جمعه 4 خرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

اشاراتی درباره زندگی علمی میر برهان‌الدین محمدباقر استرآبادی، مشهور به میرداماد

معمولا در بین اهل علم رسم این است که طلاب و دانشجویان، «استاد» را انتخاب می‌‌کنند، ولی روش میرداماد این بود که او شاگردانش را پس از قبولی در امتحان انتخاب می‌‌کرد. شاگردان بسیاری داشت که برجسته‌ترین آن‌ها ملاصدرای شیرازی و موسس «حکمت متعالیه» است.

معمولا در بین اهل علم رسم این است که طلاب و دانشجویان، «استاد» را انتخاب می‌‌کنند، ولی روش میرداماد این بود که او شاگردانش را پس از قبولی در امتحان انتخاب می‌‌کرد. شاگردان بسیاری داشت که برجسته‌ترین آن‌ها ملاصدرای شیرازی و موسس «حکمت متعالیه» است.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: همه ثنای تو گویم چو لب فراز کنم/ همه دعای تو گویم چو چشم باز کنم

ملاصدرا این بیت را در رثای مردی می‌گوید که شاه عباس از او هراس داشت مبادا با توجه به مقبولیت شگفتی که بین عوام و خواص دارد، علیه او شورش کند، استادی که ملاصدرا از او با عناوینی چون: حکیم کبیر، بدر منیر، علامه زمان، اعجوبه دوران و... یاد می‌کند، فرزانه بی‌بدیلی که پس از ارسطو و فارابی، «معلم ثالث» خوانده می‌شود. این بزرگمرد، حکیم نامی میر برهان‌الدین محمدباقر استرآبادی است، بنیان‌گذار «حکمت یمانی»، مردی که او را به نام میرداماد می‌شناسیم.

پدرش سیدشمس‌الدین به سبب وصلت با بانو فاطمه بیگم و داشتن افتخار دامادی «محقق کرکی»، فقیه بزرگ عهد شاه تهماسب صفوی، ملقب به «داماد» شد. بعدها این لقب به فرزندش برهان‌الدین نیز اطلاق شد.

محقّق کَرَکیِ، پدربزرگ میرداماد، از علمای بزرگ جبل عامل بود که در پی دعوت شاه اسماعیل صفوی برای تبلیغ و ترویج تشیع، به ایران آمد. شاه تهماسب او را به‌عنوان نایب امام زمان، صاحب حقیقی دولت خواند. با توجه به اقدامات این عالم بزرگ می‌توان گفت او اولین مجتهد شیعی در عصر صفوی است که به سمت شیخ‌الاسلامی منصوب شد.

میرداماد تحصیلات خود را در مشهد آغاز کرد و در سن 20 سالگی به مرتبه‌ای از دانش رسیده بود که در «مشرق الانوار»  درباره خود چنین می‌سراید:

بیست بود سال به دور قمر

 لیک به دانش ز خرد پیرتر

 پس از مشهد برای تکمیل تحصیلات مدتی را در قزوین به سر برد، سپس به کاشان رفت و در زمان شاه عباس وارد اصفهان شد. میرداماد در مدرسه خواجه اصفهان به تدریس حکمت پرداخت، شیخ بهایی در همان مدرسه تفسیر، فقه، حدیث و رجال درس می‌داد و میرفندرسکی دیگر معاصر نامی او ملل و نحل تدریس می‌کرد.

اساتید میرداماد

- شیخ عزالدین حسین، پدر شیخ بهایی که استاد سلطان محمد خدابنده پدر شاه عباس نیز بوده است و «شیخ الاسلام» دولت صفوی بود.

- میر فخرالدین محمد حسینی سماک استرآبادی مهم‌ترین استاد میرداماد در علوم عقلیه بود. او از حکمت‌آموختگان مکتب شیراز بود.

- شیخ عبدالعالی کرکی که دایی اوست و میرداماد از او اجازه روایت داشته است.

معاصران میرداماد

از معاصران نامی او شیخ بهایی است که منصب شیخ‌الاسلامی اصفهان را داشت. از خدمات او می‌توان به تقسیم مهندسی آب زاینده‌رود اشاره کرد. بین او و میرداماد رابطه دوستی و مودت وجود داشته است.

از دیگر هم‌عصرانش میرفندرسکی است که از او به‌عنوان حکیمی جامع نام برده شده که چندی را نیز در هندوستان گذرانیده و قبرش در تخت پولاد اصفهان اکنون به نام تکیه میر معروف است. زندگی میرفندرسکی پیچیده در افسانه‌هاست.

