پنج شنبه 25 مرداد 1397

بنیاد ملی نخبگان

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

پیوندها

درباره سیداسماعیل جرجانی، احیاکننده زبان علمی فارسی

احياي طب در ايران با نام جرجاني گره خورده و کتاب‌هاي او راه‌گشاي دانشمندان بعد از خود بوده است، به‌طوري‌که دوران پزشکي اسلامي را تا اين زمان مي‌توان به دو دوره تقسيم کرد؛ از ظهور اسلام تا پيدايش ذخيره خوارزمشاهي و از پيدايش ذخيره تا امروز.

احياي طب در ايران با نام جرجاني گره خورده و کتاب‌هاي او راه‌گشاي دانشمندان بعد از خود بوده است، به‌طوري‌که دوران پزشکي اسلامي را تا اين زمان مي‌توان به دو دوره تقسيم کرد؛ از ظهور اسلام تا پيدايش ذخيره خوارزمشاهي و از پيدايش ذخيره تا  امروز.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: علامه دهخدا در مورد کتاب سترگ «ذخيره خوارزمشاهي» چنين مي‌گويد: «بعضي از اهل صناعت، ذخيره را بر حاوي رازي و قانون بوعلي فـضيلت نهاده‌اند و هم‌ از‌ لحاظ ادب شـاهکاري بـي‌نظير در نثر فارسي است. اين‌که بي‌نظير مي‌گوييم، از اين است که در صنعت طب با بسياري فصول و ابواب وگوناگوني مباحث که آن صناعت راست، در همه‌جا اين نويسنده‌ به‌ فصاحت بلعمي و بيهقي مقاصد خويش را ادا کرده است. درحالي‌که آن دو تنها در بيان وقـايع تاريخي هنر خويش نموده‌اند.»

سيداسماعيل جرجاني، پزشک ايراني قرن پنج و شش هجري، نويسنده کتاب «ذخيره خوارزمشاهي» است؛  اولين دايره‌المعارف پزشکي به زبان فارسي، کتابي که ارزش آن براي نثر عـلمي فارسي‌ و علوم پزشکي هم‌رديف با ارزش و اهميتي‌ است که «شاهنامه» فردوسي براي ادبيات و تاريخ‌ ايران دارد.

براي جرجاني القاب و کنيه‌هايي ذکر کرده‌اند: ابوابراهيم، ابوالفتح، ابوالفضائل، الامير سيد الامام، زين‌الدين، شرف‌الدين، علوي حسيني، سپاهاني گرگاني، طبيب علوي  که هر يک نشان از مرتبه علمي و جايگاه او را دارد.

جرجاني تحصيل علوم مقدماتي و طب را از گرگان آغاز کرد؛ زادگاهش که در موارد مختلف از آن به‌عنوان «شـهر مـن» ياد مي‌کند. ويرانه‌هاي آن شهر قديمي هنوز در سمت غربي شهر گنبد قابوس يافت مي‌شود. جرجاني از سادات اصفهان بوده و از اين‌رو  در بعضي متون نام او «سپاهاني گرگاني» ضبط شده است. او در «ذخيره» و «الاغراض الطبيه» صريحا خود را‌ حسيني‌ مي‌داند، کـه مـقصود از حسيني، «سادات حسيني» است. جرجاني مدتي را در‌ نيشابور‌ اقامت داشت و آ‌‌ن‌جا در محضر ابن‌ ابي صادق ملقب به بقراط ثاني، از شاگردان برجسته ابن سينا، مشغول تحصيل طب بود. به اين ترتيب او با يک واسطه شاگرد ابن‌سينا به شمار مي‌آيد. هم‌زمان جرجاني نزد ابوالقاسم قشيري، فقيه و عارف نيشابوري و مولف رساله «قشيريه» که  از مهم‌ترين متون عرفاني است، به فراگيري علم حديث اشتغال داشت و مراحل تصوف را منزل به منزل مي‌پيمود.

جرجاني در‌ شهرهاي ري‌، فارس، فرغانه‌ و خوزستان نيز به طبابت و تحصيل و تحقيق پرداخته و در قم با بازماندگان کيا کوشيار گيلي(منجم بزرگ قرن‌ چـهارم هجري) ملاقات‌ کرده است. او بيان کرده که نزد فرزندان کوشيار، کتاب‌هايي را به خط آن دانشمند يگانه رويت کرده است. جرجاني سال‌هايي را نيز  در مرو گذرانيد و مقارن با چهاردهمين سال حکومت قطب‌الدين محمد خوارزمشاه وارد خوارزم شد. دربار خوارزمشاه‌ در‌ گرگانج (شهر قديم خوارزم)، مجمع‌ فـضلا‌ و دانـشمندان بود. پادشاه مقدم جرجاني را گرامي داشت و او را به تيمارداري (سرپرستي و رياست) داروخانه بهاء‌الدوله (احتمالا لقـب پدر قطب‌الدين)گماشت و ماهانه هزار سکه طلا بـراي او مـقرري‌ تعيين کرد. داروخانه در خراسان به معني بيمارستان بود، چنان‌که شيخ عطار نيشابوري در خسرونامه مي‌گويد:

