان گفت مهم‌ترین ملاک طبیعی ورود لغت به زبان فارسی این است که آیا این لغت می‌تواند به شعر فارسی وارد شود؟ و می‌بینیم که قدرت پذیرش لغات در زبان فارسی تا چه حد بالاست. کسانی که می‌گویند لغات عربی یا لغات ترکی و مغولی و ... در زبان فارسی زیاد است، به نوعی مانع از توسعه زبان می‌شوند، چراکه این لغات اگرچه از زبان‌های دیگر به زبان فارسی وارد شده‌اند، اما حالا دیگر فارسی هستند و ماهیتی که در زبان مبدأشان داشتند، در زبان فارسی متحول شده است. درست مثل ریشه عرب بودن سادات است. من امروز ایرانی‌ام، اگرچه پدران من از اعراب هاشمی و از خاندان رسول‌الله بوده‌اند که از جزیره‌العرب به ایران مهاجرت کرده‌اند.

زبان فارسی با بهره‌وری از تمام گنجینه لغات پیرامونی‌اش در قرون طلایی و با استفاده از این ظرفیت به‌عنوان زبان معیار و زبان رابط و زبان علم از دوران مغول به بعد شناخته می‌شود. تقسیم امپراتوری روم شرقی به دو امپراتوری عثمانی و صفویه موجب مقدمات آغاز سقوط موقعیت ایران به‌عنوان رابط میان شرق و غرب می‌شود و با ادامه این روند، زبان فارسی نیز جایگاه خودش را به‌تدریج از دست می‌دهد. اما فراموش نکنیم زمانی که اروپایی‌ها، چه در ماوراء‌النهر چه در هندوستان و در هرجای دیگر، پایه‌های خود را در قرون نوزدهم و بیستم محکم می‌کردند، آن‌چه را که از بین بردند، دین اسلام و... نبود، بلکه زبان فارسی بود. عداوت غربیان با زبان فارسی و از بین بردن آن در منطقه آسیای میانه و هند و جایگزین کردن آن با زبان‌های خود‌ساخته‌ای چون زبان اردو در پاکستان - که یکی از گویش‌های زبان فارسی است-  همه به‌خاطر این بود که تا زمانی که ردپای زبان فارسی در جایی باشد، درواقع نشانه برتری تمدن شرقی و حفظ اصالت‌ها و هویتی است که از دوران داریوش تا عصر معاصر پرچم شرق را در دست ایرانیان بالا می‌برد؛ ایرانیانی که در زمان غروب تمدن اروپایی در قرون وسطا، وارثان حقیقی فرهنگ و تمدن یونانی و ارسطو و افلاطون و سقراط و دیگران بودند که در قالب معلم ثانی و دیگران ادامه پیدا کرد و این رشد و تعالی تا دوران مغول و صفویه ادامه پیدا کرد و ایران همواره پرچم‌دار علم بود.

بر اساس همه آن‌چه از ویژگی‌های زبان فارسی گفته شد، می­توان نتیجه گرفت که زبان فارسی نه‌تنها مانع توسعه علم نبوده است، بلکه ویژگی­های خاص آن سطح فرهنگ عمومیِ حتی بی‌سوادانش را بالاتر از کشورهای دیگر قرار داده است و عوام ایران باسوادتر از همتایان خود در سایر کشورها بوده­اند. با همه این تفاسیر در قرن بیستم بحث تغییر خط فارسی به‌طور جدی در کشور ما مطرح شد. به‌طور مثال وقتی که ترک­های ترکیه در زمان آتاتورک با ورود روس­ها به قفقاز و از بین بردن خط فارسی و جایگزینی خط لاتین مواجه می­شوند، به طمع آن‌که اهالی قفقاز را با خود متحد کنند و درواقع آخرین بقایای تعلق خاطر به ایران را در منطقه از بین ببرند، خط خود را به لاتین تغییر دادند و درواقع گرفتار فریب روس­ها شدند، چراکه روس­ها خط قفقازها را از لاتین به خط روسی تبدیل می­کنند و در این وضعیت جدید ترک­های ترکیه دیگر نه‌تنها ارتباطی با قفقاز ندارند که رابطه دیرینه­شان با ایران را نیز از دست می­دهند. ترک­ها با این تغییر حتی نتوانستند میزان ­سوادآموزی و توسعه آموزش را به قدر چینی­هایی که درواقع خط دشمن خود را حفظ کردند تغییر ندادند، ارتقا دهند و روند توسعه علم و دانش و سواد در چین سریع‌تر و صحیح‌تر پیش رفت. این نشان می‌دهد که تغییر خط عامل اصلی توسعه علم و گسترش سواد نیست. اعتلای یک زبان به قدرت اقتصادی و سیاسی سخن‌گویان آن زبان وابسته است. زبان فارسی در صورتی جایگاه خود را در دنیا و در عالم علم و دانش بازمی‌یابد که فارس‌زبانان در این عرصه‌ها در موقعیت بالاتر و بهتری قرار بگیرند. هر قدر فارس‌زبانان بیشتر صاحب علم باشند و به تولید علم بپردازند و کشور ما از نظر سیاسی و اقتصادی در جهان به جایگاه بهتری برسد، زبان فارسی در زبان علم حرف بیشتری برای گفتن خواهد داشت.

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/07/14
کد : 70502
تعداد بازدید: 257

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601