می‌گویند روزی میرداماد و شیخ بهایی به همراه شاه عباس، سوار بر اسب از شهر خارج شدند. میرداماد، برخلاف شیخ بهایی، تنومند و چاق بود. به همین جهت، اسب میرداماد آهسته‌تر حرکت می‌‌کرد، درنتیجه بین او و شیخ بهایی فاصله افتاد. شاه عباس برای آزمایش دوستی و صمیمیت آن دو، نخست نزد میرداماد رفت و گفت: «شیخ بهایی جلوتر از ما حرکت می‌‌کند. معلوم است به ما اعتنا نمی‌‌کند و فرد مغروری است.» میرداماد جواب داد: «این‌طور نیست؛ بلکه علت این است که آن اسب از این‌که عالمی‌‌ مانند او را حمل می‌‌کند، به وجد آمده و به‌سرعت حرکت می‌‌کند.»

آن‌گاه شاه خود را به شیخ بهایی رساند و به او گفت: «میرداماد از ما عقب‌تر است. مثل این‌که به ما اعتنا نمی‌‌کند، یا خودش را از شما بالاتر می‌‌پندارد!» شیخ بهایی پاسخ داد: «آن اسب که یواش‌تر حرکت می‌‌کند و عقب مانده، حق دارد؛ زیرا دریایی از علم را حمل می‌‌کند.» شاه عباس از خلوص و تواضع این دو دانشمند شگفت‌زده شد و آنان را ستود.

مقام علمی

«مكتب فلسفی اصفهان» عنوانی است كه ‌هانری كربن، مشخصا ‌در مورد حكمت و فلسفه میرداماد و شاگردش ملاصدرا، به كار برده است. میرداماد پایه‌گذار «حکمت یمانی» است و «حکمت متعالیه» ملاصدرا ادامه همان راهی است که میرداماد در فلسفه پایه گذاشت.

میرداماد در کتاب الصراط المستقیم، حکمت یمانی را، حکمت و عقلانیتی می‌داند که در جهان اسلام در طول تاریخ شکل گرفته است.

مراد از فلسفه یمانی حکمتی است که خداوند توسط پیامبران و از راه وحی یا اشراق بر بشر نازل کرده است. یمان تمثیلی از بخش راست یا مشرق دره‌ای است که موسی پیام خدا را از آن‌جا شنیده است. بدین لحاظ، مشرق منشأ انوار الهی و نقطه مقابل غرب، مرکز فلسفه مشایی است.

شاگردان میرداماد

معمولا در بین اهل علم رسم این است که طلاب و دانشجویان، «استاد» را انتخاب می‌‌کنند، ولی روش میرداماد این بود که او شاگردانش را پس از قبولی در امتحان انتخاب می‌‌کرد. شاگردان بسیاری داشت که برجسته‌ترین آن‌ها ملاصدرای شیرازی و موسس «حکمت متعالیه» است. برخی از آثار میرداماد به خط ملاصدرا موجود است.

هم‌چنین علاء‌الدین حسینی آملی مازندرانی، ملقب به «سلطان العلماء» و «خلیفه سلطان» شاگرد میرداماد بود. او داماد شاه عباس اول و وزیر او و مدتی نیز وزیر شاه صفی بود.

تالیفات

میرداماد در فلسفه و کلام و ریاضیات و فقه و ادبیات و شعر و منطق و تفسیر دارای تالیفات است. او چندان به مرتبه علمی خود وقوف داشت که در تالیفات خود از ابن‌سینا به‌عنوان «شریک ما در ریاستِ علمی» نام می‌برد و از فارابی (معلم ثانی) با عنوان «در مقام معلّمی شریک ماست» یاد می‌کند و بهمنیار را شاگرد خود می‌داند. «قبسات» مشهورترین اثر میرداماد است. میرداماد در این کتاب پیرامون حدوث و قدوم عالم سخن گفته و در آن اندیشه نوین فلسفه (حدوث دهری و سرمدی) خود را پابرجا کرده است. از دیگر کتب او «الایقاضات» در مسئله جبر و اختیار  و «صراط المستقیم» در فلسفه را می‌توان نام برد.

فیلسوف پیچیده‌گو

او در مقول انتقال مفاهیم و مطالب حکمت و فلسفه بسیار سخت‌گیر و دشوارنویس بود. پیچیده‌گویی او چنان بوده که درباره اثر او به نام «الصراط المستقیم» گفته‌اند:

صراط مستقیم میرداماد

مسلمان نشنود، کافر نبیناد

او در «جذوات» که در فلسفه و علم حروف است و مفصل‌ترین اثرش به فارسی است، تصریح دارد که «به زبان مرغان چمن قدس و لغت طیور هوای ملکوت سخن گفته» و مباحث عمیق فلسفی و مطالب لطیف عرفانی را پست مرتبه کرده، چنان‌که خود می‌گوید:

صدپای پست کرده‌ام آهنگ این سخن

تا فهم آن مگر به دماغ تو در شود

 سطور آغازین کتاب که دریافت معانی آن برای اهل فن نیز دشوار است،  این‌گونه است :«مقادس قبسات انوار تسبیح و تمحید، وقف حرم کبریای ناظم کارخانه ابداع و تکوین، و مقابس جذوات اسرار تقدیس و تمجید، فرق قلوب اولیای فاطر سماوات و ارضین است...»