به داروخانه پانصد شخص بـودند/ که در هـر روز نبضم مي‌نمودند

جرجاني در همان سال ورود به خوارزم نخستين دايره‌المعارف پزشکي فارسي را که حـدود‌ 10 سال صرف تاليف آن کرده بـود، تکميل کرد و به نام پادشاه «ذخيره خوارزمشاهي» ناميد. اين دانشمند گران‌مايه با نگاشتن کتاب‌هاي پزشکي به زبان فارسي، سـنت طـب ايراني و اصولا طب کهن را احيا‌ کرد‌. با همه اين‌ها گروهي از مـعاصران او بر او خرده گرفتند، چون باور داشتند بـهتر بود ذخـيره را‌ بـه‌ عـربي‌ که زبان علمي آن دوران بود، مي‌نوشت. از اين‌رو‌ مـولف‌، خود تـمام ذخـيره را به عربي ترجمه کرد.

جرجاني پس از مرگ قطب‌الدين مورد اکرام پسرش علاءالدين اتسز بود، ولي در اواخر عمر به مرو بازگشت و در آن‌جا نيز سلطان سنجر سلجوقي مقدمش را گرامي داشت. جرجاني در مرو دار فاني را وداع گفت.

تالیفات جرجانی

 ذخيره خوارزمشاهي

سيد اسماعيل جرجاني کتاب ارزشـمند «ذخيره خـوارزمشاهي»را در 11 کتاب (9 کتاب اصلي و 2 کتاب ضميمه) تاليف‌ کرد. کتاب چنان جامع است كه جرجاني در مقدمه ذخيره مي‌گويد:

«و اين كتاب چنان جمع كرده آمده است كه طبيب را اندر هيچ باب به هيچ كتاب ديگر حاجت نباشد و به سبب بازگشتن به كتاب‌هاي بسيار خاطر پراكنده نشود.» اين دايره‌المعارف تـمام مـباحث طب زمان‌ اعم‌ از‌ کليات طب تا تشريح و فيزيولوژي، علل بيماري‌ها و درمان آن‌ها، مراقبت از کودکان و سالمندان  و بهداشت فردي و حتي جنس لباس و وسايل زينتي را مورد توجه قرار داده است.

ذخيره پس از تاليف چنان اعتباري پيدا کرد که نظامي عروضي‌ در چهار مقاله که حـدود 19 سال‌ پس از درگـذشت جرجاني نوشته، اين کتاب را در زمره کتب اصلي پزشکي ذکر کرده است.

ذخيره خوارزمشاهي تنها کتاب پزشـکي فارسي اسـت کـه به زبان عبري ترجمه شده است.

خفي علايي يا الخفيه العلائيه

جرجاني پس از مرگ قطب‌الدين به خدمت پسرش علاءالدين اتسز درآمد. اتسز از او خواست که از کتاب بـزرگ ذخـيره خلاصه‌اي تهيه کند. اين خلاصه که خفي علايي نام گرفت، به صورتي طراحي شده بود که پادشاه بتواند آن را در چکمه خود جاي دهد تا در همه مواقع بتواند به آن دسترسي داشته باشد و به رعايت لقب اتسز که علاءالدين يا علاءالدوله بوده، خفي علايي ناميده شد.

جرجاني خود در وجه تسميه آن مي‌گويد: «اين مختصر‌ بر دو‌ جلد نهاده شد بر قطع مطول (کشيده) تا پيوسته در موزه (چکمه) توان داشت و بدين سبب ايـن مختصر را خـفي علايي نـام کرده شد.»

الاغراض الطبيه و المباحث العلائيه

در مورد الاغراض الطبيه‌ بايد‌ گـفت اين کـتاب به درخواست  ابو‌ محمد صاحب بن محمد بخاري، وزير علاء‌الدوله اتسز خوارزمشاه،‌ بـه‌عـنوان چکيده و ملخصي کامل از‌ ذخيره‌ نوشته شد و حد واسط ذخيره و خفي علايي است. ذخيره خوارزمشاهي، الاغراض الطبيه و خفي علايي به ترتيب دايره‌المعارف‌هاي بزرگ، متوسط و کـوچک پزشـکي‌اند. جرجاني در مقدمه الاغراض بيان مي‌دارد: «به‌ حجم‌ کوچک است و به معني‌ بـزرگ‌ و بـه صـورت مختصرست و به کثرت فوايد و شرح مشکلات مبسوط.»

