یادداشت/ حمزه امیری
نخبگان عملگرا، ضامن توسعه کشور

در یادداشتی به قلم حمزه امیری؛ رئیس بنیاد نخبگان لرستان آمده است: اگر دانشگاه‌ها با رویکرد کیفی‌گرایی فعالیت‌ها به سمت استفاده از توان و ظرفیت نخبگان عملگرایی که دغدغه توسعه همه جانبه ایران سربلند را دارند حرکت کنند و بستر مناسب جهت اثرگذاری این نخبگان را فراهم کنند یقینا آینده‌ای بهتر از امروز در انتظار ما خواهد بود.



حمزه امیری

بیش از یکصد سال از تاریخ تاسیس اولین مجتمع آموزشی عالی با نام دارالمعلمین مرکزی که نخستین موسسه تربیت معلم کشور بود و بعدها با نام های دارالمعلمین عالی ، دانشسرای عالی، دانشگاه تربیت معلم و امروزه با نام دانشگاه خوارزمی شناخته می شود می گذرد. در طی این بیش از یکصد سال صدها دانشگاه در کشور با اهداف و رسالت های مختلف تاسیس شده و امروز کشور ما در زمره کشورهایی است که از نظر کمی دارای بیشترین تعداد دانشگاهها به ازای جمعیت کشور است. سوالی که اکنون مطرح می شود این است که آیا تاسیس این تعداد دانشگاه در کشور ضرورت داشته است؟ آیا دانشگاههای ما به اهدافی که در راستای آن تاسیس شده اند رسیده اند؟ آیا اصلا اساساً اهدافی که برای تاسیس هر دانشگاه در نظر گرفته شده است درست تعریف شده است؟ نقش دانشگاه های ما در پیشرفت علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به چه میزان بوده؟  و ده ها سوال دیگر.

نگاهی به تاریخچه تاسیس دانشگاه ها در کشور ما و سایر نقاط دنیا برای پاسخ به این سئوالات به ما کمک خواهد کرد. گرچه دسته بندی دانشگاه ها به نسل های مختلف اول، دوم، سوم، چهارم و حتی پنجم در سیر تحولات نهاد دانشگاه شاید به نظر یک موضوع انتزاعی به نظر برسد اما برای پاسخ به سئوالات فوق می تواند مثمر ثمر باشد. در طی مسیر تحولی نهاد دانشگاه اینگونه نبوده است که دریک مقطع زمانی نسلی از دانشگاه به پایان کار خود رسیده و نسل جدیدی متولد شده باشند  بلکه بتدریج کارکردهای دانشگاه در جامعه بشری تغییر  و تکامل یافته است که این امر به نظر موضوعی طبیعی در هر پدیده تحولی است. در طی تحولات دانشگاه یک مسیر تکاملی و رو به رشد دیده می شود به طوریکه در دانشگاهای قرنهای نهم تا هیجدهم که تحت عنوان دانشگاهای نسل اول شناخته میشوند، اساس کار انتقال میراث معرفت، دانش و حکمت به نسل بعد بوده، گرچه در طی این دوره به ویژه در قرن های 18-16 میلادی دستاوردها و نوآوری های علمی بزرگی در دنیا به دست آمده است. دانشگاههای نسل اول از نظر مالی متکی به نظام های سلطنتی زمان خود بوده اند. در قرن نوزدهم اولین تحول در کارکرد دانشگاه دیده می شود و در طی این روند تحولی علاوه بر آموزش و انتقال معارف و دانش بشری به نسل جدید به پژوهش، تحقیق و نوآوری در حوزه ناشناخته ها و کشف و ورود به موضوعاتی که گذشتگان درکی از آن نداشته اند توجه شده است. مهمترین پیشرفت های علمی و فناوری دو سده اخیر مرهون این نگاه جدید به نقش دانشگاه در جامعه بشری است. این دسته از دانشگاهها ازنظر مالی متکی به بودجه های دولتی و شهریه دانشجویان بوده و از این طریق به فعالیت خود ادامه می دهند. بخش عمده ای از دانشگاه های ما و حتی کشورهای توسعه یافته در حال حاضر از این نسل از دانشگاهها به حساب می آیند. وقوع جنگ جهانی دوم و مشکلات اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ نهاد دانشگاه را واداشت تا در جهت کاهش آلام و مصائب مردم جنگ زده ، فقیر و بیکار دست به کار شده و در ایجاد ثروت و اشتغال و توسعه اقتصادی در جامعه اثرگذار باشد لذا نسل سوم در دانشگاهها در این مقطع زمانی پا به عرصه وجود گذاشت و دانشگاههای کارآفرین متولد شدندکه از مثال های بارز این نوع دانشگاهها در دنیا می توان به دانشگاه استنفورد در آمریکا و کمبریج در انگلیس اشاره کرد . در این نسل از دانشگاهها دانشجویان و فارغ التحصیلان می توانند در شرکت های دانش بنیان زایشی این دانشگاهها مشغول به کار شده و ضمن تولید ثروت و ایجاد اشتغال پایدار مبتنی بر دانش در پیشرفت و اعتلای جامعه پیرامون خود نقش آفرین باشند. نسل چهارم دانشگاه تعریف جدیدی از دانشگاه با تاکید برآموزش ، پژوهش نوآوری، حمایت از دانشمندان و کارآفرینان با رویکرد توسعه اقتصادی محلی ، بومی و منطقه ای را ارائه می کند. با این مقدمه بنظر می رسد دانشگاه نهادی است که بایستی دغدغه توسعه آموزشی، علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بشری را داشته و در این راستا به نقش آفرینی بپردازد.