در علت این‌که او مباحث حکمت را پیچیده می‌‌نوشته، چنین بیان شده است: «ترس از تکفیر کج‌فهمان و تحجرگرایان و نیز دور نگه داشتن مطالب حکمت و معرفت از دسترس افکاری که آن‌ها را به انحراف بکشانند.»

فیلسوف شاعر

میرداماد اشعار بسیاری به عربی و فارسی دارد. او «مشرق الانوار» را در پاسخ مثنوی «مخزن الاسرار» نظامی سروده. میرداماد در شعر «اشراق» تخلص می‌کرده، چنان‌که در این رباعی می‌گوید:

اشراق دل از غم بتان شاد مکن

بتخانه ز سنگ کعبه آباد مکن

این دیر فنا را سر آبادی نیست

 رو در ره سیل خانه آباد مکن

 او در «شرح التسمیه» حدود دو هزار بیت درباره امام عصر(عج) سروده است.

 حکمت عملی میرداماد

 او به دستورها و فرایض دینی به‌عنوان «آداب سیر و سلوک» بسیار اهمیت می‌‌داد. می‌گویند برای رعایت ادب حضور ربوبی 40 سال در بستر نخفت و پای خود را دراز نکرد، نوافلش ترک نشد و هر شب 15 جزء قرآن تلاوت می‌کرد و نیز گفته‌اند که مدت 20 سال فعل مباح از او سر نزد. بزرگان فقه و فلسفه مقام او را بر خود برتر می‌شمردند و درجه‌ای داشت که فتاوای شرعی را به تصحیح آن جناب معتبر می‌شمردند.

فرزندان

تبار میرداماد، تا امروز، آن‌گونه که می‌گویند، تنها از طریق دخترش، که همسر میرسیداحمد علوی عاملی بوده، ادامه یافته است. در بعضی منابع از فرزند ذکور میرداماد، میرزا صدرا، ذکر رفته است، ولی در وصیت‌نامه حکیم از او سخنی نیست. احتمال داده‌اند که شاید پیش از نگارش وصیت‌نامه درگذشته است. از فرزند میرزا صدرا، سید غیاث‌الدین محمد در منابع نام برده شده که جامع معقول و منقول بوده و در شاعری به «خیال» تخلص می‌کرده است و در فتنه افغان در اصفهان درگذشته است.

سفر آخر حکیم فرزانه

در فهرست کتاب‌خانه اهدایی مشکوه به کتاب‌خانه دانشگاه تهران در مورد وصیت‌نامه میرداماد چنین آمده است: «فرزانه فیلسوف میرداماد استرآبادی در این سفارش‌نامه پسران روحانی خود، امیرسیداحمد و نورمحمد اصفهانی کمالی و شیخ محمد را وصی خویش قرار داده. او به شیخ محمد سعید بیشتر ارج می‌نهد. فیلسوف به آنان سپرد که پنجاه تومان تبریزی از خواسته او را برای واگذاری حج و نماز و روزه دهند، و سه یک آن را کتاب و جزء آن را در راه خدا بخشند، و سی تومان به زهره کنیز آزادکرده او و سی تومان به حاجی نوروز و بیست تومان به ملا طالب بدهند و از خانه او که در شیخ یوسف بنا در اصفهان است، آن بخش که کتاب‌خانه است، از آن زهره است و آن بخش که حاجی نوروز می‌نشیند، از بالا و پایین از آن خود حاجی نوروز می‌باشد و آن‌چه باقی می‌ماند، از آن فرزندش ام‌البقا است. زهره درست‌کار است، هرچه بگوید، بپذیرند و این سفارش‌نامه را در روز دوشنبه در حائر حسینی کربلا در 20 شعبان 1040 نگاشته است.»

درگذشت میرداماد در سفری رخ داد که به همراهی شاه صفی از اصفهان به زیارت عتبات رفته بود. چند روز پس از نگارش وصیت‌نامه، میرداماد میان حلّه و نجف اشرف، دارفانی را وداع گفت. شاه که زودتر از او به نجف رفته بود، با همراهان و اهل شهر به استقبال پیکر حکیم رفت و او را در نجف اشرف در سردابه جدش، محقق کرکی، به خاک سپردند. ماده تاریخ وفات او را به فارسی چنین ساخته‌اند: «عروس علم دین را مرده داماد.» می‌گویند هنگام مرگ در حال زمزمه آیه «یا ایتُهَا النَّفس المُطمَئنَّه ارجعی إلی ربَّک راضیةً مَرضیةً» بوده است.

 

منبع: «ماهنامه سرآمد»

تاریخ انتشار : 1394/03/16
کد : 70259
تعداد بازدید: 15

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601