 

مراجع جرجانی

جرجاني در‌ ذخيره و هم‌چنين الاغـراض‌ بـارها‌ از مولفين مختلف پزشکي يوناني، رومي و ايراني-اسلامي‌ ياد‌ کـرده و کـتاب‌هاي او از نـظر ذکـر مـراجع از مستدل‌ترين نوشته‌هاي جهان اسـت. مراجع او بسيار متنوع هستند؛ از بقراط، جورجيس‌، بختيشوع، زکرياي رازي و ابو‌عـلي‌ سينا گرفته تا تجربيات‌ طبيبان‌ هندوستان، نسخه‌هايي به خط‌ سرياني و نسخه‌هاي‌ منسوب‌ به سليمان پيامبر.

نوآوری‌های جرجانی

 در بحث بيماري‌هاي گلو جرجاني بود که  براي نخستين بار رابطه بين برآمدگي كُره چشم «اگزوفتالمي» و گواتر را با بيان آن به صورت «چشم‌ها بيرون خيزد»،  600 سال قبل از اروپاييان کشف کرد و اولين کسي است که تورم غده تيروييدي‌ را تحت عنوان «زاغر» گزارش‌ کرده‌ اسـت.

 جرجاني نخستين پزشکي بود که علايم مشخصه بيماري تومور غشاي نازک و سخت مغزي را توصيف کرد.

 کاشف بيماري«سالک» جرجاني است.

 جرجاني هزار سال پيش از طب نوين، انتشار سرطان در صورت ديرکرد در درمان (متاستاز) را مطرح کرد. او‌ در‌ مورد درمان زودهنگام سرطان با استفاده از شرب و گياهان دارويي مطالب ارزشمندي دارد کـه‌ از نخستين‌ گزارش‌هاي شيمي‌درماني است. او براي زخم‌هاي سرطاني ترکيبي از توتيا، اسفيداج و صبر را که در ‌هاون سربي کوبيده مي‌شود، تجويز مي‌کند.

 تقسيم داروهاي طبيعي به سه دسته داروهاي معدني (الادويه المعدنيه)، داروهاي‌ گياهي (الادويه‌ النباتيه) و‌ سرانجام، داروهاي حيواني‌ (الادويه الحيوانيه) از نوآوري‌هاي جرجاني است.

 جرجاني براي نخستين بار فوايد اعضاي بدن حيوانات را در پزشکي مطرح کرد که قبل از او چنين کاري نشده بود.

 با توجه به اهميت شناخت نبض در تشخيص و درمان بيماران، جرجاني دلايل انتخاب نبض شريان راديال مچ دست را براي نخستين بار در کتاب ذخيره،» اندر آن كه چرا حال‌هاي نبض از شريان ساعد جويند« اين‌گونه بيان مي‌دارد:

«حال‌هاي نبض از شريان ساعد از بهر پنج چيز جويند: يكي از بهر آن‌كه ساعد را زود بتوان نمود و دوم آن‌كه مردم از بيرون داشتن ساعد و نمودن آن شرم ندارد و زشت نباشد، سوم آن‌كه اين شريان برابر دل و اندر راستاي اوست، چهارم آن‌كه اين شريان به گوشت اندر نشسته نيست كه ديگر شريان‌ها، پنجم آن‌كه شريان از بخارها ممتلي (پر) نشود، چنان‌كه شريان صدغ. بدين سبب‌ها اين شريان اختيار كردند، و حال‌ها كه از اين شريان جويند درست‌تر نمايد.»

جرجاني علاوه بر بيان مسائل پزشکي اطفال به روان‌شناسي، تربيت و پرورش آن‌ها  (اندر تدبير پروردن اطفال)  توجه داشته تا حدي كه حتي براي انتخاب دايه توصيه مي‌کند: «عمر دايه اندر ميانه بيست‌وپنج سال بايد و نيكورنگ و فراخ‌سينه و خردمند و نيک‌خوي بايد و اندر فربهي و لاغري ميانه بايد.» يا در مورد آموزش زبان به کودک مي‌گويد: «چون وقت سخن گفتن بچه آيد، با او سخن‌هايي كه بر زبان او خوش‌تر آيد و سبک‌تر مي‌گويند، با او همي سازند تا او نيز سازنده شود و او را از خشم و اندوه نگاه دارند و نگذارند كه دژم شود و دژم‌روي باشد تا تندرست بماند.»
جرجاني را به‌حق مي‌توان از اولين پزشکان پيش‌رو در طب اطفال ناميد.