با این مقدمه و بر اساس سند راهبردی کشور در امور نخبگان نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق می شود که در خلق و گسترش علم، فناوری، هنر، ادب، فرهنگ و مدیریت کشور در چارچوب ارزش های اسلامی اثرگذاری بارزی داشته باشد و همچنین فعالیت های وی برپایه هوش، خلاقیت، انگیزه و توانمندی ذاتی ازیک سو و برگی، تخصص و توانمندی های اکتسابی از سوی دیگر موجب سرعت بخشیدن به پیشرفت و اعتلای کشور شود.

با کنار هم قرار دادن رسالت دانشگاه ها در عصر حاضر و تعریفی که از فرد نخبه ارائه می شود به این نتیجه خواهیم رسید که اگر دانشگاهها با رویکرد کیفی گرایی فعالیت ها به سمت استفاده از توان و ظرفیت نخبگان عملگرایی که دغدغه توسعه همه جانبه ایران سربلند را دارند حرکت نمایند و بستر مناسب جهت اثرگذاری این نخبگان را فراهم کنند یقینا  آینده ای بهتر از امروز در انتظار ما خواهد بود. یکی از نمونه های بارز توجه و استفاده از ظرفیت نخبگانی در دانشگاه ها طرح شهید احمدی روشن(هسته های دانشجویی مسئله محور) است که توسط بنیاد ملی نخبگان در کشور در حال اجراست. این طرح با رویکرد آموزشی و فرهنگی، دانشجویان برگزیده و توانمند (مستعدین برتر) را تحت هدایت یک استاد خبره با حل یک مسئله واقعی بومی، منطقه ای یا ملی آشنا می کند. دستاوردهای ملموس و قابل ارائه طرح در طی پنج دوره اجرا دال بر اثر بخشی چنین طرح ها و برنامه هایی است. طراحی و اجرای طرح ها و برنامه های مشابه توسط مجموعه وزارت علوم و بهداشت و دانشگاه ها متبوع آنها با توجه به ظرفیت های وسیع مالی و نیروی انسانی که در این مجموعه ها وجود دارد می تواند سبب تحرک جدی دانشگاه ها و ایجاد اعتماد عمومی به دانشگاه در راستای حل مسایل کشور گردد.

در نهایت به نظر می رسد اگر متولیان امر آموزش عالی در کشور توان خود را بر توسعه کیفی دانشگاهها در ابعاد مختلف آموزش، پژوهش، نوآوری و کارآفرینی و بسترسازی و ریل گذاری جهت قرار گرفتن دانشجویان مستعد و توانمند (مستعدین برتر) در مسیر نخبگی  قرار دهند بدون شک خروجی دانشگاههای ما فارغ‌التحصیلان توانمند و کارآمدی خواهند بود که در قالب نخبگان عملگرا می توانند توسعه همه جانبه کشور را تضمین کنند، زیرا تجربه نشان داده است که ریسمان اصلی پلی که جوامع بشری را از کشورهای در حال توسعه به سوی جوامع توسعه یافته رهنمون می کند نخبگان عملگراست.

*رئیس بنیاد نخبگان استان لرستان

تاریخ انتشار : 1400/09/03
کد : 122525
تعداد بازدید: 142