 او در اعمال جـراحي، به‌ويژه‌ بـه‌ دوختن محل زخم‌ توجه ويژه‌اي مبذول مي‌دارد و با دقت تمام به شرح‌ چنين کاري‌ پرداخته و‌ حتي‌ شکل بخيه‌ها را هم‌ ترسيم مي‌کند. او علاوه بر ابريشم، از موي خرگوش‌ نيز به‌عنوان نخ بخيه استفاده‌ مي‌کند. جرجاني براي جلوگيري از خون‌ريزي شديد از زخم‌ها، گچ گرفتن را توصيه مي‌كند كه قرن‌ها قبل از آن است كه دانشمندان اروپايي، گچ‌گيري را تجويز كرده باشند.

 نظريه جديد کاهش وزن که امروزه به آن توجه زيادي مي‌شود، يعني تاثير رژيم غذايي و ورزش به صورت توامان از نوآوري‌هاي جرجاني است.

او‌ زهرها و سموم و پادزهرها را هم به‌دقت مورد مطالعه قرار داده و از مطالب جالب توجه در اين‌ زمينه، نقل‌ قولي است‌ که جرجاني به نقل از روفس (در مورد مسموم کردن‌ ديگران) مي‌آورد: بعضي ملوک، کنيزکان را به‌ زهر‌ بپرورند، چنان‌که‌ خوردن آن ايشان را عادت شود و زيان ندارد، اين از بهر آن کنند‌ تـا‌ آن کنيزک را تحفه يا بـه‌ حيله‌اي ديـگر‌ به‌ خصمي‌ يا دشمني که ايشان را بود برسانند تا‌ به‌ مباشرت آن کنيزک هلاک شوند و مزاج آن‌ کنيزک چنان گردد که آب دهان‌ او‌ همه جانوران را هلاک کند و اگر‌ آب دهان‌ او‌ بر‌ زمين افتد، مگس نزديک‌ آن نشود...»

جايگاه جرجاني در زبان و ادب فارسي

قبل‌ از‌ جرجاني چند کتاب‌ پزشـکي به‌ زبـان فارسي نوشته شده بود، ولي جرجاني با نوشتن کتب درسي و پراهميت به زبان فارسي و نوآوري‌هاي زباني، مکتب طب فارسي و به‌طور کلي طـب‌ کـهن‌ را‌ احـيا کرد و از زبان علمي پزشکي فارسي، بناي استواري ساخت. سيريل الگود، نويسنده کتاب «تاريخ پزشکي ايران»، بيان مي‌کند جرجاني همان خدمتي را كه كتاب مقدس به نثر انگليسي كرد، به فرهنگ فارسي تقديم داشت.

جرجاني در جهت احياي زبان علمي و کاربرد اصطلاحات پزشکي به زبان فارسي، براي بسياري از اصطلاحات و نام داروها لغات قابل درک فارسي انتخاب کرد و آن‌ها را يکدست کرد، اما در مواردي که لغت عربي آن روشن‌تر و مشخص‌تر بود، همان را به کار مي‌برد.

جرجاني در مواردي از واژه‌هاي سره (غيرعربي محض) مانند سپرز (به جاي طحال)، آسايش فرمودن (استراحت کردن)، اشک بي‌مراد (گريه بي‌اختيار)، بند و نهاد (نوار شکسته‌بندي) و گاه از ترکيباتي با عناصر عربي مانند گوشت بن دندان (به جاي لثه) و کاسه سر (جمجمه) استفاده مي‌کرد. هم‌چنين در برابر نام‌هاي عربي در صورت وجود از برابرهاي فارسي حوزه‌هاي گوناگون جغرافيايي ايران بهره مي‌برد. او در تشريح کتف بيان مي‌دارد:

«استخوان کتف را به پارسي شانه گويند و تشريح او آن است که اندر شانه همه جانوران پيداست. اما نهاد او چنان است که سر پهن او سوي حجامتگاه است و از سر ديگر، آن جايگاه است که به تازي المنکب گويند و به پارسي اندر بعضي شهرهاي خراسان سفت گويند و...»

احياي طب در ايران با نام جرجاني گره خورده و کتاب‌هاي او راه‌گشاي دانشمندان بعد از خود بوده است، به‌طوري‌که دوران پزشکي اسلامي را تا اين زمان مي‌توان به دو دوره تقسيم کرد؛ از ظهور اسلام تا پيدايش ذخيره خوارزمشاهي و از پيدايش ذخيره تا  امروز.

 

تاریخ انتشار : 1395/04/06
کد : 70251
تعداد بازدید: 22

    تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601